محرم به روایت تصویر






آنچه دختران باید بدانند
نقش زنان در حادثه خونبار عاشورا از ابعاد گوناگونى برخوردار است كه به بعضى از آنها اشاره مىشود:
1- مشاركت در جهاد
شركت در جبهه پیكار و همدلى با نهضت مردانه امام حسین(ع) و مشاركت در ابعاد مختلف آن، از جلوههاى این حضور است. از همكارى طوعه در كوفه با نهضت مسلم و همراهى همسران برخى از شهداى كربلا گرفته تا اعتراض و انتقاد برخى همسران سپاه كوفه به جنایتهاى شوهرانشان مثل خولى نمونههایى از این دست است.
2- آموزش صبر
روحیه مقاومت و تحمل زنان در مقابل شهادت مردان اسلام در كربلا از درسهاى نهضت عاشورا بود كه اوج این صبورى در رفتار زینب كبرى(س) جلوهگر شد. آموزش صبر و مقاومت حماسه عاشورا در زنان آگاه و مبارز متجلى شده و در طول جنگ تحمیلى زنان مبارز و فداكار انقلاب اسلامى ایران نشان دادند كه آموزش صبر و مقاومت را از شیر زنان كربلا به خوبى آموختهاند.
3- پیام رسانى
افشاگرى جنایات یزیدیان چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشتبه مدینه، به معناى پاسدارى از خون شهدا بود. افشاگرى بانوان به دو صورت، خطبه و گفتگوهاى پراكنده صورت پذیرفت، و اگر پیام رسانى زینب كبرى(س) و بقیه زنان نبود، امروز حماسه عاشورا به این روشنى براى شیعه تجلى نمىكرد و چه بسا آن واقعه عظیم عقیم مىماند.

در تاریخ اسلام زنان مؤمن و فداکار بسیارى بودهاند که با حضور فعال در صحنههاى حساس سیاسى و اجتماعى، مسیر تاریخ را تغییر دادند.
از جمله این زنان، حضرت زینب(س) است که با حضور در نهضت کربلا، مسئولیت بزرگى را بر عهده گرفت. حضرت زینب براى ایفاى مسئولیت بزرگ پیام رسانى، از دوران کودکى تحت تربیت پیشوایان معصوم قرار گرفت و امام حسین(ع) نیز در مسیر حرکت به کربلا، با سخنان و توصیههایى، خواهرش را آمادهتر کرد.
زینب کبرا تحت تربیت پدر و مادرى چون حضرت على(ع) و حضرت فاطمه(س) و با شایستگى و استعداد ذاتى که از آن بهرهمند بود به مراتب عالى از فضائل و کمالات انسانى دست یافت. او مانند پدر و مادر خود جامع همه کمالات و صفات پسندیده بود.
او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ایمان و عقیده، قهرمان دلیری و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستیزه جوی باطل و آتش افشان حق در برابر نیروهای ستمگر و کوبنده دژخیمان زورگو است.
زینب (س) تجسم زهد، علم، عفاف و شهامت و عقیله طاهره، متعلق به اخلاق الهی است.
سخنرانىهاى او در کوفه و شام خاطره خطبههاى پدرش امیرمؤمنان را در یادها زنده کرد. زینب کبرا یکى از محدثان و راویان حدیث به شمار مىآید. و در سنین کودکى، در حالى که بیش از پنج یا شش سال از عمرش نمىگذشت، خطبه مادرش حضرت زهرا را با آن مضامین بسیار بلند و عالى شنید و پس از آن براى دیگران نقل مىکند.
ابتکار امام حسین(ع) براى اصلاح جامعه
در اوضاع و شرایطى نابسامان آن روزگار، امام حسین با برخوردارى از دانش خاص الهى براى اصلاح جامعه، برنامه بسیار دقیق و منظمى طراحی کرد که نه تنها توانست جامعه آن روز را از خطر مرگ حتمى معنوى و فرهنگى نجات بخشد، بلکه براى همیشه به جوامع بشرى قدرت و نیرویى بخشید تا بتوانند در مقابل ظلم و ستم و اعمال خلاف از خود حساسیت نشان دهند. آن حضرت به گونهاى برنامه ریزى کرد که یاد و خاطره او همواره در میان انسانها زنده و جاوید باشد و همین امر مانع بى تفاوتى، ظلمپذیرى و تحریف دین در میان مسلمانان مىشود و به همین دلیل است که قیام امام حسین(ع) تضمین کننده بقاى اسلام و بیدارى مسلمانان است.
امام حسین براى تحقق بخشیدن به این هدف، نهضت و قیام خود را در دو مرحله برنامهریزى کرد. مرحله نخست، مرحله خون، قیام و شهادت و مرحله دوم مرحله پیام رسانى، بیدارگرى، زنده نگهداشتن یاد و خاطره نهضت بود.
مسئولیت مرحله نخست نهضت بر دوش مردان فداکار و از جان گذشتهاى بود که با تمام هستى خود در برابر ظلم و بیداد و انحراف ایستادگى کردند و در این راه به شهادت رسیدند.
ولى مسئولیت بخش دوم نهضت و قیام از عهده مردان خارج بود. چرا که یزید و یزیدیان را تصمیم بر آن بود که در روز عاشورا هیچ مردى را زنده نگذارند.
امام حسین(ع) مسئولیت بخش دوم قیام را به زنان و کودکان خود واگذار کرد و رهبرى آن را به خواهرش زینب سپرد.
آماده کردن زینب براى انجام این مسئولیت
حضرت زینب (س) از نظر روحى و قدرت تحمل در حد عالى و درجات بالا قرار داشت. او از جمله شخصیتهاى نمونه و منحصر به فرد است.
ولى مسئولیت پیامرسانى عاشورا به قدرى خطیر و بزرگ بود که حتى شخصیتى مانند حضرت زینب نیز براى انجام آن نیازمند آمادگى قبلى بود.
حضرت زینب از همان کودکى مىآموخت که چگونه با سختىها و دشوارىها مقابله کند، و در برابر جباران و ستمگران سر فرود نیاورد.
زینب کبرا در همه حوادث دوران سفر و به ویژه حوادث جانکاه و جانگداز روز عاشورا، در کنار برادر و یار و مددکار او بود.
حضور سیاسى حضرت زینب پس از شهادت امامحسین(ع)
پس از شهادت امام حسین رسالت خطیر و سنگین حضرت زینب آغاز شد. او در سختترین شرایط جسمى و روحى، بزرگترین و خطیرترین مسئولیتها را به عهده گرفت و با موفقیت کامل آن را به انجام رساند.
از نظر جسمى حضرت زینب در حدود سن 55 سالگى قرار داشت و حدود 5 ماه از وطن خود دور بود. به طور قطع در این مدت زندگى او به صورت عادى و معمولى نمىگذشت، به ویژه در این روزهاى اخیر که شرایط آنان از نظر آب و غذا و خواب به طور کلى دگرگون شده بود و و در وضع کاملاً اضطرارى و نامناسب بسر مىبردند.
از نظر روحى روزهاى متمادى بود که در محاصره سپاه انبوه دشمن قرار داشتند، دشمنى که به هیچ یک از اصول انسانى، اسلامى پایبند.
حضرت زینب در مدت کمتر از یک روز تعداد زیادى از برادران، برادرزادگان و عموزادگان خود را در مقابل چشمان خود از دست داده بود که سوگ هر یک از آنان کافى بود هر انسان قوى و نیرومندى را به زانو درآورد و براى مدتى طولانى زندگى او را از مسیر عادى و معمولى خارج سازد.
زینب پس از شهادت امامحسین سه وظیفه و رسالت مهم بر عهده داشت، نخست پرستارى از امام سجاد(ع) و حمایت و دفاع از جان آن حضرت در برابر تعرضات و تهاجمات دشمن، دوم حمایت و دفاع از زنان و کودکان اهلبیت و سوم مسئولیت پیامرسانى خون شهدا و بیدارگرى و آگاهىبخشى بهمسلمانان.
پیامرسانى نهضت عاشورا
قیام و نهضت امام حسین(ع) دو مرحله داشت. مرحله نخست، مرحله مبارزه، جهاد و شهادت و مرحله دوم مرحله پیامرسانى و بیدارگرى.
اگر نهضت امام حسین در همان مرحله نخست خلاصه مىشد و کسى نبود که پیام نهضت را به گوش مردم آن زمان برساند، ماهها زمان لازم بود تا به طور طبیعى خبر قیام امام به شهرهاى اطراف برسد.
و در این مدت یزیدیان با آن همه امکانات تبلیغاتى که در اختیار داشتند، به راحتى مىتوانستند، وقایع کربلا را در راستاى منافع خود تحریف کنند و به گونهاى به گوش مردم برسانند که براى حکومت یزید کمترین ضرر و زیان را در برداشته باشد. در این صورت تا حد بسیار زیادى از تأثیر قیام امامحسین در جامعه آن زمان و جوامع آینده مسلمانان کاسته مىشد و به طور قطع ما امروز شاهد این همه آثار و برکات براى نهضت امام حسین نبودیم.
ولى اسارت اهلبیت تمام فعالیتهاى وسیع و گسترده تبلیغاتى بنىامیه را تحت الشعاع قرار داد و تمام بافتههاى آنان را نقش بر آب کرد.
اهل بیت امام حسین به سرپرستى زینب کبرا توانستند، به سرعت پرده از جنایات یزید و عمالش بردارند و چهره خبیث آنان را براى مردم کوفه و شام و دیگر شهرهایى که در مسیر حرکت کاروان از کوفه به شام قرار داشت، رسوا کنند.
آنان در کوتاهترین زمان ممکن نداى حقطلبى، ظلم ستیزى، پاسدارى از دین، مظلومیت و عدالتخواهى امامحسین را به شهرهاى بسیارى رساندند. به طورى که پس از مدتى کوتاه یزید دریافت که نه تنها از شهادت امام حسین(ع) و اسارت اهلبیت او نتوانسته است به اهداف از پیش تعیین شده نایل گردد بلکه بر عکس روز به روز خود را رسواتر و منفورتر نموده است.
اسارت اهلبیت امام حسین و اقدامات آنان به سرپرستى زینب کبرا نه تنها مانع تحریف نهضت امامحسین در آن زمان گردید، بلکه در طول تاریخ آن را از هرگونه تحریفى حفظ کرد، به طورى که حتى برخى از متعصبان پس از گذشت سالها نتوانستند، بر جنایات یزید و یزیدیان سرپوش نهند.

لیلی که رفت پارتی...
زین دور بی مروت ماراست بس حکایت بازی عشق و عاشق مرگ است در نهایت
مسموم آن خط و خال،بیمار ایوروشه جانم به لب رسانده آن شیمی صناعت
(ایوروشه: نوعی صنایع شیمیایی جایگزین سرخاب و...)
آن پیکر نحیفش محصول لیپوساکشن وان ابروی کمانش کرده تتو به غایت
برده عمل نموده آن خال کنج لب را بی اذن شخص والد یا بنده را رضایت
گشته است زرد کم رنگ آن طره سیاهش های لایت نموده زلفش بی شرم و بی خجالت
لیلی که رفت پارتی مجنون نشست منزل لیلی نیامد آن شب... وا عاشقا خیانت!
مجنون بی پدر را آبی نمیدهد کس نسکافه مفت چنگت...ساندیس هم کفایت
درهر کتاب فرهنگ گویند چیز خوبیست عشق ارچه پر زمعنی است اما یکیش حماقت
هرچند مال ما نیست اما جوک قشنگی است اوعاشق فلانی است... وان یک ته نجابت !!!
![]()
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
درگستره تاریخ زنده گی بشر ،زن وموقعیت آن، ونیز حقوق وی، بارها مورد بحث وگفتگو های رجال دینی ،ودانشمندا ن وحقوق دانان، وسیاست مدارا ن جهان ،ببررسی گرفته شده ا ست . ونیز با اندک دقت ومطالعه روی، ادوار تاریخ، هستی بشر ،روشن میگردد ،که در میان همه اقشاربشری ،جنس زن ،بیشتر از دیگران مورد ستم وتوهین ونا روائی قرار گرفته است.
و بدون تردید در تاریخ سیاه قدیم، ودر سر زمین های همانند ،روم، هند ،یونان ،ایران وعرب جاهلی قبل از اسلام ،جفاهای ناروا وستم های جبران ناپذیر ی، را بر جامعه زنان تحمیل نمودند. بنحویکه سطور تاریخ ،ضایع گردیدن بسیاری از حقوق آنهارا، در حافظه خویش محفوظ داشته است .جامعه زنان، در آن زمان، وسر زمین ها، در نقاب ذلت وزنده گی توئم با تحقیر، حیات جانکاه خویش را، سپری ساخته است . قرآن این کتاب آسمانی اسلام، با اشاره بسیار کوتاه، تاریخ زنان آنزمان راباز گو کرده ومیفر ماید
واذابشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسوداوهو کظیم /
هر گاه برای کسی بشارت ولادت دختری داده میشد چهره آنها سیاه میگردید، واحساس ذلت میکردند، واز داشتن دختران رنج میبردند.وچه بسا برخی از این گل های باغ هستی را زنده بگور میساختند.اما با درخشش نور وحدانیت، وآغاز رسالت پیامبر اسلام، ونزول پیام آسمانی، وکلام وحی الاهی، توسط منجی بشریت ،پیامبر اسلام ،تاریخ وجفاکاران بجامعه زنان را بمحکمه میکشاند وبا شعار درخشنده خویش ،روی آنها را سیاه کرده میفر ماید ...بای ذنب قتلت ،بکدام گناه زنده بگور شدند ،این گل های باغ هستی وفرشته ها ی خلوص وپاکی به کدام گناه در آغوش خاک آرمیدند . آری ازاین روش عملی وواقعیت تلخ زندگی آنها که بگذریم ،از دید گاه نظری، وفکری هم، یکی از بحث های جوامع قدیم وفر هنگ کهن ،اقوام فوق همین بود، که آیا زن از حیث ماهیت وجودی، وخصلتهای روحی همانند مرد آفریده شده ،ویا اینکه روح زن، نسبت بمرد از جنس دیگری است .وهمچنان گفته میشد، که زنان اهلیت وشایستگی مردان را نداشته ومقام آنها از مرتبه مردها نا چیز تر میباشد. وبسیار رایج بود ،که بغیر از زمان ضرورت اطاق خواب آنها از جای استراحت مردان فاصله داشت. ودر نتیجه آنها از خویشتن حق انتخاب نداشتند، حق رئی نداشتند، از خانه بیرون شده نمی توانستند .اسامی ویژه از جانب مردها روی آنها گذاشته می شد ،همانند ضعیفه ،عاجزه، سیاه سر ،آنهارا کسی باسم، صدا نمی کرد. چه بسا اگر کسی زنی را، باسم صدا میکرد جنگها صورت گرفته، گدورت هاایجاد میشد .حق خرید وفروش آنها مثل دیگر اجناس وکالاها در اختیار مرد ها بود. واحیانا آنها را با پول رایج زمان میفروختند. چنامچه که امروز چنین کاری نیز صورت میگیرد. با تاسف ودریغ باید گفت ،نسبت بمقام والای زن اینقدر توهین وتحقیر صورت می پذیرفت، که قلم از بیان آن خجل وشرمنده میگردد وگوشودن صفحات زندگی آنها حکایت از از نگون بختی وسیاه روزی تاریخی آنها میکند .هر چند ما امروز از نظر تاریخی، فر هنگی، وفکری با زمان وتاریخ قدیم بسیار فاصله داریم. وانسان کنونی دگر خاک نشین نیست وبا فلک پنجه در انداخته وهر روز بفکر فتح قله های عظیم از طبیعت می باشدو ،چهره سیاه هستی قدیم با عصر طلائی جدید هر گز قابل ارزیابی نیست .اما متاسفانه باید پذیرفت که با مختصر دقت، باسانی در خواهیم یافت ،که جاهیلیت قدیم جایش رادر مورد معامله با جامعه زنان بجاهیلیت عصر نوین داده است. هم چنان که ذکر گردید در عصر جاهیلیت ودوران وحشت وتاریکی، زنان فروخته میشدند .اکمون نیز زن وجامعه زنان به اشکال گوناگون وروش های جاهیلی نوین دیگری، در معرض فروش وستم های جفا کارانه وشکنجه های روحی وروانی دیگری، قرار گرفته اند .آنها بعنوان تنها وسیله برای استفاده های شهوانی وهواهای جنسی دیگران از مقام وموقعیت فطری وپاکی خدادادی خویش پائین آمده هر روز سقوط میکنند ... ا
اگر بزبان ساده وبدون ابهام بخوهیم چهره زن امروز را بتصویر بکشیم، تلقی ورویکردیکه جهان نوین وسیکولاریسم؛، دیمکرات گراها وما فیهای جنسی، از قشر وجامعه زنان دارند این هست که زنان باید فقط تن بخواسته های جنسی مردان آزمند داده وبعنوان ابزار بی اراده در خدمت مردان قرار گرفته روزگار وزندگی خویش را برای امور فوق سپری نمایند .اگر چه در برخی جوامع چنین ادعا میشود که اکنون زن آزادی وجایگاه اینسانی خویش را بدست آورده است. اما رفتار وروشهای واقعی در مورد زنان جهان بویژه، زنان غربی، چنین ادعای را ثابت نمی سازد .جاهلیت نوین بمراتب مقام ومرتبه زن را پائین تر آورده است، ووی را در انظار مردان ذلیل تر وناکار آمد تر نشان میدهد .اگر بخواهیم بپدیده های عینی وواقعی جاهیلیت جدیدومعاصر، اشاره نمائیم، بآسانی خواهیم دید که هم اکنون تقریبا در بسیاری از نقاط جهان ظرفیت های زنان در نظر گرفته نمی شود وموردبهره بر داری نادرست قرار می گیرد .زیبائی های خدادادی آنها وهویت وگوهر وجودی وپیکر واندامهای شخصی آنها در خلال فیلم ها ،عکسها ،تلویزیون ها ودیگر وسائل جمعی ،بصورت مفت ومستهجن ،بمعرض نمایش ونگاه های مرض آلود جنسی وشهوانی قرار داده میشود .
وبدتر از آن اینستکه، برای جنس زن فهمانده اند که ارزش ومقام واقعی وی در گرو برهنگی وهرزگی او می باشد .وبا قرار گرفتن زن در این موقعیت ،کمالات معنوی وفرهنگی ،سیاسی وعلمی وی زیر سوال، وظرفیت های بشری او پایمال هوس بازان قرار میگیرد .و سر انجام او بپوچی خویش اقرار نموده گویا باور می کند که هستی وی بخاطر هستی مردان آفریده شده است .ویا در جائیکه او باید بدرخشد صفحات اول مجله ها، صفحه تلویزیونها وپرده سینماها است .طبیعی است که هستند شمار فراوان از زنان که با درک هویت وشناخت ماهیت، واستعداد های معنوی وکمالات وجودی خویش، در یافته اند که می توانند با حق استفاده وحضور در جامعه وعرصه های اجتمائی ،بعنوان همسری زیبا، ومهربان ،وجذاب ودلپذیر ،یا بمثابه مادری، دلسوز، وخواهری فداکاردر کنار مردان، از درخشش ویژه بر خوردار گردند .وبا کسب چنین ویژگی ها ی برای جامعه خویش منبع خیر وخدمت ،برای خود، وفرزندان شان، مایه ثبات وآرامش گردند. وما نیز باور داریم که در برخی جوامع زنان جایگاه مناسب وحقیقی وهستی واقعی خود را در یافته اند ،وفرشته وجودی آنها از هجوم دیو های هوس نجات یافته است .وشکوفه ها ی وجود ی آنها از غارت آزمندان بدور مانده، بر پایگاه عصمت وطهارت ودر حصار از شرافت قرار گرفته ،موجب خیر کوثر وبرکت های فراوان بوده است .
ودریک کلام باید گفت که برای نجات جامعه زن هیچکس، از خود وی، وهیچ چیز از درک وشعور واحساس ومسئولیت شناسی او مئوثر تر نخواهد بود .درین رابطه حضور ودرخشش زنان دانشمند وروشنفکر ومسلمانان، آگاه ودین شناس است که می تواند جامعه زنان را به جایگاه اصلی وخیمه گاه واقعی شان رهنمون گردد .ونیز او ست که در کنار جذابیت های زنانه وزیبائی های معنوی .،عواطف ومهربانی ها ،روح نازوک ولطیف خویش رابه جایگاه واقعی اش، هدایت بخشد .
اگر بخوهیم دید گاه واقع بینانه دین اسلام را بعنوان تنها مکتب رهادی بخش در رابطه با زن بدانیم تنها او ست که، باید سر انجام وعاقبت وسعادت دنیا وآخرت خود وفرزندان خویش وجامعه که در آن زندگی می کند رقم زند ..چرا که بنیان خانوده که سنگ زیرین تربیت ومحبت ومهربانی بحساب می آید وابسته بزن است .ونیز خداوند زن را از لحاظ خلقت وآفرینش ومایه های وجودی، وجوهر هستی وتکالیف انسانی، مساوی مردان دانسته است .چگونه ممکن است موجودیکه تربیت خانواده وجامعه بوی وابسته می باشد از ممسئولیت های اجتمائی بریئ واز حقوق سیاسی ،اجتمائی وطبیعی خویش محروم واز فعالیت فرهنگی واقتصادی باز داشته شود .
