دختران امروز مادران فردا

آنچه دختران باید بدانند

محرم به روایت تصویر

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/09/20ساعت 23:53  توسط فرانک وفایی راد  | 

نقش زنان در عاشورا

نقش زنان در حادثه خونبار عاشورا از ابعاد گوناگونى برخوردار است كه به بعضى از آنها اشاره مى‏شود:

1- مشاركت در جهاد


شركت در جبهه پیكار و همدلى با نهضت مردانه امام حسین(ع) و مشاركت در ابعاد مختلف آن، از جلوه‏هاى این حضور است. از همكارى طوعه در كوفه با نهضت مسلم و همراهى همسران برخى از شهداى كربلا گرفته تا اعتراض و انتقاد برخى همسران سپاه كوفه به جنایتهاى شوهرانشان مثل خولى نمونه‏هایى از این دست است.

2- آموزش صبر


روحیه مقاومت و تحمل زنان در مقابل شهادت مردان اسلام در كربلا از درسهاى نهضت عاشورا بود كه اوج این صبورى در رفتار زینب كبرى(س) جلوه‏گر شد. آموزش صبر و مقاومت‏ حماسه عاشورا در زنان آگاه و مبارز متجلى شده و در طول جنگ تحمیلى زنان مبارز و فداكار انقلاب اسلامى ایران نشان دادند كه آموزش صبر و مقاومت را از شیر زنان كربلا به خوبى آموخته‏اند.

3- پیام رسانى


افشاگرى جنایات یزیدیان چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشت‏به مدینه، به معناى پاسدارى از خون شهدا بود. افشاگرى بانوان به دو صورت، خطبه و گفتگوهاى پراكنده صورت پذیرفت، و اگر پیام رسانى زینب كبرى(س) و بقیه زنان نبود، امروز حماسه عاشورا به این روشنى براى شیعه تجلى نمى‏كرد و چه بسا آن واقعه عظیم عقیم مى‏ماند.

 

4- روحیه بخشى

یكى از مسایل مهمى كه در هر جنگى مورد توجه بوده است، روحیه جنگاوران است و زنان این مهم را بر عهده داشتند چه در جنگهاى صدر اسلام و چه در جنگهاى دیگر.
در كربلا نیز حضور تشویق‏آمیز زنان در جبهه به رزمندگان روحیه مى‏بخشید و همسران و مادران شهدا آنها راتشویق به یارى امام معصوم مى‏كردند، مانند ام وهب كه خودش وارد میدان شد و با سر جگرگوشه‏اش یكى از یزیدیان را به هلاكت رساند و این روحیه بخشى بعد از چهارده قرن در هشت‏سال مقاومت جنگ ایران علیه كفر باعث‏شد كه زنان ایرانى درسى را كه از زینب(س) و زنان عاشورا گرفته بودند، به نحو احسن باز پس دهند.

5- پرستارى


رسیدگى به بیماران و مداواى مجروحان از دیگر نقشهاى زنان در جبهه‏ها، از جمله در حماسه عاشورا است.نقش پرستارى و مراقبت‏حضرت زینب (س) از امام سجاد(ع) یكى از این نمونه‏هاست.

6- مدیریت


بروز صحنه‏هاى دشوار و بحرانى، استعدادهاى افراد را شكوفا مى‏سازد. نقش حضرت زینب (س) در نهضت عاشورا و سرپرستى كاروان اسرا، درس مدیریت در شرایط بحران را مى‏آموزد. وى مجموعه بازمانده را در راستاى اهداف نهضت، هدایت كرد و با هر اقدام، خنثى كننده نتایج عاشورا از سوى دشمن مقابله كرد و نقشه‏هاى آنان را خنثى ساخت.
7- حفظ ارزشها


درس دیگر زنان قهرمان در كربلا، حفظ ارزشهاى دینى و اعتراض به هتك حرمت‏خاندان نبوت و رعایت عفاف و حجاب در برابر چشمهاى آلوده بود. زنان اهل بیت، با آنكه اسیر بودند و لباسها و خیمه‏هایشان غارت شده بود و با وضع نامطلوب در معرض دید تماشاچیان بودند، اما اعتراض‏كنان، بر حفظ عفاف تاكید مى‏ورزیدند. ام‌كلثوم در كوفه فریاد كشید كه آیا شرم نمى‏كنید براى تماشاى اهل بیت پیامبر جمع شده‏اید؟ وقتى هم در كوفه در خانه‏اى بازداشت ‏بودند، زینب اجازه نداد جز كنیزان وارد آن خانه شوند. در سخنرانى خود در كاخ یزید نیز به گرداندن، شهر به شهربانوان، اعتراض كرد و فرمود: «آمن العدل یابن الطلقاء تخد یرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبایا قد هتكت ستورهن و ابدیت وجوههن یحدوبهن الاعداء من بلد الى بلد و یستشرفهن اهل المناهل و المكاتل و یتصفح وجوههن القریب و البعید و الغائب و الشهید»
اى پسر آزاد شده، آیا در پشت پرده قرار دادن زنان و كنیزان خود و جلو انداختن دختران رسول خدا به صورت اسیر از عدل است. تو پرده آنان را دریدى، چهره‏هایشان را آشكار ساختى، از شهرى به شهرى مى‏رانى، رهگذران و بام‏نشینهابه تماشایشان مى‏ایستند و آشنا و بیگانه و حاضر و غایب به سیماى آنان خیره مى‏شوند.

8- تغییر ماهیت اسارت


آنان اسارت را به آزادى تبدیل كردند و در قالب اسارت، به اسیران واقعى درس حریت و آزادگى دادند و مفهوم اسیر در اذهان را به گونه‏اى دیگر تغییر دادند.

9- عمق بخشیدن به بعد عاطفى و تراژدیك كربلا


گریه‏ها، شیونها، عزادارى بر شهدا و تحریك عواطف مردم به ماجراى كربلا عمق بخشید و بر احساسات تاثیر گذاشت و از این رهگذار ماندگارتر شد.



+ نوشته شده در  شنبه 1389/09/20ساعت 23:42  توسط فرانک وفایی راد  | 

نقش حضرت زینب درعاشورا

در تاریخ اسلام زنان مؤمن و فداکار بسیارى بوده‌اند که با حضور فعال در صحنه‏هاى حساس سیاسى و اجتماعى، مسیر تاریخ را تغییر دادند.
از جمله این زنان، حضرت زینب(س) است که با حضور در نهضت کربلا، مسئولیت بزرگى را بر عهده گرفت. حضرت زینب براى ایفاى مسئولیت بزرگ پیام رسانى، از دوران کودکى تحت تربیت پیشوایان معصوم قرار گرفت و امام حسین(ع) نیز در مسیر حرکت به کربلا، با سخنان و توصیه‏هایى، خواهرش را آماده‏تر کرد.
زینب کبرا تحت تربیت پدر و مادرى چون حضرت على(ع) و حضرت فاطمه(س) و با شایستگى و استعداد ذاتى که از آن بهره‏مند بود به مراتب عالى از فضائل و کمالات انسانى دست یافت. او مانند پدر و مادر خود جامع همه کمالات و صفات پسندیده بود.
او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ایمان و عقیده، قهرمان دلیری و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستیزه جوی باطل و آتش افشان حق در برابر نیروهای ستمگر و کوبنده دژخیمان زورگو است.
زینب (س) تجسم زهد، علم، عفاف و شهامت و عقیله طاهره، متعلق به اخلاق الهی است.
سخنرانى‏هاى او در کوفه و شام خاطره خطبه‏هاى پدرش امیرمؤمنان را در یادها زنده کرد. زینب کبرا یکى از محدثان و راویان حدیث به شمار مى‏آید. و در سنین‏ کودکى، در حالى که بیش از پنج یا شش سال از عمرش نمى‏گذشت، خطبه مادرش حضرت زهرا را با آن مضامین بسیار بلند و عالى شنید و پس از آن براى دیگران نقل مى‏کند.
ابتکار امام حسین(ع) براى اصلاح جامعه‏
در اوضاع و شرایطى نابسامان آن روزگار، امام حسین با برخوردارى از دانش خاص الهى براى اصلاح جامعه، برنامه بسیار دقیق و منظمى طراحی کرد که نه تنها توانست جامعه آن روز را از خطر مرگ حتمى معنوى و فرهنگى نجات بخشد، بلکه براى همیشه به جوامع بشرى قدرت و نیرویى بخشید تا بتوانند در مقابل ظلم و ستم و اعمال خلاف از خود حساسیت نشان دهند. آن حضرت به گونه‏اى برنامه ریزى کرد که یاد و خاطره او همواره در میان انسانها زنده و جاوید باشد و همین امر مانع بى تفاوتى، ظلم‏پذیرى و تحریف دین در میان مسلمانان مى‏شود و به همین دلیل است که قیام امام حسین(ع) تضمین کننده بقاى اسلام و بیدارى مسلمانان است.
امام حسین براى تحقق بخشیدن به این هدف، نهضت و قیام خود را در دو مرحله برنامه‏ریزى کرد. مرحله نخست، مرحله خون، قیام و شهادت و مرحله دوم مرحله پیام رسانى، بیدارگرى، زنده نگهداشتن یاد و خاطره نهضت بود.
مسئولیت مرحله نخست نهضت بر دوش مردان فداکار و از جان گذشته‏اى بود که با تمام هستى خود در برابر ظلم و بیداد و انحراف ایستادگى کردند و در این راه به شهادت رسیدند.
ولى مسئولیت بخش دوم نهضت و قیام از عهده مردان خارج بود. چرا که یزید و یزیدیان را تصمیم بر آن بود که در روز عاشورا هیچ مردى را زنده نگذارند.
امام حسین(ع) مسئولیت بخش دوم قیام را به زنان و کودکان خود واگذار کرد و رهبرى آن را به خواهرش زینب سپرد.
آماده کردن زینب براى انجام این مسئولیت‏
حضرت زینب (س) از نظر روحى و قدرت تحمل در حد عالى و درجات بالا قرار داشت. او از جمله شخصیت‏هاى نمونه و منحصر به فرد است.
ولى مسئولیت پیام‏رسانى عاشورا به قدرى خطیر و بزرگ بود که حتى شخصیتى مانند حضرت زینب نیز براى انجام آن نیازمند آمادگى قبلى بود.
حضرت زینب از همان کودکى مى‏آموخت که چگونه با سختى‏ها و دشوارى‏ها مقابله کند، و در برابر جباران و ستمگران سر فرود نیاورد.
زینب کبرا در همه حوادث دوران سفر و به ویژه حوادث جانکاه و جانگداز روز عاشورا، در کنار برادر و یار و مددکار او بود.
حضور سیاسى حضرت زینب پس از شهادت امام‏حسین(ع)‏
پس از شهادت امام حسین رسالت خطیر و سنگین حضرت زینب آغاز شد. او در سخت‏ترین شرایط جسمى و روحى، بزرگ‏ترین و خطیرترین مسئولیت‏ها را به عهده گرفت و با موفقیت کامل آن را به انجام رساند.
از نظر جسمى حضرت زینب در حدود سن 55 سالگى قرار داشت و حدود 5 ماه از وطن خود دور بود. به طور قطع در این مدت زندگى او به صورت عادى و معمولى نمى‏گذشت، به ویژه در این روزهاى اخیر که شرایط آنان از نظر آب و غذا و خواب به طور کلى دگرگون شده بود و و در وضع کاملاً اضطرارى و نامناسب بسر مى‏بردند.
از نظر روحى روزهاى متمادى بود که در محاصره سپاه انبوه دشمن قرار داشتند، دشمنى که به هیچ یک از اصول انسانى، اسلامى پایبند.
حضرت زینب در مدت کمتر از یک روز تعداد زیادى از برادران، برادرزادگان و عموزادگان خود را در مقابل چشمان خود از دست داده بود که سوگ هر یک از آنان کافى بود هر انسان قوى و نیرومندى را به زانو درآورد و براى مدتى طولانى زندگى او را از مسیر عادى و معمولى خارج سازد.
زینب پس از شهادت امام‏حسین سه وظیفه و رسالت مهم بر عهده داشت، نخست پرستارى از امام سجاد(ع) و حمایت و دفاع از جان آن حضرت در برابر تعرضات و تهاجمات دشمن، دوم حمایت و دفاع از زنان و کودکان اهل‏بیت و سوم مسئولیت پیام‏رسانى خون شهدا و بیدارگرى و آگاهى‏بخشى به‏مسلمانان.
پیام‏رسانى نهضت عاشورا‏
قیام و نهضت امام حسین(ع) دو مرحله داشت. مرحله نخست، مرحله مبارزه، جهاد و شهادت و مرحله دوم مرحله پیام‏رسانى و بیدارگرى.
اگر نهضت امام ‏حسین در همان مرحله نخست خلاصه مى‏شد و کسى نبود که پیام نهضت را به گوش مردم آن زمان برساند، ماه‏ها زمان لازم بود تا به طور طبیعى خبر قیام امام به شهرهاى اطراف برسد.
و در این مدت یزیدیان با آن همه امکانات تبلیغاتى که در اختیار داشتند، به راحتى مى‏توانستند، وقایع کربلا را در راستاى منافع خود تحریف کنند و به گونه‏اى به گوش مردم برسانند که براى حکومت یزید کم‏ترین ضرر و زیان را در برداشته باشد. در این صورت تا حد بسیار زیادى از تأثیر قیام امام‏حسین در جامعه آن زمان و جوامع آینده مسلمانان کاسته مى‏شد و به طور قطع ما امروز شاهد این همه آثار و برکات براى نهضت امام حسین نبودیم.
ولى اسارت اهل‏بیت تمام فعالیتهاى وسیع و گسترده تبلیغاتى بنى‏امیه را تحت الشعاع قرار داد و تمام بافته‏هاى آنان را نقش بر آب کرد.
اهل ‏بیت امام‏ حسین به سرپرستى زینب کبرا توانستند، به سرعت پرده از جنایات یزید و عمالش بردارند و چهره خبیث آنان را براى مردم کوفه و شام و دیگر شهرهایى که در مسیر حرکت کاروان از کوفه به شام قرار داشت، رسوا کنند.
آنان در کوتاهترین زمان ممکن نداى حق‏طلبى، ظلم ستیزى، پاسدارى از دین، مظلومیت و عدالتخواهى امام‏حسین را به شهرهاى بسیارى رساندند. به طورى که پس از مدتى کوتاه یزید دریافت که نه تنها از شهادت امام ‏حسین(ع) و اسارت اهل‏بیت او نتوانسته است به اهداف از پیش تعیین شده نایل گردد بلکه بر عکس روز به روز خود را رسواتر و منفورتر نموده است.
اسارت اهل‏بیت امام ‏حسین و اقدامات آنان به سرپرستى زینب کبرا نه تنها مانع تحریف نهضت امام‏حسین در آن زمان گردید، بلکه در طول تاریخ آن را از هرگونه تحریفى حفظ کرد، به طورى که حتى برخى از متعصبان پس از گذشت سالها نتوانستند، بر جنایات یزید و یزیدیان سرپوش نهند.

 


+ نوشته شده در  شنبه 1389/09/20ساعت 23:35  توسط فرانک وفایی راد  | 

لیلی که رفت پارتی...

لیلی که رفت پارتی...

زین دور بی مروت ماراست بس حکایت بازی عشق و عاشق مرگ است در نهایت
مسموم آن خط و خال،بیمار ایوروشه جانم به لب رسانده آن شیمی صناعت
(ایوروشه: نوعی صنایع شیمیایی جایگزین سرخاب و...)
آن پیکر نحیفش محصول لیپوساکشن وان ابروی کمانش کرده تتو به غایت
برده عمل نموده آن خال کنج لب را بی اذن شخص والد یا بنده را رضایت
گشته است زرد کم رنگ آن طره سیاهش های لایت نموده زلفش بی شرم و بی خجالت
لیلی که رفت پارتی مجنون نشست منزل لیلی نیامد آن شب... وا عاشقا خیانت!
مجنون بی پدر را آبی نمیدهد کس نسکافه مفت چنگت...ساندیس هم کفایت
درهر کتاب فرهنگ گویند چیز خوبیست عشق ارچه پر زمعنی است اما یکیش حماقت
هرچند مال ما نیست اما جوک قشنگی است اوعاشق فلانی است... وان یک ته نجابت !!!


+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/09/08ساعت 21:51  توسط فرانک وفایی راد  | 

روابط دختر وپسر

 

علی رغم این که افراد ناآشنا به مبانی دینی، اسلام را بدان متهم می کنند که مخالف حضور دختران در اجتماع است، احادیث صریحی داریم که طالب علم و دانش و فراگیرنده آن، چه دختر و چه پسر، محبوب خدایند و برای کسب دانش و کارهای مفید اجتماعی، دختران و پسران می توانند با حفظ پوشش و عفاف، به راحتی در جامعه ظاهر شوند و به انجام وظیفه بپردازند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

علی رغم این که افراد ناآشنا به مبانی دینی، اسلام را بدان متهم می کنند که مخالف حضور دختران در اجتماع است، احادیث صریحی داریم که طالب علم و دانش و فراگیرنده آن، چه دختر و چه پسر، محبوب خدایند و برای کسب دانش و کارهای مفید اجتماعی، دختران و پسران می توانند با حفظ پوشش و عفاف، به راحتی در جامعه ظاهر شوند و به انجام وظیفه بپردازند.

حضور دختر و پسر در اجتماع، با اختلاط دختر و پسر، یکی نیست. روابط اجتماعی به سبکی که دنیای غربْ آن را پذیرفته است و رواج می دهد، اختلاط دختر و پسر است و پیامدهای زیانبار آن را نیز می بیند و به

روی خود نمی آورد.

اسلام با اختلاط دختر و پسر مخالف است، نه با شرکت دختر و پسر در مجامع عمومی و علمی با حفظ حریم. آنچه در جامعه اسلامی مذموم است، روابط ناصحیح دختر و پسر در جامعه است، نه حضور فعّال آنها در اجتماع. از زمان رسول اکرم(ص)، در جامعه مسلمین، غالباً سنّت جاری بر این بوده که حضور دختران و پسران و زنان و مردان در جامعه، با صیانت از قلمروهای شخصی و توأم با پاک دامنی و بزرگ مَنشی باشد. دختران و پسران و زنان و مردان، هیچ گاه از مجالس و محافل عمومی و مساجد، منع نمی شده اند ؛ ولی همیشه حفظ «حریم» و «حرمت» و «کرامت» و «عفاف»، به عنوان یک اصل در جامعه حکومت کرده و رعایت شده است. رفت و آمد دختران و پسران در مجامع و محافل عمومی و مساجد و حتی کوچه و خیابان و بازار و... به طور مختلط و دوش به دوش نبوده است. روشی که همچنان فرهنگ غالب بر جوامع اسلامی است و به وضوح، با فرهنگ غربی متفاوت است.

● آزادی دختر و پسر

اسلام به اهمیت و ارزش فوق العاده پاکی و سلامت شخصیّت دختر و پسر و لزوم رعایت حقوق فرد و جامعه در ارتباطها ، نگاه ها، شنیدن ها و مکالمات مستمر تأکید دارد و به هیچ عنوان راضی نمی شود که حریم قُدسی دختر، خدشه بردارد یا پسر از دایره عفت و پاکی خارج شود. امّا دنیای امروز، تحت تأثیر فرهنگ غربی، به نام آزادی (و صریح تر بگویم: «آزادی روابط»)، روح پاک جوانان دختر و پسر را سرگردان و گرفتار هیجانات بیهوده می کند. آزادی مورد نظر هم به جای این که به شکفتن استعدادها و خلاقیت ها کمک کند، موجب هدر رفتن نیروها و استعدادهای شاداب جوانی شده و جوانان را از دایره زندگی و اندیشه متعادل، خارج ساخته است.

دختری که از آغوش خانواده بیرون می آید، به کجا روی بیاورد که به دام سودجویانی که عواطف پاک و دل ساده و آرزوهای انسانی او را به بازی می گیرند، نیفتد و سرنوشت و شخصیّت و سلامتی اش به خطر نیفتد؟

برخی از سنّت ها و آداب اجتماعی ما که جوانان را از اجتماعی شدن، ارتقای شخصیت علمی، فرهنگی و انتخاب گروه همسالان همفکر و همسر مناسب بازداشته اند، نه دینی و نه منطقی اند ؛ امّا در عین حال، کنار گذاشتن تمامی سنّت ها و پذیرش بی قید و شرط فرهنگ حاکم بر جهان پیشرفته نیز رفتار عاقلانه ای به نظر نمی رسد.

فرهنگ غربی، خواسته یا ناخواسته، به نام آزادی و در راه رسیدن به آن، فضای جامعه را ناامن و کانون خانواده را متزلزل نموده است. در چنین فضایی، هیجانات کاذب و عطش کامجویی ها، فرصت اندیشیدن و خلوت معنوی و لذّت رفتارهای اخلاقی و خویشتنداری های عفیفانه را از انسان گرفته است.

در جهان به اصطلاح «آزاد»، علاقه واقعی جوانان به علم و دانش، هر روز، کم تر می شود و جوانان به کار و حرفه، رغبت نشان نمی دهند و از رعایت قوانین و مقررات اجتماعی و انسانی فراری شده اند.

در این جوامع، بر اثر بی بندوباری ها و تلاش های دائمی شهروندان برای رسیدن به منافع و رفاه بیشتر و نادیده انگاشتن حریم های انسانی و پیام های انبیا، هر روز، جنایات تازه ای در شرف تکوین است، که عشق های دروغین خیابانی و دوستی ها و ارتباطهای کوچه وبازاری، تنها نقطه های آغاز شمرده می شوند.

در جوامع غربی و مقلّد غرب، نسل جوان، هدف بیشترین تبلیغات رسانه ای برای مصرف بیشتر محصولات تجاری اند (لباس های مُدِ روز وماه و سال، لوازم آرایش و خودآرایی، خوردنی های جدید، نوشیدنی های تازه، فیلم ها و آوازهای سبُک یا غیر اخلاقی، موادّ انرژی زا و توهّم زا و...) بدون آن که فرصت انتخاب داشته باشند و یا بتوانند آگاهانه از حلقه و گردونه ای که درونش قرارگرفته اند، خارج شوند.

در جامعه ای که به هیچ اصل اخلاقی یا آرمان غیر مادّی پایبند نیست، همگان قربانی اند، مگر آن که به شکارچی تبدیل شوند. بدین ترتیب، روشن است که روابط آزاد، لازمه اقتصاد آزاد است. برای این که همیشه در جهان، حرف اوّل را در تولید بزنند، باید جهانیان را به مصرف کنندگان دائمی محصولات ارزشمند یا بی ارزش خود تبدیل کنند و شکسته شدن حریم ها (حریم خانه، حریم خانواده، حریم شخصی، حریم سنّت های اخلاقی و ملّی و...)، گام نخست در ترویج محصولات و تربیت نسل تخدیر شده و مصرف کننده است. نسلی که در گام بعدی، چه نظامی باشد و چه نباشد، به عنوان سرباز غرب و فرهنگ غربی، در برابر تمام آنها که استقلال و عزت خود را پاس می دارند، خواهد جنگید!

اکنون بنگرید که در جوامع غربی و کشورهای تحت نفوذ آنان، الگوهای دخترها و پسرها، چه کسانی هستند؟ آیا افراد عالم و دانشمند و متفکّر و هنرمند واقعی اند یا هنرپیشه های جلف و فاقد ابتکار و بی اندیشه ای که تنها ظاهری جذّاب دارند؟ آیا این روند، سقوط اخلاقی و دلیل انحطاط و موجبِ سرگردانی و بدبختی نسل جوان دختر و پسر یک جامعه نیست؟ آیا متفکّران و مربّیان بزرگ غرب در دهه ها و سَده های گذشته، با آن همه مبارزات پیگیر و تحمّل آن همه رنج، چنین فضای فرهنگ سوز و مادّیت زده ای را آرزو کرده بودند؟ و آیا شایسته است که ما به جای تصحیح و ارتقای فرهنگ خویش، خود را به چنین فضای وهْم آلودی بسپریم؟

● حریم

جامعه دینی، در روابط اجتماعی خود، توجهی ویژه به حصار عفاف و حریم شخصی دختر و پسر دارد. روش اسلام، این است که انسان، معتدل و متعادل زندگی کند و از هر افراط یا تفریطی به دور باشد. خداوند نیز مسلمانان را «امت متعادل» می نامد (۱). و افراد اجتماع را به روش صحیح زندگی فرامی خواند و در مقرّرات خود، همه جنبه های نیاز دختر و پسر را در نظر می گیرد. از جمله، دختران را تا حدودی که منجر به زیان دیدن و انحراف آنها نشود، از شرکت در اجتماع، نهی نمی کند.

رسول خدا(ص) به برخی از زنان اجازه می دادند که حتی در جنگ ها برای امداد و کمک به مجروحان و سربازان، شرکت کنند و در تاریخ اسلام، نمونه های بسیاری برای مشارکت زنان و دختران در فعالیت های اجتماعی ذکر شده است. روشن است که رعایت حریم ها از سوی زنان و مردان، تضمین لازم برای دوام چنین مشارکتی است و حضور زنان و دختران در فضاهای عمومی یک جامعه، مشروط به صلاحیت اخلاقی و متانت مردان و پسران آن جامعه است.

● روابط آزاد

اسلام به خطراتِ ناشی از روابط به اصطلاح «آزاد» دختر و پسر کاملاً آگاه است و نهایت مراقبت را در روابط و برخوردهای دختران و پسران دارد، تا حدی که منجر به انحراف و فساد نشود و طرفدار مشارکت دختران و پسران در جامعه به شکل معقول و با حفظ حریم است.

اسلام، در عین این که اجازه شرکت در محافل، مدارس، دانشگاه ها، مساجد و... را به جوانان دختر و پسر می دهد، دستور می دهد که به صورت مختلط نباشد و محلّ نشست و برخاست ها از یکدیگر جدا باشد.

پیامبر اکرم (ص) در زمان زندگی خویش دستور دادند که درِ ورودی زنان به مسجد از درِ ورودی مردان، جدا باشد. و نیز نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) آن زمان که مسجدشان یک در داشت، فرمودند که شب هنگام که نماز تمام می شود، نخست خانم ها از مسجد خارج شوند و بعد، مردها. پس می بینیم که در روزگار پیامبر(ص) نیز زنان در کنار مردان، در صحنه های اجتماعی از جمله مساجد، و حتّی ساعتی از شب گذشته، حضور دارند ؛ امّا عمداً از زمینه های پیدایش کشش های جنسی، تا نهایت ممکن، کاسته می شود.

راهنمایی هایی که در احادیث و آیات برای حریم گرفتن دختر از پسر و زن از مرد در ارتباطات و روابط اجتماعی بیان شده است، بیانگر این حقیقت است که از نظر روانی - تربیتی، رها کردن دختر و پسر در فضای جذّابیت و کشش متقابل در مناسبات و روابط، سخت زیانبار است و بلکه پُل یا گردنه ای است که پهلوان ها نیز در آن می لغزند. با این مبنا، دعوت به روابط آزادتر و کسب تجربه از خلال آنها، خدمتی به جوانان محسوب نمی شود ؛ بلکه آنها را از رسیدن به آرامش و ثبات از طریق تشکیل خانواده و وفاداری به آن، دورتر می سازد.

آنچه که اسلام به صورت یک توصیه اخلاقی در مورد جامعه مدنی ابراز می دارد، این است که اجتماع مدنی، تا حدّ ممکن، غیر مختلط باشد. در مدینة النبی شرایطی فراهم گردید که روح آدم ها بال و پر گرفت و جوانان در جوّی سرشار از آگاهی و مسئولیّت، با داشتن فرصت انتخاب و حقّ ارضای طبیعی و کنترل غرایز، رشد کردند و خویشتنداری و عفاف، زمینه ساز ظهور چهره های فکری و معنوی برجسته ای در میان آنان گردید.

در شرایط مساعد فکری - معنوی که حریم دختر و پسر رعایت شود و جوان، مجال اندیشیدن و انگیزه و امکان به کمال رسیدن داشته باشد، گل های زیبایی همچون یوسف(ع) و مریم(ع) می رویند؛ امّا در جوامع به اصطلاح «آزاد»، به خاطر همه جایی شدن کشش ها و انگیزش های جنسی و خروج روابط جنسی از حریم خانواده (یعنی نظام اخلاقی ارضای این غریزه)، ما کم تر شاهد ظهور چهره های خویشتندار و پاکدامن هستیم.

چه لزومی دارد که در جامعه و محافل آموزشی و دانشگاهی و اجتماعات عمومی و در جریان فعالیت ها و تلاش های فردی و اجتماعی، دختران و پسران، به اصطلاح: «دوش به دوش» (یعنی عملاً با تداخل حریم های شخصی)، فعالیت های خود را انجام دهند؟ آیا اگر همین تلاش ها با حفظ حدّ اقلّی از فاصله انجام پذیرد، نقصی در کار و اُفتی در فعالیت ها حاصل می شود.

این یک واقعیّت است که در جریان فعالیت های اجتماعی، تداخل قلمروهای شخصی دو جنس، آنها را از کار و تولید و فعالیت، باز می دارد. و این، در مورد جوانان، بیشتر صادق است ؛ چرا که در میان آنها به خاطر قوی تر بودن غریزه و سرعت هیجان، خیلی زود، پای جنسیّت به عرصه کار و تولید و تلاش فکری، باز می شود ؛ چیزی که در جمع زنان و مردان دارای خانواده و پایبند به آن، کم تر و دیرتر اتّفاق می افتد.

نگاهی گذرا به پژوهش های روان شناسی - تربیتی و بولتن های «روان شناسی کار» و آنچه هم اکنون در کارخانجات و مدارس و متروهای اروپا و ژاپن و... در حال فراگیر شدن است (یعنی فاصله گذاری مناسب میان دو جنس، بر اساس خواست خود آنها و حتّی به مقدار پیشنهادی خودشان)، تأییدی بر مدّعای ماست.

● معیارهای اخلاقی برای معاشرت

الف) در نگاه

رسول اکرم (ص) به حضرت علی(ع) فرمود: «ای علی! نگاه اوّل، برای توست چرا که ابزار شناخت است؛ امّا نگاه دوم به زیان توست». (۲) حقیقتْ این است که در مناسبات و روابط اجتماعیِ دختر و پسر، پیشنهاد دین و اصل اخلاقی، ترک نگاه های شهوانی دختر و پسر به یکدیگر و پرهیز از لذّتجویی های بی ضابطه و بازی کردن با عواطف یکدیگر است.

جوانی که چشمش به جنس مخالف می افتد و احیاناً از وی خوشش می آید، می خواهد که برای بار دوم نیز به وی نگاه کند و لذّت ببرد. نوبت اوّل، چون نگاه و تلذُّذ غیر عمدی است، مانعی ندارد ؛ ولی نوبت دوم، چون به قصد لذّت بردن از دیگری و بهره جویی از سرمایه دیگری است ، جایز نیست.

امام صادق(ع) فرمود: «نگاه کردن به نامحرم، تیری زهرآگین است که از ناحیه شیطان پرتاب می شود».(۳) و «چه بسیارند نگاه های کوتاه و لذّت های زودگذری که بعدها حسرت ها و تأسّف های طولانی درپی خواهند داشت!». (۴) با همه این مرزبندی ها و سفارش های خیرخواهانه، در اسلام، نگاه کردن دختر و پسر به یکدیگر و گفتگوی آنها، چنانچه به قصد خواستگاری و ازدواج (یعنی رفتن به سمت تشکیل کانون خانواده و رسیدن به ثبات و آرامش) باشد، مانعی ندارد.

ب) در پوشش

پوششی که اسلام برای دخترها مقرّر کرده است، بدین منظور نیست که جلوی فعالیت های اجتماعی آنان را بگیرد و از خانه بیرون نروند. پوشش دخترها در اسلام، این است که دختر در معاشرت خود با پسران، بدن خود را (بجز صورت و دست ها) بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد.

حقیقت، این است که در مسئله پوشش که در روابط دختران و پسران در جامعه به عنوان یک عامل مؤثّر مطرح است، یک پرسش جدّی پیش روی ماست: آیا برای خودِ دختر، بهتر است که پوشیده (به معنای واقعی آن) در اجتماعْ ظاهر شود، یا نیمه عریان؟ آیا با توجه به احساسات و کششی که دختر و پسر به یکدیگر دارند و با آسیب پذیری جدّی عاطفی و محدود بودن قدرت طبیعی دخترها در دفاع از خویش و حریم خویش، باید هر پسری حق داشته باشد که از هر دختری در هر محفلی حدّاکثر تمتّعات را (بجز یک مورد خاص) ببرد یا نه؟ چرا مردان باید آزاد باشند تا همچون کالا به زن بنگرند؟ آیا همین نگرش نیست که نظام خانواده را در غرب، متزلزل کرده است؟ راه حل چیست؟

اسلام با وضع نمودن نوعی مقرّرات برای پوشش، حفظ سلامت جسم و جان فرد و روح جامعه را تضمین کرده است. به این ترتیب، حجاب زن، حقیقتاً مصونیت بخش و پاسدار حریم اوست. مگر نه این که: «هر آنچه دیده بیند، دل کند یاد»؟

در آیین اسلام، پسران فقط در موقعی که تشکیل خانواده دادند و آگاهانه انتخاب کردند و مسئولیت پذیرفتند، در کانون گرم و صمیمی خانواده است که می توانند با دختر(به عنوان همسر قانونی خود)، پیوند کامیابی برقرار کنند. قبل از آن، نباید فکر و ذهن هیچ دختر یا پسر جوانی به این موضوع، مشغول باشد و مانع فکر و تحصیل و کارهای زندگی او و دیگران شود.

در جامعه اسلامی، هر نوع کامجویی بدون قبول مسئولیت یا کامیابی هیجانی و بدون تعقّل و تفکّر و انتخاب، اساساً ناپسند شمرده می شود ؛ اصلی که اتفاقاً به تازگی در روان شناسی جدید غرب نیز به صورت جدّی مطرح شده و مورد توجه قرار گرفته است.

پس می توان گفت که اسلام، نه تنها به دختران و پسران جوان به چشم موجوداتی خطرناک که باید محدود شوند، نمی نگرد، بلکه حتّی غریزه جنسی را نیز در راه تشکیل خانواده و استمرار نسل و آرامش و شادابی (یعنی بهداشت روانی فرد و جامعه) به کار می گیرد.

جوان، سرشار از استعدادهاست و غرایز مختلف او (حقیقت جویی، علم خواهی، زیبایی طلبی، آفرینشگری، و...) همگی نیرومندند. کدام انسان خردمندی می پذیرد که تمامی این غرایز، در پای غریزه جنسی قربانی شوند؟ اگر بپذیریم که آزادی روابط دختر و پسر، بهداشت روانی آنها و کل جامعه را به خطر می اندازد و انضباط اخلاقی آنها و کل جامعه را مختل می سازد، ناگزیر باید به سطحی از محدودسازی روابط، تن در دهیم ؛ محدودیت هایی که برای افراد سالم جامعه، یک انتخاب عاقلانه اند و برای بیماران هوس، یک اجبار، تا نتوانند آزادانه از دیگران بهره کشی کنند و روح و جسم دیگران را بیازارند.

اوّلین فایده های این روش، امنیت فضای خانواده و اجتماع، ارتقای موقعیّت زنان و دختران، شکوفایی استعدادهای مختلف جوانان، و... اند که مهم ترین نشانه های «بهداشت روانی» یک جامعه محسوب می شوند که زمینه لازم برای تولیدات فکری و صنعتی و توسعه ابعاد مادّی و معنوی جامعه است.

ج) در اندیشه و قلب

نبودن حریم بین دختر و پسر، و آزادی در معاشرت ها، هیجانات و التهاب های جنسی را افزایش می دهد و با خارج کردن میل جنسی از تعادل و مسیر طبیعی اش، آن را به صورت یک عطش روحی و یک خواست سیری ناپذیر و اشباع نشدنی در شکل و تنوع فراوان درمی آورد.

غریزه جنسی، غریزه ای نیرومند، عمیق و پردامنه است که هرچه انسان به آن میدان بیشتری بدهد، آتش آن، شعله ورتر می گردد و نه خاموش تر. مثل افراد آزمندی که هرچه پول بیشتری به دست بیاورند، حریص تر می شوند. تاریخ از آزمندی های جنسی، بسیار یاد می کند. پادشاهان، از نظر حسّ تصرّف و تملّک زیبارویان، در هیچ نقطه ای متوقف یا سیراب نشده اند. صاحبان حرمسراها، هر روز در پی شکارکردن شکار دیگری برای خود بوده اند.

اسلام به قدرت شگرف این غریزه، توجه کامل کرده و هشدارهای زیادی درباره خطرناک بودن نگاه جنسی بی ضابطه و خلوت کردن پسر و دختر با هم و معاشرت های کنترل نشده آنان می دهد و از طرفی تدابیری برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و برای هر یک از دو جنس، تکلیف ها و مقرراتی معین نموده است.

به عنوان نمونه، قرآن کریم می فرماید: «به مردان بگو چشم ها از نگاه ناروا بپوشند و اندام خود را پوشیده دارند و به زنان نیز بگو تا چشم ها از نگاه ناروا باز دارند و اندام خود را بپوشند».(نور، آیه ۳۱)

آیین ما از ما می خواهد که اندیشه مان را هوس آلود نکنیم، خیال گناه را در ذهن خود نپروریم، به نامحرمانْ خیره نشویم و دزدانه نگاه نکنیم، به قصد لذّت های جنسی به نامحرمی ننگریم و با چنین قصدی به معاشرت های اجتماعی قدم نگذاریم.

د) در گفتار

شنیدن صدای دختر برای پسر، در صورتی که قصد لذّت بردن و خوش آمدن در کار نباشد، اشکالی ندارد. در عین حال، بر اساس همان اصلِ «روابط حدّاقل» که گفتیم، مادام که ضرورتی در کار نباشد، ترک آن، عاقلانه تر است.

برای دختر، شایسته نیست که در سخن گفتن با پسری، صدای خود را نازک کند و به نحوی با عشوه و اطوار، سخن بگوید. خدای متعال در قرآن، به زنان می فرماید: «در حرف زدن، صدا را نازک و مهیّج نکنید که موجب طمع بیماردلان گردد»(۵) و امام علی(ع) می فرمود: «به دختران جوان، سلام نمی کنم که مبادا پاسخ آنها دلم را به لغزش افکند». (۶)

ه) در رفتار

احتیاطها و توصیه های دین مبین اسلام، مبنی بر دور نگه داشتن و فاصله داشتن دختران و پسران نامحرم از یکدیگر، صرفاً به خاطر حفظ سلامت روحی اجتماع و پاکی خانواده و عزت و شرف و تعالی آحاد شهروندان است تا حتی برای لحظه ای، فکر آلوده به ذهن پسر و دختر عفیف، راه نیابد و افکار آنها مشغول به مسائلی که وقت آن نرسیده است، نشود.

روح جوان، فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح انسان، محدود به حدّ خاصی است و پس از آن، آرام می گیرد. همان قدر که انسان از رسیدن به جاه و مقام و ثروتْ سیر نمی شود، در میل جنسی(سِکس) نیز چنین است.

در محیطهای آزاد و باز، هیچ پسری از تصاحب زیبارویان و هیچ دختری از متوجّه کردن پسران به خود و تصاحب قلب آنان سیر نمی شود. از طرفی، هوس، در هیچ نقطه ای توقف نمی کند و تقاضای نامحدود انسان، خواه ناخواه، انجام ناشدنی است و امکان برآوردن همه خواسته ها هیچ گاه برای بشر، میسّر نیست.

دست نیافتن به آرزوها و هوس ها، در جای خود، منجر به اختلالات روحی و بیماری های روانی می گردد. به محیطهایی که بی بند و باری در آنها زیاد است، بنگرید. خواهید دید که در آن محیطها، آمار بیماری های روانی و مشکلات روحی، بالاست. شاید مهم ترین علت، همین آزادی جنسی و تحریکات فراوان روانی است که به وسیله عکس ها، مجلّات، فیلم ها و سی دی ها و محافل مختلِط تفریحی و حتّی در کوچه و خیابان و تبلیغات کالاها و مُدها و... دامن زده می شود و غالباً بی پاسخ می مانَد ؛ چرا که تخلیه جسم و روان از این هیجانات فزاینده، عملاً ممکن نیست و بدین ترتیب، پیری زودرس و روان پریشی و اختلالات روحی دیگر، پیامدهای طبیعی آن فضا هستند.

● چرا دخترها بیشتر باید خود را بپوشانند؟

یافته های روان شناسی نشان می دهند که توسّل به خودنمایی و خودآرایی، بیشتر در بین دخترانْ رواج دارد. همچنین تجربه بشری نشان می دهد که در تصاحب قلب ها، پسر، شکار است و دختر، شکارچی! همچنان که در تصاحب جسم و وجود مادّی، دختر، شکار است و پسر، شکارچی! میل دختر به خودآرایی، از این حسّ شکارچی گری او ناشی می شود که خداوند برای هدف متعالی «پیوند همسری» در طبیعت و سرشت او نهاده است.

کم تر اتفاق افتاده است که پسران، لباس های بدن نما و آرایش های تحریک کننده به کار ببرند. بعضی از دختران، بیشتر به حکم طبیعت خاص خود، می خواهند دلبری کنند و پسر را دلباخته خود سازند. این ویژگی، البته فرصت تفکّر و انتخاب عاقلانه را از طرفین می گیرد. بنابراین، می توان گفت که انحراف برهنگی، از انحراف های مخصوص دختران یا غالب در آنهاست و لذا دستور پوشش هم برای آنان و به اقتضای طبیعت لطیف آنان، سختگیرانه تر است.

کسانی گفته اند که اگر پسران و دخترانْ آزاد باشند، اشباع می شوند و عطش آنها کم تر می شود ؛ امّا تجربه جوامع گوناگون، نشان داده است که این چنین نیست. مگر چشم چرانی ها و روابط غیر قانونی و خشونت علیه زنان و ناامنی فضاهای اجتماعی برای دختران و... در جوامع آزاد غربی، کم تر شده است؟ جسم سالم و روح زیبا و شخصیّت مطلوب اجتماعی، گوهرها و سرمایه های دختران و پسران جوان اند. کدام انسان خردمندی بهترین سرمایه های خویش را در معرض استفاده هر کس و ناکس قرار می دهد؟

علّتِ بیشتر بودن پوشش قانونی دختران در جامعه و فرهنگ ما، منع کامجویی جنسی از آنان است که قطعاً به دوام بیشتر کانون خانواده و صمیمیت و محبت و دلبستگی بیشتر آنها در زندگی مشترک آینده شان خواهد انجامید.

دختر و پسری که قبل از ازدواج، عفیفانه تر زیسته اند و ازدواجشان نخستین تجربه آنها در هرگونه رابطه جنسی است، خوش بخت تر زندگی می کنند. پس در واقع، دختران، با رعایت حدود پوشش، به سلامت زندگی آینده و سالم تر ماندن همسر آینده خود، کمک کرده اند و البته چنین خویشتنداری و عفافی از سوی پسران نیز تضمین خوبی برای زندگی آینده خود آنهاست.

شاید یک علّت این که جوانان امروز در جوامع غربی از ازدواج، گریزان هستند، همین باشد ؛ زیرا آنان ازدواج را برای خود، یک محدودیت می دانند و اکثر کامجویی های آنها در غیر محیط خانواده و در غیر کادر رسمی و در جریان معاشرت های آزاد و در محیطهایی غیر از خانه انجام می پذیرد. طبیعی است که برای چنین کسانی، ازدواج، آغاز محرومیت است. برخلاف فرهنگ اسلامی که در آن، ازدواج جوانان، پایان محرومیّت و آغاز یک زندگی نوین و نیز کانون محبّت و فضایی برای کمالجویی و پیشرفتِ دوشادوش است. برای رسیدن به چنین سعادتی است که اسلام، به صورتی جدّی، مسلمانان را از دوستی با جنس مخالف، نهی می کند.

● آیا پوشش دختران، مانع رشد آنها نیست؟

پوشش مطلوب اسلام (بدون آن که بر نوع خاصّی از پوشش، اصرار بورزیم)، برای دختر، مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی و یا اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نیست. آنچه موجب به هم ریختگی جامعه و فلج شدن نیروهای فعال اجتماع می گردد، آلوده شدن محیط کار و تحصیل و...، با آزاد گذاشتن لذّتجویی ها و چشم چرانی های مردان و میدان دادن به عشوه گری ها و خودنمایی های دختران در محیط عمومی است.

اگر در محیط دانشگاه، دختران، بدن خود را بپوشانند و هیچ گونه آرایشی نداشته باشند، بهتر درس می خوانند، فکر می کنند و به سخن استادْ گوش می دهند، یا وقتی که در کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده و با وضع نامتناسب (با کلاس و درس)، نشسته باشد؟ انصافاً کدام روش، التهاب را در دختران و پسران، کاهش می دهد و به نفع آنهاست؟ و عقل، کدام را تصدیق می کند؟

آیا اگر پسران ما در خیابان و کوچه و بازار و مدرسه و اداره و کارخانه و... با رفتارهای فریبنده و سخنان و وعده های شعارگونه و غیر واقعی، دائماً در صدد یافتن دختران پاک و ساده و صمیمی جامعه باشند و هر بار، با فرو نشستن عشق های سطحی و خامشان به دیگری رو کنند، آرامش و امنیّتی برای دختران ما خواهد ماند؟

به تجربه ثابت شده است که هر محیطی که در آن، رفت و آمد و آمیزش کم تری میان دو جنس بوده و پوشش صحیح و حریم خصوصی افراد رعایت شده، در آن جا، پسرها و دخترها هم احساس آرامش بیشتری داشته اند و در کار و تحصیل، موفق تر بوده اند.

● عفاف، مصونیت است

تقریباً در تمامی فرهنگ ها و جوامع، دختر، هر اندازه متین تر و با وقارتر و عفیف تر حرکت کند و خود را پوشیده تر نگه دارد و کم تر در معرض تماشای بیگانگان قرار گیرد، بیشتر مورد احترام و ارزش پسر است. حتی افراد بی بندبار هم هنگامی که سر عقل می آیند و می خواهند تشکیل خانواده بدهند، برای گزینش همسر، به دنبال دختری پاک و عفیف که تا قبل از آن با هیچ پسری رابطه نداشته باشد، می گردند.

اصولاً افراد پاک و عفیف که به عفاف، شناخته شده اند، از دسترس آزاد افراد منحرف و آلوده، به دور هستند. قرآن می فرماید: «رعایت حریم عفاف (در روابط اجتماعی) از سوی زنان، برای این است که به عفاف و پاکی شناخته شوند و از آزار و اذیت بیماردلان، به دور باشند». (احزاب، آیه ۵۹)

خودنمایی یا عرضه کردن خود به نامحرمان، از عزّت و شُکوه دختران می کاهد و علاوه بر آن که زمینه را برای نفوذ افراد آلوده و ارتباط با آنان فراهم می سازد، پسران جوان را که باید مظهر اراده و فعالیت و شجاعت و مردانگی و تصمیم باشند، به افرادی هوسباز، چشم چران و لوده و بی اراده و ضعیف، تبدیل می کنند.

البته اگر دختران در روابط اجتماعی خود در اجتماعات عمومی لباس ساده بپوشند، کفش ساده به پا کنند و با چادر یا مانتو و روسری مناسب به مدرسه و دانشگاه بروند، قطعاً خودشان هم آرامش روانیِ بیشتری خواهند داشت و بهتر درس می خوانند.

چه قدر خوب است که دختر جوان مسلمان، در اجتماع، آن چنان رفتار کند که علائم عفاف و وقار و سنگینی و پاکی از او هویدا باشد و به این صفات، شناخته شود. تنها در این صورت است که بیماردلان (که به دنبال شکار می گردند) از او مأیوس می شوند.

این، تقریباً یک اصل همیشگی است که پسران ولگرد، به دنبال دختران جِلف و سبک و خودنما می گردند. این گونه دختران، گویی وضع لباس و پوشش، راه رفتن و سخن گفتنشان، معنادار است و به زبان بی زبانی می گویند: به من توجه کن! به سوی من نگاه کن! مرا تعقیب کن! و... درحالی که عفاف و رفتار و حرکات سنگین و با وقار دختر دیگر، می فهماند که دست تعرّض از این حریم، کوتاه است و هیچ پسری جرئت نمی کند به او تعرّض یا بی احترامی کند.

دختران خوب جامعه ما، انصاف دهند که آیا حقیقت، جز این است؟

 

 

http://hadithezendegi.mihanblog.com
پی نوشتها:
۱. سوره بقره، آیه ۱۴۳.
۲.کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۹، ح ۴۹۷۱ .
۳. همان، ص ۱۸، ح ۴۹۶۹ .
۴. الکافی، ج ۵، ص ۵۵۹
۵. سوره احزاب، آیه ۳۲ .
۶. الکافی، ج ۲ ، ص ۶۴۸.
رضا فرهادیان
+ نوشته شده در  جمعه 1389/09/05ساعت 13:22  توسط فرانک وفایی راد  | 

حریم عفاف خویشتن داری وصیانت اسلامی

درگستره تاریخ زنده گی بشر ،زن وموقعیت آن، ونیز حقوق وی، بارها مورد بحث وگفتگو های رجال دینی ،ودانشمندا ن وحقوق دانان، وسیاست مدارا ن جهان ،ببررسی گرفته شده ا ست . ونیز با اندک دقت ومطالعه روی، ادوار تاریخ، هستی بشر ،روشن میگردد ،که در میان همه اقشاربشری ،جنس زن ،بیشتر از دیگران مورد ستم وتوهین ونا روائی قرار گرفته است.
و بدون تردید در تاریخ سیاه قدیم، ودر سر زمین های همانند ،روم، هند ،یونان ،ایران وعرب جاهلی قبل از اسلام ،جفاهای ناروا وستم های جبران ناپذیر ی، را بر جامعه زنان تحمیل نمودند. بنحویکه سطور تاریخ ،ضایع گردیدن بسیاری از حقوق آنهارا، در حافظه خویش محفوظ داشته است .جامعه زنان، در آن زمان، وسر زمین ها، در نقاب ذلت وزنده گی توئم با تحقیر، حیات جانکاه خویش را، سپری ساخته است . قرآن این کتاب آسمانی اسلام، با اشاره بسیار کوتاه، تاریخ زنان آنزمان راباز گو کرده ومیفر ماید

واذابشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسوداوهو کظیم /
هر گاه برای کسی بشارت ولادت دختری داده میشد چهره آنها سیاه میگردید، واحساس ذلت میکردند، واز داشتن دختران رنج میبردند.وچه بسا برخی از این گل های باغ هستی را زنده بگور میساختند.اما با درخشش نور وحدانیت، وآغاز رسالت پیامبر اسلام، ونزول پیام آسمانی، وکلام وحی الاهی، توسط منجی بشریت ،پیامبر اسلام ،تاریخ وجفاکاران بجامعه زنان را بمحکمه میکشاند وبا شعار درخشنده خویش ،روی آنها را سیاه کرده میفر ماید ...بای ذنب قتلت ،بکدام گناه زنده بگور شدند ،این گل های باغ هستی وفرشته ها ی خلوص وپاکی به کدام گناه در آغوش خاک آرمیدند . آری ازاین روش عملی وواقعیت تلخ زندگی آنها که بگذریم ،از دید گاه نظری، وفکری هم، یکی از بحث های جوامع قدیم وفر هنگ کهن ،اقوام فوق همین بود، که آیا زن از حیث ماهیت وجودی، وخصلتهای روحی همانند مرد آفریده شده ،ویا اینکه روح زن، نسبت بمرد از جنس دیگری است .وهمچنان گفته میشد، که زنان اهلیت وشایستگی مردان را نداشته ومقام آنها از مرتبه مردها نا چیز تر میباشد. وبسیار رایج بود ،که بغیر از زمان ضرورت اطاق خواب آنها از جای استراحت مردان فاصله داشت. ودر نتیجه آنها از خویشتن حق انتخاب نداشتند، حق رئی نداشتند، از خانه بیرون شده نمی توانستند .اسامی ویژه از جانب مردها روی آنها گذاشته می شد ،همانند ضعیفه ،عاجزه، سیاه سر ،آنهارا کسی باسم، صدا نمی کرد. چه بسا اگر کسی زنی را، باسم صدا میکرد جنگها صورت گرفته، گدورت هاایجاد میشد .حق خرید وفروش آنها مثل دیگر اجناس وکالاها در اختیار مرد ها بود. واحیانا آنها را با پول رایج زمان میفروختند. چنامچه که امروز چنین کاری نیز صورت میگیرد. با تاسف ودریغ باید گفت ،نسبت بمقام والای زن اینقدر توهین وتحقیر صورت می پذیرفت، که قلم از بیان آن خجل وشرمنده میگردد وگوشودن صفحات زندگی آنها حکایت از از نگون بختی وسیاه روزی تاریخی آنها میکند .هر چند ما امروز از نظر تاریخی، فر هنگی، وفکری با زمان وتاریخ قدیم بسیار فاصله داریم. وانسان کنونی دگر خاک نشین نیست وبا فلک پنجه در انداخته وهر روز بفکر فتح قله های عظیم از طبیعت می باشدو ،چهره سیاه هستی قدیم با عصر طلائی جدید هر گز قابل ارزیابی نیست .اما متاسفانه باید پذیرفت که با مختصر دقت، باسانی در خواهیم یافت ،که جاهیلیت قدیم جایش رادر مورد معامله با جامعه زنان بجاهیلیت عصر نوین داده است. هم چنان که ذکر گردید در عصر جاهیلیت ودوران وحشت وتاریکی، زنان فروخته میشدند .اکمون نیز زن وجامعه زنان به اشکال گوناگون وروش های جاهیلی نوین دیگری، در معرض فروش وستم های جفا کارانه وشکنجه های روحی وروانی دیگری، قرار گرفته اند .آنها بعنوان تنها وسیله برای استفاده های شهوانی وهواهای جنسی دیگران از مقام وموقعیت فطری وپاکی خدادادی خویش پائین آمده هر روز سقوط میکنند ... ا