همان چیزیکه ،تمامی انبیائ الاهی بخاطر آن بر انگیخته شده اند .یعنی تربینت وتحکیم بنیان خانواده که از مسئولیت های زن بحساب می آید. و.بمیزانیکه زن در حفظ وصیانت جامعه نقش بازی میکند در ثواب عمل خویش سهیم خواهد بود .در همین رابطه خداوند /ج/در سوره نحل آیه 97 از کردار نیک، زن ومردرا بصورت مساویانه تقدیر نموده است وجزاءوپاداش کار وعمل هر کدام مرهون تلاش آنهادانسته میشود ..ومیفر ماید ؛هر کس از جنس زن ومرد کار شایسته ای انجام دهد اجر وپاداش آنرا در حالیکه ایمان بخداوند داشته باشد در یافت مینماید .-پس میبینیم که هر کدام از زن ومرد، دو رکن اساسی، مسئول، ومکمل همدیگر میباشند .بهیچ صورت زن برده ویا اجیر شوهر یا خاتنواده شوهر نیست .در اسلام شراکت ومسئولیت در زندگی مطرح است نه اجیر بودن، یکی برای دیگری .در میان زن ومرد حقوق مطرح هست نه اجرت، چراکه اجرت، حاصل دست رنج است اما حقوق تعلق میگیرد بجنس زن، یا مرد .لزا اگر زن راضی بخدمت شوهر یا فامیل آن نباشد، مرد، حق اجبار وی را ندارد ، بلکه توافق استکه، گره گشا میباشد، در زندگی زن وشوهر .،تهدید نمودن زن را برای کار های خدماتی بدون رضایت وی، از دید گاه اسلام نا جایز وزور گوئی است ،که از جانب خدا وند نهی شده است. بایددید که اسلام حقوق اساسی را برای زنان در نظر گرفته است .اگر دانشمندان سیاسی، وحقوقدان ها ی، جهان امروز متوجه حقوق وامتیازات زنان گردیده بودند،مثلیکه اسلام از همان ابتدای ظهور خویش لبه تیز مبارزه خویش را در برابر ستم پیشه گان بحقوق زنان قرار داد ،واین شعار جاویدان را، بر دیوار عالم تا امروز نصب کرد که /بای ذنب قتلت /او بچه گناهی کشته شده است. هرگز بمقام والای زن چنین تعرض ها صورت نمی گرفت. ،باید بخاطر داشت که این ،آیه یک فرمان نیست. تا آرشیف گردد ،بلگه یک شعار همیشه جاوید ،وزنده ایست که در طول تاریخ حیات بشر باید از جانب تمامی آزادی خواهان به آن سر داده شود ..ونیز مراد از کشتن زن، کشتن فیزیکی وی نیست .بلکه اجیر کردن، فروختن ،تبعیض قائل شدن ،ابزار ساختن ،زنجیر بستن، وزندان کردن در محبس خانه، ومانع شدن از حرکت فعالانه، در میدان های سیاسی، فکری، فرهنگی ،وتربیتی است ،چنانکه همه میدانم از اعلامیه کنواسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان ،بیش از چند سال نمیگذرد، در 18 دسامبر 1979 این اعلامیه صادر میشود ،ونیز از اعلام روزی بنام ر وز زن ،بیش از 79 سال نگذشته است .اما قرآن یک سوره از کلام خود رابنام، نساء ،نام گذاری میکند ونیز سوره دیگری را بنام مشخصی از زنان پاک عالم هستی، مسمی میسازد بنام /سوره مریم ./باید تذکر داد که در قانون اساسی کشور های جهان، بند ها ی از حقوق زنان، حمایت میکند اما،در قرآن، خداوندخود بپشتیبانی وحمایت زنان ،بر خاسته است .با دقت دراین موضوع ،بسیار فرق وجود ،دارد از اینکه دین از کسی حمایت کند ،یا کسانیکه بحرف خویشتن اعتقادی ندارند از چیزی حمایت نمایند .یقین ما ،بر این هست که اگر سیاستمداران دنیا وزعمای کشور های اسلامی حتی، بحمایت از آموزه های دینی اقدام میورزیدند ،اکنون وضعیت ده ها هزار زنان هرزه ودوره کرد جنسی ،وترافیک دختران بدست قاچاقبران انسانی رقم نمخورد .متاسفانه با شروع تحمیل نظام دمکراسی جنسی ،در افغانستان ،وایجاد تلویزیون های رنگارنگ سکسی ونیمه برهنه وفیلمهای آنچنانی ونیز گشایش هو.تل هاوکانون های پر از زنان تن فروش که دست آورد نظام های دیمکراسی لجام گسیخته غربی، سوسیالیزم وسرمایه داری جهان کنونی است.که این کشور مسلمان وبا غیرت رفته رفته شامل اوردوگاه های میشود که مردم آن باید تاوان بسیار سنگینی را متحمل گردد ، کمترین آن خسارت از هم پاشیدن شیرازه نظام خانوادگی وشیوع امراض لا علاج جنسی خواهد بود .شاید بنظر خوانندگان عزیز تذکر چنین موضوعی چندان نزدیک بواقعیت جلوه ننماید اما اگر دقیق برسی نمائیم، خواهیم دید، درکشوریکه ملیاردها دولار هر سال صرف بودجه جنگی آن، وملیارد ها دولار صرف تبلیغات های دیمکراسی نوع غربی آن میشود، بعید نخواهد بود تاگروهی باجبار وجمعی بناچاری، واز هجوم عفریت فقر، وادار بتن فروشی ،خودکشی ،افسردگی و در بند بردگی دیگران گردند. چیزیکه هم اکنون نشانه های آنرا کم کم در گوشه وکنار شهر کابل دیده ،ومی شنویم .باید یاد آور شدکه .آیا وقت آن نرسیده است تا روشنفکران زن ،مرد، وملت مجاهد ما که صد ها هزار شهید وطن را در راه آزادی واستقلال میهن، سر بلند خویش قر بانی داده اند ،بپا خیزند. وجلو هجوم فرهنگ بیگانه را که نا موس وطن را نشانه گرفته است بگیرند. و بدفاع از فرهنگ وارزش های دین مان ،که همه هستی مارا تشکیل می دهد بپردازیم. .شاید برای خوانندگان این سطو رجالب باشد که این بتشبیه قرآن را، که زن را بمثابه لباس انسان میداند اشاره نمایم .قرآن میفرماید /هن لباس لکم وانتم لباس لهن /زنهای شما لباس شما، وشما لباس آنها هستید ،آیا انسانهای عاقل چگونه بحفاظت لباسهای خویش می پردازند .دین ما از زن، چهره مریم ،خدیجه فاطمه ،زینب وزنان مکرم پیامبر خدارا، که امهات المومنین هستند بتصویر می کشد. یعنی در کنار آزادی های فکری ،فرهنگی سیاسی، اجتماعی، وحتی اقتصادی که برای زن روا است .او را در صدف خانواده، بپرورش وتربیت فرزندان، که از والا ترین وظایف وی، میباشد راهنمائی میسازد. بدون شک ،سر پرستی اولاد وقرار گرفتن در آغوش گرم خانواده، از استوارترین ارکان پایداری جامعه، وشکل گیری هستی ودر مدار قرار گرفتن، هدف فطری خلقت است. که هر انسان مسئول ومسلمان باید ،بآن پایبندی کامل داشته باشد./
------------------
قسمت دوّم
نقدی بر دکتر مسعودانصاری
باتوجه به تحولات چشمگیریکه، در گسترش ورشد، وانبوهی سایتهای کامپویوتری، ایجاد گردیده است ،وبا نظر داشت شمار قلم بدستان متعهد، ونا متعهد آن، انسان گاهی فکر می کند که نوشتن، در این سایتها هم ،مثل چیز های ،دیگریکه روزی مد میشود به بحران، مد گرائیده است. بروشنی می بینیم که برخی نویسندگا ن نا آشنا وبی اطلاع از متون دینی، ونا آگاه بمسائل اسلامی ،قلم بدست گرفته چنین وانمود می کنند که گویا می توانند در مورد حقایق اسلام وآیات قرآن وفهم وتفسیر آن ،که در حیطه اهل فن آن میباشد ،اظهار نظر کرده .و چرت وپرت های خویش را خوراک مردم نادانتر از خود نمایند .غافل ازاینکه قضاوت وداوری درموارد ومیدانیکه در تخصص آنها نمی باشد، نتیجه آن جز رسو ائی ،وبتصویر کشیدن ،ونشاندادن حماقت، چیزی بیش نخواهد بود .ونیز جمع دیگریکه ، از اسلام کینه ها در دل نهفته دارند ، و تا هنوز میدان تبارز آنرا پیدا نکرده بودند ،آنها که زوایای ذهن شان از تفکرات بیگانگان لبریرز گردیده بود ،آنها هم به کاروان این بی خردان پیوسته پیرامون طائفه از رویداد های دینی، واندیشه های اسلامی از جمله حقوق زن در اسلام، بقضاوت نشسته اند .آنها فهم وبر داشت دینی را ناقص وبدون روح دینی وبا الهام از اندیشه ها ی مسیحی ،ویا از قول آنهائیکه بهره شان از دین فقط پارچه از عبا، وقطعه از قبا ،بیش نیست بعاریت گرفت ویا بسرقت رغته اند .آنها عالمانی نیستند که در لباس دین رفته اند بلکه دزدان هستند که در لباس علم خزیده .وبا تبلیغات چی های، سود جو وجنس فروشهای تر دست از این طریق امرار معا ش می نمایند ـ
ویا رسم ورواج قبیله وبیابان را، که اسلام به آن در ستیز بوده است سر مایه دست خویش قرار داده، در برابر اسلام قرارگرفته وبرای بی اعتبار ساختن تفکر اسلامی وتوهین وتحقیر به ارزش های دینی بنوشتن شطحیات پرداخته اند .وگروهی دیگر رفتار ومعامله سرمایه داران ،وزر ا ندوزان ،شهوت پرستان وپیروان هوا وهوس جنسی، ونیز عمل شاهان وسلاطین، واربابان وسران قبایل، را که در شهوت پرستی وزن بارگی تا گردن غرق بوده اند دست آویز خویش ساخته ،آنگونه تلقی وتصور نموده اند که گویا دید گاه اسلام درمورد زن تحقیر کننده وشهوت پرستانه ویا حرم سرایانه وشاهانه است .آنها چنین می پندارند که در جامعه بت پرستان قبل از اسلام ،حتی رفتار ومعامله اعراب جاهلی در رابطه بازن بهتر از رفتار اسلام بآن بوده است.اگر از تاریخ وبیان قرآن که رفتار عرب جاهلی را پیرامون زنها شرح داده صرف نظر نمایم ،چگونه می تون باور نمود در جامعه بت پرستان که سنگ وچوب پرستیده می شود رفتار آنها در معامله با زنها بهتر از رفتار اسلام بآنها است؟
البته چنین دیدگاه های .جدید ومحققانه نیست ،تا از موقعیت تاریخی وعلمی بر خوردار باشد چراکه: اگر امروز با پیش رفت های علمی وفرهنگی بشر، زن هنوز گرفتار ستم وبی عدالتی می باشد چگونه در عصر فقدان دانش وفرهتگ، زنان در عرش عزت وسر بلندی قرار داشته اند .باور ما بر این است که نتنها زن در دوره جاهلیت از عزت بر خوردار نبوده که امروز هم قشر با ارزش زنان گرفتار همان جاهلیتی هستند که در گزشته بآن نیز دست بگریبان بوده اند .برای اینکه ممکن است گذشت زمان چه بسا ابزار را دگرگونز
ساخته است اما در ماهیت چندان تائثیر بسزای نگذاشته .زیرا همان جاهیلیت کهن تاریخ، در قامت آدم های جدید، جاهیلیت مدرن را در قالب روحیات نسل های کنونی باقی گذاشته است .زورمندان ،سرمایه داران ،افسون کنندگان تزویرگر، که بهیچ قانون ویا اندیشه غیر از راه ورسم ظالمانه خویش ،فکر نمی کنند با همان پیوندهایکه دارند دین را در گذشته ها بمسخره می گرفتند .آنها اکنون نیز آموزه های دینی وفرهنگی مردم را ،که از ارکان مهم خانواده می باشد را، بانتقاد می گیرند .در رابطه با حقوق زن همچنان سر مایه داران ،شاهان ،سلاطین واربابان قبایل بودند که از زن استفاده های ابزاری وجنسی می کردند ودر حرم سراهای خویش بیش از سیصد زن را باسارت می کشیدند.در دوره های بنی امیه وبنی عباس ونیز عصر شاهان ایرانی ،تا شش هزارو یا کمترین آنهارا تا یکصد وپنجاه، وسیصد زن شمرده اند . واین در حالیستکه جاهلان وتزویر گران توجیهگر ستم زورمداران بوده ،وبرای قوت لا یموت خوش عمل آنها را مهر تائید می نهادند. تا جائیکه آنهارا نعمت وثروت خدا دادی آنها دانسته و در خطبه های جمعه ونماز های جماعت ها بآنها دعا می کردند.کسانیکه اکنون نظام خانوادگی وحقوق زنان را در اسلام ،بنتقد گرفته ، همین های هستنند که سیره وروش شاهان را ،دیدگاه اسلام ومسلمانان پنداشته اند ،ونظام الاهی ودست آورد های دینی را، با آئین شاه هان باشتباه گرفته اند ـ
ودر عوض زیر عنوان آزادی زنان ،ورسیدن بحقوق سیاسی آنها، شیرازه خانواده را از هم پاشانده وطهارت واندیشه را از جامعه زنان ربوده،و جامعه زنان را بجائی رسانده اند ،که زنان آزاده ودیندار، وعاقلان عالم هستی، انگشت حیرت بدندان گرفته اند .بطور قطع می تون گفت که: حرکت جنس گرایانه که امروز وحشت وحیوانیت را درصفحه زندگی انسان ها، بنمایش گذاشته، یکی از بارز ترین شیوه های جاهلیت قرن جدید حیات بشر است .اگر شنیده می شود که در فرانسه با دختر نوذاد تجاوز صورت می گیرد ! ویاآمار فرزندان بی پدر در امریکا سر سام آور است !نتیجه آن جز ء ،از هم پاشیدن نظام دین مدارانه اسلام وادیان آسمانی دیگر نیست .گر چه من نمی خو استم بنمونه ها ی اشاره نمایم که" قلم از بیان آ ن سخت خجل است .اما هنگامیکه دیده می شود که خامه های نا متعهد ومزدور کار را بجائی رسانده اند، که بساحت پیامبر بزرگ اسلام توهین نموده ودست از هیچ اقدام غیر انسانی دربرابرعقاید مسلمانان بر نمی دارند .اشاره می کنم بمراکزی که" آنهاا از نظر فرهنگی بآن وابسته هستند واز همان آزادی که آنها از آن دفاع می نما یند ،در صفحات تلویزیون ها زنانی را بتصویر می کشند که با سگها جماع میکنند، ویا در بخشی از نمایشگاه ها بصورت زنده عمل شنیع جنسی را با افتخار نمایش می دهند.ونیز با قاچاق انسان ها ، وتن فروشی رسمی از فاحشگی ومنکرات غیر انسانی مالیات اخذ می نمایند.از این هم گذشته همجنس گرائی را در شماری از کشورهای الگوی آنها بصورت ازدواج رسمی ثبت کتاب های قانون خویش میسازند .با اینکه سازمان های باصطلاح حقوق بشر واعلامیه های صادره آن مجامع هر روز کشور های اسلامی رانشانه گرفته اند ودر صدد این هستند تا حقوق بشر را در این کشور ها با زور وجنگ وریختن خون هزاران انسان بی گناه واشغال نظامی آنها جاری نمایند. اما تا هنوز از طرف هیچ سازمان حقوقی جهانی وتمدن گرا ودیمکرات پیشه، اقدامی برای محکوم کردن هم جنس بازان وحیوان گراها، صورت نپذیرته است .وآنهائیکه ادعا می نمایند که در جاهلییت قبل از اسلام زن از موقعیت بالائی برخودار بوده وپیامبر اسلام زن را از مقامش پائین آورده است، مثل اینکه فراموش کردند ویا تاریخ را نخواندند که زنان بد کار عرب جاهلی بر سر دروازه های منازل شان نوشته بودند وپرچم های جنسی بر افراشده وبنام (ذو ات الاعلام ) شناخته میشدند،.وباآمدن اسلام نتنها این درو ازه ها بسته گردید بلکه ازدواج ها سازمان یافت واز گرفتن زنهای متعدد جلو گیری شده وفروش وتبدیل دختران ممنوع گردید .وروشهای قانونمند ازدواج تو ائم با عدالت وتساوی نفقه های مادی، ودلجوئی روانی ومعنوی وازدواج با زنان بی سرپرست وزائد جامعه، که از کهولت وناداری کسی رغبت نگاه بآنهارا نداشت رواج پیدا کرد .خود پیامبربعنوان الگوی مسلمانان در سن بیست سالگی ،واوج جوانی ،با زنی چهل ساله که روزگار تقاعدش را میگذراند
با افتخار ازدواج نمود .ومثل همین ازدواج چند ین انتخاب دیگر هم صورت گرفت که تمامی آنها دوران کهولت خویش را سپری می کردنند.زنان را که در آنروز کسی با آنها نکلم نمی کرد پیامبر بعنوان همسر بآتها کمال احترام را قائل گردید.درحالیکه برخی از آن زنان از جانب سران ممالک دیگر همانند ماریه قبطیه وجویبر برای پیامبر اهدا گردیده بود ند. اگر ازاین هم بگزریم که بنقل برخی تاریخ نویسان بسنده نمائیم برخی را بخاطر پیوند اسلام باقبایل که ازاین طریق میشد باسلام دعوت شوند، ویا موجب کاهش کینه آنها نسبت بامسلمانان میگردیدانتخاب شده بو.دند. ویا با ازدواج برخی دیگر همانند زینب زوجه پسر خوانده اش بعد از طلاق وی ،موجبات شکست این سنت جاهیلی را فراهم آورد زیرا در آنروزگار کسی با زنهای پسر خوانده های شان بعد از طلاق، ازدواج نمکردند. پیامبر این رسم جاهیلی را در هم شکست .با توجه باینکه رسول گرامی اسلام از بسیاری این زنها اولاد هم نداشته است. وبا برخی حتی همبستر نگردیده ،ویا چگونه می توان ،بان مرد گرامی که زن جوان همانند حضرت عایشه صدیقه دارد گمان بد ی را تصور نمود که وی این زنان پیر واز کار افتاده را بقصد اشباع غریزه جنسی بهمسری برگزیده است !.بنقل بسیاری از مئورخین درعصر جاهلیت ،کسی نبودکه حتی بکمتر از داشتن ده زن اکتفائ نماید. پیامبر شمار زنهای نکاحی را محدود ساخت ورفته رفته با این شیوه بمبارزه تدریجی پرداخت .در چنین جامعه که رسم وعادت بر چنین ازدواجهای استوار هست چگونه میتواند ازدواج های پیامبر اسلام راظالمانه تلقی نمود آنهم با شرائطی که در مورد زنان وی بیان گردید .از طرف دیگر ازدواج در اسلام ،داخل در باب عبادات نیست همانند نماز وروزه ودیگر امور عبادی نیست ، بلکه ازدواج جزئ امور قراردادی هست و هنگامیکه تعدادآنها بچهار رسید انسان در انتخاب یک یا بیشتر از آن تاچهار مخیر می باشد. واز سوی دیگر درجامعه که شمار زنان به دلایلی رو بافزایش می گذارد ومردان آن در حوادث گوناگون از بین رفته اند تعدد زوجات چرا دارای عیب ومورد ملامت باشدٍٍ ؟ در صورتیکه زنان بی شماری را ،پدیده شوم جنگ روی دست جامعه اسلامی بعنوان بی سر پرست، می گذارد وهمه آنها در فقر ومحرومت های مادی وجنسی بسر میبرند چرا رفع چنین پدیده اگر بخاطر ازدواج بر طرف می گردد بآن اقدام نشودَُ ؟ اگر اسلام تعددزوجات را یکی از راه حل های جامعه مطرح میسازد چرا بدون مطالعه وغور وبررسی پا فشاری صورت میگیرد که: وای "تعدد!! وای" تعدد!! این کدام حکم واجب وفرضی نیست که اگر کسی آنرا ترک کرد گناه کار می گردد. واز جانب دیگر بلکه خداوند در اقدام آن هشدار های فراوان را متذکر گر گردیده است، که در صورت عدم رعایت آنها ،موجبات نا رضایتی وی فراهم خواهد شد. زیرا که قرآن میفر ماید:(فان خفتم الا تعدلوا فواحده ) اگر اضطراب دارید که عدالت را در میان همسران تان رعایت کرده نمی توانید به یکی بسنده نمائید ـ
گرچه درین آیه ممنوعیتی درتعددزوجات وجود ندارد چرا که تحذیر واخطار در ترس از عدالت در تساوی نفقه میان همسران متعدداست وتوزیع نفقه همسران امری مشکل نیست ،بویژه که شوهر در رفاه، ومروت وجوانمردی بسر ببرد .جائیکه این اخطار چنبه شدیدی را بخود می گیرد، این آیه هست که: قرآن می فرماید: ( ولن تستطیعوا ان تعدلوا بینالنساء) ـ {شما قدرت بر ایجاد عدالت میان همسران تان را ندارید } دراین آیه عدم قدرت اشاره به جنبه های معنوی وعاطفی وعشقی قضیه هست، که توزیع وتوازن آن میان همسران می تواند از اموری باشد که تحقق آن نیاز بتامل ودقت فراوان دارد. ویا بقول: قلم اینجا رسید وسر بشکست !. ودر آیه 128 سوره النساء "خداوند در حصول عدالت در میان همسران، شدت وغلظت بیشتری را یاد آور می شود ومیفرماید : {ولن تستطیعواان تعدلوا بینن النساء
ولو حرصتم، فلاتمیلواکل المیل فتذروها کالمعلقه وان تصلحوا وتتقوافاناالاه کان غفورا رحیما }{شما نمی توانید میان همسرانتان عدالت بر قرارسازید اگ چه تلاش ورزید ،پس این طور نباشد، که بجانب یکی چرخش داشته واز دیگری روی گر دانید، ودرصورت عدم تمکن از عدالت، با هم صلح کرده وقرارتان را بهم زنید، وخدا بخشنده ومهربان است. )پس می بینیم که خداوند چند همسری را حرام نکرده اما سازش با هر قینتی را که حق یکی از آن دو راضایع گرداند روا نمی دارد و می بینیم که حق جدا شدن را برای زن ومرد محفوظ می دارد .ودرین رابطه هردوی آنها تصمیم گیرنده هستند تا از همدیگر جدا گردند ـ
خداوند بزرگ برای هر یک از طرفین قرارداد شراپئطی در نظر گرفته، که درصورت عدم تحقق آن قرارداد میتواند فسخ گردد، وزن نیز در حال عدم رعایت شراءط از جانب طرف قرارداد، می تواند اقدام، بمصالحه نماید زیرا که خداوند فرموده است که :{وان امرءتا خافت من بعلها نشوز ا او اعراضا فلا جناح علیهما ان یصلحها بینهما صلحا ) در صورت طغیان از جانب شوهر ،یا اعراض، وروی گرداندن آن، این حق برای زن ومرد وجود دارد که صلح نمایند ، واز همدیگر جدا شوند ). سوره نساء آیه 128.)
نشوزیکه در آیه ذکر گردیده است همان طغیان وسر کشی وبلند پروازی است، که بین زن. وشوهر. موجب میگردد تا حقوق یکی تلف گردد :) ویا می فرماید : (حکما من اهلها وحکما من اهله) {نماینده از ین طرف ونماینده، از آنطرف برگزیده شود تا اقدام بصلح گردد.این ها تمامی روشهای است که نحوه خروج از بن بست های زندگی بین زن وشوهر را مهیا میسازد .توضیح این آیات نمیانگر این معنی است که: حرف های دشمنان دین در رابطه با اینکه زن حق طلاق ندارد ،تهمتی بیش نیست، هر گاه فضای زندگی میان زن ومرد تیره وغبار آلود گردد زن هم، حق طلاق دارد وحاکم شرع بحمایت زن احقاق حق میکند .آیا با این بیان روشن باز هم ابهامی برای سئواال وجود دارد که زن استحقاق طلاق را ندارد وزن اسیر خانه مرد است ؟ ـ
* * حریم خانواده* *
اسلام برای خانواده احترام قائل گردیده وزن رامربی وپرورشدهنده کیان تربیتی وسازنده بنیان هستی خانه دانسته است. پرده نشینی زن بمعنای خانه نشینی ودست از هر گونه فعالیت کشیدن او نیست. کی هست !که نداند، خانه بهترین حافظ ومهربانترین نگهبان ،وامن ترین منزل خوشبختی فرزندان آدم است.برخی از دشمنان دین از اینکه زن وشوهر در کشور خانواده با تفاهم زندگی می کنند سخت ناراحتند .آنها کوشش میکنند تا می توانند حضور مهر آفرین وعشقهای آتشین مردوزن را از صدف خانه، بیرون ریزند ،وزن را بولگردی وبطرف دیمکراسی کاریکاتوری غرب بکشانند.واز اینکه اسلام، با پیوند در خانواده ،محط خانه را پر از عشق و مهربانی ساخته است نگرانی دارند.وظیفه فرزند داری ،وتربیتی را نادیده می گیرند. قلبهای جوان فرزندانرا که همچون زمینی استکه، همه چیز در اندرونش نهفته است وکشت وکار اخلاق وفضیلت رادر آن نادیده می میگیرند.ویا آنرا منافی آزادی می پندارند. دوران بار داری وشیردهی ویا استراحت مادران، در ایام مریضی را نادیده انگاشته ومرد وزن را در حقوق وکار کرد مساوی می دانند ، واگر مردی را خداوند درین مدت، امر بسر پرستی وانفاق برای زنان کرده ا ست مغایر با آزادگی زن می پندارند!.آیه که در سوره مبارکه نساءاست ، وخداوند آنرا بزرگترین مایه اتکای زن در زندگی وی می داند،مخالفین زن ، آنرا اسباب ذلت زن تعبیر می کنند.(االرجاال قوّامون علا لنساء بما فضلناه بعضهم علا بعض وبما انفقوامن اموالهم )آیه 34 سوره : نساء {مردان را بر زنان حق نگهبانی است وسر پرستبی ،وخداوند برخی را بر برخی دیگر مقرر داشته وهم بخاطر آنکه مردان از مال خویش بر آنها انفاق نمایند .}دریغا !!آنهاءیکه از مغزو وروح نازنین قرآن وادبیات عرب، بی نصیب ویا بی اطلاع هستند ویا بتفسیر های من دراوردی خویش مبتلاء می باشند کی، می توانندزیبائی، وحلاوت کلام الاهی را درک نمایند .این آیه شریفه که سخنی باستواری آن نتوان یافت چه می گوید ؟ یعنی که مقام ومرتبه اش اینچنین استکه خداوندمردان را در خدمت او گماشته است .واگر او نبود شربت عیش در گام بشریت حلاوتی نداشت . :آری زن که همچون گلی تازه وظریف است از اوتندی خار مطلب، که از آهوی کوهسار پسندیده نیست ،که همچون شیران شکاری حمله ور ودرنده باشند.!!دشمنان دین و ا هریمنان شهوت که با خوی ارباب منشی وطاغوت پرستی ، وطغیان گرائی عادت کرده اند ، زنان راطعمه خود تصور، نموده وزن را که عالی ترین شاهکار خلقت است وبشایستگی وفرمان برداری از شوهر خویش که خوی هر انسان با ادب وفرهیخته است ،باسیری در خانه شوهر متهم کرده اند..اگر بتبار شناسی وروان کاوی زن بپردازیم واز روانشناسان زن کمک بگیریم ، آنها برای مان خواهند گفت که :برای زن لحظهء مصیبت بار تر از این نیست ، که زنی احساس فقدان قیمومیت وپاسداری شوهر را از دست بدهد.جا دارد ،تا از مخالفان وحق نا شنوایان بپرسیم ،که چرا باید باختلاف وتفاوتهای که در رموز هستی وزوایای روح ظریف بشری نهفته است بد بین بود ! ؟ و شگفتی های کائنات راکه همچون بهشت جاویدان جزء فطرت کون ،وجمال، سیرت ، وصورت وکمال ومعنای عالم است، بدیده حیرت نگریست !آخر نه این است که انبیاء خدا هم برخی را بر برخی دیگر تفاوت است ( تلکالرسل فضلنا بعضهم علا بعض منهم من کّلم الله ورفع بعضهم درجات .بقره./ آیه 253) مگر نه این است که تفاوت در خلقت موجب کمال انواع است . در حدیث که امام صادق /ع/از پیامبر خدا نقل نموده است :می فرماید که : (قد فوّض الله ، النساء ثلاثه ، الحیض والطهر والحمل) خدای متعال زنان را سه ویژه گی عنایت کرده که اگر نبود از هستی وآنچه در اوست خبری نبود.نظام پایدار هستی این چنین است که اگر از یک جانب وجود مردها دارای رمزو راز است ، از دیگر جهت زنان بر بر مردان مزیت دارند {بما خلق الله فی ارحامهن } مردیکه از شراب غرور وخود سری مست گردیده ،کانون پرورش خویش را فراموش کرده ـ
کی می تواند باور نماید ،که زنان را نیز بر ا و بر تری است ! ولی خداوند ا و را برتری داده است که ویرا در رحم خود پرورانده واز شیره جان خویش بآن نوشانیده وگهواره اشرا همراه با جنبش هستی همآهنگ کرده، ورستاخیز نوی را به طفل روزگار بخشیده است . ووجود اورا خیر کثیر نام نهاده {اکثرالخیرفی االنساء} « بیشترین برکت در وجود زنان است وعلی (ع) برای فرزندش میگوید : { االمرءه ریحانه ،فلیست بقهرمانه} زن گل زیبای طبیعت است، قهرمان میدان جنگ نیست » ـ