اگر بزبان ساده وبدون ابهام بخوهیم چهره زن امروز را بتصویر بکشیم، تلقی ورویکردیکه جهان نوین وسیکولاریسم؛، دیمکرات گراها وما فیهای جنسی، از قشر وجامعه زنان دارند این هست که زنان باید فقط تن بخواسته های جنسی مردان آزمند داده وبعنوان ابزار بی اراده در خدمت مردان قرار گرفته روزگار وزندگی خویش را برای امور فوق سپری نمایند .اگر چه در برخی جوامع چنین ادعا میشود که اکنون زن آزادی وجایگاه اینسانی خویش را بدست آورده است. اما رفتار وروشهای واقعی در مورد زنان جهان بویژه، زنان غربی، چنین ادعای را ثابت نمی سازد .جاهلیت نوین بمراتب مقام ومرتبه زن را پائین تر آورده است، ووی را در انظار مردان ذلیل تر وناکار آمد تر نشان میدهد .اگر بخواهیم بپدیده های عینی وواقعی جاهیلیت جدیدومعاصر، اشاره نمائیم، بآسانی خواهیم دید که هم اکنون تقریبا در بسیاری از نقاط جهان ظرفیت های زنان در نظر گرفته نمی شود وموردبهره بر داری نادرست قرار می گیرد .زیبائی های خدادادی آنها وهویت وگوهر وجودی وپیکر واندامهای شخصی آنها در خلال فیلم ها ،عکسها ،تلویزیون ها ودیگر وسائل جمعی ،بصورت مفت ومستهجن ،بمعرض نمایش ونگاه های مرض آلود جنسی وشهوانی قرار داده میشود .
وبدتر از آن اینستکه، برای جنس زن فهمانده اند که ارزش ومقام واقعی وی در گرو برهنگی وهرزگی او می باشد .وبا قرار گرفتن زن در این موقعیت ،کمالات معنوی وفرهنگی ،سیاسی وعلمی وی زیر سوال، وظرفیت های بشری او پایمال هوس بازان قرار میگیرد .و سر انجام او بپوچی خویش اقرار نموده گویا باور می کند که هستی وی بخاطر هستی مردان آفریده شده است .ویا در جائیکه او باید بدرخشد صفحات اول مجله ها، صفحه تلویزیونها وپرده سینماها است .طبیعی است که هستند شمار فراوان از زنان که با درک هویت وشناخت ماهیت، واستعداد های معنوی وکمالات وجودی خویش، در یافته اند که می توانند با حق استفاده وحضور در جامعه وعرصه های اجتمائی ،بعنوان همسری زیبا، ومهربان ،وجذاب ودلپذیر ،یا بمثابه مادری، دلسوز، وخواهری فداکاردر کنار مردان، از درخشش ویژه بر خوردار گردند .وبا کسب چنین ویژگی ها ی برای جامعه خویش منبع خیر وخدمت ،برای خود، وفرزندان شان، مایه ثبات وآرامش گردند. وما نیز باور داریم که در برخی جوامع زنان جایگاه مناسب وحقیقی وهستی واقعی خود را در یافته اند ،وفرشته وجودی آنها از هجوم دیو های هوس نجات یافته است .وشکوفه ها ی وجود ی آنها از غارت آزمندان بدور مانده، بر پایگاه عصمت وطهارت ودر حصار از شرافت قرار گرفته ،موجب خیر کوثر وبرکت های فراوان بوده است .
ودریک کلام باید گفت که برای نجات جامعه زن هیچکس، از خود وی، وهیچ چیز از درک وشعور واحساس ومسئولیت شناسی او مئوثر تر نخواهد بود .درین رابطه حضور ودرخشش زنان دانشمند وروشنفکر ومسلمانان، آگاه ودین شناس است که می تواند جامعه زنان را به جایگاه اصلی وخیمه گاه واقعی شان رهنمون گردد .ونیز او ست که در کنار جذابیت های زنانه وزیبائی های معنوی .،عواطف ومهربانی ها ،روح نازوک ولطیف خویش رابه جایگاه واقعی اش، هدایت بخشد .
اگر بخوهیم دید گاه واقع بینانه دین اسلام را بعنوان تنها مکتب رهادی بخش در رابطه با زن بدانیم تنها او ست که، باید سر انجام وعاقبت وسعادت دنیا وآخرت خود وفرزندان خویش وجامعه که در آن زندگی می کند رقم زند ..چرا که بنیان خانوده که سنگ زیرین تربیت ومحبت ومهربانی بحساب می آید وابسته بزن است .ونیز خداوند زن را از لحاظ خلقت وآفرینش ومایه های وجودی، وجوهر هستی وتکالیف انسانی، مساوی مردان دانسته است .چگونه ممکن است موجودیکه تربیت خانواده وجامعه بوی وابسته می باشد از ممسئولیت های اجتمائی بریئ واز حقوق سیاسی ،اجتمائی وطبیعی خویش محروم واز فعالیت فرهنگی واقتصادی باز داشته شود .
همان چیزیکه ،تمامی انبیائ الاهی بخاطر آن بر انگیخته شده اند .یعنی تربینت وتحکیم بنیان خانواده که از مسئولیت های زن بحساب می آید. و.بمیزانیکه زن در حفظ وصیانت جامعه نقش بازی میکند در ثواب عمل خویش سهیم خواهد بود .در همین رابطه خداوند /ج/در سوره نحل آیه 97 از کردار نیک، زن ومردرا بصورت مساویانه تقدیر نموده است وجزاءوپاداش کار وعمل هر کدام مرهون تلاش آنهادانسته میشود ..ومیفر ماید ؛هر کس از جنس زن ومرد کار شایسته ای انجام دهد اجر وپاداش آنرا در حالیکه ایمان بخداوند داشته باشد در یافت مینماید .-پس میبینیم که هر کدام از زن ومرد، دو رکن اساسی، مسئول، ومکمل همدیگر میباشند .بهیچ صورت زن برده ویا اجیر شوهر یا خاتنواده شوهر نیست .در اسلام شراکت ومسئولیت در زندگی مطرح است نه اجیر بودن، یکی برای دیگری .در میان زن ومرد حقوق مطرح هست نه اجرت، چراکه اجرت، حاصل دست رنج است اما حقوق تعلق میگیرد بجنس زن، یا مرد .لزا اگر زن راضی بخدمت شوهر یا فامیل آن نباشد، مرد، حق اجبار وی را ندارد ، بلکه توافق استکه، گره گشا میباشد، در زندگی زن وشوهر .،تهدید نمودن زن را برای کار های خدماتی بدون رضایت وی، از دید گاه اسلام نا جایز وزور گوئی است ،که از جانب خدا وند نهی شده است. بایددید که اسلام حقوق اساسی را برای زنان در نظر گرفته است .اگر دانشمندان سیاسی، وحقوقدان ها ی، جهان امروز متوجه حقوق وامتیازات زنان گردیده بودند،مثلیکه اسلام از همان ابتدای ظهور خویش لبه تیز مبارزه خویش را در برابر ستم پیشه گان بحقوق زنان قرار داد ،واین شعار جاویدان را، بر دیوار عالم تا امروز نصب کرد که /بای ذنب قتلت /او بچه گناهی کشته شده است. هرگز بمقام والای زن چنین تعرض ها صورت نمی گرفت. ،باید بخاطر داشت که این ،آیه یک فرمان نیست. تا آرشیف گردد ،بلگه یک شعار همیشه جاوید ،وزنده ایست که در طول تاریخ حیات بشر باید از جانب تمامی آزادی خواهان به آن سر داده شود ..ونیز مراد از کشتن زن، کشتن فیزیکی وی نیست .بلکه اجیر کردن، فروختن ،تبعیض قائل شدن ،ابزار ساختن ،زنجیر بستن، وزندان کردن در محبس خانه، ومانع شدن از حرکت فعالانه، در میدان های سیاسی، فکری، فرهنگی ،وتربیتی است ،چنانکه همه میدانم از اعلامیه کنواسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان ،بیش از چند سال نمیگذرد، در 18 دسامبر 1979 این اعلامیه صادر میشود ،ونیز از اعلام روزی بنام ر وز زن ،بیش از 79 سال نگذشته است .اما قرآن یک سوره از کلام خود رابنام، نساء ،نام گذاری میکند ونیز سوره دیگری را بنام مشخصی از زنان پاک عالم هستی، مسمی میسازد بنام /سوره مریم ./باید تذکر داد که در قانون اساسی کشور های جهان، بند ها ی از حقوق زنان، حمایت میکند اما،در قرآن، خداوندخود بپشتیبانی وحمایت زنان ،بر خاسته است .با دقت دراین موضوع ،بسیار فرق وجود ،دارد از اینکه دین از کسی حمایت کند ،یا کسانیکه بحرف خویشتن اعتقادی ندارند از چیزی حمایت نمایند .یقین ما ،بر این هست که اگر سیاستمداران دنیا وزعمای کشور های اسلامی حتی، بحمایت از آموزه های دینی اقدام میورزیدند ،اکنون وضعیت ده ها هزار زنان هرزه ودوره کرد جنسی ،وترافیک دختران بدست قاچاقبران انسانی رقم نمخورد .متاسفانه با شروع تحمیل نظام دمکراسی جنسی ،در افغانستان ،وایجاد تلویزیون های رنگارنگ سکسی ونیمه برهنه وفیلمهای آنچنانی ونیز گشایش هو.تل هاوکانون های پر از زنان تن فروش که دست آورد نظام های دیمکراسی لجام گسیخته غربی، سوسیالیزم وسرمایه داری جهان کنونی است.که این کشور مسلمان وبا غیرت رفته رفته شامل اوردوگاه های میشود که مردم آن باید تاوان بسیار سنگینی را متحمل گردد ، کمترین آن خسارت از هم پاشیدن شیرازه نظام خانوادگی وشیوع امراض لا علاج جنسی خواهد بود .شاید بنظر خوانندگان عزیز تذکر چنین موضوعی چندان نزدیک بواقعیت جلوه ننماید اما اگر دقیق برسی نمائیم، خواهیم دید، درکشوریکه ملیاردها دولار هر سال صرف بودجه جنگی آن، وملیارد ها دولار صرف تبلیغات های دیمکراسی نوع غربی آن میشود، بعید نخواهد بود تاگروهی باجبار وجمعی بناچاری، واز هجوم عفریت فقر، وادار بتن فروشی ،خودکشی ،افسردگی و در بند بردگی دیگران گردند. چیزیکه هم اکنون نشانه های آنرا کم کم در گوشه وکنار شهر کابل دیده ،ومی شنویم .باید یاد آور شدکه .آیا وقت آن نرسیده است تا روشنفکران زن ،مرد، وملت مجاهد ما که صد ها هزار شهید وطن را در راه آزادی واستقلال میهن، سر بلند خویش قر بانی داده اند ،بپا خیزند. وجلو هجوم فرهنگ بیگانه را که نا موس وطن را نشانه گرفته است بگیرند. و بدفاع از فرهنگ وارزش های دین مان ،که همه هستی مارا تشکیل می دهد بپردازیم. .شاید برای خوانندگان این سطو رجالب باشد که این بتشبیه قرآن را، که زن را بمثابه لباس انسان میداند اشاره نمایم .قرآن میفرماید /هن لباس لکم وانتم لباس لهن /زنهای شما لباس شما، وشما لباس آنها هستید ،آیا انسانهای عاقل چگونه بحفاظت لباسهای خویش می پردازند .دین ما از زن، چهره مریم ،خدیجه فاطمه ،زینب وزنان مکرم پیامبر خدارا، که امهات المومنین هستند بتصویر می کشد. یعنی در کنار آزادی های فکری ،فرهنگی سیاسی، اجتماعی، وحتی اقتصادی که برای زن روا است .او را در صدف خانواده، بپرورش وتربیت فرزندان، که از والا ترین وظایف وی، میباشد راهنمائی میسازد. بدون شک ،سر پرستی اولاد وقرار گرفتن در آغوش گرم خانواده، از استوارترین ارکان پایداری جامعه، وشکل گیری هستی ودر مدار قرار گرفتن، هدف فطری خلقت است. که هر انسان مسئول ومسلمان باید ،بآن پایبندی کامل داشته باشد./
------------------
قسمت دوّم

نقدی بر دکتر مسعودانصاری


باتوجه به تحولات چشمگیریکه، در گسترش ورشد، وانبوهی سایتهای کامپویوتری، ایجاد گردیده است ،وبا نظر داشت شمار قلم بدستان متعهد، ونا متعهد آن، انسان گاهی فکر می کند که نوشتن، در این سایتها هم ،مثل چیز های ،دیگریکه روزی مد میشود به بحران، مد گرائیده است. بروشنی می بینیم که برخی نویسندگا ن نا آشنا وبی اطلاع از متون دینی، ونا آگاه بمسائل اسلامی ،قلم بدست گرفته چنین وانمود می کنند که گویا می توانند در مورد حقایق اسلام وآیات قرآن وفهم وتفسیر آن ،که در حیطه اهل فن آن میباشد ،اظهار نظر کرده .و چرت وپرت های خویش را خوراک مردم نادانتر از خود نمایند .غافل ازاینکه قضاوت وداوری درموارد ومیدانیکه در تخصص آنها نمی باشد، نتیجه آن جز رسو ائی ،وبتصویر کشیدن ،ونشاندادن حماقت، چیزی بیش نخواهد بود .ونیز جمع دیگریکه ، از اسلام کینه ها در دل نهفته دارند ، و تا هنوز میدان تبارز آنرا پیدا نکرده بودند ،آنها که زوایای ذهن شان از تفکرات بیگانگان لبریرز گردیده بود ،آنها هم به کاروان این بی خردان پیوسته پیرامون طائفه از رویداد های دینی، واندیشه های اسلامی از جمله حقوق زن در اسلام، بقضاوت نشسته اند .آنها فهم وبر داشت دینی را ناقص وبدون روح دینی وبا الهام از اندیشه ها ی مسیحی ،ویا از قول آنهائیکه بهره شان از دین فقط پارچه از عبا، وقطعه از قبا ،بیش نیست بعاریت گرفت ویا بسرقت رغته اند .آنها عالمانی نیستند که در لباس دین رفته اند بلکه دزدان هستند که در لباس علم خزیده .وبا تبلیغات چی های، سود جو وجنس فروشهای تر دست از این طریق امرار معا ش می نمایند ـ
ویا رسم ورواج قبیله وبیابان را، که اسلام به آن در ستیز بوده است سر مایه دست خویش قرار داده، در برابر اسلام قرارگرفته وبرای بی اعتبار ساختن تفکر اسلامی وتوهین وتحقیر به ارزش های دینی بنوشتن شطحیات پرداخته اند .وگروهی دیگر رفتار ومعامله سرمایه داران ،وزر ا ندوزان ،شهوت پرستان وپیروان هوا وهوس جنسی، ونیز عمل شاهان وسلاطین، واربابان وسران قبایل، را که در شهوت پرستی وزن بارگی تا گردن غرق بوده اند دست آویز خویش ساخته ،آنگونه تلقی وتصور نموده اند که گویا دید گاه اسلام درمورد زن تحقیر کننده وشهوت پرستانه ویا حرم سرایانه وشاهانه است .آنها چنین می پندارند که در جامعه بت پرستان قبل از اسلام ،حتی رفتار ومعامله اعراب جاهلی در رابطه بازن بهتر از رفتار اسلام بآن بوده است.اگر از تاریخ وبیان قرآن که رفتار عرب جاهلی را پیرامون زنها شرح داده صرف نظر نمایم ،چگونه می تون باور نمود در جامعه بت پرستان که سنگ وچوب پرستیده می شود رفتار آنها در معامله با زنها بهتر از رفتار اسلام بآنها است؟
البته چنین دیدگاه های .جدید ومحققانه نیست ،تا از موقعیت تاریخی وعلمی بر خوردار باشد چراکه: اگر امروز با پیش رفت های علمی وفرهنگی بشر، زن هنوز گرفتار ستم وبی عدالتی می باشد چگونه در عصر فقدان دانش وفرهتگ، زنان در عرش عزت وسر بلندی قرار داشته اند .باور ما بر این است که نتنها زن در دوره جاهلیت از عزت بر خوردار نبوده که امروز هم قشر با ارزش زنان گرفتار همان جاهلیتی هستند که در گزشته بآن نیز دست بگریبان بوده اند .برای اینکه ممکن است گذشت زمان چه بسا ابزار را دگرگونز
ساخته است اما در ماهیت چندان تائثیر بسزای نگذاشته .زیرا همان جاهیلیت کهن تاریخ، در قامت آدم های جدید، جاهیلیت مدرن را در قالب روحیات نسل های کنونی باقی گذاشته است .زورمندان ،سرمایه داران ،افسون کنندگان تزویرگر، که بهیچ قانون ویا اندیشه غیر از راه ورسم ظالمانه خویش ،فکر نمی کنند با همان پیوندهایکه دارند دین را در گذشته ها بمسخره می گرفتند .آنها اکنون نیز آموزه های دینی وفرهنگی مردم را ،که از ارکان مهم خانواده می باشد را، بانتقاد می گیرند .در رابطه با حقوق زن همچنان سر مایه داران ،شاهان ،سلاطین واربابان قبایل بودند که از زن استفاده های ابزاری وجنسی می کردند ودر حرم سراهای خویش بیش از سیصد زن را باسارت می کشیدند.در دوره های بنی امیه وبنی عباس ونیز عصر شاهان ایرانی ،تا شش هزارو یا کمترین آنهارا تا یکصد وپنجاه، وسیصد زن شمرده اند . واین در حالیستکه جاهلان وتزویر گران توجیهگر ستم زورمداران بوده ،وبرای قوت لا یموت خوش عمل آنها را مهر تائید می نهادند. تا جائیکه آنهارا نعمت وثروت خدا دادی آنها دانسته و در خطبه های جمعه ونماز های جماعت ها بآنها دعا می کردند.کسانیکه اکنون نظام خانوادگی وحقوق زنان را در اسلام ،بنتقد گرفته ، همین های هستنند که سیره وروش شاهان را ،دیدگاه اسلام ومسلمانان پنداشته اند ،ونظام الاهی ودست آورد های دینی را، با آئین شاه هان باشتباه گرفته اند ـ

ودر عوض زیر عنوان آزادی زنان ،ورسیدن بحقوق سیاسی آنها، شیرازه خانواده را از هم پاشانده وطهارت واندیشه را از جامعه زنان ربوده،و جامعه زنان را بجائی رسانده اند ،که زنان آزاده ودیندار، وعاقلان عالم هستی، انگشت حیرت بدندان گرفته اند .بطور قطع می تون گفت که: حرکت جنس گرایانه که امروز وحشت وحیوانیت را درصفحه زندگی انسان ها، بنمایش گذاشته، یکی از بارز ترین شیوه های جاهلیت قرن جدید حیات بشر است .اگر شنیده می شود که در فرانسه با دختر نوذاد تجاوز صورت می گیرد ! ویاآمار فرزندان بی پدر در امریکا سر سام آور است !نتیجه آن جز ء ،از هم پاشیدن نظام دین مدارانه اسلام وادیان آسمانی دیگر نیست .گر چه من نمی خو استم بنمونه ها ی اشاره نمایم که" قلم از بیان آ ن سخت خجل است .اما هنگامیکه دیده می شود که خامه های نا متعهد ومزدور کار را بجائی رسانده اند، که بساحت پیامبر بزرگ اسلام توهین نموده ودست از هیچ اقدام غیر انسانی دربرابرعقاید مسلمانان بر نمی دارند .اشاره می کنم بمراکزی که" آنهاا از نظر فرهنگی بآن وابسته هستند واز همان آزادی که آنها از آن دفاع می نما یند ،در صفحات تلویزیون ها زنانی را بتصویر می کشند که با سگها جماع میکنند، ویا در بخشی از نمایشگاه ها بصورت زنده عمل شنیع جنسی را با افتخار نمایش می دهند.ونیز با قاچاق انسان ها ، وتن فروشی رسمی از فاحشگی ومنکرات غیر انسانی مالیات اخذ می نمایند.از این هم گذشته همجنس گرائی را در شماری از کشورهای الگوی آنها بصورت ازدواج رسمی ثبت کتاب های قانون خویش میسازند .با اینکه سازمان های باصطلاح حقوق بشر واعلامیه های صادره آن مجامع هر روز کشور های اسلامی رانشانه گرفته اند ودر صدد این هستند تا حقوق بشر را در این کشور ها با زور وجنگ وریختن خون هزاران انسان بی گناه واشغال نظامی آنها جاری نمایند. اما تا هنوز از طرف هیچ سازمان حقوقی جهانی وتمدن گرا ودیمکرات پیشه، اقدامی برای محکوم کردن هم جنس بازان وحیوان گراها، صورت نپذیرته است .وآنهائیکه ادعا می نمایند که در جاهلییت قبل از اسلام زن از موقعیت بالائی برخودار بوده وپیامبر اسلام زن را از مقامش پائین آورده است، مثل اینکه فراموش کردند ویا تاریخ را نخواندند که زنان بد کار عرب جاهلی بر سر دروازه های منازل شان نوشته بودند وپرچم های جنسی بر افراشده وبنام (ذو ات الاعلام ) شناخته میشدند،.وباآمدن اسلام نتنها این درو ازه ها بسته گردید بلکه ازدواج ها سازمان یافت واز گرفتن زنهای متعدد جلو گیری شده وفروش وتبدیل دختران ممنوع گردید .وروشهای قانونمند ازدواج تو ائم با عدالت وتساوی نفقه های مادی، ودلجوئی روانی ومعنوی وازدواج با زنان بی سرپرست وزائد جامعه، که از کهولت وناداری کسی رغبت نگاه بآنهارا نداشت رواج پیدا کرد .خود پیامبربعنوان الگوی مسلمانان در سن بیست سالگی ،واوج جوانی ،با زنی چهل ساله که روزگار تقاعدش را میگذراند
با افتخار ازدواج نمود .ومثل همین ازدواج چند ین انتخاب دیگر هم صورت گرفت که تمامی آنها دوران کهولت خویش را سپری می کردنند.زنان را که در آنروز کسی با آنها نکلم نمی کرد پیامبر بعنوان همسر بآتها کمال احترام را قائل گردید.درحالیکه برخی از آن زنان از جانب سران ممالک دیگر همانند ماریه قبطیه وجویبر برای پیامبر اهدا گردیده بود ند. اگر ازاین هم بگزریم که بنقل برخی تاریخ نویسان بسنده نمائیم برخی را بخاطر پیوند اسلام باقبایل که ازاین طریق میشد باسلام دعوت شوند، ویا موجب کاهش کینه آنها نسبت بامسلمانان میگردیدانتخاب شده بو.دند. ویا با ازدواج برخی دیگر همانند زینب زوجه پسر خوانده اش بعد از طلاق وی ،موجبات شکست این سنت جاهیلی را فراهم آورد زیرا در آنروزگار کسی با زنهای پسر خوانده های شان بعد از طلاق، ازدواج نمکردند. پیامبر این رسم جاهیلی را در هم شکست .با توجه باینکه رسول گرامی اسلام از بسیاری این زنها اولاد هم نداشته است. وبا برخی حتی همبستر نگردیده ،ویا چگونه می توان ،بان مرد گرامی که زن جوان همانند حضرت عایشه صدیقه دارد گمان بد ی را تصور نمود که وی این زنان پیر واز کار افتاده را بقصد اشباع غریزه جنسی بهمسری برگزیده است !.بنقل بسیاری از مئورخین درعصر جاهلیت ،کسی نبودکه حتی بکمتر از داشتن ده زن اکتفائ نماید. پیامبر شمار زنهای نکاحی را محدود ساخت ورفته رفته با این شیوه بمبارزه تدریجی پرداخت .در چنین جامعه که رسم وعادت بر چنین ازدواجهای استوار هست چگونه میتواند ازدواج های پیامبر اسلام راظالمانه تلقی نمود آنهم با شرائطی که در مورد زنان وی بیان گردید .از طرف دیگر ازدواج در اسلام ،داخل در باب عبادات نیست همانند نماز وروزه ودیگر امور عبادی نیست ، بلکه ازدواج جزئ امور قراردادی هست و هنگامیکه تعدادآنها بچهار رسید انسان در انتخاب یک یا بیشتر از آن تاچهار مخیر می باشد. واز سوی دیگر درجامعه که شمار زنان به دلایلی رو بافزایش می گذارد ومردان آن در حوادث گوناگون از بین رفته اند تعدد زوجات چرا دارای عیب ومورد ملامت باشدٍٍ ؟ در صورتیکه زنان بی شماری را ،پدیده شوم جنگ روی دست جامعه اسلامی بعنوان بی سر پرست، می گذارد وهمه آنها در فقر ومحرومت های مادی وجنسی بسر میبرند چرا رفع چنین پدیده اگر بخاطر ازدواج بر طرف می گردد بآن اقدام نشودَُ ؟ اگر اسلام تعددزوجات را یکی از راه حل های جامعه مطرح میسازد چرا بدون مطالعه وغور وبررسی پا فشاری صورت میگیرد که: وای "تعدد!! وای" تعدد!! این کدام حکم واجب وفرضی نیست که اگر کسی آنرا ترک کرد گناه کار می گردد. واز جانب دیگر بلکه خداوند در اقدام آن هشدار های فراوان را متذکر گر گردیده است، که در صورت عدم رعایت آنها ،موجبات نا رضایتی وی فراهم خواهد شد. زیرا که قرآن میفر ماید:(فان خفتم الا تعدلوا فواحده ) اگر اضطراب دارید که عدالت را در میان همسران تان رعایت کرده نمی توانید به یکی بسنده نمائید ـ
گرچه درین آیه ممنوعیتی درتعددزوجات وجود ندارد چرا که تحذیر واخطار در ترس از عدالت در تساوی نفقه میان همسران متعدداست وتوزیع نفقه همسران امری مشکل نیست ،بویژه که شوهر در رفاه، ومروت وجوانمردی بسر ببرد .جائیکه این اخطار چنبه شدیدی را بخود می گیرد، این آیه هست که: قرآن می فرماید: ( ولن تستطیعوا ان تعدلوا بینالنساء) ـ {شما قدرت بر ایجاد عدالت میان همسران تان را ندارید } دراین آیه عدم قدرت اشاره به جنبه های معنوی وعاطفی وعشقی قضیه هست، که توزیع وتوازن آن میان همسران می تواند از اموری باشد که تحقق آن نیاز بتامل ودقت فراوان دارد. ویا بقول: قلم اینجا رسید وسر بشکست !. ودر آیه 128 سوره النساء "خداوند در حصول عدالت در میان همسران، شدت وغلظت بیشتری را یاد آور می شود ومیفرماید : {ولن تستطیعواان تعدلوا بینن النساء
ولو حرصتم، فلاتمیلواکل المیل فتذروها کالمعلقه وان تصلحوا وتتقوافاناالاه کان غفورا رحیما }{شما نمی توانید میان همسرانتان عدالت بر قرارسازید اگ چه تلاش ورزید ،پس این طور نباشد، که بجانب یکی چرخش داشته واز دیگری روی گر دانید، ودرصورت عدم تمکن از عدالت، با هم صلح کرده وقرارتان را بهم زنید، وخدا بخشنده ومهربان است. )پس می بینیم که خداوند چند همسری را حرام نکرده اما سازش با هر قینتی را که حق یکی از آن دو راضایع گرداند روا نمی دارد و می بینیم که حق جدا شدن را برای زن ومرد محفوظ می دارد .ودرین رابطه هردوی آنها تصمیم گیرنده هستند تا از همدیگر جدا گردند ـ
خداوند بزرگ برای هر یک از طرفین قرارداد شراپئطی در نظر گرفته، که درصورت عدم تحقق آن قرارداد میتواند فسخ گردد، وزن نیز در حال عدم رعایت شراءط از جانب طرف قرارداد، می تواند اقدام، بمصالحه نماید زیرا که خداوند فرموده است که :{وان امرءتا خافت من بعلها نشوز ا او اعراضا فلا جناح علیهما ان یصلحها بینهما صلحا ) در صورت طغیان از جانب شوهر ،یا اعراض، وروی گرداندن آن، این حق برای زن ومرد وجود دارد که صلح نمایند ، واز همدیگر جدا شوند ). سوره نساء آیه 128.)
نشوزیکه در آیه ذکر گردیده است همان طغیان وسر کشی وبلند پروازی است، که بین زن. وشوهر. موجب میگردد تا حقوق یکی تلف گردد :) ویا می فرماید : (حکما من اهلها وحکما من اهله) {نماینده از ین طرف ونماینده، از آنطرف برگزیده شود تا اقدام بصلح گردد.این ها تمامی روشهای است که نحوه خروج از بن بست های زندگی بین زن وشوهر را مهیا میسازد .توضیح این آیات نمیانگر این معنی است که: حرف های دشمنان دین در رابطه با اینکه زن حق طلاق ندارد ،تهمتی بیش نیست، هر گاه فضای زندگی میان زن ومرد تیره وغبار آلود گردد زن هم، حق طلاق دارد وحاکم شرع بحمایت زن احقاق حق میکند .آیا با این بیان روشن باز هم ابهامی برای سئواال وجود دارد که زن استحقاق طلاق را ندارد وزن اسیر خانه مرد است ؟ ـ

* * حریم خانواده* *
اسلام برای خانواده احترام قائل گردیده وزن رامربی وپرورشدهنده کیان تربیتی وسازنده بنیان هستی خانه دانسته است. پرده نشینی زن بمعنای خانه نشینی ودست از هر گونه فعالیت کشیدن او نیست. کی هست !که نداند، خانه بهترین حافظ ومهربانترین نگهبان ،وامن ترین منزل خوشبختی فرزندان آدم است.برخی از دشمنان دین از اینکه زن وشوهر در کشور خانواده با تفاهم زندگی می کنند سخت ناراحتند .آنها کوشش میکنند تا می توانند حضور مهر آفرین وعشقهای آتشین مردوزن را از صدف خانه، بیرون ریزند ،وزن را بولگردی وبطرف دیمکراسی کاریکاتوری غرب بکشانند.واز اینکه اسلام، با پیوند در خانواده ،محط خانه را پر از عشق و مهربانی ساخته است نگرانی دارند.وظیفه فرزند داری ،وتربیتی را نادیده می گیرند. قلبهای جوان فرزندانرا که همچون زمینی استکه، همه چیز در اندرونش نهفته است وکشت وکار اخلاق وفضیلت رادر آن نادیده می میگیرند.ویا آنرا منافی آزادی می پندارند. دوران بار داری وشیردهی ویا استراحت مادران، در ایام مریضی را نادیده انگاشته ومرد وزن را در حقوق وکار کرد مساوی می دانند ، واگر مردی را خداوند درین مدت، امر بسر پرستی وانفاق برای زنان کرده ا ست مغایر با آزادگی زن می پندارند!.آیه که در سوره مبارکه نساءاست ، وخداوند آنرا بزرگترین مایه اتکای زن در زندگی وی می داند،مخالفین زن ، آنرا اسباب ذلت زن تعبیر می کنند.(االرجاال قوّامون علا لنساء بما فضلناه بعضهم علا بعض وبما انفقوامن اموالهم )آیه 34 سوره : نساء {مردان را بر زنان حق نگهبانی است وسر پرستبی ،وخداوند برخی را بر برخی دیگر مقرر داشته وهم بخاطر آنکه مردان از مال خویش بر آنها انفاق نمایند .}دریغا !!آنهاءیکه از مغزو وروح نازنین قرآن وادبیات عرب، بی نصیب ویا بی اطلاع هستند ویا بتفسیر های من دراوردی خویش مبتلاء می باشند کی، می توانندزیبائی، وحلاوت کلام الاهی را درک نمایند .این آیه شریفه که سخنی باستواری آن نتوان یافت چه می گوید ؟ یعنی که مقام ومرتبه اش اینچنین استکه خداوندمردان را در خدمت او گماشته است .واگر او نبود شربت عیش در گام بشریت حلاوتی نداشت . :آری زن که همچون گلی تازه وظریف است از اوتندی خار مطلب، که از آهوی کوهسار پسندیده نیست ،که همچون شیران شکاری حمله ور ودرنده باشند.!!دشمنان دین و ا هریمنان شهوت که با خوی ارباب منشی وطاغوت پرستی ، وطغیان گرائی عادت کرده اند ، زنان راطعمه خود تصور، نموده وزن را که عالی ترین شاهکار خلقت است وبشایستگی وفرمان برداری از شوهر خویش که خوی هر انسان با ادب وفرهیخته است ،باسیری در خانه شوهر متهم کرده اند..اگر بتبار شناسی وروان کاوی زن بپردازیم واز روانشناسان زن کمک بگیریم ، آنها برای مان خواهند گفت که :برای زن لحظهء مصیبت بار تر از این نیست ، که زنی احساس فقدان قیمومیت وپاسداری شوهر را از دست بدهد.جا دارد ،تا از مخالفان وحق نا شنوایان بپرسیم ،که چرا باید باختلاف وتفاوتهای که در رموز هستی وزوایای روح ظریف بشری نهفته است بد بین بود ! ؟ و شگفتی های کائنات راکه همچون بهشت جاویدان جزء فطرت کون ،وجمال، سیرت ، وصورت وکمال ومعنای عالم است، بدیده حیرت نگریست !آخر نه این است که انبیاء خدا هم برخی را بر برخی دیگر تفاوت است ( تلکالرسل فضلنا بعضهم علا بعض منهم من کّلم الله ورفع بعضهم درجات .بقره./ آیه 253) مگر نه این است که تفاوت در خلقت موجب کمال انواع است . در حدیث که امام صادق /ع/از پیامبر خدا نقل نموده است :می فرماید که : (قد فوّض الله ، النساء ثلاثه ، الحیض والطهر والحمل) خدای متعال زنان را سه ویژه گی عنایت کرده که اگر نبود از هستی وآنچه در اوست خبری نبود.نظام پایدار هستی این چنین است که اگر از یک جانب وجود مردها دارای رمزو راز است ، از دیگر جهت زنان بر بر مردان مزیت دارند {بما خلق الله فی ارحامهن } مردیکه از شراب غرور وخود سری مست گردیده ،کانون پرورش خویش را فراموش کرده ـ
کی می تواند باور نماید ،که زنان را نیز بر ا و بر تری است ! ولی خداوند ا و را برتری داده است که ویرا در رحم خود پرورانده واز شیره جان خویش بآن نوشانیده وگهواره اشرا همراه با جنبش هستی همآهنگ کرده، ورستاخیز نوی را به طفل روزگار بخشیده است . ووجود اورا خیر کثیر نام نهاده {اکثرالخیرفی االنساء} « بیشترین برکت در وجود زنان است وعلی (ع) برای فرزندش میگوید : { االمرءه ریحانه ،فلیست بقهرمانه} زن گل زیبای طبیعت است، قهرمان میدان جنگ نیست » ـ
وقطعا چنین تعبیری از زنان بمعنای ترک کارهای فرهنگی واجتماعی وسیاسی زنان تلقی نمی گردد چراکه: بنظر بسیاری از اندیشمندان اسلامی دایره وظائف زنان بیش از آن چیزیست که تصور میشود {حدیث االعلم فریضه علا کل موئمن وموئمنه} علم شامل علومی مانند سیاست ،قضاوت دیانت ،جامعه شناسی، انسان شناسی، روان شناسی ،ودینشناسی، واجتهاد وطب، وفیزیک شیمی، ونجوم وفلک شناسی ووو ......نیز می گردد.برای مخالفین مسلمانان که همیشه محرومیت زن را در اسلام خرده میگیرند می توا نیم بگویم که :در اسلام زنان از هیچ شغلی مانند تجارت وسیاست وحتی فرا گیری فنون جنگی هم محروم نشده اند .ودرین رابطه الگو های فراوان را میتوان شناخت مثل حضرت خدیجه کبری فاطمه زهرا زینب کبری ،عایشه صدیقه وامه سلمه ودیگر زنان وابسته به حریم اهلالبیت پیامبر اسلام "ص" ، حضرت فاطمه "ع" دختر گرامی شخص پیامبر جهت دیدار از جبهه های جنگ احد، همراه چهارده نفر از زنان مدینه روانه احد میشوند ،تا از مجاهیدین وزخمی های جنگ دلجوئی نمایند وبآتها کمک کنند .متاسفانه اشتباه مخالفان اسلام وروشنفکران ضداسلام ودیمکرات های لائیک این است که آنها اسلام رااز زبان پدران خویش ویا از ملاهای دهاتی وصحرا گردان قبیله خودفرا گرفته اند . خود رازحمت نداده تا تاریخ اسلام را خو انده ،تفسیر های متنوع وعلمی واحادیث صحیح وقابل اعتماد را از منابع آن فرا گیرند، قرآن کتاب آسمانی ومنابع موثق وقابل قبول وسنت غیر محرف را از نظر بگذرانند . چنانکه در قرآن دیده شود قرآن در خطابات خود مثل { یاایهاالموئمنون" وایهاالناس "وایهاالمسلمون"} مردم را خطاب نموده است نه جنسهای بشری را ، ویا گفته که {من عمل صالحا من ذکر وانثی وهو مئومن فلنحیینیه حیاه تاطیبه اولنجزنّهم اجرهم باحسن ماکانوایعملون:} /نحل آیه97/{هر کس عمل صا لح انجام دهد چه مرد وچه زن در حالیکه مئومن باشددارای اجرو ثواب می باشد} .قر آن درمورد استقلال اقتصادی زن ومرد فرموده است { للرجا ل نصیب ممّا اکتسبوا وللنساءنصیب ممّااکتسبن } ،دسترنج زن برای خود وی، وحاصل کسب مرد نیز برای خود او رقم می خورد . موارد فوق همه حکایت از استقلال اقتصادی زن می نماید ،ودر مورد دست آوردو عدم دست آورداش ، خود شخص مسئو ل خواهد بود {کلّ نفس بما کسبت رهینه} /هر کس در گرو کردار خویشتن بوده ،و مسئولیت دارد./فصلت /آیه 45 / موریکه بیشتر از همه ،نا آشنایان ومخالفان اسلام را بخشم وا داشته است ،این جا هست که :چرا زنان پیامبر اسلام در خانه های خویش نشسته، مانند زنان قبیله وصحرا ، وباصطلاح امروز زنان ولگردونیمه برهنه، وصحنه های فاسد کوچه، ورقاص خانه های که زنان سلاطین در آن بشرا ب نوشیدن می پردازند،زنان پیامبر اینچنین روزگار سپری نکردند ، وبا همه مردم مخلوط ومحشور نبوده اند! وا ینکه قرآن گفته است :در خانه های تان بمانید، برای پیروان هوا وهوس بسیار گران تمام شده است { وقرن فی ببیو تکن ولا تبرجن تبرجاا لجاهیلیهُ الاِولی واقمن الصلاه وآتین الزکات واطعن الله ورسوله احزا ب }آیه 32 { انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهلالبیت ویطهرکم تطهیرا} (در خانه های تان، بمانید ومانند دوره جاهلیت پیشین، آرایش وخود آرائی مکنید ونماز بر پا دارید واز فقراء دست گیری کنید واز امر خدا ورسولش پیروی نمائید، زیرا که خدا، ناپاکی رااز شما خانواده دور ساخته است. وشما از هر عیب منزه هستید ویژه گی های که در مورد زنهای رسول خدا بر شمرده می شود بمعنای ترک فعالیت های دیگر. زنان ،نتنها نیست بلکه بعنوان پشتوانه دیگر کارها، وضمانت اجرائی ،پاکی وآراستگی، آن وظائف نیز می باشد. وچرا این چنین نباشد !! وچرا زنان کسیکه داعی رسالت خدا را دارد واز جانب نیز رسالت هدایت بشر را بر دوش می کشد {انّا ا رسلناک رحمتا للعالمین } ما ترا رحمت برای بشریت فرستادیم .حقّا که زنان چنین کسی با زنان آنهائی که چنین رسالت ندارند ،باید این چنین باشد {یا نسا ءالنبی لستنّ کاحدِ من ا لنساء انتقیتنّ فلا تخضعن باالقول فیطمع ا لّذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا }/احزاب 32/آری شما زنان پیامبر مانندهیچ یک از دیگر زنان عالم نیستید، با تقوی که شما دارید، مواظب سخن تان باشید، چرا که همه قلبها پاک نیست وهر گاه لب بسخن می گشائید کلام تان سدید ومحکم وبر نهج معروف باشد .یقینا که رفتار زنان این گونه، با رفتار زنان هرزه گرد، وفسادآموز ،وفتنه انگیز، وزنان حرم سراهای شاه هان وسلاطین، وصفحات تلویزیون واوراق مجلات فاسد جنسی، ودیموکرات های استخر آشنا ،باید فرسنگها فا صله داشته باشد .آری این پیشوایان پاک دامن جامعه جهانی وبرگزیدهگان خداوند ،که غیر از حفظ شئون مادی ومعنوی ،ونجات توده ها ی مسلمان هدفی ندارند لغزش شان بس بزرگ ،وسخن شان دارای اهمیت است .آیه 29/سوره احزاب/{ یانساءالنبی من یات منکن بفاحشه مبینته یضاعف لها العذاب ضعفین وکان ذالک علی الله یسیرا }/ بانوان پیامبر! هر کدام از شما بکار ناروای اقدام نماید ،عذاب آن دوبرابر است وهر که از شما اقدام بکار مانده گار وعمل صالح وارزشمندی بپیوندید ،مزد آن در دنیا وآخرت دو برابر میباشد /مگر نشنیده ئیم که هرکه درین درگه مقربتر تر است جام بلا بیشترش میدهند .ویا روایتی رسیده است که { حسنات الاُبرا ر سیّئات المقربّین} /آیا کار ناهنجا ر رهبر سیاسی وعمل ناپسند ا و با کار فرد معمولی" یک آدم ساده اثرات مساوی دارد؟ آیا ندیده ایم که هوسرانی، طغیان، سرکشی، دنیا پرستی زراندوزی ،تجملگرائی ،تشریفات ،اصراف ریخت وپاش، قومگرائی، تعصب ،خویش پروری ،در دنیا ،ودرکشور ما چه ها کرده وچه عواقب تلخی را ببار آورده است ؟ .واز اینکه کار دارای معیا ر های تقوا نبوده وبر نحوه معروف وشایستگی صورت نمی گرفته چه آسیب هابر اراده وآرمانهای ملی وسنن وارزش ها وبر فرهنگ وحتی بر آب وخاک وفضا وزمین وزراعت ومال داری، وبر حرث ونسل این خاک واولاداین زمین سوخته چه وضعی را ایجاد گرده .در آیه های فوق چیزیکه زنان پیامبر " وامهات المءومنین "بآن فرمان یافتند ،حرکت وسخن با معیار های تقواوپرهیز بوده تا دلهای بیمار گونه ای .جنس گرا ،بطمع نیافتد وهوس کاری وآزار رسانی زنهای امت،را در بر نداشته، وزنان آنها را ا ذیت وآزارنداده، وچشم چرانی وکوچه نشینی، حرفه وپیشه ارازل واوباش نگردد ـ

بیان قرآن در آیات فوق نیز، در حدود زندگی زنان پیامبر "ص" که سخن می گوید می فر ماید :در خانه های تان بمانید بنماز پرداخته وزکات داده ونیکوسخن بگوئید. وسخن بدین معنا نیست که چهره فرو بسته، ودیده نگوشوده ،ولبان تان دوخته گردد. چراکه بانوان موصوف هر روز، بارها بمسجد رفته نماز می گذاردند وبر اساس قرعه همراه شوهر خویش بسفر می رفتند ، وهمچنان ایشان،از مردان امت روایت نقل میکردند،. وآنها هنگامی، در صدف عفاف قرار میگرفتند ،که در برابر قلب های مریض روبری میشدند. اگر اوضاع وشراءط تاریخی واجتماعی آنروز رادرنظر بگیریم بخوبی درخواهیم یافت که ، درخانه بودن زنان پیامبر درای مصلحت بزرگی بودکه می تونست دین جوان ، ورسالت وفرهنگ واندیشه نو،الهی را سخت مورد حمایت قرار دهد. چرا که شرائط فراوان می بایست فراهم گردد تا دین خدا برای هدایت بشر تحقق یابد .ویکی از آن شرائط ایستاده گی خانو اده رسول خدا بودکه در کنار وی باید وظائف رسالت را حمایت می کردند،وچنانچه که خدیجه کبری از عهده این کار بدرستی وبدرخشش بدر آمد،.هرکس بشایسته گی می داندکه نقش اطرافیان ووابستگان یک نهضت وانقلاب وکارگزاران وملازمان آن متوا ند درنجات ان دین یاانقلاب، سخت مئاثر باشد چراکه .در آن زمان ممکن بود منافقان، از دیدن زنان پیامبر داستان ها بسازند.یهودان که در مدینه از اسلام ضربه ها خورده بودند مسلمانان را ،بی مهابا مورد شتم وتهمت قرارمدادن آیه {وا لذین یوئذون المئومنین والمئومنات بغیرماکتسبوا فقد احتمل بهتاناُ واثماُ مبینا} بما می گویدکه درآن روزکسانی بودند که مدام اسباب ناراحتی زنان مسلمانان را فراهم میساختند.}یکی از عوامل سخت ناراحت کننده وجود زنی بود بنام "هند"که شوهر وی ابوسفیا ن است برادروی "شیبه"وعتبه پدر او، ولید پسر هند است اینها تمامی بدست مسلمانان کشته یااسیر گردیده اند، هند قسم می خورد که با ابوسفیان همبستر نشود تاخون کشته های خویش رااز مسلمانان پس بگیرد، ریاست چنین قومی را ابو سفیان بر عهده داردوفرمان دهی لشکراو بدست خالد ابن ولید است .هنگامیکه عموی رسول خدا براثر ضربه ناگهانی، برروی زمین قرار میگیرد ،زنهای که همراه هند ،بر رو ی جنازه حمزه آمدند از قطع گوش وبینی ولبان وانگشتهای آندلاور اسلام برای خویش گوشواره ساخته ،وهند دست برده جگر حمزه را بیرون کشیده، دندان بر آن نهاده وزنهای دوروبرش می رقصند ..وتا مدتها عالم اسلام نمی توانست آنچه را که ازجانب هند ،بآنها رسیده فراموش کنند .آیا با وجود چنین وضعیتی زنان پیامبر نباید در خانه های خود بمانند،که از شر وکینه زنان ومردان آنچنانی ایمن گردند ؟آیا این موضع می تواند توجیه درست داشته باشد که بعد از در گذشت پیامبر زنان وی بعقد کسان دیگری در آمده وباکسانی زندگی کنند که ممکن است از وجود آنها بهره برداریهای فراوان صورت گیرد؟آیا دین بزرگ اسلام"همانند هر دین ومکتب دیگری دارای اسراری نیست که باید بدست نااهلان قرارنگیرد ؟از این روی است که محرمان سرا پرده او ، نباید سر در کنار دیگران بعنوان همسر بگذارند.از جانب دیگر با همه دلایل که وجود دارد تمامی زنان پیامبر خدا ،بغیر از عایشه صدیقه که در جوانی بسر می برد زنان دیگر پیامبر، همه درسنین پیری بسر برده ودوران بازنشستگی خویش را طی می کنند ،چگونه می توانندافتخار همسری رسول خدا را، در واپسین لحظات زندگی، بثمن بخس ودراهم معدوده بدست باد بسپارند!! و یا بسوءاستفاده های تن در دهند که با ازدواج با آنها ممکن بود در جامعه نوپای اسلام که تازه تحقق پیدا میکرد ،کسانی با انگیزه های جاه طلبانه ،وسیاست مداران حیله گر، مسیر خدائی نهضت الاهی را دگر گون سازند .این هااست که می تواند اسرار ازدواج پیامبر خدا با خویشاوندان وی، وبازنان باتجربه ای باشد که گرم وسرد های زندگی را دیده وببلوغ وپختگیهای فکری رسیده، وبازدوج پیامبر اسلام افتخار میکردند . آری وهمین خانواده پاک بود که اسلامرا سرآمد همه مکاتب وادیان دیگرعالم ، تا امروز ساخته است .که درود خدای بزرگ بر تمامی آنها باد..وبر روح پاک پیامبر نیز هزاران سلام ودرود . ازین است که مسلمانان همیشه مشام جان خویشرا معطربنام ویاد او کرده ودر زمان های لازم نقد جانهارا در راه او دریغ نساخته ،واین سنت " شهادت " از متقدس ترین وپر رونق ترین کلماتی است که تا هنوز از جایگاه بلندی، در فرهنگ اسلامی ما برخوردارمی باشد. ـ
درین قسمت ازین خامه ناچیز می خواهم توجه خوانندگان عزیز را که تا اینجا مارا همراهی نمودندبه سر خط این مقاله جلب نمایم .امید است مورد استفاده قرار گرفته باشد. طبیعی است که موضوع جدیت بیشتری، می طلبد که اگر حیات باقی بود بدان پرداخته خواهد شد . ونیز از جانب عزیزان همانند استاد خواجه بشیر احمد انصاری، با منطق وقلم رسای که دارند بحث گردیده ودر آینده از جانب فرهیخته گان دیگر، بدان پر داخته خواهد شد وکنکاش در آن ،ادامه خواهد یافت و اینک جهت فهم بیشتر مطا لب فوق ، توجه خوانندگان عزیز را به ارقامی جلب می نمایم که به صورت عناوین تذکر می یابد و ارقام فوق از این قرار است : ـ

1- طبق دلایل که در متن تذکر داده شد تا چهار زن بازدواج رسمی ونکاح د ا ئمی در صورت رضایت طرفین عقد، بدون اکراه وجبر مانع شرعی ندارد. ـ


2- در صورت بروز اختلافات که منجر بضایع گردیدن حقوق زن گردد وطغیان وسر کشی مرد ثابت شود زن نیز حق انفصا ل وجدائی را دارد. ـ

3-باخویشاوندا ن که قرآن کتاب آسمانی ما ، اجازه ازدواج بآنهارا داده است می توان پیوند زنا شوئی بر قرار کرد. ـ

معاشرت ومعامله پیامبر با زنانش عادلانه بوده وقرارگرفتن آنها در خانه های شان بدلایل که ذکر شد خلاف عدالت نبوده، وچنین اقدامی بمعنای امتیاز رسول گرامی اسلام با پیروان وی نمی باشد... ـ


4-بدلایلی که ذکر گردید بعد از وفات پیامبر گرامی اسلام ازدواج با همسران وی ممنوع بوده است ،پاداش وجزای زنان پیامبر همانند زنهای معمولی دیگرنمی باشد وآن ها بعنوان زنان ،تنها کسی ،که وحی نو واندیشه متعالی آورده است. زنان وی هم در امر رسا لت دارای مسئولیت سنگین بوده اند. زنان در اسلام از حقوقی مانندتجارت و دادو ستد منع نگردیده ودر عرصه های تعلیمی ،تربیتی ،علمی، فرهنگی اجتمائی ،سیاسی، وقضائی واجتهاد ،از حقوق ویژه ای برخوردار میباشند. ـ


5- حجاب در اسلام برای زنان بمعنای خانه نشستن وترک وظائف مربوط بزن نیست .با توجه بروحیات وامتیازات که در زنان وجود دارد پرورش اولاد وحفظ حریم خانواده از وظائف اصلی زنان بشمار می آید. ـ
رضایت زنان در امر ازدواج وانتخاب همسر، شرط اساسی ودرستی عقد ازدواج بشمار می آید ،واگر چنین ازدواجی بوجود آید صحت شرعی دارد.واذن پدر در ازدوج در صورتی شرط است که دختر از بلوغ ورشد کافی بر خوردار نباشد، در مورد دختران بالغه ورشیده ا ذن پدر در ازدواج آنها شرط اساسی نیست. ـ


6 تفاوت های طبیعی وآفرینش در وجود زن ومردموجب نمی گردد تاعدالت در حقوق آنها رعایت-نگردد واز طرفی تساوی درحقوق ووظائف زن ومرد امری ناروا وغیر ممکن است چراکه وظیفه، موجب استحقاق حقوق می باشد حقوق مدنی انسان بجنس آنها تعلق نمی گیرد بلکه تکلیف هست که بجنس انسان تعلّق می گیرد ودر دین مقدس اسلام مردوزن مورد خطاب خداوند هستند وهمه در پیشگاه خدا مکلف میباشند وهر کس هم، سزا وجزای خویش را یکسان می بیند. ـ


7- یکی از مواردیکه آراء و افکاردانشمندان پیرامون آن پراکنده وغیر منسجم می باشد سن ازدواج برای دختران است بنا باجتهادیکه دانشمندان دینی دارند سن از دواج را از9-سال تا 15- سال ذکر کرده اند واینکه سن حضرت عایشه صدیقه شش یا نه سال بوده است از مسائلی هست که از استحکام ووثاقت لازم برخوردار نمی باشد ،نظر موافق وموثق اینست که سن آن مخدره در هنگام ازدواج از پانزده سال بیشتر بوده است . و مورخین سن ویرا تا هیجده سال نیز نوشته اند. ـ


8- از دیدگاه اسلام همین طوریکه ببرخی خصلتها مرد تبارز دارد زن نیز ببرخی دیگر ویژه گی ها ی فوق العاده مممتاز گردیده وهر دو برای تولید نسل مکمل یکدیگر می باشند ووقرار گرفتن نطفه در رحم زن از دیگاه اسلام از افتخارات زن وجزء امتیازات وی بشمار می رود. این امر در تداوم هستی دارای نقش کامل و برازنده ایست، که نتنها برای زنان عیب نبوده بلکه عدم استعداد در پرورش نطفه نقصی است که درعلاج آن باید اقدام نمود. ـ
9- زنان از داشتن حقوق مسافرت های علمی فرهنگی تجارتی وسیر در آفاق وانفس وتماشای طبیعت رنگا رنگ هستی، نتنها منع نشده اند بلکه سفر حج وزیارت مساجد ومسجد نبی مکرم اسلام ،برای شان مشروع، وواجب وفرض گردیده است . ـ
10- زنان حق شهادت وقضاوت دارند ودیه آنها مثل دیه مردان است اگر در برخی مورد از اقامه شادت منع گردیده اندممنوعیت آن بخاطر زن بودن آنها نبوده چه بسی ،مر دان هم ،در برخی موارد شهادت شان مسموع نمی باشد. شهادت برخی مواردیکه در اسلام از دقت وویژهگی های خاص بر خوردار است مثل مسئله " دماء واعراض" که شهادت یک مرد هم کافی نم باشد "و اختلاف درین موقعیت ها بخاطر جنس زن ومرد نیست زیرا در کتاب آسمانی قرآن خطاب روی جنس کسی نرفته بلکه انسان مخاطب قرآن میباشد که شامل زن ومرد وموئمن وغیر موئمن نیز می شود. ـ
11- طبیعی یست که درموارد فوق باید برخی تفاوت های مذهبی واختلاف های فقهی را در نظر گرفته و باجتهادات دانشمندان اهمیت واحترام قایل گردد ـ




+ نوشته شده در  جمعه 1389/09/05ساعت 13:12  توسط فرانک وفایی راد  | 

شش غذایی که هر خانمی به آن نیاز دارد!

شش غذایی که هر خانمی به آن نیاز دارد!

این روزها همه مردم گوششان از توصیه‌های بهداشتی و نصایح کارشناسی «این را بخور، آن را نخور» پر است! اما هنوز هم کمتر خانمی است که بتواند از بین انواع تبلیغات رنگارنگ مواد غذایی، خوراکی سالم و لازم را تشخیص بدهد.

 

الیزابت سامر، کارشناس تغذیه و نویسنده کتاب «خودتان را ضد پیری کنید» می‌گوید: «گاهی به ما القا می‌کنند که بعضی غذاها را سالم‌تر از آنچه واقعا هستند، فرض کنیم یا تصور کنیم برای سالم ماندن باید خوراکی‌های گران قیمت و خارجی مصرف کنیم. این تصورات در اغلب موارد اشتباهند.»

خانم سامر همچنین می‌گوید:«برخی تبلیغات با متمرکز کردن ذهن ما روی نکته خاصی، باعث می‌شوند تا ما از پرداختن به دیگر جنبه‌های زیانبار خوراکی‌ها غافل شویم. مثلا وقتی عبارت بدون کلسترول را روی یک ماده غذایی می‌بینیم، دیگر به این فکر نمی‌کنیم که این محصول همچنان ممکن است دارای مقدار زیادی چربی بد باشد یا کالری بسیار بالا داشته باشد.»

تارا میلر، کارشناس تغذیه هم می‌گوید:«برای اینکه بفهمید یک غذا سالم است یا نه باید همه اطلاعات تغذیه‌ای آن را بخوانید و به همه مواد تشکیل دهنده و مقداری که از آن می‌خورید دقت کنید.»

سالم‌ترین غذاهایی را که هر خانمی باید مصرف کند، کدامند؟ چند کارشناس برجسته ۶ خوراکی حیات بخش را به شما معرفی می‌کنند. اگرچه این۶ خوراکی همه نیازهای تغذیه‌ای شما را برطرف نمی‌کنند، اما وارد کردن آن‌ها به رژیم غذایی‌تان می‌تواند از شما در برابر بسیاری از مشکلات محافظت کند.

ماست کم چرب

ماست کم چرب را باید دست کم ۳ تا ۵ وعده در هفته مصرف کنید. شاید از وقتی بشر مفهوم سلامت را فهمید، ماست را نیز به‌عنوان یک غذای سالم شناخت! اما جالب است بدانید که هنوز هم با پیشرفت روزافزون پژوهش، فواید جدیدی برای ماست کشف می‌شود. البته نه تنها ماست، بلکه هر ماده تخمیر شده لبنیاتی، دارای پروبیوتیک است. پروبیوتیک‌ها، باکتری‌های مفیدی هستند که از راه‌های بی‌شماری به سلامت بدن کمک می‌کنند.

خانم سامر می‌گوید: «برخی پژوهشگران حدس می‌زنند ماست قادر است خطر ابتلا به سرطان سینه را کاهش دهد. همچنین شواهد متقنی نشان می‌دهند که ماست به رفع مشکلات ناشی از سندرم روده تحریک پذیر و التهابات دستگاه گوارش کمک می‌کند. هر دوی این مشکلات در خانم‌ها شایع‌تر از آقایان است.» سندرم روده تحریک پذیر، وضعیتی است که در آن عملکرد روده بزرگ با اختلال همراه بوده و فرد دچار علایمی مانند اسهال، یبوست، نفخ، دفع گاز یا درد شکم می‌شود. خانم سامر اضافه می‌کند: «ماست موجب کاهش خطر ابتلا به زخم معده و عفونت‌های تناسلی خانم‌ها نیز می‌شود.»

راهنمای رژیم سالم آمریکا از شما می‌خواهد روزانه ۳ وعده لبنیات کم چرب مصرف کنید. شما می‌توانید از یک فنجان ماست برای هر وعده استفاده کنید. ماست سرشار از کلسیم است که همه خانم‌ها در هر سنی که باشند برای داشتن استخوان‌های سالم به آن نیاز دارند. یک فنجان ماست، چیزی حدود ۴۴۸ میلی گرم کلسیم دارد، در حالی که یک لیوان شیر تنها ۳۰۰ میلی گرم کلسیم دارد.

ماهی‌های چرب: آزاد، ساردین و خال مخالی

شما باید هر هفته ۲ یا ۳ بار ماهی چرب مصرف کنید. این ماهی‌ها دارای اسیدهای چرب امگا۳ و به‌ویژه دو نوع خاص امگا۳ به نام دی.اچ.ای و ای.پی.ای هستند. لاری تنسمن، یک کارشناس تغذیه از مرکز پزشکی مونت سینای نیویورک می‌گوید: «مواد موجود در ماهی‌های چرب نقشی حیاتی در سالم نگه داشتن جداره سلول‌های بدن ایفا می‌کنند. این مواد همچنین از ما در برابر بیماری‌هایی چون بیماری قلبی، سکته مغزی، پرفشاری خون، افسردگی، درد مفاصل و بیماری‌های التهابی مثل لوپوس و آرتریت روماتوئید محافظت می‌کنند.» تحقیقات زیادی نیز حاکی از آنند که مصرف ماهی خطر ابتلا به آلزایمر را کم می‌کند.

البته امگا۳ در خوردنی‌هایی چون گردو، روغن برزک و بعضی از سس‌های مایونز هم وجود دارد، اما الیزابت سامر هشدار می‌دهد: «بدن ما تنها دو فرم خاص از امگا۳ را می‌تواند به‌طور مستقیم مورد مصرف قرار دهد. این دو فرم همان دی.اچ.ای و ای.پی‌ای هستند که در ماهی موجودند. با وجود آنکه مصرف خوردنی‌های دیگر دارای امگا۳ هم مفید است، اما برای سود بردن از امگا۳ موجود در منابع دیگر مثل گردو، بدن باید یک سری فعل و انفعال خاص انجام دهد. این فعل و انفعالات نیز در بدن تک تک افراد متفاوت است و بنابر این مشخص نیست که هر فرد از خوردن یک گردو چقدر سود می‌برد.»