وقطعا چنین تعبیری از زنان بمعنای ترک کارهای فرهنگی واجتماعی وسیاسی زنان تلقی نمی گردد چراکه: بنظر بسیاری از اندیشمندان اسلامی دایره وظائف زنان بیش از آن چیزیست که تصور میشود {حدیث االعلم فریضه علا کل موئمن وموئمنه} علم شامل علومی مانند سیاست ،قضاوت دیانت ،جامعه شناسی، انسان شناسی، روان شناسی ،ودینشناسی، واجتهاد وطب، وفیزیک شیمی، ونجوم وفلک شناسی ووو ......نیز می گردد.برای مخالفین مسلمانان که همیشه محرومیت زن را در اسلام خرده میگیرند می توا نیم بگویم که :در اسلام زنان از هیچ شغلی مانند تجارت وسیاست وحتی فرا گیری فنون جنگی هم محروم نشده اند .ودرین رابطه الگو های فراوان را میتوان شناخت مثل حضرت خدیجه کبری فاطمه زهرا زینب کبری ،عایشه صدیقه وامه سلمه ودیگر زنان وابسته به حریم اهلالبیت پیامبر اسلام "ص" ، حضرت فاطمه "ع" دختر گرامی شخص پیامبر جهت دیدار از جبهه های جنگ احد، همراه چهارده نفر از زنان مدینه روانه احد میشوند ،تا از مجاهیدین وزخمی های جنگ دلجوئی نمایند وبآتها کمک کنند .متاسفانه اشتباه مخالفان اسلام وروشنفکران ضداسلام ودیمکرات های لائیک این است که آنها اسلام رااز زبان پدران خویش ویا از ملاهای دهاتی وصحرا گردان قبیله خودفرا گرفته اند . خود رازحمت نداده تا تاریخ اسلام را خو انده ،تفسیر های متنوع وعلمی واحادیث صحیح وقابل اعتماد را از منابع آن فرا گیرند، قرآن کتاب آسمانی ومنابع موثق وقابل قبول وسنت غیر محرف را از نظر بگذرانند . چنانکه در قرآن دیده شود قرآن در خطابات خود مثل { یاایهاالموئمنون" وایهاالناس "وایهاالمسلمون"} مردم را خطاب نموده است نه جنسهای بشری را ، ویا گفته که {من عمل صالحا من ذکر وانثی وهو مئومن فلنحیینیه حیاه تاطیبه اولنجزنّهم اجرهم باحسن ماکانوایعملون:} /نحل آیه97/{هر کس عمل صا لح انجام دهد چه مرد وچه زن در حالیکه مئومن باشددارای اجرو ثواب می باشد} .قر آن درمورد استقلال اقتصادی زن ومرد فرموده است { للرجا ل نصیب ممّا اکتسبوا وللنساءنصیب ممّااکتسبن } ،دسترنج زن برای خود وی، وحاصل کسب مرد نیز برای خود او رقم می خورد . موارد فوق همه حکایت از استقلال اقتصادی زن می نماید ،ودر مورد دست آوردو عدم دست آورداش ، خود شخص مسئو ل خواهد بود {کلّ نفس بما کسبت رهینه} /هر کس در گرو کردار خویشتن بوده ،و مسئولیت دارد./فصلت /آیه 45 / موریکه بیشتر از همه ،نا آشنایان ومخالفان اسلام را بخشم وا داشته است ،این جا هست که :چرا زنان پیامبر اسلام در خانه های خویش نشسته، مانند زنان قبیله وصحرا ، وباصطلاح امروز زنان ولگردونیمه برهنه، وصحنه های فاسد کوچه، ورقاص خانه های که زنان سلاطین در آن بشرا ب نوشیدن می پردازند،زنان پیامبر اینچنین روزگار سپری نکردند ، وبا همه مردم مخلوط ومحشور نبوده اند! وا ینکه قرآن گفته است :در خانه های تان بمانید، برای پیروان هوا وهوس بسیار گران تمام شده است { وقرن فی ببیو تکن ولا تبرجن تبرجاا لجاهیلیهُ الاِولی واقمن الصلاه وآتین الزکات واطعن الله ورسوله احزا ب }آیه 32 { انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهلالبیت ویطهرکم تطهیرا} (در خانه های تان، بمانید ومانند دوره جاهلیت پیشین، آرایش وخود آرائی مکنید ونماز بر پا دارید واز فقراء دست گیری کنید واز امر خدا ورسولش پیروی نمائید، زیرا که خدا، ناپاکی رااز شما خانواده دور ساخته است. وشما از هر عیب منزه هستید ویژه گی های که در مورد زنهای رسول خدا بر شمرده می شود بمعنای ترک فعالیت های دیگر. زنان ،نتنها نیست بلکه بعنوان پشتوانه دیگر کارها، وضمانت اجرائی ،پاکی وآراستگی، آن وظائف نیز می باشد. وچرا این چنین نباشد !! وچرا زنان کسیکه داعی رسالت خدا را دارد واز جانب نیز رسالت هدایت بشر را بر دوش می کشد {انّا ا رسلناک رحمتا للعالمین } ما ترا رحمت برای بشریت فرستادیم .حقّا که زنان چنین کسی با زنان آنهائی که چنین رسالت ندارند ،باید این چنین باشد {یا نسا ءالنبی لستنّ کاحدِ من ا لنساء انتقیتنّ فلا تخضعن باالقول فیطمع ا لّذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا }/احزاب 32/آری شما زنان پیامبر مانندهیچ یک از دیگر زنان عالم نیستید، با تقوی که شما دارید، مواظب سخن تان باشید، چرا که همه قلبها پاک نیست وهر گاه لب بسخن می گشائید کلام تان سدید ومحکم وبر نهج معروف باشد .یقینا که رفتار زنان این گونه، با رفتار زنان هرزه گرد، وفسادآموز ،وفتنه انگیز، وزنان حرم سراهای شاه هان وسلاطین، وصفحات تلویزیون واوراق مجلات فاسد جنسی، ودیموکرات های استخر آشنا ،باید فرسنگها فا صله داشته باشد .آری این پیشوایان پاک دامن جامعه جهانی وبرگزیدهگان خداوند ،که غیر از حفظ شئون مادی ومعنوی ،ونجات توده ها ی مسلمان هدفی ندارند لغزش شان بس بزرگ ،وسخن شان دارای اهمیت است .آیه 29/سوره احزاب/{ یانساءالنبی من یات منکن بفاحشه مبینته یضاعف لها العذاب ضعفین وکان ذالک علی الله یسیرا }/ بانوان پیامبر! هر کدام از شما بکار ناروای اقدام نماید ،عذاب آن دوبرابر است وهر که از شما اقدام بکار مانده گار وعمل صالح وارزشمندی بپیوندید ،مزد آن در دنیا وآخرت دو برابر میباشد /مگر نشنیده ئیم که هرکه درین درگه مقربتر تر است جام بلا بیشترش میدهند .ویا روایتی رسیده است که { حسنات الاُبرا ر سیّئات المقربّین} /آیا کار ناهنجا ر رهبر سیاسی وعمل ناپسند ا و با کار فرد معمولی" یک آدم ساده اثرات مساوی دارد؟ آیا ندیده ایم که هوسرانی، طغیان، سرکشی، دنیا پرستی زراندوزی ،تجملگرائی ،تشریفات ،اصراف ریخت وپاش، قومگرائی، تعصب ،خویش پروری ،در دنیا ،ودرکشور ما چه ها کرده وچه عواقب تلخی را ببار آورده است ؟ .واز اینکه کار دارای معیا ر های تقوا نبوده وبر نحوه معروف وشایستگی صورت نمی گرفته چه آسیب هابر اراده وآرمانهای ملی وسنن وارزش ها وبر فرهنگ وحتی بر آب وخاک وفضا وزمین وزراعت ومال داری، وبر حرث ونسل این خاک واولاداین زمین سوخته چه وضعی را ایجاد گرده .در آیه های فوق چیزیکه زنان پیامبر " وامهات المءومنین "بآن فرمان یافتند ،حرکت وسخن با معیار های تقواوپرهیز بوده تا دلهای بیمار گونه ای .جنس گرا ،بطمع نیافتد وهوس کاری وآزار رسانی زنهای امت،را در بر نداشته، وزنان آنها را ا ذیت وآزارنداده، وچشم چرانی وکوچه نشینی، حرفه وپیشه ارازل واوباش نگردد ـ
بیان قرآن در آیات فوق نیز، در حدود زندگی زنان پیامبر "ص" که سخن می گوید می فر ماید :در خانه های تان بمانید بنماز پرداخته وزکات داده ونیکوسخن بگوئید. وسخن بدین معنا نیست که چهره فرو بسته، ودیده نگوشوده ،ولبان تان دوخته گردد. چراکه بانوان موصوف هر روز، بارها بمسجد رفته نماز می گذاردند وبر اساس قرعه همراه شوهر خویش بسفر می رفتند ، وهمچنان ایشان،از مردان امت روایت نقل میکردند،. وآنها هنگامی، در صدف عفاف قرار میگرفتند ،که در برابر قلب های مریض روبری میشدند. اگر اوضاع وشراءط تاریخی واجتماعی آنروز رادرنظر بگیریم بخوبی درخواهیم یافت که ، درخانه بودن زنان پیامبر درای مصلحت بزرگی بودکه می تونست دین جوان ، ورسالت وفرهنگ واندیشه نو،الهی را سخت مورد حمایت قرار دهد. چرا که شرائط فراوان می بایست فراهم گردد تا دین خدا برای هدایت بشر تحقق یابد .ویکی از آن شرائط ایستاده گی خانو اده رسول خدا بودکه در کنار وی باید وظائف رسالت را حمایت می کردند،وچنانچه که خدیجه کبری از عهده این کار بدرستی وبدرخشش بدر آمد،.هرکس بشایسته گی می داندکه نقش اطرافیان ووابستگان یک نهضت وانقلاب وکارگزاران وملازمان آن متوا ند درنجات ان دین یاانقلاب، سخت مئاثر باشد چراکه .در آن زمان ممکن بود منافقان، از دیدن زنان پیامبر داستان ها بسازند.یهودان که در مدینه از اسلام ضربه ها خورده بودند مسلمانان را ،بی مهابا مورد شتم وتهمت قرارمدادن آیه {وا لذین یوئذون المئومنین والمئومنات بغیرماکتسبوا فقد احتمل بهتاناُ واثماُ مبینا} بما می گویدکه درآن روزکسانی بودند که مدام اسباب ناراحتی زنان مسلمانان را فراهم میساختند.}یکی از عوامل سخت ناراحت کننده وجود زنی بود بنام "هند"که شوهر وی ابوسفیا ن است برادروی "شیبه"وعتبه پدر او، ولید پسر هند است اینها تمامی بدست مسلمانان کشته یااسیر گردیده اند، هند قسم می خورد که با ابوسفیان همبستر نشود تاخون کشته های خویش رااز مسلمانان پس بگیرد، ریاست چنین قومی را ابو سفیان بر عهده داردوفرمان دهی لشکراو بدست خالد ابن ولید است .هنگامیکه عموی رسول خدا براثر ضربه ناگهانی، برروی زمین قرار میگیرد ،زنهای که همراه هند ،بر رو ی جنازه حمزه آمدند از قطع گوش وبینی ولبان وانگشتهای آندلاور اسلام برای خویش گوشواره ساخته ،وهند دست برده جگر حمزه را بیرون کشیده، دندان بر آن نهاده وزنهای دوروبرش می رقصند ..وتا مدتها عالم اسلام نمی توانست آنچه را که ازجانب هند ،بآنها رسیده فراموش کنند .آیا با وجود چنین وضعیتی زنان پیامبر نباید در خانه های خود بمانند،که از شر وکینه زنان ومردان آنچنانی ایمن گردند ؟آیا این موضع می تواند توجیه درست داشته باشد که بعد از در گذشت پیامبر زنان وی بعقد کسان دیگری در آمده وباکسانی زندگی کنند که ممکن است از وجود آنها بهره برداریهای فراوان صورت گیرد؟آیا دین بزرگ اسلام"همانند هر دین ومکتب دیگری دارای اسراری نیست که باید بدست نااهلان قرارنگیرد ؟از این روی است که محرمان سرا پرده او ، نباید سر در کنار دیگران بعنوان همسر بگذارند.از جانب دیگر با همه دلایل که وجود دارد تمامی زنان پیامبر خدا ،بغیر از عایشه صدیقه که در جوانی بسر می برد زنان دیگر پیامبر، همه درسنین پیری بسر برده ودوران بازنشستگی خویش را طی می کنند ،چگونه می توانندافتخار همسری رسول خدا را، در واپسین لحظات زندگی، بثمن بخس ودراهم معدوده بدست باد بسپارند!! و یا بسوءاستفاده های تن در دهند که با ازدواج با آنها ممکن بود در جامعه نوپای اسلام که تازه تحقق پیدا میکرد ،کسانی با انگیزه های جاه طلبانه ،وسیاست مداران حیله گر، مسیر خدائی نهضت الاهی را دگر گون سازند .این هااست که می تواند اسرار ازدواج پیامبر خدا با خویشاوندان وی، وبازنان باتجربه ای باشد که گرم وسرد های زندگی را دیده وببلوغ وپختگیهای فکری رسیده، وبازدوج پیامبر اسلام افتخار میکردند . آری وهمین خانواده پاک بود که اسلامرا سرآمد همه مکاتب وادیان دیگرعالم ، تا امروز ساخته است .که درود خدای بزرگ بر تمامی آنها باد..وبر روح پاک پیامبر نیز هزاران سلام ودرود . ازین است که مسلمانان همیشه مشام جان خویشرا معطربنام ویاد او کرده ودر زمان های لازم نقد جانهارا در راه او دریغ نساخته ،واین سنت " شهادت " از متقدس ترین وپر رونق ترین کلماتی است که تا هنوز از جایگاه بلندی، در فرهنگ اسلامی ما برخوردارمی باشد. ـ
درین قسمت ازین خامه ناچیز می خواهم توجه خوانندگان عزیز را که تا اینجا مارا همراهی نمودندبه سر خط این مقاله جلب نمایم .امید است مورد استفاده قرار گرفته باشد. طبیعی است که موضوع جدیت بیشتری، می طلبد که اگر حیات باقی بود بدان پرداخته خواهد شد . ونیز از جانب عزیزان همانند استاد خواجه بشیر احمد انصاری، با منطق وقلم رسای که دارند بحث گردیده ودر آینده از جانب فرهیخته گان دیگر، بدان پر داخته خواهد شد وکنکاش در آن ،ادامه خواهد یافت و اینک جهت فهم بیشتر مطا لب فوق ، توجه خوانندگان عزیز را به ارقامی جلب می نمایم که به صورت عناوین تذکر می یابد و ارقام فوق از این قرار است : ـ
1- طبق دلایل که در متن تذکر داده شد تا چهار زن بازدواج رسمی ونکاح د ا ئمی در صورت رضایت طرفین عقد، بدون اکراه وجبر مانع شرعی ندارد. ـ
2- در صورت بروز اختلافات که منجر بضایع گردیدن حقوق زن گردد وطغیان وسر کشی مرد ثابت شود زن نیز حق انفصا ل وجدائی را دارد. ـ
3-باخویشاوندا ن که قرآن کتاب آسمانی ما ، اجازه ازدواج بآنهارا داده است می توان پیوند زنا شوئی بر قرار کرد. ـ
معاشرت ومعامله پیامبر با زنانش عادلانه بوده وقرارگرفتن آنها در خانه های شان بدلایل که ذکر شد خلاف عدالت نبوده، وچنین اقدامی بمعنای امتیاز رسول گرامی اسلام با پیروان وی نمی باشد... ـ
4-بدلایلی که ذکر گردید بعد از وفات پیامبر گرامی اسلام ازدواج با همسران وی ممنوع بوده است ،پاداش وجزای زنان پیامبر همانند زنهای معمولی دیگرنمی باشد وآن ها بعنوان زنان ،تنها کسی ،که وحی نو واندیشه متعالی آورده است. زنان وی هم در امر رسا لت دارای مسئولیت سنگین بوده اند. زنان در اسلام از حقوقی مانندتجارت و دادو ستد منع نگردیده ودر عرصه های تعلیمی ،تربیتی ،علمی، فرهنگی اجتمائی ،سیاسی، وقضائی واجتهاد ،از حقوق ویژه ای برخوردار میباشند. ـ
5- حجاب در اسلام برای زنان بمعنای خانه نشستن وترک وظائف مربوط بزن نیست .با توجه بروحیات وامتیازات که در زنان وجود دارد پرورش اولاد وحفظ حریم خانواده از وظائف اصلی زنان بشمار می آید. ـ
رضایت زنان در امر ازدواج وانتخاب همسر، شرط اساسی ودرستی عقد ازدواج بشمار می آید ،واگر چنین ازدواجی بوجود آید صحت شرعی دارد.واذن پدر در ازدوج در صورتی شرط است که دختر از بلوغ ورشد کافی بر خوردار نباشد، در مورد دختران بالغه ورشیده ا ذن پدر در ازدواج آنها شرط اساسی نیست. ـ
6 تفاوت های طبیعی وآفرینش در وجود زن ومردموجب نمی گردد تاعدالت در حقوق آنها رعایت-نگردد واز طرفی تساوی درحقوق ووظائف زن ومرد امری ناروا وغیر ممکن است چراکه وظیفه، موجب استحقاق حقوق می باشد حقوق مدنی انسان بجنس آنها تعلق نمی گیرد بلکه تکلیف هست که بجنس انسان تعلّق می گیرد ودر دین مقدس اسلام مردوزن مورد خطاب خداوند هستند وهمه در پیشگاه خدا مکلف میباشند وهر کس هم، سزا وجزای خویش را یکسان می بیند. ـ
7- یکی از مواردیکه آراء و افکاردانشمندان پیرامون آن پراکنده وغیر منسجم می باشد سن ازدواج برای دختران است بنا باجتهادیکه دانشمندان دینی دارند سن از دواج را از9-سال تا 15- سال ذکر کرده اند واینکه سن حضرت عایشه صدیقه شش یا نه سال بوده است از مسائلی هست که از استحکام ووثاقت لازم برخوردار نمی باشد ،نظر موافق وموثق اینست که سن آن مخدره در هنگام ازدواج از پانزده سال بیشتر بوده است . و مورخین سن ویرا تا هیجده سال نیز نوشته اند. ـ
8- از دیدگاه اسلام همین طوریکه ببرخی خصلتها مرد تبارز دارد زن نیز ببرخی دیگر ویژه گی ها ی فوق العاده مممتاز گردیده وهر دو برای تولید نسل مکمل یکدیگر می باشند ووقرار گرفتن نطفه در رحم زن از دیگاه اسلام از افتخارات زن وجزء امتیازات وی بشمار می رود. این امر در تداوم هستی دارای نقش کامل و برازنده ایست، که نتنها برای زنان عیب نبوده بلکه عدم استعداد در پرورش نطفه نقصی است که درعلاج آن باید اقدام نمود. ـ
9- زنان از داشتن حقوق مسافرت های علمی فرهنگی تجارتی وسیر در آفاق وانفس وتماشای طبیعت رنگا رنگ هستی، نتنها منع نشده اند بلکه سفر حج وزیارت مساجد ومسجد نبی مکرم اسلام ،برای شان مشروع، وواجب وفرض گردیده است . ـ
10- زنان حق شهادت وقضاوت دارند ودیه آنها مثل دیه مردان است اگر در برخی مورد از اقامه شادت منع گردیده اندممنوعیت آن بخاطر زن بودن آنها نبوده چه بسی ،مر دان هم ،در برخی موارد شهادت شان مسموع نمی باشد. شهادت برخی مواردیکه در اسلام از دقت وویژهگی های خاص بر خوردار است مثل مسئله " دماء واعراض" که شهادت یک مرد هم کافی نم باشد "و اختلاف درین موقعیت ها بخاطر جنس زن ومرد نیست زیرا در کتاب آسمانی قرآن خطاب روی جنس کسی نرفته بلکه انسان مخاطب قرآن میباشد که شامل زن ومرد وموئمن وغیر موئمن نیز می شود. ـ
11- طبیعی یست که درموارد فوق باید برخی تفاوت های مذهبی واختلاف های فقهی را در نظر گرفته و باجتهادات دانشمندان اهمیت واحترام قایل گردد ـ
این روزها همه مردم گوششان از توصیههای بهداشتی و نصایح کارشناسی «این را بخور، آن را نخور» پر است! اما هنوز هم کمتر خانمی است که بتواند از بین انواع تبلیغات رنگارنگ مواد غذایی، خوراکی سالم و لازم را تشخیص بدهد.
الیزابت سامر، کارشناس تغذیه و نویسنده کتاب «خودتان را ضد پیری کنید» میگوید: «گاهی به ما القا میکنند که بعضی غذاها را سالمتر از آنچه واقعا هستند، فرض کنیم یا تصور کنیم برای سالم ماندن باید خوراکیهای گران قیمت و خارجی مصرف کنیم. این تصورات در اغلب موارد اشتباهند.»
خانم سامر همچنین میگوید:«برخی تبلیغات با متمرکز کردن ذهن ما روی نکته خاصی، باعث میشوند تا ما از پرداختن به دیگر جنبههای زیانبار خوراکیها غافل شویم. مثلا وقتی عبارت بدون کلسترول را روی یک ماده غذایی میبینیم، دیگر به این فکر نمیکنیم که این محصول همچنان ممکن است دارای مقدار زیادی چربی بد باشد یا کالری بسیار بالا داشته باشد.»
تارا میلر، کارشناس تغذیه هم میگوید:«برای اینکه بفهمید یک غذا سالم است یا نه باید همه اطلاعات تغذیهای آن را بخوانید و به همه مواد تشکیل دهنده و مقداری که از آن میخورید دقت کنید.»
سالمترین غذاهایی را که هر خانمی باید مصرف کند، کدامند؟ چند کارشناس برجسته ۶ خوراکی حیات بخش را به شما معرفی میکنند. اگرچه این۶ خوراکی همه نیازهای تغذیهای شما را برطرف نمیکنند، اما وارد کردن آنها به رژیم غذاییتان میتواند از شما در برابر بسیاری از مشکلات محافظت کند.
ماست کم چرب
ماست کم چرب را باید دست کم ۳ تا ۵ وعده در هفته مصرف کنید. شاید از وقتی بشر مفهوم سلامت را فهمید، ماست را نیز بهعنوان یک غذای سالم شناخت! اما جالب است بدانید که هنوز هم با پیشرفت روزافزون پژوهش، فواید جدیدی برای ماست کشف میشود. البته نه تنها ماست، بلکه هر ماده تخمیر شده لبنیاتی، دارای پروبیوتیک است. پروبیوتیکها، باکتریهای مفیدی هستند که از راههای بیشماری به سلامت بدن کمک میکنند.
خانم سامر میگوید: «برخی پژوهشگران حدس میزنند ماست قادر است خطر ابتلا به سرطان سینه را کاهش دهد. همچنین شواهد متقنی نشان میدهند که ماست به رفع مشکلات ناشی از سندرم روده تحریک پذیر و التهابات دستگاه گوارش کمک میکند. هر دوی این مشکلات در خانمها شایعتر از آقایان است.» سندرم روده تحریک پذیر، وضعیتی است که در آن عملکرد روده بزرگ با اختلال همراه بوده و فرد دچار علایمی مانند اسهال، یبوست، نفخ، دفع گاز یا درد شکم میشود. خانم سامر اضافه میکند: «ماست موجب کاهش خطر ابتلا به زخم معده و عفونتهای تناسلی خانمها نیز میشود.»
راهنمای رژیم سالم آمریکا از شما میخواهد روزانه ۳ وعده لبنیات کم چرب مصرف کنید. شما میتوانید از یک فنجان ماست برای هر وعده استفاده کنید. ماست سرشار از کلسیم است که همه خانمها در هر سنی که باشند برای داشتن استخوانهای سالم به آن نیاز دارند. یک فنجان ماست، چیزی حدود ۴۴۸ میلی گرم کلسیم دارد، در حالی که یک لیوان شیر تنها ۳۰۰ میلی گرم کلسیم دارد.
ماهیهای چرب: آزاد، ساردین و خال مخالی
شما باید هر هفته ۲ یا ۳ بار ماهی چرب مصرف کنید. این ماهیها دارای اسیدهای چرب امگا۳ و بهویژه دو نوع خاص امگا۳ به نام دی.اچ.ای و ای.پی.ای هستند. لاری تنسمن، یک کارشناس تغذیه از مرکز پزشکی مونت سینای نیویورک میگوید: «مواد موجود در ماهیهای چرب نقشی حیاتی در سالم نگه داشتن جداره سلولهای بدن ایفا میکنند. این مواد همچنین از ما در برابر بیماریهایی چون بیماری قلبی، سکته مغزی، پرفشاری خون، افسردگی، درد مفاصل و بیماریهای التهابی مثل لوپوس و آرتریت روماتوئید محافظت میکنند.» تحقیقات زیادی نیز حاکی از آنند که مصرف ماهی خطر ابتلا به آلزایمر را کم میکند.
البته امگا۳ در خوردنیهایی چون گردو، روغن برزک و بعضی از سسهای مایونز هم وجود دارد، اما الیزابت سامر هشدار میدهد: «بدن ما تنها دو فرم خاص از امگا۳ را میتواند بهطور مستقیم مورد مصرف قرار دهد. این دو فرم همان دی.اچ.ای و ای.پیای هستند که در ماهی موجودند. با وجود آنکه مصرف خوردنیهای دیگر دارای امگا۳ هم مفید است، اما برای سود بردن از امگا۳ موجود در منابع دیگر مثل گردو، بدن باید یک سری فعل و انفعال خاص انجام دهد. این فعل و انفعالات نیز در بدن تک تک افراد متفاوت است و بنابر این مشخص نیست که هر فرد از خوردن یک گردو چقدر سود میبرد.»
حبوبات
حبوبات را هم باید دست کم ۳ تا ۴ وعده در هفته مصرف کرد. سوزان کراوز، کارشناس تغذیه میگوید: «حبوبات چربی اندکی دارند، آنها منبع خوبی از پروتئین و فیبر بوده و در برابر بیماری قلبی و سرطان سینه از شما محافظت میکنند.» وی میافزاید: «حبوبات آن قدر بهنظر معمولی میرسند که کسی به چشم غذای فانتزی سالم به آنها نگاه نمیکند، اما در حقیقت حبوبات یکی از سالمترین غذاهایی هستند که هر خانمی میتواند بخورد.»
در پژوهشهایی که در ژورنال بینالمللی سرطان به چاپ رسید، پژوهشگران دریافتند که بهطور کلی حبوبات و به ویژه عدس، میتوانند مانع از ابتلا به سرطان سینه شوند. همچنین در پژوهش دیگری که در ژورنال آرشیو طب داخلی چاپ شد، پزشکان دریافتند مصرف بقولات میتواند خطر ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی را کاهش دهد.
سوزان کراوز میگوید: «حبوبات منبع خوبی از فیبرهای محلول و نامحلول بوده و میتوانند به کاهش کلسترول کمک کنند. همچنین حبوبات بهدلیل داشتن ماده ایزوفلاوون میتوانند در تنظیم هورمونها و بهبود مشکلات حین قاعدگی خانمها و نشانگان پیش از قاعدگی مفید واقع شوند.»
نشانگان پیش از قاعدگی ، وضعیتی است که در آن فرد قبل از شروع عادت ماهانه دچار بیحوصلگی، افسردگی یا حالتهای مشابه میشود. سویا از جمله غذاهایی است که ایزوفلاوون زیادی دارد، اما این ماده در منابع دیگری مثل شبدر قرمز، ماش، جوانه یونجه و نخود هم یافت میشود. خانم کراوز اضافه میکند:
«حبوبات مادهای به نام مهارکننده پروتئاز دارند که میتواند در برابر سرطان سینه اثر محافظ داشته باشد. مهارکننده پروتئاز تقسیم سلولهای سرطانی را کند کرده و به این ترتیب از درست شدن تومور جلوگیری میکند.»
نکته مهم دیگر اینکه حبوبات منبع پایداری از اسید فولیک هستند که برای خانمها در سنین باروری بسیار پر اهمیت است. اگر قصد باردار شدن داشته باشید، این ماده به سلامت نوزاد آینده تان کمک شایانی میکند.
غذاهای قرمز!
شما باید در هفته دست کم ۳ تا ۵ وعده غذاهای قرمز مانند گوجه فرنگی، هندوانه، گریپ فروت قرمز و پرتقال توسرخ مصرف کنید. ماده مغذی مهمی که در این خوراکیها وجود دارد، لیکوپن است. لیکوپن بیشتر به خاطر تأثیر خوبی که در جلوگیری از سرطان پروستات دارد، شناخته شده؛ اما این ماده فواید زیادی هم برای خانمها دارد. برخی پژوهشها اثر این ماده را در جلوگیری از ابتلا به سرطان سینه نشان دادهاند. به علاوه، تارا میلر میگوید: «لیکوپن آنتی اکسیدانی قوی است که از شما در برابر ابتلا به بیماری قلبی محافظت میکند.»
تازهترین پژوهشها حاکی از آنند که لیکوپن، با جلوگیری از اثرات زیانبار اشعه فرابنفش روی پوست، به شما کمک میکند سالهای بیشتری پوست شاداب و جوان داشته باشید.
ویتأمین دی
یک خانم باید روزانه دست کم ۴۰۰ واحد بینالمللی ویتأمین دی مصرف کند. برای دریافت این ماده میتوان از شیر کم چرب غنی شده با ویتأمین دی، یا آب پرتقال غنی شده با ویتأمین دی استفاده کرد. خانم سامر نقش ویتأمین دی را این طور توضیح میدهد: «ویتأمین دی برای کلسیم رسانی به استخوانها ضروری است، خطر ابتلا به پوکی استخوان را کاهش میدهد و میتواند در کاهش خطر ابتلا به بیماریهایی مانند دیابت، ام.اس و تومورهای سینه، تخمدان و روده بزرگ مؤثر باشد.»
در حقیقت مطالعات انجام شده اخیر در دانشگاه سان دیگو کالیفرنیا نشان میدهند مصرف ویتأمین دی میتواند از بروز نصف موارد سرطان سینه، تخمدان و روده بزرگ در ایالات متحده آمریکا پیشگیری کند. متأسفانه زنان زیادی در جهان با کمبود این ویتأمین دست به گریبان هستند. علت اصلی این امر نیز محروم بودن از نور مستقیم آفتاب است. بدن ما برای ساختن ویتأمین دی نیازمند تماس مستقیم نور آفتاب با پوست است.
با وجودیکه ویتأمین دی در منابعی چون ماهیهای خال مخالی، تون، آزاد و ساردین یافت میشود، اما متخصصان غذاهای غنی شده با ویتأمین دی مانند شیر غنی شده را بهترین منبع این ویتأمین میدانند.
و… تنقلات!
توت فرنگی و تمشک دو عضو از خانوادهای هستند که فرنگیها آنها را با نام خانواده «بری» میشناسند. علت این امر وجود پسوند «بری» در نام لاتین اعضای این خانواده از گیاهان است. زغال اخته نیز در این خانواده است. بهتر است هر هفته ۳ تا ۴ وعده از این گیاهان در رژیم غذایی گنجانده شود. ویژگی طلایی میوه این گیاهان، داشتن مادهای به نام آنتوسیان است که اثر ضد سرطان داشته و به ترمیم سلولهای بدن کمک میکند. پژوهشها نشان میدهند این ماده میتواند از ابتلا به انواع خاصی از سرطان، از جمله سرطان سینه و دستگاه گوارش پیشگیری کند.
خانم کراوز میگوید: «میوههای خانواده «بری» ویتأمین ث و اسید فولیک زیادی هم دارند که برای همه خانمها در سنین باروری لازم است.
همچنین این میوهها اثر آنتی اکسیدان قوی دارند که نه تنها از قلب محافظت میکند، بلکه میتواند پیری پوست را هم به تعویق بیندازد.» و در نهایت این میوهها مادهای به نام لوتئین دارند که باعث تقویت بینایی میشود.
چون هميشه احساس مي کنند جوانند ، حتي وقتي پير مي شوند .
ـ چون هر وقت کودکي را مي بينند لبخند مي زنند .
ـ چون در همسرداري به گونه اي رفتار مي کنند که ذهن هيچ غريبه اي به آن راه ندارد .

ـ چون همه ي توان خود را براي داشتن خانه اي زيبا و تميز به کار مي گيرند و هرگز براي کاري که انجام مي دهند توقع تشکر ندارند .
ـ چون هر آنچه که در زندگي خصوصي افراد مشهور اتفاق مي افتد را جدي مي گيرند .
ـ چون سراغ مسائل غيراخلاقي نمي روند .

ـ چون نسبت به زجري که براي زيباتر شدن تحمل مي کنند شکايتي نمي کنند . حتي هنگام استفاده از وسايل خطرناک در سالن هاي ورزشي
ـ چون آنها ترجيح مي دهند سالاد بخورند .
ـ چون فقط عاشق پيش غذاهاي متنوع و رنگارنگ هستند .

ـ چون براي حل مشکلات ، روشهاي خاص خودشان را دارند ؛ روش هايي که ما هرگز درک نمي کنيم و همين ما را ديوانه مي کند .
ـ چون دقيقاً وقتي ديگر خيلي دوستمان ندارند ، با ترحم به ما مي گويند : " دوستت دارم " ؛ تا ما متوجه بي علاقگي آنها نشويم .
ـ چون وقتي مي خواهند در مورد ظاهرشان چيزي بپرسند ترجيح مي دهند اين سوال را از خانمي بپرسند و خلاصه با اين مدل سوالات ما را عذاب نمي دهند .

ـ چون گاهي از چيزهايي شکايت مي کنند که ما هم آن را احساس مي کنيم مثل سرما يا دردهاي رماتيسمي ، به اين ترتيب ما مي فهميم که آنها هم مثل ما آدم هستند !
ـ چون داستان هاي عاشقانه مي نويسند .
ـ چون ساعتها وقت خود را با فکر کردن در مورد اينکه چگونه مي توانند با ديگران سر صحبت را باز کنند ، تلف نمي کنند .
ـ چون در حالي که ارتش ما به کشورهاي ديگر حمله مي کند ، آنها هم محکم و بي منطق مي جنگند و سعي مي کنند همه ي سوسکهاي دنيا را تا آخرين دانه نابود کنند .
مغز دخترا بهتر کار ميکنه يا پسرا؟
از تفاوتهاي دختران و پسران چه مي دانيد؟
مغز يک نوزاد در رحم بسيار سريع رشد ميکند و طي يک يا دو ماه از چند سلول، به پيچيدهترين ساختار طبيعت تبديل ميشود و در ادامه جنين در ششمين ماه بارداري تواناييهاي مهمي کسب مي کند که همگي تحت کنترل مغز او هستند. در هنگام تولد، مغز نوزاد هنوز به طور کامل شکل نگرفته است و تنها به اندازه يک سوم اندازه واقعي رشد کرده است زيرا مدت زيادي طول ميکشد تا مغز کامل شده و به شکل تکامل يافته خود دست يابد.