حبوبات

حبوبات را هم باید دست کم ۳ تا ۴ وعده در هفته مصرف کرد. سوزان کراوز، کارشناس تغذیه می‌گوید: «حبوبات چربی اندکی دارند، آنها منبع خوبی از پروتئین و فیبر بوده و در برابر بیماری قلبی و سرطان سینه از شما محافظت می‌کنند.» وی می‌افزاید: «حبوبات آن قدر به‌نظر معمولی می‌رسند که کسی به چشم غذای فانتزی سالم به آنها نگاه نمی‌کند، اما در حقیقت حبوبات یکی از سالم‌ترین غذاهایی هستند که هر خانمی می‌تواند بخورد.»

در پژوهش‌هایی که در ژورنال بین‌المللی سرطان به چاپ رسید، پژوهشگران دریافتند که به‌طور کلی حبوبات و به ویژه عدس، می‌توانند مانع از ابتلا به سرطان سینه شوند. همچنین در پژوهش دیگری که در ژورنال آرشیو طب داخلی چاپ شد، پزشکان دریافتند مصرف بقولات می‌تواند خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی را کاهش دهد.

سوزان کراوز می‌گوید: «حبوبات منبع خوبی از فیبرهای محلول و نامحلول بوده و می‌توانند به کاهش کلسترول کمک کنند. همچنین حبوبات به‌دلیل داشتن ماده ایزوفلاوون می‌توانند در تنظیم هورمون‌ها و بهبود مشکلات حین قاعدگی خانم‌ها و نشانگان پیش از قاعدگی مفید واقع شوند.»

نشانگان پیش از قاعدگی ، وضعیتی است که در آن فرد قبل از شروع عادت ماهانه دچار بی‌حوصلگی، افسردگی یا حالت‌های مشابه می‌شود. سویا از جمله غذاهایی است که ایزوفلاوون زیادی دارد، اما این ماده در منابع دیگری مثل شبدر قرمز، ماش، جوانه یونجه و نخود هم یافت می‌شود. خانم کراوز اضافه می‌کند:

«حبوبات ماده‌ای به نام مهار‌کننده پروتئاز دارند که می‌تواند در برابر سرطان سینه اثر محافظ داشته باشد. مهار‌کننده پروتئاز تقسیم سلول‌های سرطانی را کند کرده و به این ترتیب از درست شدن تومور جلوگیری می‌کند.»

نکته مهم دیگر اینکه حبوبات منبع پایداری از اسید فولیک هستند که برای خانم‌ها در سنین باروری بسیار پر اهمیت است. اگر قصد باردار شدن داشته باشید، این ماده به سلامت نوزاد آینده تان کمک شایانی می‌کند.

غذاهای قرمز!

شما باید در هفته دست کم ۳ تا ۵ وعده غذاهای قرمز مانند گوجه فرنگی، هندوانه، گریپ فروت قرمز و پرتقال توسرخ مصرف کنید. ماده مغذی مهمی که در این خوراکی‌ها وجود دارد، لیکوپن است. لیکوپن بیشتر به خاطر تأثیر خوبی که در جلوگیری از سرطان پروستات دارد، شناخته شده؛ اما این ماده فواید زیادی هم برای خانم‌ها دارد. برخی پژوهش‌ها اثر این ماده را در جلوگیری از ابتلا به سرطان سینه نشان داده‌اند. به علاوه، تارا میلر می‌گوید: «لیکوپن آنتی اکسیدانی قوی است که از شما در برابر ابتلا به بیماری قلبی محافظت می‌کند.»

تازه‌ترین پژوهش‌ها حاکی از آنند که لیکوپن، با جلوگیری از اثرات زیانبار اشعه فرابنفش روی پوست، به شما کمک می‌کند سال‌های بیشتری پوست شاداب و جوان داشته باشید.

ویتأمین دی

یک خانم باید روزانه دست کم ۴۰۰ واحد بین‌المللی ویتأمین دی مصرف کند. برای دریافت این ماده می‌توان از شیر کم چرب غنی شده با ویتأمین دی، یا آب پرتقال غنی شده با ویتأمین دی استفاده کرد. خانم سامر نقش ویتأمین دی را این طور توضیح می‌دهد: «ویتأمین دی برای کلسیم رسانی به استخوان‌ها ضروری است، خطر ابتلا به پوکی استخوان را کاهش می‌دهد و می‌تواند در کاهش خطر ابتلا به بیماری‌هایی مانند دیابت، ام.اس و تومورهای سینه، تخمدان و روده بزرگ مؤثر باشد.»

در حقیقت مطالعات انجام شده اخیر در دانشگاه سان دیگو کالیفرنیا نشان می‌دهند مصرف ویتأمین دی می‌تواند از بروز نصف موارد سرطان سینه، تخمدان و روده بزرگ در ایالات متحده آمریکا پیشگیری کند. متأسفانه زنان زیادی در جهان با کمبود این ویتأمین دست به گریبان هستند. علت اصلی این امر نیز محروم بودن از نور مستقیم آفتاب است. بدن ما برای ساختن ویتأمین دی نیازمند تماس مستقیم نور آفتاب با پوست است.

با وجودی‌که ویتأمین دی در منابعی چون ماهی‌های خال مخالی، تون، آزاد و ساردین یافت می‌شود، اما متخصصان غذاهای غنی شده با ویتأمین دی مانند شیر غنی شده را بهترین منبع این ویتأمین می‌دانند.

و… تنقلات!

توت فرنگی و تمشک دو عضو از خانواده‌ای هستند که فرنگی‌ها آن‌ها را با نام خانواده «بری» می‌شناسند. علت این امر وجود پسوند «بری» در نام لاتین اعضای این خانواده از گیاهان است. زغال اخته نیز در این خانواده است. بهتر است هر هفته ۳ تا ۴ وعده از این گیاهان در رژیم غذایی گنجانده شود. ویژگی طلایی میوه این گیاهان، داشتن ماده‌ای به نام آنتوسیان است که اثر ضد سرطان داشته و به ترمیم سلول‌های بدن کمک می‌کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند این ماده می‌تواند از ابتلا به انواع خاصی از سرطان، از جمله سرطان سینه و دستگاه گوارش پیشگیری کند.

خانم کراوز می‌گوید: «میوه‌های خانواده «بری» ویتأمین ث و اسید فولیک زیادی هم دارند که برای همه خانم‌ها در سنین باروری لازم است.

همچنین این میوه‌ها اثر آنتی اکسیدان قوی دارند که نه تنها از قلب محافظت می‌کند، بلکه می‌تواند پیری پوست را هم به تعویق بیندازد.» و در نهایت این میوه‌ها ماده‌ای به نام لوتئین دارند که باعث تقویت بینایی می‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/08/30ساعت 21:16  توسط فرانک وفایی راد  | 

چرا مرد ها زن هارا دوست دارند

چون هميشه احساس مي کنند جوانند ، حتي وقتي پير مي شوند .

ـ چون هر وقت کودکي را مي بينند لبخند مي زنند . 

ـ چون در همسرداري به گونه اي رفتار مي کنند که ذهن هيچ غريبه اي به آن راه ندارد .

 

 

ـ چون همه ي توان خود را براي داشتن خانه اي زيبا و تميز به کار مي گيرند و هرگز براي کاري که انجام مي دهند توقع تشکر ندارند .

ـ چون هر آنچه که در زندگي خصوصي افراد مشهور اتفاق مي افتد را جدي مي گيرند . 

ـ چون سراغ مسائل غيراخلاقي نمي روند .

 

 

ـ چون نسبت به زجري که براي زيباتر شدن تحمل مي کنند شکايتي نمي کنند . حتي هنگام استفاده از وسايل خطرناک در سالن هاي ورزشي

ـ چون آنها ترجيح مي دهند سالاد بخورند .

ـ چون فقط عاشق پيش غذاهاي متنوع و رنگارنگ هستند .

 

 

ـ چون براي حل مشکلات ، روشهاي خاص خودشان را دارند ؛ روش هايي که ما هرگز درک نمي کنيم و همين ما را ديوانه مي کند .

ـ چون دقيقاً وقتي ديگر خيلي دوستمان ندارند ، با ترحم به ما مي گويند : " دوستت دارم " ؛ تا ما متوجه بي علاقگي آنها نشويم .

ـ چون وقتي مي خواهند در مورد ظاهرشان چيزي بپرسند ترجيح مي دهند اين سوال را از خانمي بپرسند و خلاصه با اين مدل سوالات ما را عذاب نمي دهند .

 

 

ـ چون گاهي از چيزهايي شکايت مي کنند که ما هم آن را احساس مي کنيم مثل سرما يا دردهاي رماتيسمي ، به اين ترتيب ما مي فهميم که آنها هم مثل ما آدم هستند !

ـ چون داستان هاي عاشقانه مي نويسند . 

ـ چون ساعتها وقت خود را با فکر کردن در مورد اينکه چگونه مي توانند با ديگران سر صحبت را باز کنند ، تلف نمي کنند .

ـ چون در حالي که ارتش ما به کشورهاي ديگر حمله مي کند ، آنها هم محکم و بي منطق مي جنگند و سعي مي کنند همه ي سوسکهاي دنيا را تا آخرين دانه نابود کنند .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/08/30ساعت 21:7  توسط فرانک وفایی راد  | 

مغز دخترا بهتر کار مي‏کنه يا پسرا؟

مغز دخترا بهتر کار مي‏کنه يا پسرا؟
از تفاوتهاي دختران و پسران چه مي دانيد؟


مغز يک نوزاد در رحم بسيار سريع رشد مي‏کند و طي يک يا دو ماه از چند سلول، به پيچيده‏ترين ساختار طبيعت تبديل مي‏شود و در ادامه جنين در ششمين ماه بارداري توانايي‏هاي مهمي کسب مي کند که همگي تحت کنترل مغز او هستند. در هنگام تولد، مغز نوزاد هنوز به طور کامل شکل نگرفته است و تنها به اندازه يک سوم اندازه واقعي رشد کرده است زيرا مدت زيادي طول مي‏کشد تا مغز کامل شده و به شکل تکامل يافته خود دست يابد.


سپس در سال اول تولد، تراکم سيناپسهايي(سيناپس به محل اتصال سلولهاي عصبي گفته مي شود) که در مغز ايجاد مي‏شود به سرعت افزايش يافته و همان فرآيندي که قبل از تولد آغاز شده است ادامه مي‏يابد. ولي در حدود ده ماهگي ميزان افزايش سيناپسها متوقف شده و از يک سالگي تا پايان عمر ثابت مي ماند.


از همان اوايل، تفاوت‏هاي جنسيتي در مغز نوزادي که هنوز متولد نشده است، مشهود است. يکي از اين تفاوت‏ها آن است که قسمت‏هاي راست و چپ مغز در پسرها ارتباطات کمتري به نسبت دختران پيدا مي کند.


بنابر همين تفاوت‏ها، مطالعات اخير نشان داده که پسرها در برخورد با انواع خاصي از مسائل (مانند امتحانات هجايي يا جدول کلمات) تنها از يک طرف مغزشان استفاده مي‏کنند، در حاليکه دخترها از هر دو طرف استفاده مي‏کنند.


نيمه‏ راست مغز همچنان که رشد مي‏کند، سعي مي‏کند ارتباطاتي با نيمه چپ مغز برقرار کند اما در پسران(البته در دوران کودکي) نيمه چپ آمادگي ايجاد ارتباطات را ندارد و لذا اين «اتصالات» صورت نمي‏گيرد و در عوض سلول‏ها به نيمه راست، يعني جايي که از آن آمده‏اند، باز مي‏گردند لذا اتصالات در نيمه راست مغز غني‏تر صورت گرفته و همين وضعيت باعث موفقيت پسران در حل مسايل رياضي (در زمان تحليل ، بررسي و حل مسايل رياضي نيمکره راست مغز بيشترين فعاليت را دارد) است.


از طرف ديگر در دختران ارتباط بين دو نيمکره با موفقيت بيشتري برقرار شده و لذا باعث مي‏شود که توانايي‏هاي کلامي دختران بسيار بالاتر باشد.



دختران در سال‏هاي اوليه مدرسه در مقايسه با پسران هوشبهر بيشتري دارند و نمرات بهتري را مي‏آورند ولي در دوران دبيرستان و دانشگاه اين تفاوت ها کاهش مي‏يابد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/08/30ساعت 21:1  توسط فرانک وفایی راد  | 

آنچه دختران باید بدانند

ساعتها را بگو که بخوابند،بیهوده زیستن را نیازی به شمارش نیست...

 

طنز



 

این مطلب یه مطلب متفاوت برای شناختن پسرهاست…..
بهتره مطلب رو دنبال کنید تا متوجه بشید قضیه از چه قراره

*
پسر ها به واقع به دنبال دخترهای زیبا نیستند .آن ها بیشتر به دنبال افراد مرتب و پاکیزه و افرادی هستند که واقعند بتوانند آنها را در میان دوستان و اجتماع ارائه دهند.
تبصره : قابل توجه دخمر های عزیز که تا میتونند از لوازم خوشگل کننده استفاده می کنند ” طعمه های شما بیشتر به رفتارتون توجه دارن تا خوشگلیتون ” بیهوده پول پدر بدبخت رو حروم نکنید یه آب هم روش!!!

*پسر ها واقعا از رفتارهای سبک و سهل و همچنین در غیر شئونات انسانی بیزارند .
تبصره : قابل توجه خانوم هایی که دست به هر حرکتی میزنن تا آقا رو متمایل به خودشون کنند!!!اصلا می دونستید که خود سکوت محبت آوره ؟؟؟؟؟؟امتحان کنید.

* یه پسر ممکنه واسه مدتی به شما علاقه داشته باشه و بهتون ابراز علاقه کنه اما بعد از مدتی به راحتی شما رو فراموش می کنه.
تبصره : پس وقتی آقایی میگه ” تو در قلب من همچون شمعی هستی که هر گز خاموش نمی شود!!!!مطمئن باشید یه چیزی به کلّه آقا اصابت نموده است .لذا به جای خماری و رفتن به کما و هپروت سعی کنید دل نبندید!

* وقتی یه پسر به راحتی به شما میگه که ” من تو رو نمی فهمم “در واقع داره به راحتی و به آسانی به شما میگه که شما از راه من جداهستی و در اندیشه افکار من فردی مثل شما نمی گنجد.
تبصره : بابا جان دوست نداره !!!!زورکی نیست که!اگه اصرار کنید مجبوره بگه دوستت داره و شما هم طبق معمول خوشخیالی طی می کنید و ناگهان روزی از همین روز ها کارت عروسی آقا میارن دم خونتون یا تو شرکتتون !!!حالا سطل بیارو اشک خانوم رو پر کن و بریز تو حوض تا حوض پر بشه…..والله

* وقتی یه پسر باشما حرف می زنه اغلب جملاتی رو مثل “شما معمولا چه کاری می کنید” یا “اغلب چی می خورید؟” رو بکار می برند تا از لکنت زبانشون جلوگیری بکنه یا اینکه روی لکنت زبونشون رو بپوشونه.
تبصره ای و جود نداره ..اول هر ور راجی همینه


* یه پسر ممکنه در طول روز واقعا رفتارهای سهل و سبک (مسخره بازی خودمون) از خودش بروز بده اما مطمئن باشید شب هنگامخواب به دختری فک میکنه که واقعا متین وبا وقار هست و البته بسیار رفتار محتاطانه ای داره.
تبصره : اگه دیدی آقا داره تو آسمون پرواز میکنه!!!!!متعجب نشید داره خود نمایی می کنه تا نظر شما رو جلب کنه اما شما یک دفعه خل نشوید …..سعی کنید آرام باشید!!!به صلاحتونه بخدا!!!!!

*وقتی یه پسر شما را دوست داره ، واقعا از رفتارها و ویژگی هایی از شما که ناراحت کننده هست چشم پوشی میکنه !!!!
تبصره : به همین راحتی

* پسر ها رفتارهای زننده و سبک رو از خودشون بروز میدن تنها بخاطر اینکه دختر ها رو بخندونن!
تبصره : پسرها خدشون یه نوع دلقک هستن که دختر ها همینجوری ازشون خندشون میگیره ….پس دیگه لازم نیست مسخره بازی در بیارن

* پسر ها بشدت بیزارند از اینکه شما در مورد دوست پسر های قبلیتون بااون صحبت کنید!
تبصره : بخوای حال آقا رو بگیری نشین کنارش از حمید و مجید و بابی و إبی بگو……بخدا تلافی میکنه هاااااااااا!!!!!

* پسر ها دوست دارند در مورد هر چیزی با شما صحبت کنند و برخی از اون ها با قاطعیت کامل و با اعتماد به نفس بالا در مورد هر چیزی با شما صحبت میکنن اما این عمومیت نداره.
تبصره : پسر ها عموما پر رو تشریف دارن……

* پسر ها واقعا گاهی گریه میکنند……حتی داد و فریاد می کنند……
تبصره : این جدا از اشک تمساحه که از ابزار های خانومهاست…این اشک غوله!!!!!

* پسر ها واقعا دست به هر کاری میزنن تا توجه دختر ها رو بخودشون جلب کنند.
تبصره : پسر ها همینند دیگه.

* پسر ها رو تحریک نکنید که نسبت به چیزی متنفر بشوند!!!!

* پسر ها ممکنه واقعا هر گز رویا نبینند و همیشه در این آرزو باشند!!!!پس ممکنه هیچوقت به خواب دوست پسرتون نرید!!!!

* پسرها واقعا براشون سخته که در هر زمینه ای بخواهند مغلوب دوست دخترشون بشن…..و اگه هم مغلوب شدند هم ……..(هیچی نگم بهتره)
 
*وقتی شما دستتون رو روی قلب یه پسر میزارید هرگز به شما پشت نمی کنه….

* همیشه پسر ها رو با جملاتی مثل “شما چی فکر میکنید؟” یا “یادم نمیاد” معطل بذارید…

* پسر ها واقعا هیجانی میشن وقتی که دستاشون رو لمس می کنید و ……

* پسر ها واقعا احساساتی میشن و ممکنه اغراق کننددر حرفهای عاشقانه اما مطمئن باشید کسی که شما رو دوست داره همیشه لکنت زبان می گیره هنگام حرف زدن باشما.

* وقتی شما در مورد احساس یه پسر راجع به خودتون سوال می کنید اگه جواب های مبهم و سربالا شنیدید مطمئن باشید که اون داره به شما میفهمونه که بهتون هیچ علاقه ای نداره.

*وقتی یه دختر در جواب خواهش یا سوال یه پسر میگه “نه ” پسر این نه رو به معنی فعلا نه یا بعدا درموردش فکر خواهم کرد دریافت میکنه

* شما وقتی معنی حرف پسر رو نمی فهمید حتما حتما باید پیرامون اون حرف با پسر صحبت کنید.

*پسر ها واقعا از همجنس های رقیب خودشون بیزارند.

* پسر ها واقعا مادرشون رو دوست دارند.

* کنه .حتی اگه شده یه جفت گل رز باشه.

* پسر ها اغلب به دختر هایی فکر میکنند که بهشوون علاقه دارند (یعنی به پسره علاقه دارند) اما ممکنه خودشون به دختره هیچ علاقه ای نداشته باشن.

*شما تنها زمانی می توانید پسر ها رو بفهمید و درک کنید که پای صحبتشون واقعا بنشینید و به حرف هاشون گوش بدید.

* توجه داشته باشید که پسر ها می تونند شایعه ها رو در کمترین زمان در نصف کره زمین پخش کنند و در این کار از زنها و دختران مهارت های زیاد تری دارند .پس سعی کنید با اون ها موجه برخورد کنید.

* پسر ها واقعا گاهی داد و فریاد می کنند که شما اونها رو تحویل بگیرید.در واقع ترس خودشون رو اینطوری بروز می دهند .

* با فریاد زدن می خواهند از ترس دوری شما رها بشوند .در پس هر فریاد یک ترس نهفته است.

*پسر ها در مورد خودشون خیلی چیزها رو نادیده می گیرن اما برای دوست دخترشون نه!!!!
تبصره : در واقع این موجودات نیمه فضایی (البته امروزه به برکت هپروت بر ها جمعیت قریب به کل پسر ها در فضا بسر می برن ..به ما چه!!!!!) هر کاری رو که بخوان انجام میدن.باهرکی دوست دارن دوست میشن…و…اما دختر بیچاره مجوز هیچکدوم رو از نظر اون ها نخواهند داشت…….(جریانی شبیه ”دختر تو بشین سرجات ….ما هستیم.!!!!!)

* خیلی خوبه که قبل از اعتماد به پسر ها اون ها رو امتحان کنیم اما توجه داشته باشید که زیاد منتظرشون نذارید.
تبصره: اما اگه دیدید داره هی خودشو لوس میکنه ازشون یه کم دوری کنید ….اونوقته که شاهد موش شدن همون غول های توخالی خواهید شد…

* توجه داشته باشید که هر پسری که به شما ابراز عشق کرد اون نمیتونه پسر بدی باشه و قصد سوء استفاده داشته باشه..
تبصره : شاید بنده خدا قصد ازدواج داره (سری جدید جوک های ۲۰۱۰)!!!!!!!

*مگه میشه پسر ها دوست بشن واسه ازدواج فکری نداشته باشن ؟؟؟ ( نه پناه بر خدا ……همچین چیزی امکان نداره !!!!)

* پسرها خیلی متنفر هستند از اینکه لباس هاشون کثیف بشه…حتی به اندازه یک نقطه کوچیک.
تبصره: پس حواستون باشه تنها ضد حالی که ادامه دار خواهد بود و مخ پسر ها را بد جور hot می کند این است که شما دوست دختر عزیز وقتی در کافی شاپ نشستید و خط اتوی لباس دوستتان را میبینید که باب هندونه قاچ زدنه یه کوچولو از شیرکاکائو یا قهوه یا… رو بریزید روش ….اگه هم در دسترس نبود یه لیوان آب معجزه می کنه!!!!!

*پسر ها واقعا میتونند مجذوب دختری بشوند حتی اگه زیاد زیبا هم نباشه.
تبصره:اینگونه پسر ها به احتمال زیاد قصد ازدواج دارند میدونید چرا؟؟؟؟؟؟؟
لطفا برای خوندن متن کامل به ادامه مطلب توجه کنید…
چون پسر ها اغلب میگن دوست دختر باید خوشگل باشه اما زن زشت!!!! پس اگه زشت باشید احتمال ازدواجتون بیشتره تا خوشگل!!!!!!پس کمتر مواد خوشگل کننده به این سرو صورت بی صاحبتون بمالید ……
* بهترین دوست شما اون دوست پسرتون هست که وقتی مشکلی داره از شما کمک می خواد البته وقتی شما در صدد حل مشکلش باشید متوجه می شید که از خوشحالی که شما دارید براش وقت میذارید ممکنه حتی مشکلش رو هم فراموش کنه…
تبصره: خب این هم بر میگرده به کمبود محبت این قشر مفلوک و فلک زده….به همون راحتی که یه بچه با یه غاغالی لی خوشحال میشه پسر ها هم کمتر از اون بچه ها نیستند….

* وقتی یه پسر داره باشما صحبت میکنه در مورد مشکلش از شما در واقع می خواد که بهش گوش کنید و لازم نیست که اون رو نصیحت کنید.
تبصره: در این مورد باید بگویم بنده گیج شده ام !!!در کتاب رازهایی برای مردان بار باری جون گفته که وقتی پسر ها یا مردها از مشکلشون میگن باید به اونها فقط راهکار داد!!!
این هم احتمالا بر می گرده ذات چند لایه مردها…….بی خیال …..به بعدی دقت کن!

* پسر ها وقتی خیلی یه دختر رو دوست دارن گاهی اوقات حتی اون ها رو اذیت میکنند!!!!جالبه
تبصره: اینجا هم دوباره قضیه این ضرب المثل پیش میاد که…..اگر با دیگرانش بود میلی ……چرا ظرف مرا بشکست خیلی…حالا ممکنه که بگن لیلی پسر نیست ما میگیم….
اگر با دیگرانش بود عشقی……چرا حال مرا بگرفت خیلی!!!!!!

*ا ما اگه یهو دست مبارک آقا به صورت شما فرود اومد فک نکنید آقا کشته مرده شماستا!!!این در واقع همون نوازش از اون لحاظه!!!!!!

* ثلا چرتو پرت هست که اقا بگه ….اینو زدم تا بدونی …موقع رفتنت نبود و…اینو زدم اما دلم که از تو دل نمی کنه ….( وا چه غلط ها)….. درسته که زدم ولی .خیلی دوست دارم تو رو…….یا مثلا :
میگه : الهی قربونت برم(من؟!!! عمرا …این تو این شعره هست بخونش) ….خیلی برام بودی عزیز …..از پیش من برو ولی …خاطره هامو دور نریز.(یکی نیست به من بگه این ابراز عشق از چه مدلیه!!!!!محبوب رو نگه میدارن اما این اقا …. ظاهرا کاملا در فضا سیر میکنه…آخرش هم باید پیاده شیم گلم قایقمون به گل نشست….(دوستانی که مجید خراطها گوش میدن معنی این متن رو خوووووب فهمیدن….یه کف مرتب به افتخارشون!!!!)

* سر ها همیشه در صدد این هستند که دختر ها رو از ارتباط با دیگران خصوصا پسر های دیگه دور کنند .
تبصره: همون خودخواهی هست دیگه!!!!باید عادت کنی دیگه!!!!لاجرم باید زیست با این اعجوبه ها!

*سر ها هرگز نمی تونند راز هایی که دوستشون بهشون میگن رو نگهدارن!
تبصره: هیچی نگم بهتر تره
* پسر ها دختر های باهوش رو بیشتر از دختر های با ظاهر جذاب مثل دامن کوتاه و….دوسنت دارند.
تبصره : قابل توجه عزیزانی که بیشتر روی ظاهرشون سرمایه گذاری میکنن!!!ایهاالناس یه کم روی مغز و مخ مبارک سرمایه گذاری کنید متوجه میشید که برا خودتونم مفیده…….( خدایی در گوشتون یواااااااااش بگم اگه رو مختون سرمایه گذاری کنید و مخ مبارک رو بکار بندازید متوجه میشید که باید به صور ۳۰۰درصد از این موجودات دوری کنید)
* پسر ها غلب اهل لاف زدن هستند در مورد همه چیز
تبصره : خودمونیمااااا هر چیزی که بگی از نوع زننده و چندش آورش توی این موجودات هستش!!!!!!جل الخالق
*پسر ها اغلب نمی تونن راز هایی که دوست دخترشون به اونها میگه رو نگه دارند
تبصره : !!!!!!!!!!!
* پسر ها زیاد فکر می کننند
تبصره : یعنی واقعا این مغزشون آکبند نمیمونه ؟؟؟؟جای امیدواریه ….
* پسر ها خیالات و اوهام نامحدودی دارند
تبصره :هیچی نگم بهتر تره
* پسر ها سعی دارند که مسلط باشن به خود در ارتباطاتشون و همچنین جدی باشند و بتونن بر دختر ها فرمانروایی کنند ……البته مسافت مهم نیست ممکنه که کیلومتر ها هم با هم فاصله داشته باشن اما این حس در اون ها آشکاره…
تبصره : همینی که هستن …..اگه میتونی ادامه بدی وایساا!!!اگه هم نه برو درست رو بخون……واه واه واه شما رو چه به این کارا!!!!!!!

* وقتی یه دختر در طول ارتباطاتش با پسری اون رو ناراحت می کنه واقعا دیگه مشکل میشه واسه پسر خوب بودن با او و البته انجام هر کاری برای اون دختر.
تبصره : پس سعی کنید این موجودات رو بیشتر از ۳ سال هر ظوری که شده تحمل کنید ….

*برای یه پسر خیلی سخته که بخوات بعد از یه شکست عشقی در رابطه اش بایه دختر ، اون دختر رو از دست بده ……مخصوصا اگه رابطه اونها بیشتر از ۳ سال بوده باشه.
تبصره : پس سعی کنید اصلا اونها رو ناراحت نکنید…..چون عواقب زیادی داره…

* در رابطه تون با پسر ها باید حتما بهشون بگید که شما از چه چیزی ناراحتید و چرا از دستشون ناراحت شده اید.
تبصره : اگه ندونن که از دست اونها ناراحتید ممکنه رفتارهای قبلی و آزار دهنده شون رو بیشتر تکرار کنن حتی با شدت بیشتر!!!!!

* پسر هایی که اغلب تجربه های زیادی در تشکیل روابط دوستی دارند .اونها اغلب هنوز دلشون واسه پذیرش دائمی یه نفر آماده نیست و هنوز بالغ نشده اند .اغلب این پسر ها رزیر ۲۱ سال سن دارند.
اونها از ۲۱ سالگی شروع به آموختن واقعی دوست داشتن می کنند.
تبصره: تا این ها بزرگ بشن دختر ها باید پیر بشن…..اصلا اینجوری ساخته شدن ….

* وقتی یه اتفاق ناگهانی پیش میاد پسرها همیشه بیشتر آسیب میبینند و بیشتر هم سرزنش می شوند .
تبصره :گاهی اوقات کار به جاهای باریک تر هم میکشه که پسر ها شروع به بزن و بخور می کنند ( به عبارتی نوازش محکم) و با کف گرگی و…شروع به تخلیه احساسات می کنند……گاهی اوقات هم جفت پا میرن تو شکم یارو و تو سقف پیاده اش میکنن.پس سعی کنید روی مخ این اعجوبه ها ندوید.

*وقتی میبینید که یک پسر تظاهر به آرامی و سکوت داره اون رو امتحان کنید ببینید جنس لباسش چطوریه!اگه لباس ضخیم یا پشمی پوشیده یکی از دلایل سکوت و آرام بودنش ممکنه بخاطر سختی جنس این لباس به تنه اون باشه

* وقتی یه پسر میگه من هرکاری واسه دختر مورد علاقه ام انجام می دم …..مطمئن باشید اون واقعا این کار رو انجام می ده.

* وقتی یه پسر به شما میگه ” لطفا برو ومنو تنها بذار” در واقع داره به شما میگه بیا به من گوش کن …..با من درد دل کن و….

* وقتی یه پسر واقعا شما رو دوست داره احساس عجیب و خوبی برای اون بوجود میاد و این میتونه به شما منتقل بشه

* وقتی یه پسر می خواد با شما به طور جدی صحبت کنه شما هم کاملا جدی باشید….این خیلی مهمه

* وقتی یه پسر ساکته در واقع درون پرغوغایی داره و تمام اعضای اون دارند با شما حرف می زنن.

* پسر ها رفتار زنانه برای زنان رو میپسندند نه در واقع ضعف و ناتوانی و…

* پسر ها درواقع اصلا علاقه ای به دختر های ندارند که کارهای مردانه رو سخت تر از اون ها انجام می دهند.

* پسرها میتونند فورا بفهمند که دختری به اونها علاقه داره یانه اما تازمانی که دختره خودش به پسره در این مورد چیزی نگه مطمئن نیستند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/08/27ساعت 18:47  توسط فرانک وفایی راد  | 

دانلود

http://hijabroom.ir/part,showAttachment/id,565/lang,fa/   

لینک دانلود کلیپ سام یوسفی درباره ی حجاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/08/26ساعت 1:20  توسط فرانک وفایی راد 

زن از ديدگاه انديشمندان بزرگ

 

زن شاهکار خلقت است
برنارد شاو

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست
ارد بزرگ

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل
مالرب

تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است
امرسون

زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست
آناتول فرانس

اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟
ناپلئون

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان
رومن رولان

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند    
کونته ورسیه

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد 
بردون

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند 
رابیندرانات تاگور

هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند 
لرد بایرن

زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است
گوته

زنانیکه می خواهند مرد باشند ، زنانی هستند که نمی دانند زن هستند
الکساندر دوما

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...
مارکوس آنا

منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود
لامارتین

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش
ویلیام شکسپیر

زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند
برنارد شاو

هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است
شیلر

زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد و مرد عاقل می گذارد که زنش او را تربیت کند
مارک تواین 

هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود میداند 
جونسون

مردانیکه بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی میکنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن میتازند
ارد بزرگ

زنان بخوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر میگویند تا در حفظ آن شریک باشند
داستایوفسکی

اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد
کمتر دچار گسست می شوند
ارد بزرگ

زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ،نمونه عطوفت و چشمه عنایت است
اقبال لاهوری

آیندۀ اجتماع در دست مادران است. اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ،تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد
ابوفور

به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ،به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است
میشله

زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد . 
آلفونس دوده

ImageShack, share photos, pictures, free image hosting, free video hosting, image hosting, video hosting, photo image hosting site, video hosting site

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/25ساعت 20:57  توسط فرانک وفایی راد  | 

پويايي نقش حجاب در جامعه اسلامي

از این رو حجاب آمادگی ذهنی و انگیزه­ی رفتاری را از زمان بلوغ برای اتصال­به­الگوی­انسانیت ـ حضرت زهرای اطهر3 ـ فراهم می­آورد و به دنبال آن زن در منطقه­ی ولایت به رهبری فاطمه زهرا3 قرار می­گیرد. کارکرد هر پدیده­ای نشان می­دهد که آیا نظامش زنده و پویاست یا بیمار و وامانده, و حجاب نشان دهنده­ی این است که اسلام همواره زنده و پویا است.

در رفتارهای اجتماعی, برخی از عناصر به سبب معنایشان در پوششی نمادین عرضه می­گردند تا رفتارهای مبتنی بر خود را قابل درک و انتقال سازند. بدین ترتیب تمامی انسان­های هدفدار را جهت­دار کرده و همچون راهنما,آنان را به سوی مفاهیم اساسی­تر می­کشانند. با توجه به ویژگی­های عنصر حجاب می­توان این فراز از بحث را بدان­جا کشاند که چون کارکرد هر عنصری باید بتواند با نظام درونی و محیط بیرونی ارتباط برقرار کند؛ حجاب نیز می­تواند هدف خلقت و حیات زن را با فعالیت­های اجتماعی او سامان داده و او را در تنظیم رفتار زندگی مدد رساند. لذا در مورد حجاب باید به چند عامل مهم توجه اساسی نمود:

1 . ظرفیت وجودی زن

2 . فعالیت اجتماعی زن

3 . تحلیل حکم حجاب

4 . ارتباط حجاب با مسایل حکومتی

1 . ظرفیت وجودی زن؛
متأسفانه آن­چه را که علوم انسانی به عنوان خصایص زن در جهان معرفی نموده, اموری مهم, متناقض و غالباً غیر کارآمد است, زیرا شخصیت ارائه شده از زن در جهان گرفتار چالش­های اساسی ذیل شده است:

الف. نارضایتی از تصویر خود:
زنان (حتی تحصیل­کرده­ها) نسبت به تصویری که از خود دارند ـ چه تصویری که جامعه به آن­ها ارائه نموده یا علوم انسانی ترسیم نموده است ـ ناراضی­اند. چرا که تصویری از موجودی ضعیف, جنسی, انفعالی, ناکارآمد و حاشیه­ای است. در نتیجه؛ نه تنها زنان را معترض به جنسیت خود ساخته, بلکه آنان را آماده­ی پذیرش تغییر و تحول در ایجاد نقش­های جدید به جای نقش­های واقعی از خود نموده است.

ب. احساس محرومیت:
احساس مظلومیت تاریخی که به زن بار شده است؛ سبب گردیده که چهره­ای همراه با احساس محرومیت به او تحمیل شود. از آن­جا که خود زن در تشکیل این چهره مؤثر بوده است, چنانچه جامعه امتیازی هم به او بدهد, باز این احساس نه تنها محو نمی­گردد و زن را آماده­ی ارائه­ی نقش­های کارآمد نمی­سازد, بلکه به زجر کشیدن در رنج­های زنانه کمک می­کند و او را وامی­دارد تا به حال خود بگرید و دیگران را نیز بگریاند, و در ترسیم وضعیت جدید نیز باز به محرومیت و ظلمی جدید تن دهد آن گونه که با شعار فریبنده­ی «بازسازی عناصر محروم» همخوانی داشته باشد, و صد افسوس که عمق این اسارت آگاهانه, با اسارت پیشین او قابل مقایسه نمی­باشد!!

ج. گم­گشتگی نقش:
زن در گم گشتگی تصویر صحیح خود, در جستجوی نقشی اساسی است. نقش­های متفاوتی که به او تحمیل یا عرضه می­گردد هم­خوانی چندانی با یکدیگر و با انتظارات جامعه ندارد, به گونه­ای که ممکن است سرگشتگی زن در تطبیق وجود خود با نقش­های مطروحه, او را به انتخابی با تلقینات بیگانه بکشاند تا به وسیله­ی آن, نقش سنتی خود را رها نموده و نقشی دیگر را بپذیرد. گزینش نقش جدید با فریبندگی ظاهر و تبلیغات اجتماعی رابطه­ای نزدیک دارد. در این انتخاب نقش­های طبیعی و خانوادگی به علت بازدهی طولانی و تعارض با فعالیت­های­ اجتماعی از سوی زن مُهر طرد خورده, و شخصیت زن را وامی­دارد که به دنبال امتیازات ظاهری بوده تا بتواند خود را در اجتماع ارضاء نماید و این گونه است که با پذیرش نقشی کاذب, خانواده را دچار تنش­های مختلف می­نماید.

د. خانواده:
نقش و موقعیت زن در نهاد مقدس خانواده, نقشی پنهان است بدین سبب ظلم­های بی رویه­ای که در طول تاریخ به زن روا شده است, گاه نقش او را به بی­نقشی محض نزدیک کرده است, در حالی که استحکام خانواده به ایثار زن قائم بوده و جهان با تردید زن در ایفای نقش او در خانواده دچار صدمات جبران ناپذیری گشته است و تا به حال با هیچ برنامه و تدبیری نتوانسته آن ایمان و اعتقاد راستین گذشته به بنیاد خانواده را به زن بازگرداند. در خانواده با وجود آن که جایگاه زن در تمامی نقش­های خلقتی؛ دختری, همسری, مادری و خواهری قابل ارزش بوده, و هر یک جایگاه مشخص و تعریف شده­ای را دارند ـکه­بدل­گزین­ نمی­باشند ـ اما نقش قالب زن در خانواده, نقش همسری و مادری است. به این سبب از گذشته­های دور, زن را فقط با ایفای این نقش می­شناخته­اند. لذا ضروری است که نسبت به تعریف جایگاه ویژه­ی تمامی نقش­های زن در خانواده کار ویژه­ای صورت پذیرد تا تصویر زن در خانواده اصلاح گردد.

ﻫ . اجتماع:
تسری ولایت مرد بر زن از خانواده به اجتماع, و ضعیف­تر بودن قوای جسمی زن نسبت به مرد, زمینه­ی ظلم­های معتنابهی را برای زن در اجتماع فراهم کرده است که به طرق گوناگون و با منطق­های مختلف علمی گه­گاه توجیه می­گردد. تلاش­های چند قرن گذشته­ی زنان جهت رفع این محرومیت­های اجتماعی دستاوردهایی را به دنبال داشته است که گویا او را نه تنها از اهدافش دور ساخته که معضلی بر مشکلات گذشته افزوده است:

1 . مردان برای­حفظ تفوق خود ـ در صورت­ بی­اثرشدن منطق و سلاح­های گذشته ـ به منطق و سیاستی جدیدتر دست زده­اند که نتیجه­ای جز فلسفه­ی نیاز تسلط و سالار بودن مردان بر زنان, اما این بار با شیوه­ای جدیدتر و نوین­تر نداشته است. اتفاقاً هر چه زمان می­گذرد و مسؤولیت­های زنان در عرصه­های اجتماع گسترده­تر می­شود, این تسلط نیز افزون می­گردد و تا فراخنای همه­ی شؤونات زندگی او پیش می­رودبه­گونه­ای که حتی ظاهر زنان را نیز مردان باید تعیین کنند و آن­گونه بپوشند و بیارایند که مردان راضی شوند و بپسندند.

2 . برخی از زنان برای پیشبرد کارهای خود و جلب همراهی مردان ناچار می­شوند تا از خود مایه­ی بیشتری بگذارند که این امر به خستگی و وازدگی, و دوری از خانواده و ... منجر می­گردد و در مجموع نه تنها به نفع زنان نمی­باشد, بلکه آنان را از اهدافشان نیز دور می­سازد.

3 . ساختار اجتماعی به گونه­ای قوام یافته است که زنان را به همراهی و هم­رأیی با فرهنگ روزمره و مادی می­کشاند, لذا با آن که با تلاش بسیاری از افراد, مسیر حرکتی جامعه از تفوق قوای جسمی به سوی تفوق قوای فکری در حرکت است, اما زنان به سبب محرومیت از آموزش و تخصص همپای مردان باز جزء جمعیت حاشیه­ای قرار می­گیرند.

چرا زن را براساس شاخص­های اقتصادی می­سنجند؟
عده­ای می­گویند زنان چون در اقتصاد و مالکیت سهم ندارند دارای قدرت نیستند, در حالی که این تحلیل براساس نظام سرمایه­داری است. اینان اقتدار زنان را طوری تغییر داده­اند که با معیارهای مردانه و سرمایه­داری بسازد و زنان را با این تحلیل ناصحیح و تحمیلی و غلط وارد بازار کار کنند, و حال آن­که قدرت فرهنگی زنان چیزی کم­تر از مردان نیست. ولی چرا درجهان فقط زن و مرد را براساس شاخص­های اقتصادی می­سنجند و نه شاخص­های فرهنگی؟!

در حالی که نمونه­ای از سرمایه­های خلقتی و فطری زنان برای رشد و سعادت جامعه عبارت است از:

j دارا بودن سرمایه­ی عظیم احساس و عاطفه که زمینه­ی مستعد بروز مودت, عشق و ایثار بشری است.

j دارا بودن جذابیت و لطافت, این سرمایه, زمینه­ی تشکیل خانواده و اولین زمینه­ی تکامل زن و مرد به عنوان متمم و مکمل یکدیگر به شمار می­آید.

j دارا بودن قدرت زایش که تداوم نسل بشری را ضمانت می­نماید.

جای تأسف است که به علت ناصحیح بودن برنامه­ریزی فرهنگی و توسعه­ی خلاء­های معنوی, زن قبول نموده که تمامی این زمینه­ها نه تنها امتیاز نیست!! بلکه کانون­های تحقیر اوست که باید از آن دوری نماید! و یا زمینه­ی استفاده از آن را به دست برنامه­ریزان قدرتمند دهد تا به صورت عنصری فعال شناخته گردد!!

2 . فعالیت اجتماعی زن؛
تمامی زمینه­های خلقتی زن بر ایفای نقش­های اجتماعی او اثر می­گذارد که البته باید گفت:

زنان دارای توان­های بالقوه­ی عظیمی هستند که در صورت توجه به این امتیازات و سیستم اطلاع­رسانی و آموزش صحیح و مناسب, جامعه­ی بشری می­تواند از این سرمایه­های­شگرف در راه تعالی استفاده­ی بسیار بنماید.

از آن­جا که تمامی آحاد بشر مجبور به ایجاد ارتباط اجتماعی هستند که برای بهتری و برتری این ارتباط باید روندی را در مبادلات اجتماعی طی نمایند تا با کسب اطلاعات و آموزه­های بیشتر بتوانند متصدی امور بالاتری شوند, اما بیراهه رفتن زنان و انفعالی عمل کردن در برابر قدرت مردان علاوه به هدر دادن انرژی آن­ها در مجموع چالش­هایی را در مسیر رشد و تعالی جامعه به وجود آورده است که از آن جمله؛

الف. تنوع طلبی را وارد میدان اجتماع نموده, و به این وسیله خستگی مفرط شغلی را از مردان می­زداید و محیط خشن اشتغال را به محیطی همراه با لطافت و تبرّج تبدیل می­کند و بخشی از نیاز مردان را در محیط اجتماعی بدون پذیرش مسؤولیت خطیر خانواده اشباع می­نماید تا علاوه بر این همه, سالاری و سیاست مداری و قدرت مردانه در گرداندن و بازیچه قرار زن­ها ارضاء شود که این خود ضعف و حقارت را برای زنان به دنبال می­آورد.

ب. زنان را دربازاررقابت و جلوه­گری جسمی به جان هم انداخته, و بخش مهمی از انرژی آنان را در راه جلب رضایت و توجه مردان­مصروف می­نماید, در حالی که نه تنها سرمایه­ی فکری زنان کمتر از مردان نیست, بلکه آنان دارای توان­های بالقوه­ی خاصی هستند که خالق متعال برای تحقّق اهداف خود عطا فرموده و از آنان پیمان گرفته است تا در مسیر اهداف غیر الهی آن را خرج نکنند!

3 . تحلیل حکم حجاب؛
حجاب اسلامی؛ اثبات قدرت فرهنگی زن است, تا زن به این وسیله نه تنها تمامی سرمایه­هایش را به درستی به جریان اندازد و در محیط فعالیت, شهوت را از مطلوبیت دائمی بیاندازد و مردان را در جایگاه انسانی خود قرار دهد؛ بلکه بر تفکر, اراده, فرهنگ و معنویت و اخلاق (به عنوان عنصر اساسی رفتار انسانی) تأکید مبرم نماید.

حجاب اسلامی؛ قوی­ترین وسیله برای زن در راه تعدیل و همخوانی نقش­های متعددی است که در خانواده, یا اجتماع به او عرضه شده است.

حجاب اسلامی؛ زن را به عنوان انسانی متفکر مطرح می­سازد, تا قدرت تفکر و اراده­ی او اجتماع را تحت پوشش بگیرد. لذا می­توان گفت: حجاب در بردارنده­ی سه اثر مهمّ اجتماعی است:

«رشد شخصیت زن», «رشد فرهنگ» و «رشد اجتماع».

رشد شخصیت زن:
الف. ایجاد انگیزه؛
حجاب به ایجاد و تقویت انگیزه جهت فعالیت هدف­دار زن کمک می­کند و نه تنها او را به عنوان انسانی فعال و پویا مطرح می­سازد, بلکه تصویر زن مسلمان را تصویر زنی که به همراه فعالیت­های علمی, اجتماعی, اقتصادی خود رسالت فرهنگی را نیز بر عهده دارد, مطرح می­سازد.

ب. تنظیم رفتار؛
حجاب اسلامی به سازماندهی رفتار زن وجامعه مددمی­رساند وموجب­می­شود تا زن محیط اجتماعی را شناسایی کرده و رفتار خود را با این شناخت, بازسازی فکری نموده و به سوی ارزش­ها بکشاند. از همین رو, علاوه بر دقت در تنظیم رفتار خود, تلاش همه جانبه­ای را در شناسایی انتظارات محیط به عمل آورده و مراحل رفتاری خود را برای دور نشدن از آن طراحی می­نماید.

ج. تحرک؛
حجاب اسلامی, لباس ارتباط و فعالیت اجتماعی است. اسلام از انسان خمود و سست بیزار است. هر فرد مسلمان مسؤولیت گردش چرخه­ی حیات را بر عهده دارد. لذا بازیابی مسؤولیت فردی و ایجاد زمینه­ی رشد و فعالیت اجتماعی, جزء رسالت­های فردی هر مسلمان است, و طرح مسأله­ی حجاب زن مسلمان خود شاهدی گویا بر ثمربخشی نقش و تحرک اجتماعی او در جامعه اسلامی است. لباس تحرک اجتماعی و زنده بودن زن در جامعه اسلامی را اعلام می­نماید.

د. یگانگی رفتاری؛
حجاب هماهنگی میان تمامی اجزای فرهنگی و نقش­های زن را فراهم می­آورد و کارکرد تمامی آن­ها را به سوی وحدت می­کشاند. حجاب علامت و نشان درک صحیح و هدفمند زن از زندگی است که براساس آن ارزش­ها شکل می­گیرد و نقش­ها و امور زندگی او تنظیم می­گردد.

ﻫ . الگوپذیری؛
حجاب اسلامی, لباس الگوی زنان عالم حضرت فاطمه زهرا3 است, از همین رو زن محجبه در این لباس خود را پیرو ایشان قرار داده و زمینه­های رفتاری براساس سیره­ی بزرگان را می­آموزد. حجاب, پیام فرهنگی این الگوی متعالی است که آن را می­توان نقطه­ی عظیم اتصال به ولایت دانست.

رشد فرهنگ:
از آن­جا که متأسفانه فرهنگ همیشه در مقابل اقتصاد و سیاست عقب نشینی کرده است و القائات بین المللی برای همراهی فرهنگ با مقاصد اقتصادی و سیاسی, از آن چهره­ای غیر مستقل, وابسته و منفعل ساخته است هرگاه عناصری از فرهنگ به جلوه­گری پرداخته و بحث­های فکری, فرهنگی به عنوان امر مطلوب اجتماعی راه خود را باز کرده و مورد توجه انسان­ها قرار گرفته, اصالت وجود زن و احترام به ارزش­های او مطرح شده و آینده­ی جوامع را امیدبخش ساخته است. در این فضا, هر زمینه­ای که به کنترل هر چه بیشتر مادیات منجر گردد و بتواند انرژی ذهنی را جهت استدلالات منطقی آزاد نماید, جزء عوامل رشد فرهنگ محسوب می­گردد.

نحوه­ی پوشش همواره به عنوان یکی از قوی­ترین وسایل, جهت کنترل نفس و مادیات و کشاندن جوّ جامعه به سوی تعقل و تفکر, مطرح بوده است. کارکرد حجاب در فعال نمودن عناصر فرهنگ بر هیچ­کس پوشیده نیست. حجاب به استقلال فرهنگی و عدم وابستگی فرهنگ به اقتصاد یا سیاست کمک نموده و به عنوان وسیله­ای مهم در جهت اصلاح ساختار فکری, فرهنگی جامعه به سوی عقل سلیم و معنویت به شمار می­آید. به بیان دیگر؛ حجاب در جهت دهی و ارشاد فرهنگ جامعه به سوی کانون­های رشد اثر قطعی دارد.

رشد اجتماع:
حجاب اثرات معتنابهی در رشد جامعه همچون امور ذیل دارد:

1 . توسعه­ی امنیت و نظم در جامعه از طریق کنترل زمینه­های غرایز و طغیان آن­ها.

2 . تبلیغ حاکمیت رفتار معقول انسانی در جامعه و عقلایی شدن رفتارها.

3 . توسعه­ی مسؤولیت­پذیری جهت رشد و تعالی جامعه.

4 . توسعه­ی همبستگی میان انسان­ها براساس اصول پذیرفته شده­ی معنوی.

5 . استحکام خانواده­ها.

ویژگی جامعه­ی صنعتی مدرن؛ بر پایه­ی تسلط نهاد­های اقتصادی و ساختن انسان اقتصادی است, همان انسانی که مقهور قدرت مادی شده باشد. اما ویژگی جامعه­ی الهی؛ تسلط نهادهای فرهنگی و ساختن انسان فرهنگی مقتدر و مختار است. لذا با وجود آن که نظام صنعتی, شکل­گیری رفتار انسانی را براساس اقتصاد می­داند و تنازع بقا میان انسان­ها را امری عادی جلوه می­دهد, نظام ارزشی نقش اصلی آدمی را در رفتار انسانی به فرهنگ می­دهد و جامعه و زن را وا می­دارد که از دریچه­ی ایمان به جامعه بنگرند.

نتیجه این که زن مسلمان با حجاب اسلامی خود را در حصن و حریم الهی می­یابد, چرا که او سرباز سپاه الهی است که باید بر تعهدی که با خدای متعال بسته, پای­بند بوده و از آن چه که گزندی به این تعهد برساند در هراس باشد. گو این­که لباس ظاهرش نشان از این وظیفه و تعهد دارد. حجاب به گونه­ای برای او طراحی شده که نه تنها عاطفه­ی زندگی را حفظ کرده و امکان فعالیت را برای او میسر می­سازد, بلکه زن مسلمان محجبه با حضور همیشگی خود در صحنه بر اقتدار و تداوم حرکت صحیح اجتماع به سوی اهداف متعالی نقش­آفرین بوده است.

پی­نوشت:

[1] . در صورتی که قدرت همراه نفوذ گردد و مشروعیت یابد به اقتدار منجر می­گردد.

الگوهای معصوم, نظام رفتاری انسان را به ساحتی الهی مبدل می­سازند چرا که آنان ساخت رفتاری خود را از جامعه و فرهنگ بشری نگرفته­اند.

هر پدیده­ای نشان می­دهد که آیا نظامش زنده و پویاست یا بیمار و وامانده, و حجاب نشان دهنده­ی این است که اسلام همواره زنده و پویا است.

نقش و موقعیت زن در نهاد مقدس خانواده, نقشی پنهان است بدین سبب ظلم­های بی رویه­ای که در طول تاریخ به زن روا شده است, گاه نقش او را به بی­نقشی محض نزدیک کرده است, در حالی که استحکام خانواده به ایثار زن قائم بوده و جهان با تردید زن در ایفای نقش او در خانواده دچار صدمات جبران ناپذیری گشته است.

حجاب اسلامی؛ قوی­ترین وسیله برای زن در راه تعدیل و همخوانی نقش­های متعددی است که در خانواده, یا اجتماع به او عرضه شده است.

حجاب هماهنگی میان تمامی اجزای فرهنگی و نقش­های زن را فراهم می­آورد و کارکرد تمامی آن­ها را به سوی وحدت می­کشاند.

نحوه­ی پوشش همواره به عنوان یکی از قوی­ترین وسایل, جهت کنترل نفس و مادیات و کشاندن جوّ جامعه به سوی تعقل و تفکر, مطرح بوده است.



+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/25ساعت 20:52  توسط فرانک وفایی راد  | 

نگرش به زن در قرآن

 

نگرش به زن در قرآن

خداوند متعال از جنبه‌های تکوینی و تشریعی شرایطی را به وجود آورده است تا زن و مرد راه تکامل را با توجه به ظرفیت خویش بپیمایند1.امّا در شرایطی که بحث تساوی بر اندیشه‌ها سیطره یافته است شایسته است شخصیت و مقام زن را با معیار تساوی در تعالیم قرآنی بررسی نماییم .

1- تساوی در خلقت

 طرفداران تساوی یکی از دلایل ستم اسلام به زن را جنس دوم قرار گرفتن زن و خلقت او از آدم و برای آدم می دانند2. در صورتی که این مطلب بر بنیان دینی و اسلامی استوار نیست. در اسلام، زن و مرد در آفرینش و در بعد روحی و جسمی از یک گوهر آفریده شده اند و هر دو  جنس در ماهیت و جوهر وجود یکسان هستند . قرآن پیرامون خلقت زن و مرد تعبیر«خلقکم من نفس واحده» (نساء4/1) و « والله جعل لکم من انفسکم ازواجاً» ( نحل 16/72)  را به کار می‌برد و یکسانی خلقت زن و مرد اندیشه‌ای است که قرآن با صراحت و تأکید « ما خلقکم و لابعثکم الا کنفس واحده» (لقمان / 28) آن را بیان مي‌کند و به طور کلی در مبانی اسلامی زن و مرد از یک جنس وگوهر و از جان یکدیگرند .