سپس در سال اول تولد، تراکم سيناپسهايي(سيناپس به محل اتصال سلولهاي عصبي گفته مي شود) که در مغز ايجاد ميشود به سرعت افزايش يافته و همان فرآيندي که قبل از تولد آغاز شده است ادامه مييابد. ولي در حدود ده ماهگي ميزان افزايش سيناپسها متوقف شده و از يک سالگي تا پايان عمر ثابت مي ماند.
از همان اوايل، تفاوتهاي جنسيتي در مغز نوزادي که هنوز متولد نشده است، مشهود است. يکي از اين تفاوتها آن است که قسمتهاي راست و چپ مغز در پسرها ارتباطات کمتري به نسبت دختران پيدا مي کند.
بنابر همين تفاوتها، مطالعات اخير نشان داده که پسرها در برخورد با انواع خاصي از مسائل (مانند امتحانات هجايي يا جدول کلمات) تنها از يک طرف مغزشان استفاده ميکنند، در حاليکه دخترها از هر دو طرف استفاده ميکنند.
نيمه راست مغز همچنان که رشد ميکند، سعي ميکند ارتباطاتي با نيمه چپ مغز برقرار کند اما در پسران(البته در دوران کودکي) نيمه چپ آمادگي ايجاد ارتباطات را ندارد و لذا اين «اتصالات» صورت نميگيرد و در عوض سلولها به نيمه راست، يعني جايي که از آن آمدهاند، باز ميگردند لذا اتصالات در نيمه راست مغز غنيتر صورت گرفته و همين وضعيت باعث موفقيت پسران در حل مسايل رياضي (در زمان تحليل ، بررسي و حل مسايل رياضي نيمکره راست مغز بيشترين فعاليت را دارد) است.
از طرف ديگر در دختران ارتباط بين دو نيمکره با موفقيت بيشتري برقرار شده و لذا باعث ميشود که تواناييهاي کلامي دختران بسيار بالاتر باشد.
دختران در سالهاي اوليه مدرسه در مقايسه با پسران هوشبهر بيشتري دارند و نمرات بهتري را ميآورند ولي در دوران دبيرستان و دانشگاه اين تفاوت ها کاهش مييابد.
طنز
http://hijabroom.ir/part,showAttachment/id,565/lang,fa/
لینک دانلود کلیپ سام یوسفی درباره ی حجاب
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
زن شاهکار خلقت است
برنارد شاو
زیباترین خوی زن ، نجابت اوست
ارد بزرگ
در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل
مالرب
تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است
امرسون
زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست
آناتول فرانس
اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟
ناپلئون
مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان
رومن رولان
مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند
کونته ورسیه
با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد
بردون
خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند
رابیندرانات تاگور
هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند
لرد بایرن
زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است
گوته
زنانیکه می خواهند مرد باشند ، زنانی هستند که نمی دانند زن هستند
الکساندر دوما
برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...
مارکوس آنا
منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود
لامارتین
چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش
ویلیام شکسپیر
زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمیتوانند خود را زیبا جلوه دهند
برنارد شاو
هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است
شیلر
زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد و مرد عاقل می گذارد که زنش او را تربیت کند
مارک تواین
هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود میداند
جونسون
مردانیکه بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی میکنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن میتازند
ارد بزرگ
زنان بخوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر میگویند تا در حفظ آن شریک باشند
داستایوفسکی
اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد
کمتر دچار گسست می شوند
ارد بزرگ
زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ،نمونه عطوفت و چشمه عنایت است
اقبال لاهوری
آیندۀ اجتماع در دست مادران است. اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ،تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد
ابوفور
به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ،به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است
میشله
زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد .
آلفونس دوده
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

از این رو حجاب آمادگی ذهنی و انگیزهی رفتاری را از زمان بلوغ برای اتصالبهالگویانسانیت ـ حضرت زهرای اطهر3 ـ فراهم میآورد و به دنبال آن زن در منطقهی ولایت به رهبری فاطمه زهرا3 قرار میگیرد. کارکرد هر پدیدهای نشان میدهد که آیا نظامش زنده و پویاست یا بیمار و وامانده, و حجاب نشان دهندهی این است که اسلام همواره زنده و پویا است.
در رفتارهای اجتماعی, برخی از عناصر به سبب معنایشان در پوششی نمادین عرضه میگردند تا رفتارهای مبتنی بر خود را قابل درک و انتقال سازند. بدین ترتیب تمامی انسانهای هدفدار را جهتدار کرده و همچون راهنما,آنان را به سوی مفاهیم اساسیتر میکشانند. با توجه به ویژگیهای عنصر حجاب میتوان این فراز از بحث را بدانجا کشاند که چون کارکرد هر عنصری باید بتواند با نظام درونی و محیط بیرونی ارتباط برقرار کند؛ حجاب نیز میتواند هدف خلقت و حیات زن را با فعالیتهای اجتماعی او سامان داده و او را در تنظیم رفتار زندگی مدد رساند. لذا در مورد حجاب باید به چند عامل مهم توجه اساسی نمود:
1 . ظرفیت وجودی زن
2 . فعالیت اجتماعی زن
3 . تحلیل حکم حجاب
4 . ارتباط حجاب با مسایل حکومتی
1 . ظرفیت وجودی زن؛
متأسفانه آنچه را که علوم انسانی به عنوان خصایص زن در جهان معرفی نموده, اموری مهم, متناقض و غالباً غیر کارآمد است, زیرا شخصیت ارائه شده از زن در جهان گرفتار چالشهای اساسی ذیل شده است:
الف. نارضایتی از تصویر خود:
زنان (حتی تحصیلکردهها) نسبت به تصویری که از خود دارند ـ چه تصویری که جامعه به آنها ارائه نموده یا علوم انسانی ترسیم نموده است ـ ناراضیاند. چرا که تصویری از موجودی ضعیف, جنسی, انفعالی, ناکارآمد و حاشیهای است. در نتیجه؛ نه تنها زنان را معترض به جنسیت خود ساخته, بلکه آنان را آمادهی پذیرش تغییر و تحول در ایجاد نقشهای جدید به جای نقشهای واقعی از خود نموده است.
ب. احساس محرومیت:
احساس مظلومیت تاریخی که به زن بار شده است؛ سبب گردیده که چهرهای همراه با احساس محرومیت به او تحمیل شود. از آنجا که خود زن در تشکیل این چهره مؤثر بوده است, چنانچه جامعه امتیازی هم به او بدهد, باز این احساس نه تنها محو نمیگردد و زن را آمادهی ارائهی نقشهای کارآمد نمیسازد, بلکه به زجر کشیدن در رنجهای زنانه کمک میکند و او را وامیدارد تا به حال خود بگرید و دیگران را نیز بگریاند, و در ترسیم وضعیت جدید نیز باز به محرومیت و ظلمی جدید تن دهد آن گونه که با شعار فریبندهی «بازسازی عناصر محروم» همخوانی داشته باشد, و صد افسوس که عمق این اسارت آگاهانه, با اسارت پیشین او قابل مقایسه نمیباشد!!
ج. گمگشتگی نقش:
زن در گم گشتگی تصویر صحیح خود, در جستجوی نقشی اساسی است. نقشهای متفاوتی که به او تحمیل یا عرضه میگردد همخوانی چندانی با یکدیگر و با انتظارات جامعه ندارد, به گونهای که ممکن است سرگشتگی زن در تطبیق وجود خود با نقشهای مطروحه, او را به انتخابی با تلقینات بیگانه بکشاند تا به وسیلهی آن, نقش سنتی خود را رها نموده و نقشی دیگر را بپذیرد. گزینش نقش جدید با فریبندگی ظاهر و تبلیغات اجتماعی رابطهای نزدیک دارد. در این انتخاب نقشهای طبیعی و خانوادگی به علت بازدهی طولانی و تعارض با فعالیتهای اجتماعی از سوی زن مُهر طرد خورده, و شخصیت زن را وامیدارد که به دنبال امتیازات ظاهری بوده تا بتواند خود را در اجتماع ارضاء نماید و این گونه است که با پذیرش نقشی کاذب, خانواده را دچار تنشهای مختلف مینماید.
د. خانواده:
نقش و موقعیت زن در نهاد مقدس خانواده, نقشی پنهان است بدین سبب ظلمهای بی رویهای که در طول تاریخ به زن روا شده است, گاه نقش او را به بینقشی محض نزدیک کرده است, در حالی که استحکام خانواده به ایثار زن قائم بوده و جهان با تردید زن در ایفای نقش او در خانواده دچار صدمات جبران ناپذیری گشته است و تا به حال با هیچ برنامه و تدبیری نتوانسته آن ایمان و اعتقاد راستین گذشته به بنیاد خانواده را به زن بازگرداند. در خانواده با وجود آن که جایگاه زن در تمامی نقشهای خلقتی؛ دختری, همسری, مادری و خواهری قابل ارزش بوده, و هر یک جایگاه مشخص و تعریف شدهای را دارند ـکهبدلگزین نمیباشند ـ اما نقش قالب زن در خانواده, نقش همسری و مادری است. به این سبب از گذشتههای دور, زن را فقط با ایفای این نقش میشناختهاند. لذا ضروری است که نسبت به تعریف جایگاه ویژهی تمامی نقشهای زن در خانواده کار ویژهای صورت پذیرد تا تصویر زن در خانواده اصلاح گردد.
ﻫ . اجتماع:
تسری ولایت مرد بر زن از خانواده به اجتماع, و ضعیفتر بودن قوای جسمی زن نسبت به مرد, زمینهی ظلمهای معتنابهی را برای زن در اجتماع فراهم کرده است که به طرق گوناگون و با منطقهای مختلف علمی گهگاه توجیه میگردد. تلاشهای چند قرن گذشتهی زنان جهت رفع این محرومیتهای اجتماعی دستاوردهایی را به دنبال داشته است که گویا او را نه تنها از اهدافش دور ساخته که معضلی بر مشکلات گذشته افزوده است:
1 . مردان برایحفظ تفوق خود ـ در صورت بیاثرشدن منطق و سلاحهای گذشته ـ به منطق و سیاستی جدیدتر دست زدهاند که نتیجهای جز فلسفهی نیاز تسلط و سالار بودن مردان بر زنان, اما این بار با شیوهای جدیدتر و نوینتر نداشته است. اتفاقاً هر چه زمان میگذرد و مسؤولیتهای زنان در عرصههای اجتماع گستردهتر میشود, این تسلط نیز افزون میگردد و تا فراخنای همهی شؤونات زندگی او پیش میرودبهگونهای که حتی ظاهر زنان را نیز مردان باید تعیین کنند و آنگونه بپوشند و بیارایند که مردان راضی شوند و بپسندند.
2 . برخی از زنان برای پیشبرد کارهای خود و جلب همراهی مردان ناچار میشوند تا از خود مایهی بیشتری بگذارند که این امر به خستگی و وازدگی, و دوری از خانواده و ... منجر میگردد و در مجموع نه تنها به نفع زنان نمیباشد, بلکه آنان را از اهدافشان نیز دور میسازد.
3 . ساختار اجتماعی به گونهای قوام یافته است که زنان را به همراهی و همرأیی با فرهنگ روزمره و مادی میکشاند, لذا با آن که با تلاش بسیاری از افراد, مسیر حرکتی جامعه از تفوق قوای جسمی به سوی تفوق قوای فکری در حرکت است, اما زنان به سبب محرومیت از آموزش و تخصص همپای مردان باز جزء جمعیت حاشیهای قرار میگیرند.
چرا زن را براساس شاخصهای اقتصادی میسنجند؟
عدهای میگویند زنان چون در اقتصاد و مالکیت سهم ندارند دارای قدرت نیستند, در حالی که این تحلیل براساس نظام سرمایهداری است. اینان اقتدار زنان را طوری تغییر دادهاند که با معیارهای مردانه و سرمایهداری بسازد و زنان را با این تحلیل ناصحیح و تحمیلی و غلط وارد بازار کار کنند, و حال آنکه قدرت فرهنگی زنان چیزی کمتر از مردان نیست. ولی چرا درجهان فقط زن و مرد را براساس شاخصهای اقتصادی میسنجند و نه شاخصهای فرهنگی؟!
در حالی که نمونهای از سرمایههای خلقتی و فطری زنان برای رشد و سعادت جامعه عبارت است از:
j دارا بودن سرمایهی عظیم احساس و عاطفه که زمینهی مستعد بروز مودت, عشق و ایثار بشری است.
j دارا بودن جذابیت و لطافت, این سرمایه, زمینهی تشکیل خانواده و اولین زمینهی تکامل زن و مرد به عنوان متمم و مکمل یکدیگر به شمار میآید.
j دارا بودن قدرت زایش که تداوم نسل بشری را ضمانت مینماید.
جای تأسف است که به علت ناصحیح بودن برنامهریزی فرهنگی و توسعهی خلاءهای معنوی, زن قبول نموده که تمامی این زمینهها نه تنها امتیاز نیست!! بلکه کانونهای تحقیر اوست که باید از آن دوری نماید! و یا زمینهی استفاده از آن را به دست برنامهریزان قدرتمند دهد تا به صورت عنصری فعال شناخته گردد!!
2 . فعالیت اجتماعی زن؛
تمامی زمینههای خلقتی زن بر ایفای نقشهای اجتماعی او اثر میگذارد که البته باید گفت:
زنان دارای توانهای بالقوهی عظیمی هستند که در صورت توجه به این امتیازات و سیستم اطلاعرسانی و آموزش صحیح و مناسب, جامعهی بشری میتواند از این سرمایههایشگرف در راه تعالی استفادهی بسیار بنماید.
از آنجا که تمامی آحاد بشر مجبور به ایجاد ارتباط اجتماعی هستند که برای بهتری و برتری این ارتباط باید روندی را در مبادلات اجتماعی طی نمایند تا با کسب اطلاعات و آموزههای بیشتر بتوانند متصدی امور بالاتری شوند, اما بیراهه رفتن زنان و انفعالی عمل کردن در برابر قدرت مردان علاوه به هدر دادن انرژی آنها در مجموع چالشهایی را در مسیر رشد و تعالی جامعه به وجود آورده است که از آن جمله؛
الف. تنوع طلبی را وارد میدان اجتماع نموده, و به این وسیله خستگی مفرط شغلی را از مردان میزداید و محیط خشن اشتغال را به محیطی همراه با لطافت و تبرّج تبدیل میکند و بخشی از نیاز مردان را در محیط اجتماعی بدون پذیرش مسؤولیت خطیر خانواده اشباع مینماید تا علاوه بر این همه, سالاری و سیاست مداری و قدرت مردانه در گرداندن و بازیچه قرار زنها ارضاء شود که این خود ضعف و حقارت را برای زنان به دنبال میآورد.
ب. زنان را دربازاررقابت و جلوهگری جسمی به جان هم انداخته, و بخش مهمی از انرژی آنان را در راه جلب رضایت و توجه مردانمصروف مینماید, در حالی که نه تنها سرمایهی فکری زنان کمتر از مردان نیست, بلکه آنان دارای توانهای بالقوهی خاصی هستند که خالق متعال برای تحقّق اهداف خود عطا فرموده و از آنان پیمان گرفته است تا در مسیر اهداف غیر الهی آن را خرج نکنند!
3 . تحلیل حکم حجاب؛
حجاب اسلامی؛ اثبات قدرت فرهنگی زن است, تا زن به این وسیله نه تنها تمامی سرمایههایش را به درستی به جریان اندازد و در محیط فعالیت, شهوت را از مطلوبیت دائمی بیاندازد و مردان را در جایگاه انسانی خود قرار دهد؛ بلکه بر تفکر, اراده, فرهنگ و معنویت و اخلاق (به عنوان عنصر اساسی رفتار انسانی) تأکید مبرم نماید.
حجاب اسلامی؛ قویترین وسیله برای زن در راه تعدیل و همخوانی نقشهای متعددی است که در خانواده, یا اجتماع به او عرضه شده است.
حجاب اسلامی؛ زن را به عنوان انسانی متفکر مطرح میسازد, تا قدرت تفکر و ارادهی او اجتماع را تحت پوشش بگیرد. لذا میتوان گفت: حجاب در بردارندهی سه اثر مهمّ اجتماعی است:
«رشد شخصیت زن», «رشد فرهنگ» و «رشد اجتماع».
رشد شخصیت زن:
الف. ایجاد انگیزه؛
حجاب به ایجاد و تقویت انگیزه جهت فعالیت هدفدار زن کمک میکند و نه تنها او را به عنوان انسانی فعال و پویا مطرح میسازد, بلکه تصویر زن مسلمان را تصویر زنی که به همراه فعالیتهای علمی, اجتماعی, اقتصادی خود رسالت فرهنگی را نیز بر عهده دارد, مطرح میسازد.
ب. تنظیم رفتار؛
حجاب اسلامی به سازماندهی رفتار زن وجامعه مددمیرساند وموجبمیشود تا زن محیط اجتماعی را شناسایی کرده و رفتار خود را با این شناخت, بازسازی فکری نموده و به سوی ارزشها بکشاند. از همین رو, علاوه بر دقت در تنظیم رفتار خود, تلاش همه جانبهای را در شناسایی انتظارات محیط به عمل آورده و مراحل رفتاری خود را برای دور نشدن از آن طراحی مینماید.
ج. تحرک؛
حجاب اسلامی, لباس ارتباط و فعالیت اجتماعی است. اسلام از انسان خمود و سست بیزار است. هر فرد مسلمان مسؤولیت گردش چرخهی حیات را بر عهده دارد. لذا بازیابی مسؤولیت فردی و ایجاد زمینهی رشد و فعالیت اجتماعی, جزء رسالتهای فردی هر مسلمان است, و طرح مسألهی حجاب زن مسلمان خود شاهدی گویا بر ثمربخشی نقش و تحرک اجتماعی او در جامعه اسلامی است. لباس تحرک اجتماعی و زنده بودن زن در جامعه اسلامی را اعلام مینماید.
د. یگانگی رفتاری؛
حجاب هماهنگی میان تمامی اجزای فرهنگی و نقشهای زن را فراهم میآورد و کارکرد تمامی آنها را به سوی وحدت میکشاند. حجاب علامت و نشان درک صحیح و هدفمند زن از زندگی است که براساس آن ارزشها شکل میگیرد و نقشها و امور زندگی او تنظیم میگردد.
ﻫ . الگوپذیری؛
حجاب اسلامی, لباس الگوی زنان عالم حضرت فاطمه زهرا3 است, از همین رو زن محجبه در این لباس خود را پیرو ایشان قرار داده و زمینههای رفتاری براساس سیرهی بزرگان را میآموزد. حجاب, پیام فرهنگی این الگوی متعالی است که آن را میتوان نقطهی عظیم اتصال به ولایت دانست.
رشد فرهنگ:
از آنجا که متأسفانه فرهنگ همیشه در مقابل اقتصاد و سیاست عقب نشینی کرده است و القائات بین المللی برای همراهی فرهنگ با مقاصد اقتصادی و سیاسی, از آن چهرهای غیر مستقل, وابسته و منفعل ساخته است هرگاه عناصری از فرهنگ به جلوهگری پرداخته و بحثهای فکری, فرهنگی به عنوان امر مطلوب اجتماعی راه خود را باز کرده و مورد توجه انسانها قرار گرفته, اصالت وجود زن و احترام به ارزشهای او مطرح شده و آیندهی جوامع را امیدبخش ساخته است. در این فضا, هر زمینهای که به کنترل هر چه بیشتر مادیات منجر گردد و بتواند انرژی ذهنی را جهت استدلالات منطقی آزاد نماید, جزء عوامل رشد فرهنگ محسوب میگردد.
نحوهی پوشش همواره به عنوان یکی از قویترین وسایل, جهت کنترل نفس و مادیات و کشاندن جوّ جامعه به سوی تعقل و تفکر, مطرح بوده است. کارکرد حجاب در فعال نمودن عناصر فرهنگ بر هیچکس پوشیده نیست. حجاب به استقلال فرهنگی و عدم وابستگی فرهنگ به اقتصاد یا سیاست کمک نموده و به عنوان وسیلهای مهم در جهت اصلاح ساختار فکری, فرهنگی جامعه به سوی عقل سلیم و معنویت به شمار میآید. به بیان دیگر؛ حجاب در جهت دهی و ارشاد فرهنگ جامعه به سوی کانونهای رشد اثر قطعی دارد.
رشد اجتماع:
حجاب اثرات معتنابهی در رشد جامعه همچون امور ذیل دارد:
1 . توسعهی امنیت و نظم در جامعه از طریق کنترل زمینههای غرایز و طغیان آنها.
2 . تبلیغ حاکمیت رفتار معقول انسانی در جامعه و عقلایی شدن رفتارها.
3 . توسعهی مسؤولیتپذیری جهت رشد و تعالی جامعه.
4 . توسعهی همبستگی میان انسانها براساس اصول پذیرفته شدهی معنوی.
5 . استحکام خانوادهها.
ویژگی جامعهی صنعتی مدرن؛ بر پایهی تسلط نهادهای اقتصادی و ساختن انسان اقتصادی است, همان انسانی که مقهور قدرت مادی شده باشد. اما ویژگی جامعهی الهی؛ تسلط نهادهای فرهنگی و ساختن انسان فرهنگی مقتدر و مختار است. لذا با وجود آن که نظام صنعتی, شکلگیری رفتار انسانی را براساس اقتصاد میداند و تنازع بقا میان انسانها را امری عادی جلوه میدهد, نظام ارزشی نقش اصلی آدمی را در رفتار انسانی به فرهنگ میدهد و جامعه و زن را وا میدارد که از دریچهی ایمان به جامعه بنگرند.
نتیجه این که زن مسلمان با حجاب اسلامی خود را در حصن و حریم الهی مییابد, چرا که او سرباز سپاه الهی است که باید بر تعهدی که با خدای متعال بسته, پایبند بوده و از آن چه که گزندی به این تعهد برساند در هراس باشد. گو اینکه لباس ظاهرش نشان از این وظیفه و تعهد دارد. حجاب به گونهای برای او طراحی شده که نه تنها عاطفهی زندگی را حفظ کرده و امکان فعالیت را برای او میسر میسازد, بلکه زن مسلمان محجبه با حضور همیشگی خود در صحنه بر اقتدار و تداوم حرکت صحیح اجتماع به سوی اهداف متعالی نقشآفرین بوده است.
پینوشت:
[1] . در صورتی که قدرت همراه نفوذ گردد و مشروعیت یابد به اقتدار منجر میگردد.
الگوهای معصوم, نظام رفتاری انسان را به ساحتی الهی مبدل میسازند چرا که آنان ساخت رفتاری خود را از جامعه و فرهنگ بشری نگرفتهاند.
هر پدیدهای نشان میدهد که آیا نظامش زنده و پویاست یا بیمار و وامانده, و حجاب نشان دهندهی این است که اسلام همواره زنده و پویا است.
نقش و موقعیت زن در نهاد مقدس خانواده, نقشی پنهان است بدین سبب ظلمهای بی رویهای که در طول تاریخ به زن روا شده است, گاه نقش او را به بینقشی محض نزدیک کرده است, در حالی که استحکام خانواده به ایثار زن قائم بوده و جهان با تردید زن در ایفای نقش او در خانواده دچار صدمات جبران ناپذیری گشته است.
حجاب اسلامی؛ قویترین وسیله برای زن در راه تعدیل و همخوانی نقشهای متعددی است که در خانواده, یا اجتماع به او عرضه شده است.
حجاب هماهنگی میان تمامی اجزای فرهنگی و نقشهای زن را فراهم میآورد و کارکرد تمامی آنها را به سوی وحدت میکشاند.
نحوهی پوشش همواره به عنوان یکی از قویترین وسایل, جهت کنترل نفس و مادیات و کشاندن جوّ جامعه به سوی تعقل و تفکر, مطرح بوده است.

نگرش به زن در قرآن
خداوند متعال از جنبههای تکوینی و تشریعی شرایطی را به وجود آورده است تا زن و مرد راه تکامل را با توجه به ظرفیت خویش بپیمایند1.امّا در شرایطی که بحث تساوی بر اندیشهها سیطره یافته است شایسته است شخصیت و مقام زن را با معیار تساوی در تعالیم قرآنی بررسی نماییم .
1- تساوی در خلقت
طرفداران تساوی یکی از دلایل ستم اسلام به زن را جنس دوم قرار گرفتن زن و خلقت او از آدم و برای آدم می دانند2. در صورتی که این مطلب بر بنیان دینی و اسلامی استوار نیست. در اسلام، زن و مرد در آفرینش و در بعد روحی و جسمی از یک گوهر آفریده شده اند و هر دو جنس در ماهیت و جوهر وجود یکسان هستند . قرآن پیرامون خلقت زن و مرد تعبیر«خلقکم من نفس واحده» (نساء4/1) و « والله جعل لکم من انفسکم ازواجاً» ( نحل 16/72) را به کار میبرد و یکسانی خلقت زن و مرد اندیشهای است که قرآن با صراحت و تأکید « ما خلقکم و لابعثکم الا کنفس واحده» (لقمان / 28) آن را بیان ميکند و به طور کلی در مبانی اسلامی زن و مرد از یک جنس وگوهر و از جان یکدیگرند .
2- تساوی در اجر و پاداش
زن مسلمان تکامل پذیر و اوجگراست و در پرتو شناخت و عمل به معراج میرود و به تعالی ممکن انسانی دست مییابد قرآن هرگاه از کمالات و ارزشهای والای الهی سخن میگوید، مردان و زنان را برابر میداند و پاداش اعمال صالح را مطابق عمل میسنجد و نه جنس.« انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی» (آلعمران3/195) و امکان دست یابی به کمال نهایی و فضایل انسانی را برای زن و مرد به یک اندازه ممکن می شمارد. «کسانیکه کار نیکی انجام دهند پاداشی بهتر از آن خواهند داشت؛ و آنان از وحشت آن روز در امانند..» (نمل 27/89) . در بسیاری از آیات خطاب جمع مذکر خطاب عموم است وشامل تمام انسانها میشود. زن در اسلام همانند مرد از سه خصیصهی مهم؛ اختیار، مسؤلیت پذیری و کمال خواهی برخوردار است. قرآن از زنانی صحبت میکند که قرین فرشتگان و هم کلام آنها هستند و این نمایانگر شخصیت والای زن است .3
اسلام تساوی زن و مرد در ذات، خلقت، اجر و پاداش را میپذیرد و راه و امکان تعالی او را برابر با مرد میداند به گونهای که زن میتواند در مرحلهی تقوا و سیر الی الله، در مرتبهای بالاتر از مرد قرار گیرد و این تنها وابسته به عمل آنهاست.امام خمینی (ره) پیرامون جایگاه زن در اسلام می فرمایند : تاریخ اسلام گواه احترامات بسیار رسول خدا (ص)به این مولود شریف [حضرت فاطمه (س)]است تا نشان دهد زن ارزش ویژه ای دارد که اگر برتر از مرد نباشد، کمتر نیست. رسیدن به حیات طیبه وابسته به عمل صالح است وعمل صالح مردانه نیست. 4
استقلال شخصیت زن: اسلام شخصیت زن را همچون مرد مستقل دانسته و هیچگونه تفاوتی در وجود و حیات این دو قائل نیست و برتری و امتیاز را در هر کدام از آنها تنها به تقوا معرفی کرده است. قرآن کریم می فرماید «ای مردم ما شما را زن و مرد آفریدیم و شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید و گرامی ترین شما بی شک با تقواترین شماست .» (حجرات49/13)در آیه تصریح شده است که زن و مرد وجود استقلالی داشته و هیچ مزیت و برتری بر یکدیگرندارند و زن با تقوا برتر از مرد بدون این خصیصه است. در آیات قرآن که پیرامون آفرینش انسان و استقلال وجودی او بحث شده است، هرگز زن و مرد جدای از یکدیگر نیستند.آنان از یک منشا و جنس و وجود تلقی میشوند و برای هر کدام شخصیتی مستقل قائل شدهاند و زندگی این دو طبق نظام احسن به بهترین وجه مرتبط وآمیخته شده است.5 قرآن کریم استقلال شخصیت وجودی زن و استقلال اقتصادی، سیاسی و عبادی او را مورد تصویب و تأئید قرار میدهد . همانگونه که زنان در بهرهگیری از نتایج فعالیتهایشان ذی حق هستند و از نزدیکان خویش ارث می برند و ارث به جا میگذارند. (نساء 4/32-7 ). تفاوت در تکوین و تشریع: اصولاً همیشه مساوات، مساوی با حق و عدالت نیست و تفاوت نیز همراه ظلم و ستم نمیباشد. چنانچه اگر شاخه و گل یکسان باشد، خلاف عدالت خواهد بود. زن و مرد در نظام خلقت نیز چنین است، اصرار ورزیدن که اینان را مساوی، یا متفاوت بدانیم کاری است بر خلاف طبیعت . بیتردید زن و مرد در حیات انسانی مساویند اما در ویژگیهای جسمانی و طبیعی متمایزند. و همین تفاوت هاست که زمینه ساز درک متقابل، تمایل دوسویه و هماهنگی این دو جنس است. زن و مرد در انسانیت مشترکند امّا در جنسیت هر یک خصایص جنس خویش را دارا هستند و این لازمهی خلقت حکیمانه و هدفمند الهی است. به اعتقاد ما در متن تکوین، ابزار طبیعی دستیابی به هدف نهایی و غایت خلقت در دسترس زن و مرد قرار گرفته است، همین طور تشریع راه به کارگیری استعدادهای طبیعی برای نیل به مقصود را پیش روی انسان قرار داده است. زیرا تکوین و تشریع هر دو در راستای حرکت به سمت یک هدف قرار گرفتهاند و متناسب و هم جهتاند و از دیگر سو تفاوت سبب نقص یا کمال نیست و جهان آفرینش آکنده از تفاوتها و اختلاف توانایی هاست امّا کسی چنین اختلافی را به خودی خود نشانهی عیب یا کمال نمیداند. به طور مثال، قدرت شنوایی و بویایی بسیار بالای سگ، کمبود در تعالی انسانی نیست.