2- تساوی در اجر و پاداش

 زن مسلمان تکامل پذیر و اوجگراست و در پرتو شناخت و عمل به معراج می‌رود و به تعالی ممکن انسانی دست می‌یابد قرآن هرگاه از کمالات و ارزشهای والای الهی سخن می‌گوید، مردان و زنان را برابر می‌داند و پاداش اعمال صالح را مطابق عمل می‌سنجد و نه جنس.« انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی» (آل‌عمران3/195) و امکان دست یابی به کمال نهایی و فضایل انسانی را برای زن و مرد به یک اندازه ممکن می شمارد. «کسانیکه کار نیکی انجام دهند پاداشی بهتر از آن خواهند داشت؛ و آنان از وحشت آن روز در امانند..» (نمل 27/89) . در بسیاری از آیات خطاب جمع مذکر خطاب عموم است وشامل تمام انسانها می‌شود. زن در اسلام همانند مرد از سه خصیصه‌ی مهم؛ اختیار، مسؤلیت پذیری و کمال خواهی برخوردار است. قرآن از زنانی صحبت می‌کند که قرین فرشتگان و هم کلام آنها هستند و این نمایانگر شخصیت والای زن است .3

اسلام تساوی زن و مرد در ذات، خلقت، اجر و پاداش را می‌پذیرد و راه و امکان تعالی او را برابر با مرد می‌داند به گونه‌ای که زن می‌تواند در مرحله‌ی تقوا و سیر الی الله، در مرتبه‌ای بالاتر از مرد قرار گیرد و این تنها وابسته به عمل آنهاست.امام خمینی (ره) پیرامون جایگاه زن در اسلام می فرمایند : تاریخ اسلام گواه احترامات بسیار رسول خدا (ص)به این مولود شریف [حضرت فاطمه (س)]است تا نشان دهد زن ارزش ویژه ای دارد که اگر برتر از مرد نباشد، کمتر نیست. رسیدن به حیات طیبه وابسته به عمل صالح است وعمل صالح مردانه نیست. 4  

استقلال شخصیت زن: اسلام  شخصیت زن را همچون مرد مستقل دانسته و هیچگونه تفاوتی در وجود و حیات این دو قائل نیست و برتری و امتیاز را در هر کدام از آنها تنها به تقوا معرفی کرده است. قرآن کریم می فرماید «ای مردم ما شما را زن و مرد آفریدیم و شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید و گرامی ترین شما بی شک با تقواترین شماست .» (حجرات49/13)در آیه تصریح شده است که زن و مرد وجود استقلالی داشته و هیچ مزیت و برتری بر یکدیگرندارند و زن با تقوا برتر از مرد بدون این خصیصه است. در آیات قرآن که پیرامون آفرینش انسان و استقلال وجودی او بحث شده است، هرگز زن و مرد جدای از یکدیگر نیستند.آنان از یک منشا و جنس و وجود تلقی می‌شوند و برای هر کدام شخصیتی مستقل قائل شده‌اند و زندگی این دو طبق نظام احسن به بهترین وجه مرتبط وآمیخته شده است.5  قرآن کریم استقلال شخصیت وجودی زن و استقلال اقتصادی، سیاسی و عبادی او را مورد تصویب و تأئید قرار می‌دهد . همانگونه که زنان در بهره‌گیری از نتایج فعالیتهایشان ذی حق هستند و از نزدیکان خویش ارث می برند و ارث به جا می‌گذارند. (نساء 4/32-7 ).  تفاوت در تکوین و تشریع: اصولاً همیشه مساوات، مساوی با حق و عدالت نیست و تفاوت نیز همراه ظلم و ستم نمی‌باشد. چنانچه اگر شاخه و گل یکسان باشد، خلاف عدالت خواهد بود. زن و مرد در نظام خلقت نیز چنین است، اصرار ورزیدن که اینان را مساوی، یا متفاوت بدانیم کاری است بر خلاف طبیعت . بی‌تردید زن و مرد در حیات انسانی مساویند اما در ویژگی‌های جسمانی و طبیعی متمایزند. و همین تفاوت هاست که زمینه ساز درک متقابل، تمایل دوسویه  و هماهنگی این دو جنس است. زن و مرد در انسانیت مشترکند امّا در جنسیت هر یک خصایص جنس خویش را دارا هستند و این لازمه‌ی خلقت حکیمانه و هدفمند الهی است. به اعتقاد ما در متن تکوین، ابزار طبیعی دست‌یابی به هدف نهایی و غایت خلقت در دسترس زن و مرد قرار گرفته است، همین طور تشریع راه به کارگیری استعدادهای طبیعی برای نیل به مقصود را پیش روی انسان قرار داده است. زیرا تکوین و تشریع هر دو در راستای حرکت به سمت یک هدف قرار گرفته‌اند و متناسب و هم جهت‌اند و از دیگر سو تفاوت سبب نقص یا کمال نیست و جهان آفرینش آکنده از تفاوت‌ها  و اختلاف توانایی هاست امّا کسی چنین اختلافی را به خودی خود نشانه‌ی عیب یا کمال نمی‌داند. به طور مثال، قدرت شنوایی و بویایی بسیار بالای سگ، کمبود در تعالی انسانی نیست.

پی‌نوشتها

1- زیبایی نژاد ، محمد رضا، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام ، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 137۹

2 - احمدی خراسانی، نوشین، زنان زیرسایه پدر خوانده‌ها، ، نشر توسعه، 1381ش، ص 142  

3 -  مجلسي ، محمدباقر ، بحار الانوار ، ج43 ، موسسه وفاء ، بيروت ، چ دوم ، 1403ق، ص79

4 - خميني ، روح الله ، صحیفه نور ، ج14 ، وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي، تهران ، چ دوم ،1378

۵- دوست محمدی ، هادی، شخصیت زن از دید گاه قرآن، نشر بین الملل، 138

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/25ساعت 20:41  توسط فرانک وفایی راد  | 

پوشش و هويت جامعه ايراني

پوشش انسان، به اندازه تاريخ آفرينش او قدمت دارد. پوشش و لباس هر انسان، بيانگر هويت او در جامعه است. اما آن چه در همه عصرها ديده مي شود، توجه ويژه به حفظ حجاب و حرمت زنان و مردان مسلمان بوده، حجابي كه در عين زيبايي و آراستگي، متناسب با هويت و شخصيت افراد جامعه باشد.

نكته قابل تأمل در بحث حجاب اسلامي افراط و تفريط هاي رايج در جامعه است كه باعث شده جوانان نتوانند در شرايط عادي پوشش مورد نظر خود را انتخاب كنند. از اين رو، پوشش جوانان، هم اكنون تبديل به يكي از اساسي ترين چالش هاي خانواده هاي ايراني شده، نسل جواني كه هم مي خواهد زيبا و آراسته بپوشد و هم مطابق عرف و شرع اسلامي در جامعه رفتار كند.

درباره كاركردهاي حجاب در جامعه اسلامي با دكتر عليرضا شريفي عضو پژوهشگاه تعليم و تربيت گفت و گو كرده ايم.

وي در اين باره مي گويد: علاوه بر كاركردهاي عمومي پوشش يعني جلوگيري از سرما و گرما و كاركردهاي ثانويه يعني عفت و حيا است كه اغلب مردم از آن مطلع هستند، يكي از مهمترين كاركردهاي پوشش، بحث زينت است. در شرع مقدس اسلام پوشش از اين منظر مورد توجه قرار گرفته و اسلام به ظاهر مرد و زن مسلمان توجه زيادي نشان داده است. از سوي ديگر استانداردهاي لازم پوشش زن و مرد در اسلام معرفي شده است اما جنبه هاي پوشش تابعي از شرايط زماني و مكاني و قابل تغيير است بنابراين مردم مسلمان ايران نيز به تبع شرايط موجود زماني و مكاني مي توانند به تنوع رو آورند. آنچه امروز به معناي «مد» وجود دارد و تنوع زيادي از حيث رنگ و مدل برخوردار است، بايد طبق شئونات اسلامي وارد جامعه شود.

اين كار بايد توسط گروهي از متخصصان امر از جمله طراحان لباس صورت بگيرد تا شاهد تنوع در پوشش و در ارائه مدل هاي جديد پيشتاز باشيم. از اين نظر تفاوت طراحان ما با طراحان خارجي در اين است كه آن ها استانداردي ندارند در حالي كه ما استاندارد داريم و آن احكام شرع است.

به گفته وي جامعه شناسان نيز بايد همكاري نزديكي با طراحان داشته باشند تا مخاطب شناسي كنند و تنوع رنگ و لباس را متناسب با شرايط فردي و اجتماعي اقشار مختلف ارائه دهند.

مطالعه مردم شناسان در باب فرهنگ پوشش در سراسر ايران نشان مي دهد طي ٦ هزار سال گذشته مردم ايران هرگز پوشش هاي عريان و نيمه عريان نداشته اند و از اين حيث، مردم شناسان منابعي بسيار غني در مناطق مختلف براي الگو گرفتن و ايجاد تنوع در لباس دارند و مي توانند كمك بزرگي براي طراحان لباس باشند.

به هر حال بايد تلاش كرد تا پوشش را در قالبي امروزي تر مطرح كرد تا مقبول جامعه باشد و مخاطبان با  سليقه هاي متفاوت بتوانند از آن استفاده كنند. بايد توجه داشت كه گاهي اوقات آنچه به نام شرع در عرصه پوشش مطرح مي شود، سليقه ها و عرف امروز ماست و ربطي به شرع ندارد. استاندارد پوشش همان است كه مرجعيت اعلام مي كند و غير از آن هرچه هست، عرف غلط رايج در جامعه است.

دكتر شريفي درباره گستردگي بحث حجاب و اهميتي كه به آن در ايران داده شده گفت: يكي از دلايل ناكامي ارائه پوشش متناسب و امروزي براي مردم، ارائه نكردن الگوهاي مناسب در اين زمينه است. ارائه يك قالب خاص براي همه، اشتباه بزرگي است زيرا همه طيف هاي جامعه قطعا در آن نمي گنجند و بايد تمام سليقه هاي اقشار مختلف را مورد توجه قرار داد و حجاب را طيف بندي و به عنوان مثال به شكل حجاب برتر، حجاب مطلوب و حجاب ايده آل مطرح و تعريف كرد.

به عبارت ديگر ما بايد حداقل استاندارد پوشش را مشخص كنيم و بعد افراد جامعه را آزاد بگذاريم تا نوع پوشش خود را انتخاب كنند، بنابراين بايد تنوع در پوشش داشته باشيم تا دختر و پسر جوان مجبور به پوشيدن يك مدل لباس ثابت نباشند و از آن دلزده شده و به سمت پوشيدن لباس هاي تقليدي و اغلب ناهنجار بروند. از سوي ديگر اغلب خانواده هاي ايراني مقيد و داراي معيارهاي اسلامي هستند اما وضعيت پوشش جوان قبل از خانواده، توسط مدرسه و رسانه ها شكل مي گيرد.

در آموزش و پرورش كنوني، لباس فرم يك رنگ و ثابت براي بچه ها در مدارس و مربوط كردن نمره انضباط به نوع پوشش و توضيح ندادن فلسفه پوشش به دانش آموزان، از مهم ترين اشتباه ها در سيستم آموزشي است كه بايد اصلاح شود.

وي ادامه مي دهد: رسانه ها نيز نقش به سزايي در ارائه پوشش هاي متنوع دارند و بچه ها از تلويزيون، سينما و... پيام هاي رسانه اي متعددي دريافت مي كنند و تحت تاثير قرار مي گيرند، تاثيري كه شايد خيلي دير از ذهن جوان يا نوجوان پاك شود.

در هر حال بايد توجه داشت مشكل حجاب جوانان را بايد ريشه يابي كرد و با برخوردهاي سطحي اميدي به حل اين مشكل وجود ندارد.

وي درباره نقش خانواده و والدين درباره پوشش گفت: به طور مسلم بخشي از رفتار جوانان، تقليدي است، در واقع نسل جديد، به نوعي تكرار نسل قبل است. وقتي والدين كمتر حجاب را رعايت كنند نمي توان از فرزندان توقع داشتن پوشش صحيح را داشت.

اما گاهي اوقات هم جوان يك خانواده متدين، پوشش صحيحي ندارد در چنين مواقعي بايد فلسفه پوشش براي نوجوان يا جوان توضيح داده و خط قرمزها با احتياط براي او روشن شود.

سخت گيري در چنين مواردي بي فايده است و هرگز نبايد حداكثرها را از جوان بخواهيم و از آن جايي كه رفتار تابعي از نگرش و نگرش تابعي از دانش است بنابراين تا زماني كه او دانش و اطلاعات كافي درباره پوشش نداشته باشد، نمي توانيم از او انتظار رعايت حجاب را داشته باشيم زيرا رفتارهاي او تابعي از نگرش و دانش اوست. خانواده ها اغلب سيكل معيوبي را درباره پوشش جوانان طي مي كنند يعني به محض اين كه متوجه پوشش نامناسب او مي شوند، او را مجبور مي كنند، لباسي كه از نظر آن ها مناسب است را بپوشد در حالي كه براي تغيير رفتار جوان، بايد دانش او را بالا ببريم.

جوان بايد بداند كه پوشش مناسب چه محاسني دارد تا اندك اندك نگرش او عوض شود و بر رفتار او تاثير بگذارد.

در مواردي كه والدين اطلاعات كافي و يا توانايي آموزش جوان خود را ندارند، بايد از مشاور استفاده كنند. متاسفانه اغلب والدين تصور مي كنند در موارد آموزشي نيازي به مشاوره ندارند و شيوه صحيح برخورد با جوان را مي دانند در حالي كه اين طور نيست.

تعليم و تربيت، علم است و والدين بايد در اين رابطه از اهل فن كمك بگيرند. دكتر شريفي اهميت آموزش و پرورش در بحث حجاب را بار ديگر مورد تاكيد قرار داد و گفت: آموزش خانواده در انجمن اولياء و مربيان، بستر مناسبي براي حل مشكلات جوانان است.

والدين بايد ياد بگيرند چطور با جوان خود برخورد كنند بايد مورد به مورد اين مشكلات مطرح شود و والدين به همراه مربيان تلاش كنند جوان را به مسير صحيح برگردانند. البته نتيجه هميشه قطعي نيست و نياز به زمان دارد. نبايد فراموش كرد در زمينه پوشش معلم نقش اساسي تري از پدر و مادر دارد، زيرا بحث پوشش از زماني مطرح مي شود كه بچه از دوره پيش دبستاني وارد مدرسه مي شود بنابراين تاثير آن را نبايد دست كم گرفت.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/25ساعت 20:37  توسط فرانک وفایی راد  | 

........

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/25ساعت 19:58  توسط فرانک وفایی راد  | 

عرفه

 

 
 
 
عرفه از اعیاد بزرگ و عظیم دین به شمار آمده هر چند که اسما عید نامیده نشده است. در چنین روزی خالق ازلی بندگانش را رسما به عبودیت خویش سفارش نموده و استجابت دعای بندگانش را با احسان و رحمت اش تضمین نموده، پس معلوم است عرفه روز خاصی به شمار می آید .جالب این که در این روز ابلیس معلون را از هر وقت دیگر خار و حقیر تر و پست و رانده شده و خشم ناک ترین اوقات اش گفته شده است. از حضرت امام سید الساجدین (ع) وارد شده است که در این روز رحمت و فضل خدا به بچه های درون رحم مادران نیز رسیده و آنها نیز سعید می گردند.اگر ما گنه کاران(خودم) اگر التماسی را که به خلق خدا می کنیم در این روز به خداوند بی نیاز نمائیم و یا بعبارتی بهتر در جهت اعتلای معنوی و یا حداقل در جهت رسیدن به آمال و آرزوهای شرعی مان در این روز بهتر از روز های دیگر وقت گدائی و سائلی از در گاه خداوند می باشد.


 

از اعمال این روز که وارد شده است


 

۱. غسل(عسل طهارت و ...)


 

۲.زیارت امام حسین(ع) که مقابل و معادل هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد در راه خدا و بلکه والاتر از آن گفته شده است.و همچمنین در اخبار آمده که اگر کسی در این روز توفیق زیارت یابد در تحت قبه مقدس ثار الله باشد ثوابش کمتر از کسی که در روز عرفه در عرفات باشد نخواهد بود


 

۳. بعد از نماز ظهر و عصر پیش از مشغول شدن به خواندن دعاهای وارده در این روز دورکعت نماز بجا آورد و وارد است که افضل آن است که در زیر آسمان باشد بدین ترتیب که بعد از حمد در رکعت اول قل هوالله را بخواند و در رکعت دوم بعد از حمد،قل یا ایها الکافرون را قرائت کند. گفته شده که در این روز قبل از دعای عرفه دو رکعت نماز با هر سوره ای بخواهد بخواند و خواندن نماز حضرن امام علی (ع) را در این روز قبل از دعای پر محتوای عرفه افضل دانسته اند و کیفیت آن بدین ترتیب است که با دو سلام این چهار رکعت را تمام کند و در هر رکعت بعد از حمد پنجاه مرتبه قل هوالله را بگوید و ادعیه و اذکاری در مورد این نماز وارد است که مرحوم محدث قمی (ره)در اوایل مفاتیح آن را به تفصیل آورده اند.


 

در اعمال شب عرفه آنچه که در کتب ادعیه واذکار آمده که شرح مفصل آن در این مجال نمی گنجد.


 

با عنایت به مطالب معروضه بالا روز عرفه را خداوند متعال بهانه ای قرار داده تا رحمت خویش را بر بندگان اش سرازیر کند و گنه کاران را بیامرزد، لذا می توان گفت این روز از روزهای خاصی به شمار می آید و روایت شده که در لیالی دهه اول ذیحجه بالاخص در شب دهم که منتهی می شود به عید قربان ابواب آسمان ها گشوده می شود و فرصتی بسیار مناسب برای اجابت شدن دعا ها و ذکر ها و غیره انسان مومن می باشد. حضرت امیرالمومنین (ع) فرموده اند با تن آسائی علم بدست نمی آید که حدیث فوق بنوعی در این جا هم مصداق پیدا می کند . اگر کسی چشم طمع به رحمت و آمرزش گناهان و خطاهای خود و الطاف بی پایان خالق کائنات دارد این شب و این روز را از دست ندهد تا بدین وسیله با انجام اعمال مذکور مشمول الطاف الهی گردد.به مصداق این سخن که اگر کسی در بزند صاحب خانه او را جواب دهد، عمل نماید، مطمئنا مورد اجابت درگاه احدیت قرار خواهد گرفت.


 

 


+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/25ساعت 19:50  توسط فرانک وفایی راد  | 

پزشکی برای نوجوانان

به گفته یک فوق تخصص گوارش ، سندرم روده تحریک پذیر یکی از بیماری های شایع گوارشی در افراد جوان است که اضطراب و استرس در بروز این حالت نقش موثری دارد.  

 

به گزارش ایرنا از دانشگاه علوم پزشکی ایران، دکتر “شهرام آگاه” عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران گفت: سندرم روده تحریک پذیر ، یک اختلال شایع در کارکرد روده است که ویژگی اصلی آن تغییر در اجابت مزاج و درد شکمی است. اغلب مبتلایان زیر ۴۵ سال هستند ولی ممکن است افراد مسن هم درگیر شوند، اما زنان دو تا سه برابر بیشتر به این بیماری مبتلا می شوند.
وی افزود: شایعترین شکایت بیماران ، درد شکم همراه با تغییر اجابت مزاج به صورت یبوست، اسهال یا هر دو است، اما درد در سندروم روده تحریک پذیر می تواند در قسمت های مختلف شکم احساس شود.
آگاه اظهار داشت: درد شکمی تقریبا در تمامی بیماران فقط در ساعات بیداری وجود دارد و اغلب با مصرف غذاهای خاص یا استرس افزایش می یابد و با دفع گاز یا مدفوع کاهش پیدا می کند.
به گفته وی تغییر اجابت مزاج شایع ترین نشانه بالینی سندرم روده تحریک پذیر است که مهمترین حالت آن به صورت یبوست همراه با اسهال به صورت متناوب و یا به صورت دوره ای است.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران با بیان اینکه اتساع شکم، نفخ، باد گلو زدن یا دفع گاز شایعترین شکایت بیماران مبتلا به سندروم روده تحریک پذیر است افزود: بسیاری از بیماران از سوء هاضمه، سوزش سردل، تهوع و استفراغ شکایت دارند. سندوم روده تحریک پذیر ممکن است دستگاه گوارش فوقانی را درگیر کند اما این علایم ممکن است نشانه وجود همزمان زخم یا جریان بیش از حد اسید از معده به مری باشد.
فوق تخصص گوارش تصریح کرد: افراد مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر اغلب افراد حساس و زودرنجی هستند و بیش از سایر افراد دچار استرس می شوند. اضطراب و افسردگی در این بیماران شایع تر است و در پاره ای از موارد نیاز به مشاوره با روانپزشک وجود دارد.
وی با بیان اینکه بیمار باید از مصرف غذاهای که بیماری را تشدید می کند خودداری نماید گفت: قهوه، کلم، لوبیا، بادمجان، ترب و سبزی ها و میوه های خام و در بعضی از بیماران شیر و لبنیات باعث تشدید علایم بیماری می شود.
این متخصص افزود: در بیمارانی هم که این مشکل به صورت یبوست بروز می کند ، مصرف غذاهای پر فیبر از جمله سبوس یا داروهای افزاینده حجم مدفوع می تواند مفید باشد، اما همین داروها در برخی افراد باعث افزایش نفخ و اتساع شکم می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/24ساعت 14:36  توسط فرانک وفایی راد  | 

دختران امروزمادران فردا بدانند

کسانی که در دوره کودکی از محبت زیاد مادری برخوردار بوده اند در بزرگسالی بهتر می توانند

از پس مشکلات و فشارهای روحی برآیند.

بوسیدن ، در آغوش گرفتن یا ابراز محبت زبانی باعث افزایش مقاومت روحی و عاطفی می شود.

محققان با بررسی ۵۰۰ نفر در ایالت رود آیلند آمریکا که در دوره کودکی و بزرگسالی موضوع تحقیق بودند،

به این نتایج دست یافتند.

براساس این گزارش در نشریه اپیدمی شناسی و بهداشت اجتماعی، پیوند محکم مادر و فرزند ممکن است

نقشی کلیدی داشته باشد.

اما کارشناسان می گویند مهم است مادر بداند که چه زمانی باید رفتارش را تغییر دهد. محبت بیش از حد

مادری می تواند باعث مزاحمت و خجالت برای فرزند شود، به خصوص وقتی بچه ها بزرگتر می شوند.

نویسندگان این مقاله علمی تحت سرپرستی دکتر جوانا ماسلکو می گویند: محبت زیاد مادری احتمالا

باعث پیوندهای محکم می شود.

محبت مادری نه تنها باعث کاهش فشار روحی می شود بلکه کمک می کند که کودک به مهارت های بهتر

 در زندگی اجتماعی دست یابد.

در این مطالعه یک روانشناس کیفیت رفتار مادر را در جریان معاینه هشت ماهگی کودک سنجید.

این روانشناس کیفیت رسیدگی مادر به نیازها و عواطف کودک را ارزیابی کرد و براساس گرمی روابط

به او “نمره محبت” داد.

سی سال بعد محققان به سراغ همان کودکان رفتند و از آنها خواستند در مطالعه ای درباره وضعیت روحی

و عاطفی شان صحبت کنند.

همچنین از آنها سوال شد که آیا تصور می کنند مادرانشان به آنها محبت داشته اند یا نه که جواب ها از

“شدیدا موافق” تا “شدیدا مخالف” متغیر بود.

نتایج نشان داد، کودکانی که محبت زیادی از مادرانشان دیده بودند از پس انواع نگرانی ها بهتر برمی آیند.

به خصوص فرزندان مادران با محبت در مقایسه با بچه هایی که مادران سردی داشتند،

خیلی بهتر از پس اضطراب برمی آمدند.

محققان نوشتند: “جالب است که مشاهده میزان محبت مادری در نوزادی می تواند گویای توانایی فرد در

مقابله با اضطراب در ۳۰ سال بعد باشد.”

این محققان گفتند که این یافته ها بر مجموعه شواهدی می افزاید که نشان می دهد سال های اول زندگی زمینه

را برای تجارب بعدی آماده می کند، اما آنها تاکید کردند که نباید تاثیر سایر عوامل مانند شخصیت،

تربیت و کیفیت مدرسه را نادیده گرفت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/24ساعت 14:33  توسط فرانک وفایی راد  | 

خواستگاری از فاطمه علیهاسلام

مقدمه

زندگی کوتاه و مبارک فاطمه زهرا سراسر درس است و آموزنده. لذا ما باید تمام زوایای آنرا دقیقا بررسی کنیم. از جمله امور مهم و پرماجرایی که باید همیشه برای ما یک تابلوی زنده و حیاتی باشد جریان ازدواج آن مخدره است که اینک به بیان نسبتا مختصری از آن می‏پردازیم.

خواستگاری اشراف قریش از فاطمه سلام‌الله‌علیه و جواب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

خواستگاری: چون فاطمه (علیه اسلام) به سن ازدواج رسیدند، اکابر و اشراف قریش که دارای فضل و شرافتی بودند و در اسلام سابقه داشتند برای خواستگاری آن دختر گرامی اقدام میکردند ولی رسول خدا به هیچ کدام آنها جواب مثبت نمی داد بلکه از آنها صورت برمی گرداند بطوری که خیال میکردند رسول خدا از آنها غضبناک است.

یک بار
ابوبکر نزد رسول خدا آمد و از فاطمه خواستگاری کرد رسول خدا فرمود امر فاطمه با پروردگار اوست بعد از ابوبکر، عمر به خواستگاری آمد رسول خدا همان جواب را دادند.

یک روز ابوبکر و عمر در
مسجد رسول خدا نشسته بودند، صحبت از ازدواج فاطمه (علیه اسلام) پیش آمد. ابوبکر گفت اشراف قریش از فاطمه خواستگاری کرده اند و رسول خدا نپذیرفته اما علی بن ابیطالب هنوز از او خواستگاری نکرده و من گمان میکنم به علت اینست که دستش از مال دنیا خالی است و به نظر من خداوند و پیامبرش فاطمه را برای علی بن ابیطالب نگه داشته اند گفتند برویم و به علی علیه السلام پیشنهاد بدهیم، از مسجد خارج شدند و نزد امیرالمومنین رسیدند.

ابوبکر گفت: ای علی چرا از فاطمه خواستگاری نمیکنی؟ فرمود به خدا قسم فاطمه در موضع رغبت و میل من است ولی من چیزی از مال دنیا ندارم. به هرحال آنها امیرالمؤمنین را راضی کردند امیرالمؤمنین به خانه آمد و نعلین خود را پوشید و به سوی رسول خدا رفت.

خواستگاری امیرالمؤمنین علیه السلام از فاطمه سلام‌الله‌علیه

رسول خدا در منزل ام سلمه بود. امیرالمؤمنین آمد و در زد و رسول خدا فرمود ای ام سلمه بلند شو و در را باز کن، کوبنده در کسی است که او را خدا و رسولش دوست دارند و او خدا و رسولش را دوست دارد. ام سلمه گفت: ای رسول خدا او را که هنوز ندیده ای! رسول خدا فرمود ساکت باش ای ام سلمه او برادر و پسر عم من علی (علیه السلام) است، او نه سست رأی است و نه سبک مغز او محبوب ترین خلق است در نزد من.

img/daneshnameh_up/6/6a/fatemeh1.jpg



ام سلمه میگوید: فوراً بلند شدم و در را باز کردم، دیدم علی بن ابیطالب است ولی به خدا قسم علی صبر کرد تا من در محل مستور و پوشیده ای رفتم بعد داخل شد.

امیرالمومنین به محض داخل شدن سلام کرد و رسول خدا پاسخ او را داده فرمود بنشین. امیرالمومنین نشست اما جلالت و عظمت رسول خدا مانع است که حرفی بزند، سر خود را پائین انداخته گویی برای حاجتی آمده است اما از اظهار آن حیا میکند.

رسول خدا فرمود گویا برای حاجتی آمده ای هر چه می خواهی بگو امیرالمومنین عرضه داشت پدر و مادرم فدایت باد از کوچکی در دامان پر مهر شما بزرگ شده ام شما مرا غذا دادید و مرا ادب نمودید و از پدر و مادرم بر من مهربانتر بودید و بالاتر از همه خدای تعالی مرا بدست مبارک شما هدایت فرمود و از حیرت و شک بیرون آورد و شما ای رسول خدا بخدا قسم ذخیره من هستید در دنیا و آخرت. . .

ای رسول خدا من دوست دارم خانه ای داشته باشم و زوجه ای انتخاب کنم تا موجب آرامش من باشد و اینک من آمده ام تا از دختر گرامی ات فاطمه خواستگاری کنم.

رضایت خدا و رسولش و فاطمه بر این وصلت

ام سلمه میگوید من بصورت رسول خدا نگاه کردم دیدم از شدت خرسندی و شادمانی میدرخشد، فرمود علی جان قبل از تو افراد زیادی از فاطمه خواستگاری کرده اند ولی من در صورت فاطمه گرفتگی و کراهت میدیدم کمی صبر کن تا برگردم رسول خدا بلند شدند و رفتند نزد فاطمه (علیه اسلام) و فرمودند فاطمه جان من از خدای تعالی خواسته ام که بهترین خلقش با تو ازدواج کند و اینک علی بن ابیطالب که تو سابقه فضل و اسلامش را میدانی آمده و صحبتی کرده است.

فاطمه (علیه اسلام) که یک دنیا حیا و عفت بود سکوت کرد رسول خدا فرمود الله اکبر سکوت او دلیل بر رضایت اوست در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرضه داشت ای محمد فاطمه را به ازدواج علی بن ابیطالب درآور که خداوند به این ازدواج راضی و خشنود است
(رسول خدا برگشت و خبر رضایت را به امیرالمومنین داد)

منابع:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 124، ح 32.

 

http://3tare.ir/wp-content/uploads/2010/05/ya-zahra1.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/17ساعت 16:9  توسط فرانک وفایی راد  | 

مقدمات عروسی حضرت علی وحضرت زهرا

مقدمات عروسی

از عقد امیرالمؤمنین علی و فاطمه علیهما السلام یک ماه گذشت. عقیل نزد علی آمد و گفت:« ما از ازدواج تو و فاطمه بسیار خوشحالیم. اکنون چرا از رسول خدا درخواست نمی‏کنی فاطمه را به خانه خود ببری؟»
علی علیه السلام گفت:« به خدا قسم من هم مایلم، اما از رسول خدا حیا می‏کنم.»
عقیل گفت:« برخیز نزد پیامبر برویم.»