پینوشتها
1- زیبایی نژاد ، محمد رضا، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام ، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 137۹
2 - احمدی خراسانی، نوشین، زنان زیرسایه پدر خواندهها، ، نشر توسعه، 1381ش، ص 142
3 - مجلسي ، محمدباقر ، بحار الانوار ، ج43 ، موسسه وفاء ، بيروت ، چ دوم ، 1403ق، ص79
4 - خميني ، روح الله ، صحیفه نور ، ج14 ، وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي، تهران ، چ دوم ،1378
۵- دوست محمدی ، هادی، شخصیت زن از دید گاه قرآن، نشر بین الملل، 138
.jpg)
|
پوشش انسان، به اندازه تاريخ آفرينش او قدمت دارد. پوشش و لباس هر انسان، بيانگر هويت او در جامعه است. اما آن چه در همه عصرها ديده مي شود، توجه ويژه به حفظ حجاب و حرمت زنان و مردان مسلمان بوده، حجابي كه در عين زيبايي و آراستگي، متناسب با هويت و شخصيت افراد جامعه باشد. نكته قابل تأمل در بحث حجاب اسلامي افراط و تفريط هاي رايج در جامعه است كه باعث شده جوانان نتوانند در شرايط عادي پوشش مورد نظر خود را انتخاب كنند. از اين رو، پوشش جوانان، هم اكنون تبديل به يكي از اساسي ترين چالش هاي خانواده هاي ايراني شده، نسل جواني كه هم مي خواهد زيبا و آراسته بپوشد و هم مطابق عرف و شرع اسلامي در جامعه رفتار كند. درباره كاركردهاي حجاب در جامعه اسلامي با دكتر عليرضا شريفي عضو پژوهشگاه تعليم و تربيت گفت و گو كرده ايم. وي در اين باره مي گويد: علاوه بر كاركردهاي عمومي پوشش يعني جلوگيري از سرما و گرما و كاركردهاي ثانويه يعني عفت و حيا است كه اغلب مردم از آن مطلع هستند، يكي از مهمترين كاركردهاي پوشش، بحث زينت است. در شرع مقدس اسلام پوشش از اين منظر مورد توجه قرار گرفته و اسلام به ظاهر مرد و زن مسلمان توجه زيادي نشان داده است. از سوي ديگر استانداردهاي لازم پوشش زن و مرد در اسلام معرفي شده است اما جنبه هاي پوشش تابعي از شرايط زماني و مكاني و قابل تغيير است بنابراين مردم مسلمان ايران نيز به تبع شرايط موجود زماني و مكاني مي توانند به تنوع رو آورند. آنچه امروز به معناي «مد» وجود دارد و تنوع زيادي از حيث رنگ و مدل برخوردار است، بايد طبق شئونات اسلامي وارد جامعه شود. اين كار بايد توسط گروهي از متخصصان امر از جمله طراحان لباس صورت بگيرد تا شاهد تنوع در پوشش و در ارائه مدل هاي جديد پيشتاز باشيم. از اين نظر تفاوت طراحان ما با طراحان خارجي در اين است كه آن ها استانداردي ندارند در حالي كه ما استاندارد داريم و آن احكام شرع است. به گفته وي جامعه شناسان نيز بايد همكاري نزديكي با طراحان داشته باشند تا مخاطب شناسي كنند و تنوع رنگ و لباس را متناسب با شرايط فردي و اجتماعي اقشار مختلف ارائه دهند. مطالعه مردم شناسان در باب فرهنگ پوشش در سراسر ايران نشان مي دهد طي ٦ هزار سال گذشته مردم ايران هرگز پوشش هاي عريان و نيمه عريان نداشته اند و از اين حيث، مردم شناسان منابعي بسيار غني در مناطق مختلف براي الگو گرفتن و ايجاد تنوع در لباس دارند و مي توانند كمك بزرگي براي طراحان لباس باشند. به هر حال بايد تلاش كرد تا پوشش را در قالبي امروزي تر مطرح كرد تا مقبول جامعه باشد و مخاطبان با سليقه هاي متفاوت بتوانند از آن استفاده كنند. بايد توجه داشت كه گاهي اوقات آنچه به نام شرع در عرصه پوشش مطرح مي شود، سليقه ها و عرف امروز ماست و ربطي به شرع ندارد. استاندارد پوشش همان است كه مرجعيت اعلام مي كند و غير از آن هرچه هست، عرف غلط رايج در جامعه است. دكتر شريفي درباره گستردگي بحث حجاب و اهميتي كه به آن در ايران داده شده گفت: يكي از دلايل ناكامي ارائه پوشش متناسب و امروزي براي مردم، ارائه نكردن الگوهاي مناسب در اين زمينه است. ارائه يك قالب خاص براي همه، اشتباه بزرگي است زيرا همه طيف هاي جامعه قطعا در آن نمي گنجند و بايد تمام سليقه هاي اقشار مختلف را مورد توجه قرار داد و حجاب را طيف بندي و به عنوان مثال به شكل حجاب برتر، حجاب مطلوب و حجاب ايده آل مطرح و تعريف كرد. به عبارت ديگر ما بايد حداقل استاندارد پوشش را مشخص كنيم و بعد افراد جامعه را آزاد بگذاريم تا نوع پوشش خود را انتخاب كنند، بنابراين بايد تنوع در پوشش داشته باشيم تا دختر و پسر جوان مجبور به پوشيدن يك مدل لباس ثابت نباشند و از آن دلزده شده و به سمت پوشيدن لباس هاي تقليدي و اغلب ناهنجار بروند. از سوي ديگر اغلب خانواده هاي ايراني مقيد و داراي معيارهاي اسلامي هستند اما وضعيت پوشش جوان قبل از خانواده، توسط مدرسه و رسانه ها شكل مي گيرد. در آموزش و پرورش كنوني، لباس فرم يك رنگ و ثابت براي بچه ها در مدارس و مربوط كردن نمره انضباط به نوع پوشش و توضيح ندادن فلسفه پوشش به دانش آموزان، از مهم ترين اشتباه ها در سيستم آموزشي است كه بايد اصلاح شود. وي ادامه مي دهد: رسانه ها نيز نقش به سزايي در ارائه پوشش هاي متنوع دارند و بچه ها از تلويزيون، سينما و... پيام هاي رسانه اي متعددي دريافت مي كنند و تحت تاثير قرار مي گيرند، تاثيري كه شايد خيلي دير از ذهن جوان يا نوجوان پاك شود. در هر حال بايد توجه داشت مشكل حجاب جوانان را بايد ريشه يابي كرد و با برخوردهاي سطحي اميدي به حل اين مشكل وجود ندارد. وي درباره نقش خانواده و والدين درباره پوشش گفت: به طور مسلم بخشي از رفتار جوانان، تقليدي است، در واقع نسل جديد، به نوعي تكرار نسل قبل است. وقتي والدين كمتر حجاب را رعايت كنند نمي توان از فرزندان توقع داشتن پوشش صحيح را داشت. اما گاهي اوقات هم جوان يك خانواده متدين، پوشش صحيحي ندارد در چنين مواقعي بايد فلسفه پوشش براي نوجوان يا جوان توضيح داده و خط قرمزها با احتياط براي او روشن شود. سخت گيري در چنين مواردي بي فايده است و هرگز نبايد حداكثرها را از جوان بخواهيم و از آن جايي كه رفتار تابعي از نگرش و نگرش تابعي از دانش است بنابراين تا زماني كه او دانش و اطلاعات كافي درباره پوشش نداشته باشد، نمي توانيم از او انتظار رعايت حجاب را داشته باشيم زيرا رفتارهاي او تابعي از نگرش و دانش اوست. خانواده ها اغلب سيكل معيوبي را درباره پوشش جوانان طي مي كنند يعني به محض اين كه متوجه پوشش نامناسب او مي شوند، او را مجبور مي كنند، لباسي كه از نظر آن ها مناسب است را بپوشد در حالي كه براي تغيير رفتار جوان، بايد دانش او را بالا ببريم. جوان بايد بداند كه پوشش مناسب چه محاسني دارد تا اندك اندك نگرش او عوض شود و بر رفتار او تاثير بگذارد. در مواردي كه والدين اطلاعات كافي و يا توانايي آموزش جوان خود را ندارند، بايد از مشاور استفاده كنند. متاسفانه اغلب والدين تصور مي كنند در موارد آموزشي نيازي به مشاوره ندارند و شيوه صحيح برخورد با جوان را مي دانند در حالي كه اين طور نيست. تعليم و تربيت، علم است و والدين بايد در اين رابطه از اهل فن كمك بگيرند. دكتر شريفي اهميت آموزش و پرورش در بحث حجاب را بار ديگر مورد تاكيد قرار داد و گفت: آموزش خانواده در انجمن اولياء و مربيان، بستر مناسبي براي حل مشكلات جوانان است. والدين بايد ياد بگيرند چطور با جوان خود برخورد كنند بايد مورد به مورد اين مشكلات مطرح شود و والدين به همراه مربيان تلاش كنند جوان را به مسير صحيح برگردانند. البته نتيجه هميشه قطعي نيست و نياز به زمان دارد. نبايد فراموش كرد در زمينه پوشش معلم نقش اساسي تري از پدر و مادر دارد، زيرا بحث پوشش از زماني مطرح مي شود كه بچه از دوره پيش دبستاني وارد مدرسه مي شود بنابراين تاثير آن را نبايد دست كم گرفت. |
|


به گفته یک فوق تخصص گوارش ، سندرم روده تحریک پذیر یکی از بیماری های شایع گوارشی در افراد جوان است که اضطراب و استرس در بروز این حالت نقش موثری دارد.
به گزارش ایرنا از دانشگاه علوم پزشکی ایران، دکتر “شهرام آگاه” عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران گفت: سندرم روده تحریک پذیر ، یک اختلال شایع در کارکرد روده است که ویژگی اصلی آن تغییر در اجابت مزاج و درد شکمی است. اغلب مبتلایان زیر ۴۵ سال هستند ولی ممکن است افراد مسن هم درگیر شوند، اما زنان دو تا سه برابر بیشتر به این بیماری مبتلا می شوند.
وی افزود: شایعترین شکایت بیماران ، درد شکم همراه با تغییر اجابت مزاج به صورت یبوست، اسهال یا هر دو است، اما درد در سندروم روده تحریک پذیر می تواند در قسمت های مختلف شکم احساس شود.
آگاه اظهار داشت: درد شکمی تقریبا در تمامی بیماران فقط در ساعات بیداری وجود دارد و اغلب با مصرف غذاهای خاص یا استرس افزایش می یابد و با دفع گاز یا مدفوع کاهش پیدا می کند.
به گفته وی تغییر اجابت مزاج شایع ترین نشانه بالینی سندرم روده تحریک پذیر است که مهمترین حالت آن به صورت یبوست همراه با اسهال به صورت متناوب و یا به صورت دوره ای است.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران با بیان اینکه اتساع شکم، نفخ، باد گلو زدن یا دفع گاز شایعترین شکایت بیماران مبتلا به سندروم روده تحریک پذیر است افزود: بسیاری از بیماران از سوء هاضمه، سوزش سردل، تهوع و استفراغ شکایت دارند. سندوم روده تحریک پذیر ممکن است دستگاه گوارش فوقانی را درگیر کند اما این علایم ممکن است نشانه وجود همزمان زخم یا جریان بیش از حد اسید از معده به مری باشد.
فوق تخصص گوارش تصریح کرد: افراد مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر اغلب افراد حساس و زودرنجی هستند و بیش از سایر افراد دچار استرس می شوند. اضطراب و افسردگی در این بیماران شایع تر است و در پاره ای از موارد نیاز به مشاوره با روانپزشک وجود دارد.
وی با بیان اینکه بیمار باید از مصرف غذاهای که بیماری را تشدید می کند خودداری نماید گفت: قهوه، کلم، لوبیا، بادمجان، ترب و سبزی ها و میوه های خام و در بعضی از بیماران شیر و لبنیات باعث تشدید علایم بیماری می شود.
این متخصص افزود: در بیمارانی هم که این مشکل به صورت یبوست بروز می کند ، مصرف غذاهای پر فیبر از جمله سبوس یا داروهای افزاینده حجم مدفوع می تواند مفید باشد، اما همین داروها در برخی افراد باعث افزایش نفخ و اتساع شکم می شود.
کسانی که در دوره کودکی از محبت زیاد مادری برخوردار بوده اند در بزرگسالی بهتر می توانند
از پس مشکلات و فشارهای روحی برآیند.
بوسیدن ، در آغوش گرفتن یا ابراز محبت زبانی باعث افزایش مقاومت روحی و عاطفی می شود.
محققان با بررسی ۵۰۰ نفر در ایالت رود آیلند آمریکا که در دوره کودکی و بزرگسالی موضوع تحقیق بودند،
به این نتایج دست یافتند.
براساس این گزارش در نشریه اپیدمی شناسی و بهداشت اجتماعی، پیوند محکم مادر و فرزند ممکن است
نقشی کلیدی داشته باشد.
اما کارشناسان می گویند مهم است مادر بداند که چه زمانی باید رفتارش را تغییر دهد. محبت بیش از حد
مادری می تواند باعث مزاحمت و خجالت برای فرزند شود، به خصوص وقتی بچه ها بزرگتر می شوند.
نویسندگان این مقاله علمی تحت سرپرستی دکتر جوانا ماسلکو می گویند: محبت زیاد مادری احتمالا
باعث پیوندهای محکم می شود.
محبت مادری نه تنها باعث کاهش فشار روحی می شود بلکه کمک می کند که کودک به مهارت های بهتر
در زندگی اجتماعی دست یابد.
در این مطالعه یک روانشناس کیفیت رفتار مادر را در جریان معاینه هشت ماهگی کودک سنجید.
این روانشناس کیفیت رسیدگی مادر به نیازها و عواطف کودک را ارزیابی کرد و براساس گرمی روابط
به او “نمره محبت” داد.
سی سال بعد محققان به سراغ همان کودکان رفتند و از آنها خواستند در مطالعه ای درباره وضعیت روحی
و عاطفی شان صحبت کنند.
همچنین از آنها سوال شد که آیا تصور می کنند مادرانشان به آنها محبت داشته اند یا نه که جواب ها از
“شدیدا موافق” تا “شدیدا مخالف” متغیر بود.
نتایج نشان داد، کودکانی که محبت زیادی از مادرانشان دیده بودند از پس انواع نگرانی ها بهتر برمی آیند.
به خصوص فرزندان مادران با محبت در مقایسه با بچه هایی که مادران سردی داشتند،
خیلی بهتر از پس اضطراب برمی آمدند.
محققان نوشتند: “جالب است که مشاهده میزان محبت مادری در نوزادی می تواند گویای توانایی فرد در
مقابله با اضطراب در ۳۰ سال بعد باشد.”
این محققان گفتند که این یافته ها بر مجموعه شواهدی می افزاید که نشان می دهد سال های اول زندگی زمینه
را برای تجارب بعدی آماده می کند، اما آنها تاکید کردند که نباید تاثیر سایر عوامل مانند شخصیت،
تربیت و کیفیت مدرسه را نادیده گرفت.

ام سلمه میگوید: فوراً بلند شدم و در را باز کردم، دیدم علی بن ابیطالب است ولی به خدا قسم علی صبر کرد تا من در محل مستور و پوشیده ای رفتم بعد داخل شد.
امیرالمومنین به محض داخل شدن سلام کرد و رسول خدا پاسخ او را داده فرمود بنشین. امیرالمومنین نشست اما جلالت و عظمت رسول خدا مانع است که حرفی بزند، سر خود را پائین انداخته گویی برای حاجتی آمده است اما از اظهار آن حیا میکند.
رسول خدا فرمود گویا برای حاجتی آمده ای هر چه می خواهی بگو امیرالمومنین عرضه داشت پدر و مادرم فدایت باد از کوچکی در دامان پر مهر شما بزرگ شده ام شما مرا غذا دادید و مرا ادب نمودید و از پدر و مادرم بر من مهربانتر بودید و بالاتر از همه خدای تعالی مرا بدست مبارک شما هدایت فرمود و از حیرت و شک بیرون آورد و شما ای رسول خدا بخدا قسم ذخیره من هستید در دنیا و آخرت. . .
ای رسول خدا من دوست دارم خانه ای داشته باشم و زوجه ای انتخاب کنم تا موجب آرامش من باشد و اینک من آمده ام تا از دختر گرامی ات فاطمه خواستگاری کنم.


زن جماعت ظریف و بسیار دقیق و سرشار از محبت و عاطفه که یقینا شناخت آنها بدون کمک خداوند متعال محال است
،و چه از بابت قدرت سخن وری و کلام و یا از بابت تاثیر گذاری میخ گونه بر مغز مردان با سلاح زیبایی و اشک و ...
و خداوند مردان را محفوظ بدارد!
بعد از این مقدمه ی ادبی لازم است که نکته ای کوچک ولی بسیار مهم رو به عرض دوستان برسونم.

و اما نکته:
این تصور که:
من دیروز به همسرم ابراز محبت کردم و به اون گفتم که دوستش دارم و همین برای یک هفته کافیه؛ بسیار بچه گانه است.
خانومها موجی از احساسات هستند که دائما در حال تلاطم اند.
توجه کنید که هرگز نباید این موج از حرکت بایستد و گرنه این موج دچار رکود شده و سرانجام آب زلال اون کدر و کم کم خراب می شود.
این کدر شدن و خراب شدن به معنی افسردگی و از دست دادن اعتماد به مرد است.این امر به مرور باعث میشه که زن احساس کند که شوهرش به اون محبت نمی کنه و یا قدر زحمات اونو نمی دونه.اگر چه شاید همسر اون واقعا مرد زحمت کشی باشه اما موفقیت با یک نقشه ی دقیق بدست می آید.
به این مثال دقت کنید:
فرض بفرمایید که دارید دنبال یک گنج می گردید.یک نفر به شما آدرس دقیقی از جای اون گنج میده ،به این صورت:
دوقدم به راست میری.50 قدم مستقیم .سپس یک چاله می کنی به عمق 1 متر و ...
دقت کنید که برای پیدا کردن این گنج بیشتر از زور بازو،عقل لازمه!نمی شه بگیم که من 100 قدم مستقیم میرم تا گنج بیشتری بدست بیارم!بلکه باید همون آدرس رو دقیق رفت.
در زندگی زناشویی هم همین جوره.کاره زیاد شما(آقای محترم)،جای محبت به همسرت رو ابدا پر نمی کنه.اگر چه که زحمات شما و تلاش تون برای رفاه و آسایش همسرتونه اما کار فقط بخش کوچکی از این احساس آرامش و خوشحالی رو برای همسرتون تامین میکنه.
توجه داشته باشید که این اشتباه رایج اکثر مردهاست.توقع دارند که وقتی وارد خونه میشن همسرشون برای اونها تعظیم کنه چون اونها از صبح سر کار رفتند،غافل از اینکه همسر اونها هم از صبح در منزل و یا بیرون کار مشغول به کار بوده.
اما برگردیم سراغ موضوع:

برای اینکه بتونید شخصیت یک خانوم رو درک کنید به این مثال توجه کنید.
یک ظرف پر آب رو در نظر بگیرید که به علت شکستگی کوچکی در دیواره ی اون،آب به آرامی از اون خارج میشه.
یقینا ما برای اینکه بتوانیم همیشه آب داخل اون رو در یک سطح بالا و ثابتی نگه داریم باید مدام به اون ظرف آب اضافه کنیم.
ریختن آب توی اون ظرف همون محبت های روزانه ی ما به همسرمونه.البته واضحه که نمیشه یک دفعه برای یکسال جلو به جلو توی ظرف آب ریخت.یعنی این تداوم و آهستگی باید همیشه ادامه داشته باشه.
سعی کنید همیشه این موج قدرتمند و انرژی بخش رو در همسرتون فعال نگه دارید.
ساکت شدن این موج باعث آشفتگی زندگی تان خواهد شد.
درست در لحظاتی که همسران عاطفی و سرشار از محبت شما دچار کمبود انرژی می شوند،شیطان وسوسه های خودش رو شروع می کنه.
نگذارید همسرتون توی خودش باشه.به اون ور برید و اگه مشکلی داره از اون بخواین تا با شما در میون بگذاره.مطمئن باشید صحبت کردن در مورد قضیه ی مورد نظر همسرتون مفید خواهد بود.
اما اینکه چه موقع وقت شارژ همسرتونه،تشخیصش با خودتونه.
شاید یکی از راهها خوب برای ابراز محبت در این موارد این باشه که همسرتون رو بغل کرده و به روی تخت خواب برده و کمی با هم معاشقه کنید.در همین حال و درست زمانی که اخم اون داره تبدیل به خنده می شه ،می تونین از همسرتون بخواین که با هم کمی صحبت بکنید.
هر وقت دیدید همسرتون وارد استدلالات خشک مردانه شده و به کلی شخصیت مردانه به خودش گرفته،سریعا عاطفه ی خون همسرتون رو بالا ببرید.
بیشتر آفت های ما در زندگی روزانه غافل شدن از همین نکته است.
این قدر ما مطلب زدیم و حدیث آوردیم که به همسرتون بگید دوستت دارم اما ظاهرا بعضی از آقایون از هیچکی حرف شنوی ندارند.
به هرحال من آنچه شرط بلاغ است می گویم.
البته به قول حجت الاسلام آقای دهنوی،خانوها برای دریافت محبت به 3 دسته تقسیم می شوند.
1)محبت زبانی برای عده ای کافی است!
2)بعضی ها باید محبت نوازشی هم بشنود!
3)و گروه سوم که محبت مالی آنها را آرام می کند 
به هر حال وجه مشترک هر 3 گروه :محبت زبانی است.
موفق باشید و از زندگی زیباتون لذت ببرید.
زیر سایه ی امیرالمومنین علی علیه السلام
جهیزیه و مهریه ی فاطمه زهرا(س)
پس از شنیدن جواب مثبت از رسول اکرم(ص) در رابطه با ازدواج با حضرت زهرا(س)،
پیامبر اکرم(ص) رو به امیر مؤمنان(ع) کرد و فرمودند:
آیا چیزى از امکانات مالى و اقتصادى براى ازدواج در اختیار داری؟
آن حضرت پاسخ داد: پدر و مادرم فدایت باد! به خداى سوگند شرایط اقتصادى من بر شما
پوشیده نیست. همهى ثروت من در حال حاضر یک شمشیر ستم سوز است و یک زره براى جهاد
و یک شتر آبکش براى کسب و کار.
آرى! این دارایى على علیهالسلام است و این تمامى امکانات مالى و اقتصادى اوست که
مىخواهد با دخت یگانهى پیامبر پیمان زندگى ببندد.
پیامبر گرامى در برابر صداقت و جوانمردى وصفناپذیر امیر مؤمنان در اوج کرامت و بزرگوارى فرمود:
على جان! اما در مورد شمشیرت نظرم این است که شما به او نیازمندى تا بوسیلهى آن در راه
خدا و دفاع از حقوق و امنیت انسانها به جهاد برخیزى و دشمنان تجاوز کار خدا را سر جایشان
بنشانى.
در مورد شترت نیز نظرم این است که آن هم وسیلهى کار و درآمد توست. بوسیلهى آن، هم
نخلستانت را آب مىدهى و براى خانوادهات هزینهى زندگى فراهم مىآورى و هم زاد و توشهى
سفرت را جابجا مىنمایى.
پس از تعیین زرهى حضرت على علیهالسلام به عنوان مهریه حضرت زهرا (س) حضرت رسول
اکرم فرمودند: اما من دخت فرزانهام را به ازدواج تو در خواهم آورد و در برابر این پیمان براى زندگى
مشترک و به نشان صفا و صداقت، اینک زرهات را بفروش و پول آن را بیاور تا ترتیب این کار را
بدهم.
امیر مؤمنان به دستور پیامبر به بازار شتافت و زره مورد اشاره را به حدود پانصد درهم فروخت و
پول آن را به پیشواى بزرگ توحید و آزادگى تقدیم داشت. و مقرر گردید که این پول، «مهر» برترین
و والاترین بانوى جهان هستى، سالار زنان گیتى و دخت فرزانهى سالار پیامآوران خدا، محسوب
میگردد.
پیامبر گرامى بدینسان و با این مقدمات، دخت نمونهى خویش را به ازدواج امیر مؤمنان درآورد و
با همین سادگى و سهولت و بزرگمنشى این پیوند پرشکوه انجام پذیرفت تا زنجیرهاى گران
اوهام و خرافات و تقلیدهاى احمقانهاى که بر دست و پاى مردم پیچیده شده بود، همه را در هم
نوردد و مردم که در مقام و منزلت علمى و عقیدتى و معنوى هرگز با این خاندان شکوهبار قابل
مقایسه نیستند، از شیوهى انسانى و آزادمنشانهى آنان پیروى کنند.
پیامبر دخت گرانمایهاش را که سالار زنان گیتى بود با مهریهاى اندک به عقد شهسوار اسلام
درآورد تا دختران آزاده و روشنفکر و اندیشمند مسلمان، خویشتن را از این قید و بندها و آداب و
رسوم غلط و مهریههاى سنگین و تشریفات کمرشکن رها سازند و از ازدواج سهل و آسان و بر
اساس صفا و عشق پاک و وفا سر بازنزنند.
سند آسمانى یا مهریه حقیقى حضرت زهرا
در بعضى از روایات دیگر آمده که خدا به رسول خویش فرمود:
انى جعلت نحلتها من على (ع) خمس الدنیا و ثلث الجنه و جعلت لها فى الارض اربعه انهار. الفرات، و نیل مصر، و نهروان، و نهر بلخ، فزوجها، انت یا محمد بخمس ماه درهم، تکون سنه لامتک. (12)
من خمس دنیا و ثلث بهشت را مهر فاطمه قرار دادم که به ازدواج على درآید و در زمین چهار نهر
را مخصوص او گردانیدم.
نهر فرات، و نیل و نهروان و نهر بلخ را. (نهروان نام شهرى است نزدیک بغداد در اینجا مقصود از
نهروان نهر آبى است که نزدیک آن شهر قرار داشت).
و تو اى محمد مهر زهرا را پانصد درهم قرار ده تا سنتى باشد از براى امت تو.
شایان ذکر است که در آن زمان پانصد درهم نقره معادل دو مثقال و نه نخود زر خالص بود.
«احمد بن یوسف دمشقى» در کتاب خویش «اخبارالدول و اثارالاول» در این مورد آورده است که:
دخت ارجمند پیامبر هنگامى که شنید پدر گرانمایهاش پس از رضایت او، وى را به ازدواج على
علیهالسلام درآورده و صداق او را بسیار اندک قرار داد، به آن حضرت گفت:
«اى پیامبر خدا! دختران مردم عادى نیز همینگونه ازدواج مىکنند و مهریهى آنان از همین
درهمها و دینارهاى دنیوى است، پس فرق ما و آنان چیست؟ من از شما تقاضا مىکنم که این
مهریه دنیوى و مادى را به شوى گرانقدرم على علیهالسلام بازگردانى و خود از خدا بخواهى که
مهریهى مرا شفاعت گناهکاران امت قرار دهد.»
درست پس از این خواستهى فاطمه علیهاالسلام بود که فرشتهى وحى فرود آمد و کاغذى از
حریر با خود آورد که در آن اینگونه نوشته شده بود:
«خداوند مهریهى فاطمه را شفاعت گناهکاران امت پدرش قرار داد.»
و به همین دلیل هم بانوى بانوان آن سند آسمانى را نگاه داشت تا به هنگامهى مرگ در درون
کفن او قرار دهند و فرمود:
«هنگامى که در روز رستاخیز برانگیخته شدم، این سند آسمانى را بدست مىگیرم و طبق آن از
گناهکاران امت پدرم پیامبر، به اذن خدا و خواست او، شفاعت مىنمایم.» این روایت همانگونه
که از نظرتان گذشت نمایشگر عظمت و شکوه بانوى بانوان و همت والاى اوست، چرا که او از
پدرش مىخواهد که این موقعیت رفیع و این مقام پرفراز را براى او بخواهد و دعاى پیامبر نیز
مورد پذیرش قرار مىگیرد و در برابر خواستهى پیامبر آن سند آسمانى فرود مىآید که به خواست
خدا در روز رستاخیز حقیقت آن براى همه روشن مىشود.
در این مورد «صفورى» در کتاب خویش «نزههالمجالس» از «نسفى» آورده است که:
فاطمه علیهاالسلام از پیامبر گرامى تقاضا کرد که خداوند مهریهى او را شفاعت امت پیامبر در روز
رستاخیز قرار دهد و پذیرفته شد و در آن روز است که مهریهى خویش را خواهد خواست.
به هر حال روایات بسیارى از امامان نور بیانگر آن است که خداى جهانآفرین در روز رستاخیز جزء
مهریهى فاطمه علیهاالسلام شفاعت او را در حق گناهکاران امت پیامبر، قرار داده است.
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام پس از خواستگاری از فاطمه زهرا علیهاسلام و شنیدن
پاسخ مثبت از بانوی اسلام، زره خود را فروخت و پولش را نزد رسول خدا برد. پیامبر هیچ
سؤالی از مقدار پولها نفرمود. فقط مشتی از آن پول را برداشت و به بلال حبشی داد و فرمود:« برای فاطمه عطر بخر.»
سپس با دو دست خود مشتی دیگر برداشت و به ابوبکر داد و فرمود:« برای فاطمه لباس و اثاث
منزل تهیه کن.» و عمار یاسر و چند نفر دیگر را برای کمک به او روانه فرمود.
صورت جهیزیه فاطمه علیهاسلام عبارت بود از:
وقتی جهیزیه را نزد رسول خدا آوردند، پیامبر نگاهی به آن کرد و اشک در چشمان مبارکش
حلقه زد. آنگاه سر خود را به آسمان بلند کرد و عرضه داشت:« خداوندا به این قوم که بیشتر
ظروفشان گِلی است، برکت عنایت فرما.»
درگستره تاریخ زنده گی بشر ،زن وموقعیت آن، ونیز حقوق وی، بارها مورد بحث وگفتگو های رجال دینی ،ودانشمندا ن وحقوق دانان، وسیاست مدارا ن جهان ،ببررسی گرفته شده ا ست . ونیز با اندک دقت ومطالعه روی، ادوار تاریخ، هستی بشر ،روشن میگردد ،که در میان همه اقشاربشری ،جنس زن ،بیشتر از دیگران مورد ستم وتوهین ونا روائی قرار گرفته است.
و بدون تردید در تاریخ سیاه قدیم، ودر سر زمین های همانند ،روم، هند ،یونان ،ایران وعرب جاهلی قبل از اسلام ،جفاهای ناروا وستم های جبران ناپذیر ی، را بر جامعه زنان تحمیل نمودند. بنحویکه سطور تاریخ ،ضایع گردیدن بسیاری از حقوق آنهارا، در حافظه خویش محفوظ داشته است .جامعه زنان، در آن زمان، وسر زمین ها، در نقاب ذلت وزنده گی توئم با تحقیر، حیات جانکاه خویش را، سپری ساخته است . قرآن این کتاب آسمانی اسلام، با اشاره بسیار کوتاه، تاریخ زنان آنزمان راباز گو کرده ومیفر ماید
واذابشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسوداوهو کظیم /
هر گاه برای کسی بشارت ولادت دختری داده میشد چهره آنها سیاه میگردید، واحساس ذلت میکردند، واز داشتن دختران رنج میبردند.وچه بسا برخی از این گل های باغ هستی را زنده بگور میساختند.اما با درخشش نور وحدانیت، وآغاز رسالت پیامبر اسلام، ونزول پیام آسمانی، وکلام وحی الاهی، توسط منجی بشریت ،پیامبر اسلام ،تاریخ وجفاکاران بجامعه زنان را بمحکمه میکشاند وبا شعار درخشنده خویش ،روی آنها را سیاه کرده میفر ماید ...بای ذنب قتلت ،بکدام گناه زنده بگور شدند ،این گل های باغ هستی وفرشته ها ی خلوص وپاکی به کدام گناه در آغوش خاک آرمیدند . آری ازاین روش عملی وواقعیت تلخ زندگی آنها که بگذریم ،از دید گاه نظری، وفکری هم، یکی از بحث های جوامع قدیم وفر هنگ کهن ،اقوام فوق همین بود، که آیا زن از حیث ماهیت وجودی، وخصلتهای روحی همانند مرد آفریده شده ،ویا اینکه روح زن، نسبت بمرد از جنس دیگری است .وهمچنان گفته میشد، که زنان اهلیت وشایستگی مردان را نداشته ومقام آنها از مرتبه مردها نا چیز تر میباشد. وبسیار رایج بود ،که بغیر از زمان ضرورت اطاق خواب آنها از جای استراحت مردان فاصله داشت. ودر نتیجه آنها از خویشتن حق انتخاب نداشتند، حق رئی نداشتند، از خانه بیرون شده نمی توانستند .اسامی ویژه از جانب مردها روی آنها گذاشته می شد ،همانند ضعیفه ،عاجزه، سیاه سر ،آنهارا کسی باسم، صدا نمی کرد. چه بسا اگر کسی زنی را، باسم صدا میکرد جنگها صورت گرفته، گدورت هاایجاد میشد .حق خرید وفروش آنها مثل دیگر اجناس وکالاها در اختیار مرد ها بود. واحیانا آنها را با پول رایج زمان میفروختند. چنامچه که امروز چنین کاری نیز صورت میگیرد. با تاسف ودریغ باید گفت ،نسبت بمقام والای زن اینقدر توهین وتحقیر صورت می پذیرفت، که قلم از بیان آن خجل وشرمنده میگردد وگوشودن صفحات زندگی آنها حکایت از از نگون بختی وسیاه روزی تاریخی آنها میکند .هر چند ما امروز از نظر تاریخی، فر هنگی، وفکری با زمان وتاریخ قدیم بسیار فاصله داریم. وانسان کنونی دگر خاک نشین نیست وبا فلک پنجه در انداخته وهر روز بفکر فتح قله های عظیم از طبیعت می باشدو ،چهره سیاه هستی قدیم با عصر طلائی جدید هر گز قابل ارزیابی نیست .اما متاسفانه باید پذیرفت که با مختصر دقت، باسانی در خواهیم یافت ،که جاهیلیت قدیم جایش رادر مورد معامله با جامعه زنان بجاهیلیت عصر نوین داده است. هم چنان که ذکر گردید در عصر جاهیلیت ودوران وحشت وتاریکی، زنان فروخته میشدند .اکمون نیز زن وجامعه زنان به اشکال گوناگون وروش های جاهیلی نوین دیگری، در معرض فروش وستم های جفا کارانه وشکنجه های روحی وروانی دیگری، قرار گرفته اند .آنها بعنوان تنها وسیله برای استفاده های شهوانی وهواهای جنسی دیگران از مقام وموقعیت فطری وپاکی خدادادی خویش پائین آمده هر روز سقوط میکنند ... ا
اگر بزبان ساده وبدون ابهام بخوهیم چهره زن امروز را بتصویر بکشیم، تلقی ورویکردیکه جهان نوین وسیکولاریسم؛، دیمکرات گراها وما فیهای جنسی، از قشر وجامعه زنان دارند این هست که زنان باید فقط تن بخواسته های جنسی مردان آزمند داده وبعنوان ابزار بی اراده در خدمت مردان قرار گرفته روزگار وزندگی خویش را برای امور فوق سپری نمایند .اگر چه در برخی جوامع چنین ادعا میشود که اکنون زن آزادی وجایگاه اینسانی خویش را بدست آورده است. اما رفتار وروشهای واقعی در مورد زنان جهان بویژه، زنان غربی، چنین ادعای را ثابت نمی سازد .جاهلیت نوین بمراتب مقام ومرتبه زن را پائین تر آورده است، ووی را در انظار مردان ذلیل تر وناکار آمد تر نشان میدهد .اگر بخواهیم بپدیده های عینی وواقعی جاهیلیت جدیدومعاصر، اشاره نمائیم، بآسانی خواهیم دید که هم اکنون تقریبا در بسیاری از نقاط جهان ظرفیت های زنان در نظر گرفته نمی شود وموردبهره بر داری نادرست قرار می گیرد .زیبائی های خدادادی آنها وهویت وگوهر وجودی وپیکر واندامهای شخصی آنها در خلال فیلم ها ،عکسها ،تلویزیون ها ودیگر وسائل جمعی ،بصورت مفت ومستهجن ،بمعرض نمایش ونگاه های مرض آلود جنسی وشهوانی قرار داده میشود .
وبدتر از آن اینستکه، برای جنس زن فهمانده اند که ارزش ومقام واقعی وی در گرو برهنگی وهرزگی او می باشد .وبا قرار گرفتن زن در این موقعیت ،کمالات معنوی وفرهنگی ،سیاسی وعلمی وی زیر سوال، وظرفیت های بشری او پایمال هوس بازان قرار میگیرد .و سر انجام او بپوچی خویش اقرار نموده گویا باور می کند که هستی وی بخاطر هستی مردان آفریده شده است .ویا در جائیکه او باید بدرخشد صفحات اول مجله ها، صفحه تلویزیونها وپرده سینماها است .طبیعی است که هستند شمار فراوان از زنان که با درک هویت وشناخت ماهیت، واستعداد های معنوی وکمالات وجودی خویش، در یافته اند که می توانند با حق استفاده وحضور در جامعه وعرصه های اجتمائی ،بعنوان همسری زیبا، ومهربان ،وجذاب ودلپذیر ،یا بمثابه مادری، دلسوز، وخواهری فداکاردر کنار مردان، از درخشش ویژه بر خوردار گردند .وبا کسب چنین ویژگی ها ی برای جامعه خویش منبع خیر وخدمت ،برای خود، وفرزندان شان، مایه ثبات وآرامش گردند. وما نیز باور داریم که در برخی جوامع زنان جایگاه مناسب وحقیقی وهستی واقعی خود را در یافته اند ،وفرشته وجودی آنها از هجوم دیو های هوس نجات یافته است .وشکوفه ها ی وجود ی آنها از غارت آزمندان بدور مانده، بر پایگاه عصمت وطهارت ودر حصار از شرافت قرار گرفته ،موجب خیر کوثر وبرکت های فراوان بوده است .
ودریک کلام باید گفت که برای نجات جامعه زن هیچکس، از خود وی، وهیچ چیز از درک وشعور واحساس ومسئولیت شناسی او مئوثر تر نخواهد بود .درین رابطه حضور ودرخشش زنان دانشمند وروشنفکر ومسلمانان، آگاه ودین شناس است که می تواند جامعه زنان را به جایگاه اصلی وخیمه گاه واقعی شان رهنمون گردد .ونیز او ست که در کنار جذابیت های زنانه وزیبائی های معنوی .،عواطف ومهربانی ها ،روح نازوک ولطیف خویش رابه جایگاه واقعی اش، هدایت بخشد .
اگر بخوهیم دید گاه واقع بینانه دین اسلام را بعنوان تنها مکتب رهادی بخش در رابطه با زن بدانیم تنها او ست که، باید سر انجام وعاقبت وسعادت دنیا وآخرت خود وفرزندان خویش وجامعه که در آن زندگی می کند رقم زند ..چرا که بنیان خانوده که سنگ زیرین تربیت ومحبت ومهربانی بحساب می آید وابسته بزن است .ونیز خداوند زن را از لحاظ خلقت وآفرینش ومایه های وجودی، وجوهر هستی وتکالیف انسانی، مساوی مردان دانسته است .چگونه ممکن است موجودیکه تربیت خانواده وجامعه بوی وابسته می باشد از ممسئولیت های اجتمائی بریئ واز حقوق سیاسی ،اجتمائی وطبیعی خویش محروم واز فعالیت فرهنگی واقتصادی باز داشته شود .
همان چیزیکه ،تمامی انبیائ الاهی بخاطر آن بر انگیخته شده اند .یعنی تربینت وتحکیم بنیان خانواده که از مسئولیت های زن بحساب می آید. و.بمیزانیکه زن در حفظ وصیانت جامعه نقش بازی میکند در ثواب عمل خویش سهیم خواهد بود .در همین رابطه خداوند /ج/در سوره نحل آیه 97 از کردار نیک، زن ومردرا بصورت مساویانه تقدیر نموده است وجزاءوپاداش کار وعمل هر کدام مرهون تلاش آنهادانسته میشود ..ومیفر ماید ؛هر کس از جنس زن ومرد کار شایسته ای انجام دهد اجر وپاداش آنرا در حالیکه ایمان بخداوند داشته باشد در یافت مینماید .-پس میبینیم که هر کدام از زن ومرد، دو رکن اساسی، مسئول، ومکمل همدیگر میباشند .بهیچ صورت زن برده ویا اجیر شوهر یا خاتنواده شوهر نیست .در اسلام شراکت ومسئولیت در زندگی مطرح است نه اجیر بودن، یکی برای دیگری .در میان زن ومرد حقوق مطرح هست نه اجرت، چراکه اجرت، حاصل دست رنج است اما حقوق تعلق میگیرد بجنس زن، یا مرد .لزا اگر زن راضی بخدمت شوهر یا فامیل آن نباشد، مرد، حق اجبار وی را ندارد ، بلکه توافق استکه، گره گشا میباشد، در زندگی زن وشوهر .،تهدید نمودن زن را برای کار های خدماتی بدون رضایت وی، از دید گاه اسلام نا جایز وزور گوئی است ،که از جانب خدا وند نهی شده است. بایددید که اسلام حقوق اساسی را برای زنان در نظر گرفته است .اگر دانشمندان سیاسی، وحقوقدان ها ی، جهان امروز متوجه حقوق وامتیازات زنان گردیده بودند،مثلیکه اسلام از همان ابتدای ظهور خویش لبه تیز مبارزه خویش را در برابر ستم پیشه گان بحقوق زنان قرار داد ،واین شعار جاویدان را، بر دیوار عالم تا امروز نصب کرد که /بای ذنب قتلت /او بچه گناهی کشته شده است. هرگز بمقام والای زن چنین تعرض ها صورت نمی گرفت. ،باید بخاطر داشت که این ،آیه یک فرمان نیست. تا آرشیف گردد ،بلگه یک شعار همیشه جاوید ،وزنده ایست که در طول تاریخ حیات بشر باید از جانب تمامی آزادی خواهان به آن سر داده شود ..ونیز مراد از کشتن زن، کشتن فیزیکی وی نیست .بلکه اجیر کردن، فروختن ،تبعیض قائل شدن ،ابزار ساختن ،زنجیر بستن، وزندان کردن در محبس خانه، ومانع شدن از حرکت فعالانه، در میدان های سیاسی، فکری، فرهنگی ،وتربیتی است ،چنانکه همه میدانم از اعلامیه کنواسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان ،بیش از چند سال نمیگذرد، در 18 دسامبر 1979 این اعلامیه صادر میشود ،ونیز از اعلام روزی بنام ر وز زن ،بیش از 79 سال نگذشته است .اما قرآن یک سوره از کلام خود رابنام، نساء ،نام گذاری میکند ونیز سوره دیگری را بنام مشخصی از زنان پاک عالم هستی، مسمی میسازد بنام /سوره مریم ./باید تذکر داد که در قانون اساسی کشور های جهان، بند ها ی از حقوق زنان، حمایت میکند اما،در قرآن، خداوندخود بپشتیبانی وحمایت زنان ،بر خاسته است .با دقت دراین موضوع ،بسیار فرق وجود ،دارد از اینکه دین از کسی حمایت کند ،یا کسانیکه بحرف خویشتن اعتقادی ندارند از چیزی حمایت نمایند .یقین ما ،بر این هست که اگر سیاستمداران دنیا وزعمای کشور های اسلامی حتی، بحمایت از آموزه های دینی اقدام میورزیدند ،اکنون وضعیت ده ها هزار زنان هرزه ودوره کرد جنسی ،وترافیک دختران بدست قاچاقبران انسانی رقم نمخورد .متاسفانه با شروع تحمیل نظام دمکراسی جنسی ،در افغانستان ،وایجاد تلویزیون های رنگارنگ سکسی ونیمه برهنه وفیلمهای آنچنانی ونیز گشایش هو.تل هاوکانون های پر از زنان تن فروش که دست آورد نظام های دیمکراسی لجام گسیخته غربی، سوسیالیزم وسرمایه داری جهان کنونی است.که این کشور مسلمان وبا غیرت رفته رفته شامل اوردوگاه های میشود که مردم آن باید تاوان بسیار سنگینی را متحمل گردد ، کمترین آن خسارت از هم پاشیدن شیرازه نظام خانوادگی وشیوع امراض لا علاج جنسی خواهد بود .شاید بنظر خوانندگان عزیز تذکر چنین موضوعی چندان نزدیک بواقعیت جلوه ننماید اما اگر دقیق برسی نمائیم، خواهیم دید، درکشوریکه ملیاردها دولار هر سال صرف بودجه جنگی آن، وملیارد ها دولار صرف تبلیغات های دیمکراسی نوع غربی آن میشود، بعید نخواهد بود تاگروهی باجبار وجمعی بناچاری، واز هجوم عفریت فقر، وادار بتن فروشی ،خودکشی ،افسردگی و در بند بردگی دیگران گردند. چیزیکه هم اکنون نشانه های آنرا کم کم در گوشه وکنار شهر کابل دیده ،ومی شنویم .باید یاد آور شدکه .آیا وقت آن نرسیده است تا روشنفکران زن ،مرد، وملت مجاهد ما که صد ها هزار شهید وطن را در راه آزادی واستقلال میهن، سر بلند خویش قر بانی داده اند ،بپا خیزند. وجلو هجوم فرهنگ بیگانه را که نا موس وطن را نشانه گرفته است بگیرند. و بدفاع از فرهنگ وارزش های دین مان ،که همه هستی مارا تشکیل می دهد بپردازیم. .شاید برای خوانندگان این سطو رجالب باشد که این بتشبیه قرآن را، که زن را بمثابه لباس انسان میداند اشاره نمایم .قرآن میفرماید /هن لباس لکم وانتم لباس لهن /زنهای شما لباس شما، وشما لباس آنها هستید ،آیا انسانهای عاقل چگونه بحفاظت لباسهای خویش می پردازند .دین ما از زن، چهره مریم ،خدیجه فاطمه ،زینب وزنان مکرم پیامبر خدارا، که امهات المومنین هستند بتصویر می کشد. یعنی در کنار آزادی های فکری ،فرهنگی سیاسی، اجتماعی، وحتی اقتصادی که برای زن روا است .او را در صدف خانواده، بپرورش وتربیت فرزندان، که از والا ترین وظایف وی، میباشد راهنمائی میسازد. بدون شک ،سر پرستی اولاد وقرار گرفتن در آغوش گرم خانواده، از استوارترین ارکان پایداری جامعه، وشکل گیری هستی ودر مدار قرار گرفتن، هدف فطری خلقت است. که هر انسان مسئول ومسلمان باید ،بآن پایبندی کامل داشته باشد./
------------------
قسمت دوّم
نقدی بر دکتر مسعودانصاری
باتوجه به تحولات چشمگیریکه، در گسترش ورشد، وانبوهی سایتهای کامپویوتری، ایجاد گردیده است ،وبا نظر داشت شمار قلم بدستان متعهد، ونا متعهد آن، انسان گاهی فکر می کند که نوشتن، در این سایتها هم ،مثل چیز های ،دیگریکه روزی مد میشود به بحران، مد گرائیده است. بروشنی می بینیم که برخی نویسندگا ن نا آشنا وبی اطلاع از متون دینی، ونا آگاه بمسائل اسلامی ،قلم بدست گرفته چنین وانمود می کنند که گویا می توانند در مورد حقایق اسلام وآیات قرآن وفهم وتفسیر آن ،که در حیطه اهل فن آن میباشد ،اظهار نظر کرده .و چرت وپرت های خویش را خوراک مردم نادانتر از خود نمایند .غافل ازاینکه قضاوت وداوری درموارد ومیدانیکه در تخصص آنها نمی باشد، نتیجه آن جز رسو ائی ،وبتصویر کشیدن ،ونشاندادن حماقت، چیزی بیش نخواهد بود .ونیز جمع دیگریکه ، از اسلام کینه ها در دل نهفته دارند ، و تا هنوز میدان تبارز آنرا پیدا نکرده بودند ،آنها که زوایای ذهن شان از تفکرات بیگانگان لبریرز گردیده بود ،آنها هم به کاروان این بی خردان پیوسته پیرامون طائفه از رویداد های دینی، واندیشه های اسلامی از جمله حقوق زن در اسلام، بقضاوت نشسته اند .آنها فهم وبر داشت دینی را ناقص وبدون روح دینی وبا الهام از اندیشه ها ی مسیحی ،ویا از قول آنهائیکه بهره شان از دین فقط پارچه از عبا، وقطعه از قبا ،بیش نیست بعاریت گرفت ویا بسرقت رغته اند .آنها عالمانی نیستند که در لباس دین رفته اند بلکه دزدان هستند که در لباس علم خزیده .وبا تبلیغات چی های، سود جو وجنس فروشهای تر دست از این طریق امرار معا ش می نمایند ـ
ویا رسم ورواج قبیله وبیابان را، که اسلام به آن در ستیز بوده است سر مایه دست خویش قرار داده، در برابر اسلام قرارگرفته وبرای بی اعتبار ساختن تفکر اسلامی وتوهین وتحقیر به ارزش های دینی بنوشتن شطحیات پرداخته اند .وگروهی دیگر رفتار ومعامله سرمایه داران ،وزر ا ندوزان ،شهوت پرستان وپیروان هوا وهوس جنسی، ونیز عمل شاهان وسلاطین، واربابان وسران قبایل، را که در شهوت پرستی وزن بارگی تا گردن غرق بوده اند دست آویز خویش ساخته ،آنگونه تلقی وتصور نموده اند که گویا دید گاه اسلام درمورد زن تحقیر کننده وشهوت پرستانه ویا حرم سرایانه وشاهانه است .آنها چنین می پندارند که در جامعه بت پرستان قبل از اسلام ،حتی رفتار ومعامله اعراب جاهلی در رابطه بازن بهتر از رفتار اسلام بآن بوده است.اگر از تاریخ وبیان قرآن که رفتار عرب جاهلی را پیرامون زنها شرح داده صرف نظر نمایم ،چگونه می تون باور نمود در جامعه بت پرستان که سنگ وچوب پرستیده می شود رفتار آنها در معامله با زنها بهتر از رفتار اسلام بآنها است؟
البته چنین دیدگاه های .جدید ومحققانه نیست ،تا از موقعیت تاریخی وعلمی بر خوردار باشد چراکه: اگر امروز با پیش رفت های علمی وفرهنگی بشر، زن هنوز گرفتار ستم وبی عدالتی می باشد چگونه در عصر فقدان دانش وفرهتگ، زنان در عرش عزت وسر بلندی قرار داشته اند .باور ما بر این است که نتنها زن در دوره جاهلیت از عزت بر خوردار نبوده که امروز هم قشر با ارزش زنان گرفتار همان جاهلیتی هستند که در گزشته بآن نیز دست بگریبان بوده اند .برای اینکه ممکن است گذشت زمان چه بسا ابزار را دگرگونز
ساخته است اما در ماهیت چندان تائثیر بسزای نگذاشته .زیرا همان جاهیلیت کهن تاریخ، در قامت آدم های جدید، جاهیلیت مدرن را در قالب روحیات نسل های کنونی باقی گذاشته است .زورمندان ،سرمایه داران ،افسون کنندگان تزویرگر، که بهیچ قانون ویا اندیشه غیر از راه ورسم ظالمانه خویش ،فکر نمی کنند با همان پیوندهایکه دارند دین را در گذشته ها بمسخره می گرفتند .آنها اکنون نیز آموزه های دینی وفرهنگی مردم را ،که از ارکان مهم خانواده می باشد را، بانتقاد می گیرند .در رابطه با حقوق زن همچنان سر مایه داران ،شاهان ،سلاطین واربابان قبایل بودند که از زن استفاده های ابزاری وجنسی می کردند ودر حرم سراهای خویش بیش از سیصد زن را باسارت می کشیدند.در دوره های بنی امیه وبنی عباس ونیز عصر شاهان ایرانی ،تا شش هزارو یا کمترین آنهارا تا یکصد وپنجاه، وسیصد زن شمرده اند . واین در حالیستکه جاهلان وتزویر گران توجیهگر ستم زورمداران بوده ،وبرای قوت لا یموت خوش عمل آنها را مهر تائید می نهادند. تا جائیکه آنهارا نعمت وثروت خدا دادی آنها دانسته و در خطبه های جمعه ونماز های جماعت ها بآنها دعا می کردند.کسانیکه اکنون نظام خانوادگی وحقوق زنان را در اسلام ،بنتقد گرفته ، همین های هستنند که سیره وروش شاهان را ،دیدگاه اسلام ومسلمانان پنداشته اند ،ونظام الاهی ودست آورد های دینی را، با آئین شاه هان باشتباه گرفته اند ـ
ودر عوض زیر عنوان آزادی زنان ،ورسیدن بحقوق سیاسی آنها، شیرازه خانواده را از هم پاشانده وطهارت واندیشه را از جامعه زنان ربوده،و جامعه زنان را بجائی رسانده اند ،که زنان آزاده ودیندار، وعاقلان عالم هستی، انگشت حیرت بدندان گرفته اند .بطور قطع می تون گفت که: حرکت جنس گرایانه که امروز وحشت وحیوانیت را درصفحه زندگی انسان ها، بنمایش گذاشته، یکی از بارز ترین شیوه های جاهلیت قرن جدید حیات بشر است .اگر شنیده می شود که در فرانسه با دختر نوذاد تجاوز صورت می گیرد ! ویاآمار فرزندان بی پدر در امریکا سر سام آور است !نتیجه آن جز ء ،از هم پاشیدن نظام دین مدارانه اسلام وادیان آسمانی دیگر نیست .گر چه من نمی خو استم بنمونه ها ی اشاره نمایم که" قلم از بیان آ ن سخت خجل است .اما هنگامیکه دیده می شود که خامه های نا متعهد ومزدور کار را بجائی رسانده اند، که بساحت پیامبر بزرگ اسلام توهین نموده ودست از هیچ اقدام غیر انسانی دربرابرعقاید مسلمانان بر نمی دارند .اشاره می کنم بمراکزی که" آنهاا از نظر فرهنگی بآن وابسته هستند واز همان آزادی که آنها از آن دفاع می نما یند ،در صفحات تلویزیون ها زنانی را بتصویر می کشند که با سگها جماع میکنند، ویا در بخشی از نمایشگاه ها بصورت زنده عمل شنیع جنسی را با افتخار نمایش می دهند.ونیز با قاچاق انسان ها ، وتن فروشی رسمی از فاحشگی ومنکرات غیر انسانی مالیات اخذ می نمایند.از این هم گذشته همجنس گرائی را در شماری از کشورهای الگوی آنها بصورت ازدواج رسمی ثبت کتاب های قانون خویش میسازند .با اینکه سازمان های باصطلاح حقوق بشر واعلامیه های صادره آن مجامع هر روز کشور های اسلامی رانشانه گرفته اند ودر صدد این هستند تا حقوق بشر را در این کشور ها با زور وجنگ وریختن خون هزاران انسان بی گناه واشغال نظامی آنها جاری نمایند. اما تا هنوز از طرف هیچ سازمان حقوقی جهانی وتمدن گرا ودیمکرات پیشه، اقدامی برای محکوم کردن هم جنس بازان وحیوان گراها، صورت نپذیرته است .وآنهائیکه ادعا می نمایند که در جاهلییت قبل از اسلام زن از موقعیت بالائی برخودار بوده وپیامبر اسلام زن را از مقامش پائین آورده است، مثل اینکه فراموش کردند ویا تاریخ را نخواندند که زنان بد کار عرب جاهلی بر سر دروازه های منازل شان نوشته بودند وپرچم های جنسی بر افراشده وبنام (ذو ات الاعلام ) شناخته میشدند،.وباآمدن اسلام نتنها این درو ازه ها بسته گردید بلکه ازدواج ها سازمان یافت واز گرفتن زنهای متعدد جلو گیری شده وفروش وتبدیل دختران ممنوع گردید .وروشهای قانونمند ازدواج تو ائم با عدالت وتساوی نفقه های مادی، ودلجوئی روانی ومعنوی وازدواج با زنان بی سرپرست وزائد جامعه، که از کهولت وناداری کسی رغبت نگاه بآنهارا نداشت رواج پیدا کرد .خود پیامبربعنوان الگوی مسلمانان در سن بیست سالگی ،واوج جوانی ،با زنی چهل ساله که روزگار تقاعدش را میگذراند
با افتخار ازدواج نمود .ومثل همین ازدواج چند ین انتخاب دیگر هم صورت گرفت که تمامی آنها دوران کهولت خویش را سپری می کردنند.زنان را که در آنروز کسی با آنها نکلم نمی کرد پیامبر بعنوان همسر بآتها کمال احترام را قائل گردید.درحالیکه برخی از آن زنان از جانب سران ممالک دیگر همانند ماریه قبطیه وجویبر برای پیامبر اهدا گردیده بود ند. اگر ازاین هم بگزریم که بنقل برخی تاریخ نویسان بسنده نمائیم برخی را بخاطر پیوند اسلام باقبایل که ازاین طریق میشد باسلام دعوت شوند، ویا موجب کاهش کینه آنها نسبت بامسلمانان میگردیدانتخاب شده بو.دند. ویا با ازدواج برخی دیگر همانند زینب زوجه پسر خوانده اش بعد از طلاق وی ،موجبات شکست این سنت جاهیلی را فراهم آورد زیرا در آنروزگار کسی با زنهای پسر خوانده های شان بعد از طلاق، ازدواج نمکردند. پیامبر این رسم جاهیلی را در هم شکست .با توجه باینکه رسول گرامی اسلام از بسیاری این زنها اولاد هم نداشته است. وبا برخی حتی همبستر نگردیده ،ویا چگونه می توان ،بان مرد گرامی که زن جوان همانند حضرت عایشه صدیقه دارد گمان بد ی را تصور نمود که وی این زنان پیر واز کار افتاده را بقصد اشباع غریزه جنسی بهمسری برگزیده است !.بنقل بسیاری از مئورخین درعصر جاهلیت ،کسی نبودکه حتی بکمتر از داشتن ده زن اکتفائ نماید. پیامبر شمار زنهای نکاحی را محدود ساخت ورفته رفته با این شیوه بمبارزه تدریجی پرداخت .در چنین جامعه که رسم وعادت بر چنین ازدواجهای استوار هست چگونه میتواند ازدواج های پیامبر اسلام راظالمانه تلقی نمود آنهم با شرائطی که در مورد زنان وی بیان گردید .از طرف دیگر ازدواج در اسلام ،داخل در باب عبادات نیست همانند نماز وروزه ودیگر امور عبادی نیست ، بلکه ازدواج جزئ امور قراردادی هست و هنگامیکه تعدادآنها بچهار رسید انسان در انتخاب یک یا بیشتر از آن تاچهار مخیر می باشد. واز سوی دیگر درجامعه که شمار زنان به دلایلی رو بافزایش می گذارد ومردان آن در حوادث گوناگون از بین رفته اند تعدد زوجات چرا دارای عیب ومورد ملامت باشدٍٍ ؟ در صورتیکه زنان بی شماری را ،پدیده شوم جنگ روی دست جامعه اسلامی بعنوان بی سر پرست، می گذارد وهمه آنها در فقر ومحرومت های مادی وجنسی بسر میبرند چرا رفع چنین پدیده اگر بخاطر ازدواج بر طرف می گردد بآن اقدام نشودَُ ؟ اگر اسلام تعددزوجات را یکی از راه حل های جامعه مطرح میسازد چرا بدون مطالعه وغور وبررسی پا فشاری صورت میگیرد که: وای "تعدد!! وای" تعدد!! این کدام حکم واجب وفرضی نیست که اگر کسی آنرا ترک کرد گناه کار می گردد. واز جانب دیگر بلکه خداوند در اقدام آن هشدار های فراوان را متذکر گر گردیده است، که در صورت عدم رعایت آنها ،موجبات نا رضایتی وی فراهم خواهد شد. زیرا که قرآن میفر ماید:(فان خفتم الا تعدلوا فواحده ) اگر اضطراب دارید که عدالت را در میان همسران تان رعایت کرده نمی توانید به یکی بسنده نمائید ـ
گرچه درین آیه ممنوعیتی درتعددزوجات وجود ندارد چرا که تحذیر واخطار در ترس از عدالت در تساوی نفقه میان همسران متعدداست وتوزیع نفقه همسران امری مشکل نیست ،بویژه که شوهر در رفاه، ومروت وجوانمردی بسر ببرد .جائیکه این اخطار چنبه شدیدی را بخود می گیرد، این آیه هست که: قرآن می فرماید: ( ولن تستطیعوا ان تعدلوا بینالنساء) ـ {شما قدرت بر ایجاد عدالت میان همسران تان را ندارید } دراین آیه عدم قدرت اشاره به جنبه های معنوی وعاطفی وعشقی قضیه هست، که توزیع وتوازن آن میان همسران می تواند از اموری باشد که تحقق آن نیاز بتامل ودقت فراوان دارد. ویا بقول: قلم اینجا رسید وسر بشکست !. ودر آیه 128 سوره النساء "خداوند در حصول عدالت در میان همسران، شدت وغلظت بیشتری را یاد آور می شود ومیفرماید : {ولن تستطیعواان تعدلوا بینن النساء
ولو حرصتم، فلاتمیلواکل المیل فتذروها کالمعلقه وان تصلحوا وتتقوافاناالاه کان غفورا رحیما }{شما نمی توانید میان همسرانتان عدالت بر قرارسازید اگ چه تلاش ورزید ،پس این طور نباشد، که بجانب یکی چرخش داشته واز دیگری روی گر دانید، ودرصورت عدم تمکن از عدالت، با هم صلح کرده وقرارتان را بهم زنید، وخدا بخشنده ومهربان است. )پس می بینیم که خداوند چند همسری را حرام نکرده اما سازش با هر قینتی را که حق یکی از آن دو راضایع گرداند روا نمی دارد و می بینیم که حق جدا شدن را برای زن ومرد محفوظ می دارد .ودرین رابطه هردوی آنها تصمیم گیرنده هستند تا از همدیگر جدا گردند ـ
خداوند بزرگ برای هر یک از طرفین قرارداد شراپئطی در نظر گرفته، که درصورت عدم تحقق آن قرارداد میتواند فسخ گردد، وزن نیز در حال عدم رعایت شراءط از جانب طرف قرارداد، می تواند اقدام، بمصالحه نماید زیرا که خداوند فرموده است که :{وان امرءتا خافت من بعلها نشوز ا او اعراضا فلا جناح علیهما ان یصلحها بینهما صلحا ) در صورت طغیان از جانب شوهر ،یا اعراض، وروی گرداندن آن، این حق برای زن ومرد وجود دارد که صلح نمایند ، واز همدیگر جدا شوند ). سوره نساء آیه 128.)
نشوزیکه در آیه ذکر گردیده است همان طغیان وسر کشی وبلند پروازی است، که بین زن. وشوهر. موجب میگردد تا حقوق یکی تلف گردد :) ویا می فرماید : (حکما من اهلها وحکما من اهله) {نماینده از ین طرف ونماینده، از آنطرف برگزیده شود تا اقدام بصلح گردد.این ها تمامی روشهای است که نحوه خروج از بن بست های زندگی بین زن وشوهر را مهیا میسازد .توضیح این آیات نمیانگر این معنی است که: حرف های دشمنان دین در رابطه با اینکه زن حق طلاق ندارد ،تهمتی بیش نیست، هر گاه فضای زندگی میان زن ومرد تیره وغبار آلود گردد زن هم، حق طلاق دارد وحاکم شرع بحمایت زن احقاق حق میکند .آیا با این بیان روشن باز هم ابهامی برای سئواال وجود دارد که زن استحقاق طلاق را ندارد وزن اسیر خانه مرد است ؟ ـ
* * حریم خانواده* *
اسلام برای خانواده احترام قائل گردیده وزن رامربی وپرورشدهنده کیان تربیتی وسازنده بنیان هستی خانه دانسته است. پرده نشینی زن بمعنای خانه نشینی ودست از هر گونه فعالیت کشیدن او نیست. کی هست !که نداند، خانه بهترین حافظ ومهربانترین نگهبان ،وامن ترین منزل خوشبختی فرزندان آدم است.برخی از دشمنان دین از اینکه زن وشوهر در کشور خانواده با تفاهم زندگی می کنند سخت ناراحتند .آنها کوشش میکنند تا می توانند حضور مهر آفرین وعشقهای آتشین مردوزن را از صدف خانه، بیرون ریزند ،وزن را بولگردی وبطرف دیمکراسی کاریکاتوری غرب بکشانند.واز اینکه اسلام، با پیوند در خانواده ،محط خانه را پر از عشق و مهربانی ساخته است نگرانی دارند.وظیفه فرزند داری ،وتربیتی را نادیده می گیرند. قلبهای جوان فرزندانرا که همچون زمینی استکه، همه چیز در اندرونش نهفته است وکشت وکار اخلاق وفضیلت رادر آن نادیده می میگیرند.ویا آنرا منافی آزادی می پندارند. دوران بار داری وشیردهی ویا استراحت مادران، در ایام مریضی را نادیده انگاشته ومرد وزن را در حقوق وکار کرد مساوی می دانند ، واگر مردی را خداوند درین مدت، امر بسر پرستی وانفاق برای زنان کرده ا ست مغایر با آزادگی زن می پندارند!.آیه که در سوره مبارکه نساءاست ، وخداوند آنرا بزرگترین مایه اتکای زن در زندگی وی می داند،مخالفین زن ، آنرا اسباب ذلت زن تعبیر می کنند.(االرجاال قوّامون علا لنساء بما فضلناه بعضهم علا بعض وبما انفقوامن اموالهم )آیه 34 سوره : نساء {مردان را بر زنان حق نگهبانی است وسر پرستبی ،وخداوند برخی را بر برخی دیگر مقرر داشته وهم بخاطر آنکه مردان از مال خویش بر آنها انفاق نمایند .}دریغا !!آنهاءیکه از مغزو وروح نازنین قرآن وادبیات عرب، بی نصیب ویا بی اطلاع هستند ویا بتفسیر های من دراوردی خویش مبتلاء می باشند کی، می توانندزیبائی، وحلاوت کلام الاهی را درک نمایند .این آیه شریفه که سخنی باستواری آن نتوان یافت چه می گوید ؟ یعنی که مقام ومرتبه اش اینچنین استکه خداوندمردان را در خدمت او گماشته است .واگر او نبود شربت عیش در گام بشریت حلاوتی نداشت . :آری زن که همچون گلی تازه وظریف است از اوتندی خار مطلب، که از آهوی کوهسار پسندیده نیست ،که همچون شیران شکاری حمله ور ودرنده باشند.!!دشمنان دین و ا هریمنان شهوت که با خوی ارباب منشی وطاغوت پرستی ، وطغیان گرائی عادت کرده اند ، زنان راطعمه خود تصور، نموده وزن را که عالی ترین شاهکار خلقت است وبشایستگی وفرمان برداری از شوهر خویش که خوی هر انسان با ادب وفرهیخته است ،باسیری در خانه شوهر متهم کرده اند..اگر بتبار شناسی وروان کاوی زن بپردازیم واز روانشناسان زن کمک بگیریم ، آنها برای مان خواهند گفت که :برای زن لحظهء مصیبت بار تر از این نیست ، که زنی احساس فقدان قیمومیت وپاسداری شوهر را از دست بدهد.جا دارد ،تا از مخالفان وحق نا شنوایان بپرسیم ،که چرا باید باختلاف وتفاوتهای که در رموز هستی وزوایای روح ظریف بشری نهفته است بد بین بود ! ؟ و شگفتی های کائنات راکه همچون بهشت جاویدان جزء فطرت کون ،وجمال، سیرت ، وصورت وکمال ومعنای عالم است، بدیده حیرت نگریست !آخر نه این است که انبیاء خدا هم برخی را بر برخی دیگر تفاوت است ( تلکالرسل فضلنا بعضهم علا بعض منهم من کّلم الله ورفع بعضهم درجات .بقره./ آیه 253) مگر نه این است که تفاوت در خلقت موجب کمال انواع است . در حدیث که امام صادق /ع/از پیامبر خدا نقل نموده است :می فرماید که : (قد فوّض الله ، النساء ثلاثه ، الحیض والطهر والحمل) خدای متعال زنان را سه ویژه گی عنایت کرده که اگر نبود از هستی وآنچه در اوست خبری نبود.نظام پایدار هستی این چنین است که اگر از یک جانب وجود مردها دارای رمزو راز است ، از دیگر جهت زنان بر بر مردان مزیت دارند {بما خلق الله فی ارحامهن } مردیکه از شراب غرور وخود سری مست گردیده ،کانون پرورش خویش را فراموش کرده ـ
کی می تواند باور نماید ،که زنان را نیز بر ا و بر تری است ! ولی خداوند ا و را برتری داده است که ویرا در رحم خود پرورانده واز شیره جان خویش بآن نوشانیده وگهواره اشرا همراه با جنبش هستی همآهنگ کرده، ورستاخیز نوی را به طفل روزگار بخشیده است . ووجود اورا خیر کثیر نام نهاده {اکثرالخیرفی االنساء} « بیشترین برکت در وجود زنان است وعلی (ع) برای فرزندش میگوید : { االمرءه ریحانه ،فلیست بقهرمانه} زن گل زیبای طبیعت است، قهرمان میدان جنگ نیست » ـ
وقطعا چنین تعبیری از زنان بمعنای ترک کارهای فرهنگی واجتماعی وسیاسی زنان تلقی نمی گردد چراکه: بنظر بسیاری از اندیشمندان اسلامی دایره وظائف زنان بیش از آن چیزیست که تصور میشود {حدیث االعلم فریضه علا کل موئمن وموئمنه} علم شامل علومی مانند سیاست ،قضاوت دیانت ،جامعه شناسی، انسان شناسی، روان شناسی ،ودینشناسی، واجتهاد وطب، وفیزیک شیمی، ونجوم وفلک شناسی ووو ......نیز می گردد.برای مخالفین مسلمانان که همیشه محرومیت زن را در اسلام خرده میگیرند می توا نیم بگویم که :در اسلام زنان از هیچ شغلی مانند تجارت وسیاست وحتی فرا گیری فنون جنگی هم محروم نشده اند .ودرین رابطه الگو های فراوان را میتوان شناخت مثل حضرت خدیجه کبری فاطمه زهرا زینب کبری ،عایشه صدیقه وامه سلمه ودیگر زنان وابسته به حریم اهلالبیت پیامبر اسلام "ص" ، حضرت فاطمه "ع" دختر گرامی شخص پیامبر جهت دیدار از جبهه های جنگ احد، همراه چهارده نفر از زنان مدینه روانه احد میشوند ،تا از مجاهیدین وزخمی های جنگ دلجوئی نمایند وبآتها کمک کنند .متاسفانه اشتباه مخالفان اسلام وروشنفکران ضداسلام ودیمکرات های لائیک این است که آنها اسلام رااز زبان پدران خویش ویا از ملاهای دهاتی وصحرا گردان قبیله خودفرا گرفته اند . خود رازحمت نداده تا تاریخ اسلام را خو انده ،تفسیر های متنوع وعلمی واحادیث صحیح وقابل اعتماد را از منابع آن فرا گیرند، قرآن کتاب آسمانی ومنابع موثق وقابل قبول وسنت غیر محرف را از نظر بگذرانند . چنانکه در قرآن دیده شود قرآن در خطابات خود مثل { یاایهاالموئمنون" وایهاالناس "وایهاالمسلمون"} مردم را خطاب نموده است نه جنسهای بشری را ، ویا گفته که {من عمل صالحا من ذکر وانثی وهو مئومن فلنحیینیه حیاه تاطیبه اولنجزنّهم اجرهم باحسن ماکانوایعملون:} /نحل آیه97/{هر کس عمل صا لح انجام دهد چه مرد وچه زن در حالیکه مئومن باشددارای اجرو ثواب می باشد} .قر آن درمورد استقلال اقتصادی زن ومرد فرموده است { للرجا ل نصیب ممّا اکتسبوا وللنساءنصیب ممّااکتسبن } ،دسترنج زن برای خود وی، وحاصل کسب مرد نیز برای خود او رقم می خورد . موارد فوق همه حکایت از استقلال اقتصادی زن می نماید ،ودر مورد دست آوردو عدم دست آورداش ، خود شخص مسئو ل خواهد بود {کلّ نفس بما کسبت رهینه} /هر کس در گرو کردار خویشتن بوده ،و مسئولیت دارد./فصلت /آیه 45 / موریکه بیشتر از همه ،نا آشنایان ومخالفان اسلام را بخشم وا داشته است ،این جا هست که :چرا زنان پیامبر اسلام در خانه های خویش نشسته، مانند زنان قبیله وصحرا ، وباصطلاح امروز زنان ولگردونیمه برهنه، وصحنه های فاسد کوچه، ورقاص خانه های که زنان سلاطین در آن بشرا ب نوشیدن می پردازند،زنان پیامبر اینچنین روزگار سپری نکردند ، وبا همه مردم مخلوط ومحشور نبوده اند! وا ینکه قرآن گفته است :در خانه های تان بمانید، برای پیروان هوا وهوس بسیار گران تمام شده است { وقرن فی ببیو تکن ولا تبرجن تبرجاا لجاهیلیهُ الاِولی واقمن الصلاه وآتین الزکات واطعن الله ورسوله احزا ب }آیه 32 { انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهلالبیت ویطهرکم تطهیرا} (در خانه های تان، بمانید ومانند دوره جاهلیت پیشین، آرایش وخود آرائی مکنید ونماز بر پا دارید واز فقراء دست گیری کنید واز امر خدا ورسولش پیروی نمائید، زیرا که خدا، ناپاکی رااز شما خانواده دور ساخته است. وشما از هر عیب منزه هستید ویژه گی های که در مورد زنهای رسول خدا بر شمرده می شود بمعنای ترک فعالیت های دیگر. زنان ،نتنها نیست بلکه بعنوان پشتوانه دیگر کارها، وضمانت اجرائی ،پاکی وآراستگی، آن وظائف نیز می باشد. وچرا این چنین نباشد !! وچرا زنان کسیکه داعی رسالت خدا را دارد واز جانب نیز رسالت هدایت بشر را بر دوش می کشد {انّا ا رسلناک رحمتا للعالمین } ما ترا رحمت برای بشریت فرستادیم .حقّا که زنان چنین کسی با زنان آنهائی که چنین رسالت ندارند ،باید این چنین باشد {یا نسا ءالنبی لستنّ کاحدِ من ا لنساء انتقیتنّ فلا تخضعن باالقول فیطمع ا لّذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا }/احزاب 32/آری شما زنان پیامبر مانندهیچ یک از دیگر زنان عالم نیستید، با تقوی که شما دارید، مواظب سخن تان باشید، چرا که همه قلبها پاک نیست وهر گاه لب بسخن می گشائید کلام تان سدید ومحکم وبر نهج معروف باشد .یقینا که رفتار زنان این گونه، با رفتار زنان هرزه گرد، وفسادآموز ،وفتنه انگیز، وزنان حرم سراهای شاه هان وسلاطین، وصفحات تلویزیون واوراق مجلات فاسد جنسی، ودیموکرات های استخر آشنا ،باید فرسنگها فا صله داشته باشد .آری این پیشوایان پاک دامن جامعه جهانی وبرگزیدهگان خداوند ،که غیر از حفظ شئون مادی ومعنوی ،ونجات توده ها ی مسلمان هدفی ندارند لغزش شان بس بزرگ ،وسخن شان دارای اهمیت است .آیه 29/سوره احزاب/{ یانساءالنبی من یات منکن بفاحشه مبینته یضاعف لها العذاب ضعفین وکان ذالک علی الله یسیرا }/ بانوان پیامبر! هر کدام از شما بکار ناروای اقدام نماید ،عذاب آن دوبرابر است وهر که از شما اقدام بکار مانده گار وعمل صالح وارزشمندی بپیوندید ،مزد آن در دنیا وآخرت دو برابر میباشد /مگر نشنیده ئیم که هرکه درین درگه مقربتر تر است جام بلا بیشترش میدهند .ویا روایتی رسیده است که { حسنات الاُبرا ر سیّئات المقربّین} /آیا کار ناهنجا ر رهبر سیاسی وعمل ناپسند ا و با کار فرد معمولی" یک آدم ساده اثرات مساوی دارد؟ آیا ندیده ایم که هوسرانی، طغیان، سرکشی، دنیا پرستی زراندوزی ،تجملگرائی ،تشریفات ،اصراف ریخت وپاش، قومگرائی، تعصب ،خویش پروری ،در دنیا ،ودرکشور ما چه ها کرده وچه عواقب تلخی را ببار آورده است ؟ .واز اینکه کار دارای معیا ر های تقوا نبوده وبر نحوه معروف وشایستگی صورت نمی گرفته چه آسیب هابر اراده وآرمانهای ملی وسنن وارزش ها وبر فرهنگ وحتی بر آب وخاک وفضا وزمین وزراعت ومال داری، وبر حرث ونسل این خاک واولاداین زمین سوخته چه وضعی را ایجاد گرده .در آیه های فوق چیزیکه زنان پیامبر " وامهات المءومنین "بآن فرمان یافتند ،حرکت وسخن با معیار های تقواوپرهیز بوده تا دلهای بیمار گونه ای .جنس گرا ،بطمع نیافتد وهوس کاری وآزار رسانی زنهای امت،را در بر نداشته، وزنان آنها را ا ذیت وآزارنداده، وچشم چرانی وکوچه نشینی، حرفه وپیشه ارازل واوباش نگردد ـ
بیان قرآن در آیات فوق نیز، در حدود زندگی زنان پیامبر "ص" که سخن می گوید می فر ماید :در خانه های تان بمانید بنماز پرداخته وزکات داده ونیکوسخن بگوئید. وسخن بدین معنا نیست که چهره فرو بسته، ودیده نگوشوده ،ولبان تان دوخته گردد. چراکه بانوان موصوف هر روز، بارها بمسجد رفته نماز می گذاردند وبر اساس قرعه همراه شوهر خویش بسفر می رفتند ، وهمچنان ایشان،از مردان امت روایت نقل میکردند،. وآنها هنگامی، در صدف عفاف قرار میگرفتند ،که در برابر قلب های مریض روبری میشدند. اگر اوضاع وشراءط تاریخی واجتماعی آنروز رادرنظر بگیریم بخوبی درخواهیم یافت که ، درخانه بودن زنان پیامبر درای مصلحت بزرگی بودکه می تونست دین جوان ، ورسالت وفرهنگ واندیشه نو،الهی را سخت مورد حمایت قرار دهد. چرا که شرائط فراوان می بایست فراهم گردد تا دین خدا برای هدایت بشر تحقق یابد .ویکی از آن شرائط ایستاده گی خانو اده رسول خدا بودکه در کنار وی باید وظائف رسالت را حمایت می کردند،وچنانچه که خدیجه کبری از عهده این کار بدرستی وبدرخشش بدر آمد،.هرکس بشایسته گی می داندکه نقش اطرافیان ووابستگان یک نهضت وانقلاب وکارگزاران وملازمان آن متوا ند درنجات ان دین یاانقلاب، سخت مئاثر باشد چراکه .در آن زمان ممکن بود منافقان، از دیدن زنان پیامبر داستان ها بسازند.یهودان که در مدینه از اسلام ضربه ها خورده بودند مسلمانان را ،بی مهابا مورد شتم وتهمت قرارمدادن آیه {وا لذین یوئذون المئومنین والمئومنات بغیرماکتسبوا فقد احتمل بهتاناُ واثماُ مبینا} بما می گویدکه درآن روزکسانی بودند که مدام اسباب ناراحتی زنان مسلمانان را فراهم میساختند.}یکی از عوامل سخت ناراحت کننده وجود زنی بود بنام "هند"که شوهر وی ابوسفیا ن است برادروی "شیبه"وعتبه پدر او، ولید پسر هند است اینها تمامی بدست مسلمانان کشته یااسیر گردیده اند، هند قسم می خورد که با ابوسفیان همبستر نشود تاخون کشته های خویش رااز مسلمانان پس بگیرد، ریاست چنین قومی را ابو سفیان بر عهده داردوفرمان دهی لشکراو بدست خالد ابن ولید است .هنگامیکه عموی رسول خدا براثر ضربه ناگهانی، برروی زمین قرار میگیرد ،زنهای که همراه هند ،بر رو ی جنازه حمزه آمدند از قطع گوش وبینی ولبان وانگشتهای آندلاور اسلام برای خویش گوشواره ساخته ،وهند دست برده جگر حمزه را بیرون کشیده، دندان بر آن نهاده وزنهای دوروبرش می رقصند ..وتا مدتها عالم اسلام نمی توانست آنچه را که ازجانب هند ،بآنها رسیده فراموش کنند .آیا با وجود چنین وضعیتی زنان پیامبر نباید در خانه های خود بمانند،که از شر وکینه زنان ومردان آنچنانی ایمن گردند ؟آیا این موضع می تواند توجیه درست داشته باشد که بعد از در گذشت پیامبر زنان وی بعقد کسان دیگری در آمده وباکسانی زندگی کنند که ممکن است از وجود آنها بهره برداریهای فراوان صورت گیرد؟آیا دین بزرگ اسلام"همانند هر دین ومکتب دیگری دارای اسراری نیست که باید بدست نااهلان قرارنگیرد ؟از این روی است که محرمان سرا پرده او ، نباید سر در کنار دیگران بعنوان همسر بگذارند.از جانب دیگر با همه دلایل که وجود دارد تمامی زنان پیامبر خدا ،بغیر از عایشه صدیقه که در جوانی بسر می برد زنان دیگر پیامبر، همه درسنین پیری بسر برده ودوران بازنشستگی خویش را طی می کنند ،چگونه می توانندافتخار همسری رسول خدا را، در واپسین لحظات زندگی، بثمن بخس ودراهم معدوده بدست باد بسپارند!! و یا بسوءاستفاده های تن در دهند که با ازدواج با آنها ممکن بود در جامعه نوپای اسلام که تازه تحقق پیدا میکرد ،کسانی با انگیزه های جاه طلبانه ،وسیاست مداران حیله گر، مسیر خدائی نهضت الاهی را دگر گون سازند .این هااست که می تواند اسرار ازدواج پیامبر خدا با خویشاوندان وی، وبازنان باتجربه ای باشد که گرم وسرد های زندگی را دیده وببلوغ وپختگیهای فکری رسیده، وبازدوج پیامبر اسلام افتخار میکردند . آری وهمین خانواده پاک بود که اسلامرا سرآمد همه مکاتب وادیان دیگرعالم ، تا امروز ساخته است .که درود خدای بزرگ بر تمامی آنها باد..وبر روح پاک پیامبر نیز هزاران سلام ودرود . ازین است که مسلمانان همیشه مشام جان خویشرا معطربنام ویاد او کرده ودر زمان های لازم نقد جانهارا در راه او دریغ نساخته ،واین سنت " شهادت " از متقدس ترین وپر رونق ترین کلماتی است که تا هنوز از جایگاه بلندی، در فرهنگ اسلامی ما برخوردارمی باشد. ـ
درین قسمت ازین خامه ناچیز می خواهم توجه خوانندگان عزیز را که تا اینجا مارا همراهی نمودندبه سر خط این مقاله جلب نمایم .امید است مورد استفاده قرار گرفته باشد. طبیعی است که موضوع جدیت بیشتری، می طلبد که اگر حیات باقی بود بدان پرداخته خواهد شد . ونیز از جانب عزیزان همانند استاد خواجه بشیر احمد انصاری، با منطق وقلم رسای که دارند بحث گردیده ودر آینده از جانب فرهیخته گان دیگر، بدان پر داخته خواهد شد وکنکاش در آن ،ادامه خواهد یافت و اینک جهت فهم بیشتر مطا لب فوق ، توجه خوانندگان عزیز را به ارقامی جلب می نمایم که به صورت عناوین تذکر می یابد و ارقام فوق از این قرار است : ـ
1- طبق دلایل که در متن تذکر داده شد تا چهار زن بازدواج رسمی ونکاح د ا ئمی در صورت رضایت طرفین عقد، بدون اکراه وجبر مانع شرعی ندارد. ـ
2- در صورت بروز اختلافات که منجر بضایع گردیدن حقوق زن گردد وطغیان وسر کشی مرد ثابت شود زن نیز حق انفصا ل وجدائی را دارد. ـ
3-باخویشاوندا ن که قرآن کتاب آسمانی ما ، اجازه ازدواج بآنهارا داده است می توان پیوند زنا شوئی بر قرار کرد. ـ
معاشرت ومعامله پیامبر با زنانش عادلانه بوده وقرارگرفتن آنها در خانه های شان بدلایل که ذکر شد خلاف عدالت نبوده، وچنین اقدامی بمعنای امتیاز رسول گرامی اسلام با پیروان وی نمی باشد... ـ
4-بدلایلی که ذکر گردید بعد از وفات پیامبر گرامی اسلام ازدواج با همسران وی ممنوع بوده است ،پاداش وجزای زنان پیامبر همانند زنهای معمولی دیگرنمی باشد وآن ها بعنوان زنان ،تنها کسی ،که وحی نو واندیشه متعالی آورده است. زنان وی هم در امر رسا لت دارای مسئولیت سنگین بوده اند. زنان در اسلام از حقوقی مانندتجارت و دادو ستد منع نگردیده ودر عرصه های تعلیمی ،تربیتی ،علمی، فرهنگی اجتمائی ،سیاسی، وقضائی واجتهاد ،از حقوق ویژه ای برخوردار میباشند. ـ
5- حجاب در اسلام برای زنان بمعنای خانه نشستن وترک وظائف مربوط بزن نیست .با توجه بروحیات وامتیازات که در زنان وجود دارد پرورش اولاد وحفظ حریم خانواده از وظائف اصلی زنان بشمار می آید. ـ
رضایت زنان در امر ازدواج وانتخاب همسر، شرط اساسی ودرستی عقد ازدواج بشمار می آید ،واگر چنین ازدواجی بوجود آید صحت شرعی دارد.واذن پدر در ازدوج در صورتی شرط است که دختر از بلوغ ورشد کافی بر خوردار نباشد، در مورد دختران بالغه ورشیده ا ذن پدر در ازدواج آنها شرط اساسی نیست. ـ
6 تفاوت های طبیعی وآفرینش در وجود زن ومردموجب نمی گردد تاعدالت در حقوق آنها رعایت-نگردد واز طرفی تساوی درحقوق ووظائف زن ومرد امری ناروا وغیر ممکن است چراکه وظیفه، موجب استحقاق حقوق می باشد حقوق مدنی انسان بجنس آنها تعلق نمی گیرد بلکه تکلیف هست که بجنس انسان تعلّق می گیرد ودر دین مقدس اسلام مردوزن مورد خطاب خداوند هستند وهمه در پیشگاه خدا مکلف میباشند وهر کس هم، سزا وجزای خویش را یکسان می بیند. ـ
7- یکی از مواردیکه آراء و افکاردانشمندان پیرامون آن پراکنده وغیر منسجم می باشد سن ازدواج برای دختران است بنا باجتهادیکه دانشمندان دینی دارند سن از دواج را از9-سال تا 15- سال ذکر کرده اند واینکه سن حضرت عایشه صدیقه شش یا نه سال بوده است از مسائلی هست که از استحکام ووثاقت لازم برخوردار نمی باشد ،نظر موافق وموثق اینست که سن آن مخدره در هنگام ازدواج از پانزده سال بیشتر بوده است . و مورخین سن ویرا تا هیجده سال نیز نوشته اند. ـ
8- از دیدگاه اسلام همین طوریکه ببرخی خصلتها مرد تبارز دارد زن نیز ببرخی دیگر ویژه گی ها ی فوق العاده مممتاز گردیده وهر دو برای تولید نسل مکمل یکدیگر می باشند ووقرار گرفتن نطفه در رحم زن از دیگاه اسلام از افتخارات زن وجزء امتیازات وی بشمار می رود. این امر در تداوم هستی دارای نقش کامل و برازنده ایست، که نتنها برای زنان عیب نبوده بلکه عدم استعداد در پرورش نطفه نقصی است که درعلاج آن باید اقدام نمود. ـ
9- زنان از داشتن حقوق مسافرت های علمی فرهنگی تجارتی وسیر در آفاق وانفس وتماشای طبیعت رنگا رنگ هستی، نتنها منع نشده اند بلکه سفر حج وزیارت مساجد ومسجد نبی مکرم اسلام ،برای شان مشروع، وواجب وفرض گردیده است . ـ
10- زنان حق شهادت وقضاوت دارند ودیه آنها مثل دیه مردان است اگر در برخی مورد از اقامه شادت منع گردیده اندممنوعیت آن بخاطر زن بودن آنها نبوده چه بسی ،مر دان هم ،در برخی موارد شهادت شان مسموع نمی باشد. شهادت برخی مواردیکه در اسلام از دقت وویژهگی های خاص بر خوردار است مثل مسئله " دماء واعراض" که شهادت یک مرد هم کافی نم باشد "و اختلاف درین موقعیت ها بخاطر جنس زن ومرد نیست زیرا در کتاب آسمانی قرآن خطاب روی جنس کسی نرفته بلکه انسان مخاطب قرآن میباشد که شامل زن ومرد وموئمن وغیر موئمن نیز می شود. ـ
11- طبیعی یست که درموارد فوق باید برخی تفاوت های مذهبی واختلاف های فقهی را در نظر گرفته و باجتهادات دانشمندان اهمیت واحترام قایل گردد ـ
میخوام بدونم تا چه حد با این مطلب موافقت دارید؟!من کاملا موافقم!!!!
حرف حجاب که به میان کشیده میشود همه فکر میکنند حجاب مخصوص خانمهاست و فقط خانمها باید پوشش مناسبی داشته باشند که جلب توجه نکنند، حتی وقتی در جلسه تحریریه قرار شد بخشی از موضوع حجاب به نوع پوشش آقایان اختصاص داده شود اکثریت جمع حاضر در جلسه عقیده داشتند که پوشش مردها مشکلی ندارد! درست است که از لحاظ میزان پوشیده بودن مردان حدودی تعیین نشده است؛ اما این نباید به این معنی باشد که فرد طوری رفتار کند که باعث انگشتنما شدن در بین مردم شود؛ این نوع رفتار چه از لحاظ آموزههای دینی و چه از لحاظ عرف، پسندیده نیست و فرقی نمیکند که این جلب توجه چگونه صورت بگیرد با پوشیدن لباسهای بدننما یا آرایش مو و صورت یا استفاده از زیور آلات عجیب و غریب. نباید در برخورد با موضوع پوشش نامناسب افراد جامعه از نقش مردان در اینباره چشم پوشی کرد و اینکه مردان حتی در گسترش بیحجابی در خانمها نیز نقش دارند.ضمنا اگر معتقدیم حجاب فقط پوشش نیست و مهمتر از آن یک نوع رفتار است پس حتما شامل آقایان هم میشود.
مردان و پوشش| متاسفانه این باور در جامعه ما وجود دارد که آقایان میتوانند با هر نوع پوششی که میخواهند در جامعه ظاهر شوند و کمتر مورد انتقاد قرار میگیرند. در دین ما توصیه بسیاری به رفتار در حد عرف جامعه شده است. پیامبر (ص) مردان را از آرایش به سبک زنان باز میداشتند زیرا این کار باعث جلب توجه دیگران میشود. در صورتی که در جامعه نباید طوری برخورد کرد که باعث جلب توجه و انگشتنما شدن میشود. استفاده بعضی از جوانان از لباسهایی که تنگ هستند و به بدن میچسبند و آرایش به سبک زنانه باعث جلب توجه میشود و فرقی میان طنازی و جلب توجه از طرف دختران یا پسران وجود ندارد و در هر صورت زمینه برای بیبندوباری و فساد در جامعه فراهم میشود.
نگاه| طبق توصیه خداوند درآیه 30 سوره «نور» در ابتدا از مردان خواسته شده است که چشمهایشان را کنترل کنند و پوشش مناسب داشته باشند و در آیه بعد همین توصیه را به زنان میکند. یعنی در جامعه ابتدا مردان باید نگاهشان را کنترل کنند. این کار علاه بر اینکه در سلامت روانی خود شخص و جامعه تاثیر دارد از جلوهگری زنان نیز جلوگیری میکند. زیرا اگر کاری در جامعه پسندیده نباشد حداقل فرد با واکنش مثبت دیگران نسبت به عملش مواجه نشود دیگر دست به آن کار نمیزند. این قسمت از ماجرای حجاب مانند قضیه عرضه و تقاضا در عالم اقتصاد است؛ تا وقتی تقاضا نباشد عرضهای هم صورت نمیگیرد.
مسئولیت آقایان| بر هر فرد مسلمان واجب است که خود و خانوادهاش را از گناه حفظ کند و مسلما افراد علاوه بر اینکه درباره پوشش و رفتار خود مسئولاند باید خانواده و نزدیکانشان را هم از خطا باز دارند. این مسئولیت تنها برخورد مستقیم با فردی که رفتار غلط را انجام داده، نیست همه ما میدانیم که همیشه پیشگیری آسانتر و بهتر از درمان است! اگر به زنان در خانواده به اندازه کافی حس مورد تایید بودن از طرف افراد خانواده به خصوص از جانب همسران و پدران داده شود بدحجابی زنان تا حد قابل توجهی کاهش مییابد. اما فراموش نکنیم که پوشش -که جزئی از رفتارهایی است که از افراد سر میزند- نشان دهنده نوع نگرش فرد است و تا وقتی که آن نوع نگرش تغییر نکند رفتار شخص هم تغییر نمیکند.
طبق مطالعات جدید صورت گرفته، احساسات منفی چون عصبانیت و ناراحتی در زنانی که از فیبروم ماهیچه ای رنج می برند، باعث افزایش درد آن ها می شود.
به نقل از WebMD ، به گفته محققان دانشگاه Utrech واقع در نترلند، زنانی که دچار فیبروم ماهیچه ای هستند با عصبانیت و ناراحتی، درد بیشتری را احساس خواهند کرد.
آن ها تحقیقات خود را روی ۱۲۱ زن انجام دادند که ۶۲ نفر از آن ها مبتلا به فیبروم ماهیچه ای و ۵۹ نفر فاقد این مشکل بودند.
محققان آن ها را در شرایط عادی و شرایطی که باعث عصبانیت و ناراحتی آن ها می شد، مورد آزمایش قرار دادند و اثر عصبانیت را روی چگونگی واکنش به درد بررسی کردند.
محققان دریافتند که همه زنان، چه آنانی که مبتلا به فیبروم ماهیچه ای بودند و چه آن ها که سالم بودند، در زمانی که عصبانی می شدند و یا احساسات منفی به سراغشان می آمد، نسبت به درد واکنش بیشتری نشان می دادند و هر چه میزان این احساسات منفی بیشتر شود، احساس درد در آن ها افزایش می یابد و به نوعی یک رابطه کاملاً مستقیم در این میان وجود دارد.
به گفته محققان، چون احساسات منفی جزء جدایی ناپذیر و بخشی از زندگی هستند، به خصوص در افرادی که دچار دردهای مزمن هستند، بنابراین با مدیریت و تغییر نگرش افراد، احساسات آن ها را به گونه ای تغییر داد که افرادی که دچار احساسات منفی از قبیل ناراحتی و عصبانیت ها می شوند بتوانند با آن کنار آمده و اثر آن ها را روی افزایش دردهای مزمن کاهش دهیم.
یکی از این راه ها در زنان، آموزش این است که زمانی که احساس منفی به سراغشان می آید، آن را بیان کنند و در دل خود نگه ندارند. همین مسئله می تواند درد را کاهش داده و تأثیر عصبانیت را روی درد کم می کند.
در شب عروسی علی و فاطمه علیهماالسلام، وقتی آفتاب غروب کرد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد فاطمه علیهاسلام را برای رفتن به خانه شوهر آماده کنند و به زنان مهاجر و انصار و دختران عبدالمطلب فرمود او را همراهی کنند و با خوشحالی شعر بخوانند و تکبیر بگویند، ولی چیزی را که موجب ناخشنودی خداوند است به زبان نیاورند.
فاطمه علیهاسلام را سوار ناقهای کردند و زمام آن را سلمان در دست گرفت.
رسول خدا و حمزه و عقیل و جعفر و افراد دیگری از اهل بیت به دنبال ناقه عروس به راه افتادند. در این هنگام جبرئیل و میکائیل* و اسرافیل با جمع زیادی از ملائکه به زمین نازل شدند.
جبرئیل تکبیری سر داد. میکائیل و اسرافیل، و سپس همه ملائکه تکبیر گفتند. رسول خدا هم تکبیر گفت و سلمان هم پس از او تکبیر گفت، و به این ترتیب، تکبیر گفتن در شب عروسی « سنت » شد. وقتی به خانه علی علیه السلام رسیدند، رسول خدا چادر را از صورت زیبای زهرا علیهاسلام کنار زد و دست او را گرفت و در دست علی علیه السلام گذاشت و فرمود:«خداوند به تو مبارک گرداند. ای علی، فاطمه برای تو همسری خوب است و ای فاطمه، علی هم برای تو خوب شوهری است؛ به خانه خود بروید تا من بیایم.»
خوشبختانه در سالهای بعد از پیروزی انقلاب، به دلیل فراهم آمدن بستر حضور عینی و عملی بسیاری از عالمان متعهد و مصلحان دینی در عرصههای مختلف اجتماع و طرح و تبیین نقطه نظرات آنان در جامعه و نیز چگونگی رفتار آنان با بانوان به ویژه همسر و دخترانشان، بسیاری از ابهامات و شبهاتی که در خصوص حقوق، وظایف و تکالیف زنان در جامعه وجود داشت، پاسخی روشن داده شد، که میبایست در تمامی شؤون زندگی فردی و اجتماعی ما به کار گرفته شود.
در این بخش، نگاهی کوتاه به نحوه رفتار پاره تن امام، استاد شهیدمرتضی مطهری با همسر گرامیشان خالی از لطف نخواهد بود.
همسر ایشان میگوید:
«در مدت 26 سالی که با ایشان زندگی کردم، همیشه با یک حالت تواضع و آرامش با من رفتار میکردند، با صدای متین و چهره خندان، به طوری که من با یک ارادت و عشق خاصی کار میکردم و علاقه شدید ایشان به من و محبتهایی که میکردند، مرا در انجام کارهای منزل رغبت و شوق عجیبی میبخشید.
من بسیار کم سن و سال بودم که به منزل ایشان آمدم. ولی با همه آن کمی سن، هیچ وقت یادم نمیآید که از ایشان ناراحتی و رنجی دیده باشم. بسیار مهربان و با گذشت بودند، و به آسایش و راحتی من و بچهها اهمیت میدادند. آنقدر با من صمیمی و نزدیک بودند که رنج و ناراحتی مرا نمیتوانستند تحمل کنند.
یادم هست یک بار برای دیدن دخترم به اصفهان رفته بودم و بعد از چند روزی با یکی از دوستانم به تهران برگشتم. نزدیکیهای سحر بود که به خانه رسیدم. وقتی وارد خانه شدم، دیدم همه بچهها خواب هستند، ولی آقا بیدار است. چای حاضر کرده بودند، میوه و شیرینی چیده بودند و منتظر من بودند. دوستم از دیدن این منظره بسیار تعجب کرد و گفت: همه روحانیون این قدر خوب هستند! بعد از سلام و علیک، وقتی آقا دیدند، بچهها هنوز خوابند. با تأثر به من گفتند: میترسم یک وقت من نباشم و شما از سفر بیایید و کسی نباشد که به استقبالتان بیاید.
یک وقت هم من و ایشان به سفر کربلا رفته بودیم. وقتی به خانه برگشتم، دو سه تا از بچهها خواب بودند. ایشان ناراحت شدند و با بچهها دعوا کردند که چرا وقتی مادرتان از سفر کربلا برگشته، همه شما به استقبالش نیامدید؟!
بسیار مهربان بودند. بعد از چندین سال زندگی، همان مهر و محبت روزهای اول ازدواج بین ما برقرار بود. روزهای پنجشنبه و جمعه وقتی ایشان به قم میرفتند، من لباسهایشان را میشستم و مرتب میکردم. اتاقشان را منظم میکردم و منتظر میماندم تا برگردند. خلاصه هرچه از صفا و محبت و تقوای ایشان بگویم، کم گفتهام.
ایشان از تمام مسائل خانه خبر داشتند و در بیشتر کارها به من و بچهها کمک میکردند. ایشان بزرگترین حامی و هادی من و بچهها بودند. بیشتر صبحها چای درست میکردند. در تمام طول زندگی به یاد ندارم که به من گفته باشند یک لیوان آب به ایشان بدهم. از ظلم به زنها بسیار ناراحت و منقلب میشدند.
همیشه میگفتند: زن نباید استثمار شود.
رفتار محترمانه و صمیمانهای بین من و ایشان بود. ایشان به خانمها خیلی احترام میگذاشتند و همیشه میگفتند زن در جامعه ما خیلی استثمار میشود. یک بار که برای معالجه مرحوم علامه طباطبائی قدسسرّه با ایشان به خارج از کشور رفته بودیم، عدهای از دخترها و خانمهای دانشگاهی پیش ما آمدند و به آقا گفتند: علمای اسلام به زنهایشان چندان احترام نمیگذارند و اسم آنها را همیشه با نام «بیادبی!» و چیزهای دیگر میبرند، آنها را در هیچ کاری شرکت نمیدهند.
آقا جواب دادند: خیر، اینطورها نیست؛ و خیلی از حقوق زن در اسلام صحبت کردند؛ از جمله گفتند: اسلام حق بسیار زیادی برای خانمها قایل شده که حتی میگوید، وظیفه ندارد به بچه خودش هم شیر بدهد، چه برسد به کارهای دیگر.
یادم هست وقتی ایشان کتاب «نظام حقوق زن» را مینوشتند، گاهی راجع به این موضوعات با من صحبت میکردند. ایشان از رنج و ظلم به یک زن خیلی ناراحت میشدند و آن را ننگی بر مردان میشمردند و البته نظر ایشان را درباره زن مسلمان میتوانید از لابلای کتابهایی که نوشتهاید، پیدا کنید.
من خودم پیش ایشان قرآن و عربی یاد گرفتهام. بچهها هم عربی و درسهای دیگر را از ایشان یاد گرفتهاند. چند سالی بود که من عربی را فراموش کرده بودم. همین اواخر ایشان یک کلاس در منزل برای ما گذاشته بودند که من و دخترها و یکی از دامادها و نیز پسرها جامعالمقدمات میخواندیم. ایشان آن قدر مهربان بودند که خدا میداند. عاطفه و مهر عجیبی بین ما بود. در بین حرفهایشان از عرفا و مقرّبان درگاه خداوند و اولیای خدا حرف میزدند و بدون این که مستقیماً با من حرف بزنند، به صورت مثالهای ساده و پرمعنا مرا به تقوا و فضیلت دعوت میکردند.
منبع:سایت تبیان
سفارشهایی بـرای عروس و دامـادها
این نوشتار قسمتی از کتاب ازدواج آسمانی است که توسط دفتر ایشان،از سخنرانی های ایشان گلچین شده و به چاپ رسیده است.
آنچه پیش رو دارید، مجموعهای است از پندها و نصایح مقام معظم رهبری به زوجهای جوانی که توفیق یافتهاند عقد ازدواجشان را با انشاء ایشان متبرک کنند و در آغاز زندگی از سرچشمه فیض و حکمت آن عالم عارف بهره گیرند...
ایشان در مقام پدری مهربان، اندیشمندی دورنگر و حکیمی ژرفاندیش، قبل و بعد از خواندن خطبه عقد، پندهای آمیختهای از حکمتهای نظری و عملی را با زبان ساده و صمیمانه بهسان شربتی در زندگی اهل ایمان برایشان تدارک دیده و حکیمانه کام تشنه آنها را گوارا ساخته است .
ازدواج آسمانی
پیامبر(ص) به دخترش فرمودند: دخترم حق تعالی در حق علی(ع) هفت خصلت مرا عطا کرده است: او اول کسی است که با من از قبر بیرون میآید، اول کسی است که با من بر صراط میایستد و خطاب میکند به آتش جهنم که این را بگیر و آن را بگذار، اول کسی است که با من جامه میپوشد، اول کسی است که با من در جانب راست عرش میایستد، اول کسی است که با من در بهشت را میزند، اول کسی است که با من در درجات علیین ساکن میشود و اول کسی است که با من از شراب بهشت مینوشد.
فاطمهجان! اگر علی(ع) در دنیا مالی ندارد، در آخرت عظمت و جلال دارد، سینه او مملو از علم الهی است و خداوند عالم، او را به صفت و هیأت حضرت آدم(ع) آفریده است. با دستان بلند خود، دشمنان خدا و دشمنان مرا به قتل میرساند و حق تعالی به برکت او دین مرا غالب خواهد کرد و از صلب او دو جوان بهشتی متولد میشوند که عرش الهی آنان را تا قیامت زینت خود قرار میدهد. دختر رسول خدا(ص) که از سخنان پدر سخت در سکوت عمیق فرو رفت، آثار شعف و خشنودی از رخسارهاش آشکار شد و گفت: «جز علی(ع)، کسی را برای ازدواج اختیار نمیکنم!»
چـرا اصـرار بـر 14 سکـه
اینکه میبینید ما گفتیم 14 سکه بیشتر را عقد نمیکنیم، نه برای این است که چهارده سکه بیشتر اشکالی در ازدواج ایجاد میکند. خیر. چهارده هزار سکه هم باشد، ازدواج اشکالی ندارد. فرقی ندارد. این برای این است که آن جنبه معنوی ازدواج، غلبه پیدا کند بر جنبه مادی. مثل یک تجارت و معامله نباشد. داد و ستد مادی نباشد. اگر تشریفات را کم کردید، جنبه معنوی تقویت خواهد شد.(خطبه عقد یک زوج - 26دی 72)
مهریه هر چه کمتر باشد، به طبیعت ازدواج نزدیکتر است، چون طبیعت ازدواج معامله که نیست، خرید و فروش که نیست، اجاره دادن که نیست، زندگی دو انسان است. این ارتباطی به مسائل مالی ندارد. ولی شارع مقدس یک مهریهای را معین کرده که باید یک چیزی باشد. اما نباید سنگین باشد.
باید عادی باشد جوری باشد که همه بتوانند انجام دهند.(خطبه عقد 18 مرداد 74)
در ازدواج، آنچه که اتفاق میافتد، یک حادثه و پیوند انسانی است، نه یک معامله پولی و مالی، اگرچه یک مالی هم در بین هست در شرع مقدس اسلام، آن مال جنبه نمادین دارد. جنبه رمزی دارد. خرید و فروش و بده بستان نیست.(5 فروردین 71)
مهرم حلال،جانم خلاص
گاهی اوقات مرد آنچنان است که زن هر چقدر هم مهریه داشته باشد میگوید: مهرم حلال، جانم خلاص. مهریه که کسی را خوشبخت نمیکند... بلکه روش شرعی، انسانها را خوشبخت میکند. محبت هم به این چیزها بستگی ندارد. هر چقدر که پول در این طور مسائل کمتر باشد، عنصر مادی بیرون بشود، عنصر انسانی تقویت میشود و محبت بیشتر میشود.(خطبه عقد دهم اردیبهشت 75)
بعضیها خیال میکنند مهریه سنگین به حفظ پیوند زناشویی کمک میکند. این خطاست. اشتباه است. اگر خدای ناکرده این زن و شوهر نااهل باشند، مهریه سنگین هیچ معجزهای نمیتواند بکند.(خطبه عقد 11 مرداد 75)
بعضی از خانوادههای طرف عروس میگویند که ما مهریه آنقدر بالا نمیخواهیم ولی خانواده داماد برای پز دادن و تفاخر میگویند، نه نمیشود! چند میلیون یا فلان قدر. خب اینها همه دوری از اسلام است. هیچ کس با مهریه بالا خوشبخت نشد. اینهایی که خیال میکنند اگر مهریه نباشد ازدواج دخترشان متزلزل خواهد شد، اینها اشتباه میکنند. ازدواج اگر چنانچه با محبت بود، با وضعیت درست بود، بیمهریه هم متزلزل نمیشود. ولی اگر چنانچه بر مبنای خباثت و زرنگی و کلاهبرداری و فریب و این چیزها بود، مهریه هر چقدر هم که زیاد باشد، مرد بدجنس زورگو، کاری خواهد کرد که بتواند از زیر بار این مهریه هم فرار کند.(خطبه عقد 4 آذر 75)
بعضیها میگویند ما مهریه را سنگین میکنیم برای اینکه مانع طلاق بشویم. این خیلی خطای بزرگی است. هیچ مهریه سنگینی مانع از طلاق نمیشود و نشده است. آن چیزی که مانع طلاق میشود، اخلاق و رفتار و رعایت موازین اسـلامی است.(خطبـه عقـد 2 آذر 73)
چشم و همچشمی و معضل جهیزیه
خانوادهها روی چشم و همچشمی، جهیزیه را برای خودشان یک معضل میکنند. بعد که این معضل را خودشان به یک نحوی تحمل کردند، تازه نوبت دیگران است که رنج این معضل را ببرند. برای خاطر اینکه وقتی شما در جهیزیه دخترتان این همه وسایل درست کردید، بعد کسانی که دیدند، تکلیف آنها چیست؟ این چشم و همچشمیها، آخر به کجا خواهد رسید؟ این همان مشکلاتی است که درست خواهد شد. اسلام میخواهد اینها نباشد.(خطبه عقد 16 خرداد 73)
بعضیها سعی میکنند که برای جهیزیه بزنند روی دست همه قوم و خویشها و همسایهها و دوست و آشناها که این هم اشتباه است... باید نگاه کنید، ببینید که چه چیزی درست است؟ چه چیزی حق است و آن را انجام بدهید. چه چیزی حق است؟ یک خانواده دو نفره یک وسایلی لازم دارند که زندگی سادهای داشته باشند. (خطبه عقد سوم آبان 79)
انواع و اقسام ریخت و پاشها، زیادهرویها، کارهای اشتباه، جهیزیههای سنگین. همه جور چیزی را حتما باید بخرند، بیاورند توی جهیزیه بگذارند، که اقلا یک چیز بیشتر از آن دختر خالهاش، یا نمیدانم خواهرش، یا آن همسایهشان یا آن همکلاسیشان داشته باشد. اینها از آن اشتباهات بسیار موذی و آزاردهنده است، برای خود انسان و برای مردم.
خیلی از دخترها نمیتوانند به خانه بخت بروند، خیلی از پسرها نمیتوانند ازدواج کنند، به خاطر همین چیزها. به خاطر همین گرفتاریها. اگر ازدواج آسان بود، اگر مردم آنقدر سختگیری نکرده بودند، بعضیها اگر مهریهشان سنگین نبود، اگر این جهیزیههای جاهلانه نبود و پدر و مادرها به خیال خودشان برای اینکه مبادا دل دخترشان بشکند، خودشان را به آب و آتش نمیزدند، این گرفتاریها برای خیلی از خانوادهها پیش نمیآمد.(خطبه عقد اول اسفند 71)
از اول، بعضیها، همهی ریز و درشت لازم و غیر لازم را برای دخترشان به عنوان جهیزیه فراهم میکنند که مبادا از دختر فلانی، از نمیدانم دختر عمویش، یا از خواهرش یا از جاریش مثلا، کمتر باشد. اینها درست نیست. این کارها اشتباه است. اسباب زحمت شماست. آن هم زحمتی که هیچ اجری پیش خدا ندارد و مایه تشکر هم نمیشود.(خطبه عقد 20 آذر 78)
همسرى شما جوانان عزیز را که پیوند دلها و جسمها و سرنوشتها است، صمیمانه به همه شما
فرزندان عزیزم تبریک مىگویم. توصیه مىکنم به همسران خود، مهر بورزید، به آنان وفادار باشید
و خویشتن را در سرنوشت یکدیگر شریک بدانید. از گره افتادن در رشتهى زندگى مشترک برحذر
باشید و گرههاى کوچک و بىاهمیت را نادیده بگیرید.
خداوند به شما خوشبختى و شادکامى و اعتلاء روحى عطا فرماید و کانون زندگیتان را با فرزندانى تندرست و صالح، گرمى و روشنى ببخشد. 1378/11/25
منبع:کتاب پیوند آسمانی (گلچین سخنان ایشان در دیدار با زوجین جوان)+سایت مقام معظم رهبری