در راه به
ام ایمن برخوردند و ماجرا را به او گفتند.
ام ایمن گفت:« بگذارید این کار را زن ها انجام دهند.»
لذا برگشت و
ام سلمه و زنان دیگر رسول خدا را خبر کرد؛ همگی دور وجود مبارک رسول خدا حلقه زدند و گفتند:« پدران و مادران ما به فدای تو باد، ای رسول خدا! ما برای امری نزد شما جمع شده‏ایم که اگر خدیجه بود، چشمش روشن می‏شد.»
با شنیدن نام خدیجه، رسول خدا گریان شد و فرمود:« کجا همانند خدیجه پیدا می‏شود؟ او مرا تصدیق کرد در زمانی که همه‌ی مردم تکذیبم می‏کردند؛ کمکم کرد و ثروتش را به من بخشید. من به امر خداوند، خدیجه را بشارت دادم به قصری از زمرد در بهشت: جایی که در آن نه اضطرابی است و نه رنج و تعبی.»
ام سلمه گفت:« بهشت بر او گوارا باد و خداوند ما را هم همنشین او کند.
ای رسول خدا! برادر و پسر عمت علی بن ابیطالب دوست دارد همسرش، فاطمه، را به خانه‌ی خود ببرد. »
رسول خدا فرمود:« چرا خودش به من نگفت؟»
ام سلمه عرض کرد:« حیا کرد.»
رسول خدا فرمود:« برو علی را بیاور.»
ام سلمه علی علیه السلام را که منتظر جواب بود، نزد رسول خدا برد.
زن‌ها از اطاق خارج شدند.
رسول خدا قرار شب زفاف را با علی علیه السلام گذاشت. سپس به زنان خود امر فرمود فاطمه علیهاسلام را زینت کنند.

عطر

ام سلمه نزد فاطمه علیهاسلام رفت و گفت:« آیا عطری برای خود ذخیره کرده‏ای؟»
فرمود:« بله.» و شیشه‌ای عطر آورد. ام سلمه کمی از آن را در کف دست خود زد و بویید.
پرسید:« فاطمه جان این عطر از کجاست؟ مانندش را تا به حال نبوییده‌ام.»
فاطمه علیهاسلام فرمود:
« یک روز وقتی
جبرئیل از نزد پدرم رسول خدا می‌رفت، چیزی از بال‌های او می‏ریخت. رسول خدا فرمود:« اینها را جمع کن، عنبر است که از بال های جبرئیل می‏ریزد.»

لباس عروس

جبرئیل علیه السلام برای فاطمه علیهاسلام لباسی بسیار مجلل، فاخر و زیبا آورد. همه زنهای قریش حیرت کردند و گفتند:« این لباس را از کجا آورده‏ای؟»
حضرت فاطمه فرمود:« این از جانب پروردگار است.»

منابع:

بحارالانوار، ج 43، ص 130 و 95 و 115.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/17ساعت 16:5  توسط فرانک وفایی راد  | 

قابل توجه آقایان

زن جماعت ظریف و بسیار دقیق و سرشار از محبت و عاطفه که یقینا شناخت آنها بدون کمک خداوند متعال محال است  ،و چه از بابت قدرت سخن وری و کلام و یا از بابت تاثیر گذاری میخ گونه بر مغز مردان با سلاح زیبایی و اشک و ...

و خداوند مردان را محفوظ بدارد!

بعد از این مقدمه ی ادبی لازم است که نکته ای کوچک ولی بسیار مهم رو به عرض دوستان برسونم.

و اما نکته:

خانومها دائما به محبت شما نیاز دارند


این تصور که:
من دیروز به همسرم ابراز محبت کردم و به اون گفتم که دوستش دارم و همین برای یک هفته کافیه؛ بسیار بچه گانه است.

خانومها موجی از احساسات هستند که دائما در حال تلاطم اند.

توجه کنید که هرگز نباید این موج از حرکت بایستد و گرنه این موج دچار رکود شده و سرانجام آب زلال اون کدر و کم کم خراب می شود.

این کدر شدن و خراب شدن به معنی افسردگی و از دست دادن اعتماد به مرد است.این امر به مرور باعث میشه که زن احساس کند که شوهرش به اون محبت نمی کنه و یا قدر زحمات اونو نمی دونه.اگر چه شاید همسر اون واقعا مرد زحمت کشی باشه اما موفقیت با یک نقشه ی دقیق بدست می آید.


به این مثال دقت کنید:
فرض بفرمایید که دارید دنبال یک گنج می گردید.یک نفر به شما آدرس دقیقی از جای اون گنج میده ،به این صورت:

دوقدم به راست میری.50 قدم مستقیم .سپس یک چاله می کنی به عمق 1 متر و ...

دقت کنید که برای پیدا کردن این گنج بیشتر از زور بازو،عقل لازمه!نمی شه بگیم که من 100 قدم مستقیم میرم تا گنج بیشتری بدست بیارم!بلکه باید همون آدرس رو دقیق رفت.

در زندگی زناشویی هم همین جوره.کاره زیاد شما(آقای محترم)،جای محبت به همسرت رو ابدا پر نمی کنه.اگر چه که زحمات شما و تلاش تون برای رفاه و آسایش همسرتونه اما کار فقط بخش کوچکی از این احساس آرامش و خوشحالی رو برای همسرتون تامین میکنه.

توجه داشته باشید که این اشتباه رایج اکثر مردهاست.توقع دارند که وقتی وارد خونه میشن همسرشون برای اونها تعظیم کنه چون اونها از صبح سر کار رفتند،غافل از اینکه همسر اونها هم از صبح در منزل و یا بیرون کار مشغول به کار بوده.


اما برگردیم سراغ موضوع:

تند تند قلب همسرتون رو شارژ کنید



برای اینکه بتونید شخصیت یک خانوم رو درک کنید به این مثال توجه کنید.

یک ظرف پر آب رو در نظر بگیرید که به علت شکستگی کوچکی در دیواره ی اون،آب به آرامی از اون خارج میشه.

یقینا ما برای اینکه بتوانیم همیشه آب داخل اون رو در یک سطح بالا و ثابتی نگه داریم باید مدام به اون ظرف آب اضافه کنیم.

ریختن آب توی اون ظرف همون محبت های روزانه ی ما به همسرمونه.البته واضحه که نمیشه یک دفعه برای یکسال جلو به جلو توی ظرف آب ریخت.یعنی این تداوم و آهستگی باید همیشه ادامه داشته باشه.

سعی کنید همیشه این موج قدرتمند و انرژی بخش رو در همسرتون فعال نگه دارید.

ساکت شدن این موج باعث آشفتگی زندگی تان خواهد شد.

درست در لحظاتی که همسران عاطفی و سرشار از محبت شما دچار کمبود انرژی می شوند،شیطان وسوسه های خودش رو شروع می کنه.

نگذارید همسرتون توی خودش باشه.به اون ور برید و اگه مشکلی داره از اون بخواین تا با شما در میون بگذاره.مطمئن باشید صحبت کردن در مورد قضیه ی مورد نظر همسرتون مفید خواهد بود.

اما اینکه چه موقع وقت شارژ همسرتونه،تشخیصش با خودتونه.

شاید یکی از راهها خوب برای ابراز محبت در این موارد این باشه که همسرتون رو بغل کرده و به روی تخت خواب برده و کمی با هم معاشقه کنید.در همین حال و درست زمانی که اخم اون داره تبدیل به خنده می شه ،می تونین از همسرتون بخواین که با هم کمی صحبت بکنید.

هر وقت دیدید همسرتون وارد استدلالات خشک مردانه شده و به کلی شخصیت مردانه به خودش گرفته،سریعا عاطفه ی خون همسرتون رو بالا ببرید.

بیشتر آفت های ما در زندگی روزانه غافل شدن از همین نکته است.

این قدر ما مطلب زدیم و حدیث آوردیم که به همسرتون بگید دوستت دارم اما ظاهرا بعضی از آقایون از هیچکی حرف شنوی ندارند.

به هرحال من آنچه شرط بلاغ است می گویم.

البته به قول حجت الاسلام آقای دهنوی،خانوها برای دریافت محبت به 3 دسته تقسیم می شوند.

1)محبت زبانی برای عده ای کافی است!
2)بعضی ها باید محبت نوازشی هم بشنود!
3)و گروه سوم که محبت مالی آنها را آرام می کند

به هر حال وجه مشترک هر 3 گروه :محبت زبانی است.

موفق باشید و از زندگی زیباتون لذت ببرید.

زیر سایه ی امیرالمومنین علی علیه السلام

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/17ساعت 15:40  توسط فرانک وفایی راد  | 

سالروز ازدواج حضرت زهرا(ص)وحضرت علی(ع)مبارک باد

جهیزیه و مهریه ی فاطمه زهرا(س)

پس از شنیدن جواب مثبت از رسول اکرم(ص) در رابطه با ازدواج با حضرت زهرا(س)،
پیامبر اکرم(ص) رو به امیر مؤمنان(ع) کرد و فرمودند:
آیا چیزى از امکانات مالى و اقتصادى براى ازدواج در اختیار داری؟
آن حضرت پاسخ داد: پدر و مادرم فدایت باد! به خداى سوگند شرایط اقتصادى من بر شما
پوشیده نیست. همه‏ى ثروت من در حال حاضر یک شمشیر ستم سوز است و یک زره براى جهاد
و یک شتر آبکش براى کسب و کار.

آرى! این دارایى على علیه‏السلام است و این تمامى امکانات مالى و اقتصادى اوست که
مى‏خواهد با دخت یگانه‏ى پیامبر پیمان زندگى ببندد.
پیامبر گرامى در برابر صداقت و جوانمردى وصف‏ناپذیر امیر مؤمنان در اوج کرامت و بزرگوارى فرمود:
على جان! اما در مورد شمشیرت نظرم این است که شما به او نیازمندى تا بوسیله‏ى آن در راه
خدا و دفاع از حقوق و امنیت انسانها به جهاد برخیزى و دشمنان تجاوز کار خدا را سر جایشان
بنشانى.

در مورد شترت نیز نظرم این است که آن هم وسیله‏ى کار و درآمد توست. بوسیله‏ى آن، هم
نخلستانت را آب مى‏دهى و براى خانواده‏ات هزینه‏ى زندگى فراهم مى‏آورى و هم زاد و توشه‏ى
سفرت را جابجا مى‏نمایى.

پس از تعیین زره‏ى حضرت على علیه‏السلام به عنوان مهریه حضرت زهرا (س) حضرت رسول
اکرم فرمودند: اما من دخت فرزانه‏ام را به ازدواج تو در خواهم آورد و در برابر این پیمان براى زندگى
مشترک و به نشان صفا و صداقت، اینک زره‏ات را بفروش و پول آن را بیاور تا ترتیب این کار را
بدهم.

امیر مؤمنان به دستور پیامبر به بازار شتافت و زره مورد اشاره را به حدود پانصد درهم فروخت و
پول آن را به پیشواى بزرگ توحید و آزادگى تقدیم داشت. و مقرر گردید که این پول، «مهر» برترین
و والاترین بانوى جهان هستى، سالار زنان گیتى و دخت فرزانه‏ى سالار پیام‏آوران خدا، محسوب
میگردد.

پیامبر گرامى بدینسان و با این مقدمات، دخت نمونه‏ى خویش را به ازدواج امیر مؤمنان درآورد و
با همین سادگى و سهولت و بزرگمنشى این پیوند پرشکوه انجام پذیرفت تا زنجیرهاى گران
اوهام و خرافات و تقلیدهاى احمقانه‏اى که بر دست و پاى مردم پیچیده شده بود، همه را در هم
نوردد و مردم که در مقام و منزلت علمى و عقیدتى و معنوى هرگز با این خاندان شکوهبار قابل
مقایسه نیستند، از شیوه‏ى انسانى و آزادمنشانه‏ى آنان پیروى کنند.

پیامبر دخت گرانمایه‏اش را که سالار زنان گیتى بود با مهریه‏اى اندک به عقد شهسوار اسلام
درآورد تا دختران آزاده و روشنفکر و اندیشمند مسلمان، خویشتن را از این قید و بندها و آداب و
رسوم غلط و مهریه‏هاى سنگین و تشریفات کمرشکن رها سازند و از ازدواج سهل و آسان و بر
اساس صفا و عشق پاک و وفا سر بازنزنند.



سند آسمانى یا مهریه حقیقى حضرت زهرا

در بعضى از روایات دیگر آمده که خدا به رسول خویش فرمود:
انى جعلت نحلتها من على (ع) خمس الدنیا و ثلث الجنه و جعلت لها فى الارض اربعه انهار. الفرات، و نیل مصر، و نهروان، و نهر بلخ، فزوجها، انت یا محمد بخمس ماه درهم، تکون سنه لامتک. (12)
من خمس دنیا و ثلث بهشت را مهر فاطمه قرار دادم که به ازدواج على درآید و در زمین چهار نهر
را مخصوص او گردانیدم.

نهر فرات، و نیل و نهروان و نهر بلخ را. (نهروان نام شهرى است نزدیک بغداد در اینجا مقصود از
نهروان نهر آبى است که نزدیک آن شهر قرار داشت).

و تو اى محمد مهر زهرا را پانصد درهم قرار ده تا سنتى باشد از براى امت تو.
شایان ذکر است که در آن زمان پانصد درهم نقره معادل دو مثقال و نه نخود زر خالص بود.

«احمد بن یوسف دمشقى» در کتاب خویش «اخبارالدول و اثارالاول» در این مورد آورده است که:
دخت ارجمند پیامبر هنگامى که شنید پدر گرانمایه‏اش پس از رضایت او، وى را به ازدواج على
علیه‏السلام درآورده و صداق او را بسیار اندک قرار داد، به آن حضرت گفت:
«اى پیامبر خدا! دختران مردم عادى نیز همینگونه ازدواج مى‏کنند و مهریه‏ى آنان از همین
درهم‏ها و دینارهاى دنیوى است، پس فرق ما و آنان چیست؟ من از شما تقاضا مى‏کنم که این
مهریه دنیوى و مادى را به شوى گرانقدرم على علیه‏السلام بازگردانى و خود از خدا بخواهى که
مهریه‏ى مرا شفاعت گناهکاران امت قرار دهد.»

درست پس از این خواسته‏ى فاطمه علیهاالسلام بود که فرشته‏ى وحى فرود آمد و کاغذى از
حریر با خود آورد که در آن اینگونه نوشته شده بود:
«خداوند مهریه‏ى فاطمه را شفاعت گناهکاران امت پدرش قرار داد.»

و به همین دلیل هم بانوى بانوان آن سند آسمانى را نگاه داشت تا به هنگامه‏ى مرگ در درون
کفن او قرار دهند و فرمود:
«هنگامى که در روز رستاخیز برانگیخته شدم، این سند آسمانى را بدست مى‏گیرم و طبق آن از
گناهکاران امت پدرم پیامبر، به اذن خدا و خواست او، شفاعت مى‏نمایم.» این روایت همانگونه
که از نظرتان گذشت نمایشگر عظمت و شکوه بانوى بانوان و همت والاى اوست، چرا که او از
پدرش مى‏خواهد که این موقعیت رفیع و این مقام پرفراز را براى او بخواهد و دعاى پیامبر نیز
مورد پذیرش قرار مى‏گیرد و در برابر خواسته‏ى پیامبر آن سند آسمانى فرود مى‏آید که به خواست
خدا در روز رستاخیز حقیقت آن براى همه روشن مى‏شود.

در این مورد «صفورى» در کتاب خویش «نزههالمجالس» از «نسفى» آورده است که:
فاطمه علیهاالسلام از پیامبر گرامى تقاضا کرد که خداوند مهریه‏ى او را شفاعت امت پیامبر در روز
رستاخیز قرار دهد و پذیرفته شد و در آن روز است که مهریه‏ى خویش را خواهد خواست.
به هر حال روایات بسیارى از امامان نور بیانگر آن است که خداى جهان‏آفرین در روز رستاخیز جزء
مهریه‏ى فاطمه علیهاالسلام شفاعت او را در حق گناهکاران امت پیامبر، قرار داده است.

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام پس از خواستگاری از فاطمه زهرا علیهاسلام و شنیدن
پاسخ مثبت از بانوی اسلام، زره خود را فروخت و پولش را نزد رسول خدا برد. پیامبر هیچ
سؤالی از مقدار پول‌ها نفرمود. فقط مشتی از آن پول را برداشت و به بلال حبشی داد و فرمود:« برای فاطمه عطر بخر.»
سپس با دو دست خود مشتی دیگر برداشت و به ابوبکر داد و فرمود:« برای فاطمه لباس و اثاث
منزل تهیه کن.» و عمار یاسر و چند نفر دیگر را برای کمک به او روانه فرمود.



صورت جهیزیه فاطمه علیهاسلام عبارت بود از:

  • پیراهن به هفت درهم
  • روسری به چهار درهم
  • حوله خیبری
  • تختی از برگ خرما
  • دو فرش کرباس
  • چهار متکای پوستی
  • پرده پشمی
  • حصیر
  • آسیاب دستی
  • طشت مسی
  • مشک چرمی
  • قدح شیر
  • مشک کوچک
  • کوزه سفالی دهن گشاد
  • دو کوزه گلی
  • سفره چرمی


وقتی جهیزیه را نزد رسول خدا آوردند، پیامبر نگاهی به آن کرد و اشک در چشمان مبارکش
حلقه زد. آن‌گاه سر خود را به آسمان بلند کرد و عرضه داشت:« خداوندا به این قوم که بیشتر
ظروفشان گِلی است، برکت عنایت فرما.»

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/17ساعت 15:38  توسط فرانک وفایی راد  | 

حریم عفاف خویشتن داری وصیانت اسلامی

درگستره تاریخ زنده گی بشر ،زن وموقعیت آن، ونیز حقوق وی، بارها مورد بحث وگفتگو های رجال دینی ،ودانشمندا ن وحقوق دانان، وسیاست مدارا ن جهان ،ببررسی گرفته شده ا ست . ونیز با اندک دقت ومطالعه روی، ادوار تاریخ، هستی بشر ،روشن میگردد ،که در میان همه اقشاربشری ،جنس زن ،بیشتر از دیگران مورد ستم وتوهین ونا روائی قرار گرفته است.
و بدون تردید در تاریخ سیاه قدیم، ودر سر زمین های همانند ،روم، هند ،یونان ،ایران وعرب جاهلی قبل از اسلام ،جفاهای ناروا وستم های جبران ناپذیر ی، را بر جامعه زنان تحمیل نمودند. بنحویکه سطور تاریخ ،ضایع گردیدن بسیاری از حقوق آنهارا، در حافظه خویش محفوظ داشته است .جامعه زنان، در آن زمان، وسر زمین ها، در نقاب ذلت وزنده گی توئم با تحقیر، حیات جانکاه خویش را، سپری ساخته است . قرآن این کتاب آسمانی اسلام، با اشاره بسیار کوتاه، تاریخ زنان آنزمان راباز گو کرده ومیفر ماید

واذابشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسوداوهو کظیم /
هر گاه برای کسی بشارت ولادت دختری داده میشد چهره آنها سیاه میگردید، واحساس ذلت میکردند، واز داشتن دختران رنج میبردند.وچه بسا برخی از این گل های باغ هستی را زنده بگور میساختند.اما با درخشش نور وحدانیت، وآغاز رسالت پیامبر اسلام، ونزول پیام آسمانی، وکلام وحی الاهی، توسط منجی بشریت ،پیامبر اسلام ،تاریخ وجفاکاران بجامعه زنان را بمحکمه میکشاند وبا شعار درخشنده خویش ،روی آنها را سیاه کرده میفر ماید ...بای ذنب قتلت ،بکدام گناه زنده بگور شدند ،این گل های باغ هستی وفرشته ها ی خلوص وپاکی به کدام گناه در آغوش خاک آرمیدند . آری ازاین روش عملی وواقعیت تلخ زندگی آنها که بگذریم ،از دید گاه نظری، وفکری هم، یکی از بحث های جوامع قدیم وفر هنگ کهن ،اقوام فوق همین بود، که آیا زن از حیث ماهیت وجودی، وخصلتهای روحی همانند مرد آفریده شده ،ویا اینکه روح زن، نسبت بمرد از جنس دیگری است .وهمچنان گفته میشد، که زنان اهلیت وشایستگی مردان را نداشته ومقام آنها از مرتبه مردها نا چیز تر میباشد. وبسیار رایج بود ،که بغیر از زمان ضرورت اطاق خواب آنها از جای استراحت مردان فاصله داشت. ودر نتیجه آنها از خویشتن حق انتخاب نداشتند، حق رئی نداشتند، از خانه بیرون شده نمی توانستند .اسامی ویژه از جانب مردها روی آنها گذاشته می شد ،همانند ضعیفه ،عاجزه، سیاه سر ،آنهارا کسی باسم، صدا نمی کرد. چه بسا اگر کسی زنی را، باسم صدا میکرد جنگها صورت گرفته، گدورت هاایجاد میشد .حق خرید وفروش آنها مثل دیگر اجناس وکالاها در اختیار مرد ها بود. واحیانا آنها را با پول رایج زمان میفروختند. چنامچه که امروز چنین کاری نیز صورت میگیرد. با تاسف ودریغ باید گفت ،نسبت بمقام والای زن اینقدر توهین وتحقیر صورت می پذیرفت، که قلم از بیان آن خجل وشرمنده میگردد وگوشودن صفحات زندگی آنها حکایت از از نگون بختی وسیاه روزی تاریخی آنها میکند .هر چند ما امروز از نظر تاریخی، فر هنگی، وفکری با زمان وتاریخ قدیم بسیار فاصله داریم. وانسان کنونی دگر خاک نشین نیست وبا فلک پنجه در انداخته وهر روز بفکر فتح قله های عظیم از طبیعت می باشدو ،چهره سیاه هستی قدیم با عصر طلائی جدید هر گز قابل ارزیابی نیست .اما متاسفانه باید پذیرفت که با مختصر دقت، باسانی در خواهیم یافت ،که جاهیلیت قدیم جایش رادر مورد معامله با جامعه زنان بجاهیلیت عصر نوین داده است. هم چنان که ذکر گردید در عصر جاهیلیت ودوران وحشت وتاریکی، زنان فروخته میشدند .اکمون نیز زن وجامعه زنان به اشکال گوناگون وروش های جاهیلی نوین دیگری، در معرض فروش وستم های جفا کارانه وشکنجه های روحی وروانی دیگری، قرار گرفته اند .آنها بعنوان تنها وسیله برای استفاده های شهوانی وهواهای جنسی دیگران از مقام وموقعیت فطری وپاکی خدادادی خویش پائین آمده هر روز سقوط میکنند ... ا

اگر بزبان ساده وبدون ابهام بخوهیم چهره زن امروز را بتصویر بکشیم، تلقی ورویکردیکه جهان نوین وسیکولاریسم؛، دیمکرات گراها وما فیهای جنسی، از قشر وجامعه زنان دارند این هست که زنان باید فقط تن بخواسته های جنسی مردان آزمند داده وبعنوان ابزار بی اراده در خدمت مردان قرار گرفته روزگار وزندگی خویش را برای امور فوق سپری نمایند .اگر چه در برخی جوامع چنین ادعا میشود که اکنون زن آزادی وجایگاه اینسانی خویش را بدست آورده است. اما رفتار وروشهای واقعی در مورد زنان جهان بویژه، زنان غربی، چنین ادعای را ثابت نمی سازد .جاهلیت نوین بمراتب مقام ومرتبه زن را پائین تر آورده است، ووی را در انظار مردان ذلیل تر وناکار آمد تر نشان میدهد .اگر بخواهیم بپدیده های عینی وواقعی جاهیلیت جدیدومعاصر، اشاره نمائیم، بآسانی خواهیم دید که هم اکنون تقریبا در بسیاری از نقاط جهان ظرفیت های زنان در نظر گرفته نمی شود وموردبهره بر داری نادرست قرار می گیرد .زیبائی های خدادادی آنها وهویت وگوهر وجودی وپیکر واندامهای شخصی آنها در خلال فیلم ها ،عکسها ،تلویزیون ها ودیگر وسائل جمعی ،بصورت مفت ومستهجن ،بمعرض نمایش ونگاه های مرض آلود جنسی وشهوانی قرار داده میشود .
وبدتر از آن اینستکه، برای جنس زن فهمانده اند که ارزش ومقام واقعی وی در گرو برهنگی وهرزگی او می باشد .وبا قرار گرفتن زن در این موقعیت ،کمالات معنوی وفرهنگی ،سیاسی وعلمی وی زیر سوال، وظرفیت های بشری او پایمال هوس بازان قرار میگیرد .و سر انجام او بپوچی خویش اقرار نموده گویا باور می کند که هستی وی بخاطر هستی مردان آفریده شده است .ویا در جائیکه او باید بدرخشد صفحات اول مجله ها، صفحه تلویزیونها وپرده سینماها است .طبیعی است که هستند شمار فراوان از زنان که با درک هویت وشناخت ماهیت، واستعداد های معنوی وکمالات وجودی خویش، در یافته اند که می توانند با حق استفاده وحضور در جامعه وعرصه های اجتمائی ،بعنوان همسری زیبا، ومهربان ،وجذاب ودلپذیر ،یا بمثابه مادری، دلسوز، وخواهری فداکاردر کنار مردان، از درخشش ویژه بر خوردار گردند .وبا کسب چنین ویژگی ها ی برای جامعه خویش منبع خیر وخدمت ،برای خود، وفرزندان شان، مایه ثبات وآرامش گردند. وما نیز باور داریم که در برخی جوامع زنان جایگاه مناسب وحقیقی وهستی واقعی خود را در یافته اند ،وفرشته وجودی آنها از هجوم دیو های هوس نجات یافته است .وشکوفه ها ی وجود ی آنها از غارت آزمندان بدور مانده، بر پایگاه عصمت وطهارت ودر حصار از شرافت قرار گرفته ،موجب خیر کوثر وبرکت های فراوان بوده است .
ودریک کلام باید گفت که برای نجات جامعه زن هیچکس، از خود وی، وهیچ چیز از درک وشعور واحساس ومسئولیت شناسی او مئوثر تر نخواهد بود .درین رابطه حضور ودرخشش زنان دانشمند وروشنفکر ومسلمانان، آگاه ودین شناس است که می تواند جامعه زنان را به جایگاه اصلی وخیمه گاه واقعی شان رهنمون گردد .ونیز او ست که در کنار جذابیت های زنانه وزیبائی های معنوی .،عواطف ومهربانی ها ،روح نازوک ولطیف خویش رابه جایگاه واقعی اش، هدایت بخشد .
اگر بخوهیم دید گاه واقع بینانه دین اسلام را بعنوان تنها مکتب رهادی بخش در رابطه با زن بدانیم تنها او ست که، باید سر انجام وعاقبت وسعادت دنیا وآخرت خود وفرزندان خویش وجامعه که در آن زندگی می کند رقم زند ..چرا که بنیان خانوده که سنگ زیرین تربیت ومحبت ومهربانی بحساب می آید وابسته بزن است .ونیز خداوند زن را از لحاظ خلقت وآفرینش ومایه های وجودی، وجوهر هستی وتکالیف انسانی، مساوی مردان دانسته است .چگونه ممکن است موجودیکه تربیت خانواده وجامعه بوی وابسته می باشد از ممسئولیت های اجتمائی بریئ واز حقوق سیاسی ،اجتمائی وطبیعی خویش محروم واز فعالیت فرهنگی واقتصادی باز داشته شود .
همان چیزیکه ،تمامی انبیائ الاهی بخاطر آن بر انگیخته شده اند .یعنی تربینت وتحکیم بنیان خانواده که از مسئولیت های زن بحساب می آید. و.بمیزانیکه زن در حفظ وصیانت جامعه نقش بازی میکند در ثواب عمل خویش سهیم خواهد بود .در همین رابطه خداوند /ج/در سوره نحل آیه 97 از کردار نیک، زن ومردرا بصورت مساویانه تقدیر نموده است وجزاءوپاداش کار وعمل هر کدام مرهون تلاش آنهادانسته میشود ..ومیفر ماید ؛هر کس از جنس زن ومرد کار شایسته ای انجام دهد اجر وپاداش آنرا در حالیکه ایمان بخداوند داشته باشد در یافت مینماید .-پس میبینیم که هر کدام از زن ومرد، دو رکن اساسی، مسئول، ومکمل همدیگر میباشند .بهیچ صورت زن برده ویا اجیر شوهر یا خاتنواده شوهر نیست .در اسلام شراکت ومسئولیت در زندگی مطرح است نه اجیر بودن، یکی برای دیگری .در میان زن ومرد حقوق مطرح هست نه اجرت، چراکه اجرت، حاصل دست رنج است اما حقوق تعلق میگیرد بجنس زن، یا مرد .لزا اگر زن راضی بخدمت شوهر یا فامیل آن نباشد، مرد، حق اجبار وی را ندارد ، بلکه توافق استکه، گره گشا میباشد، در زندگی زن وشوهر .،تهدید نمودن زن را برای کار های خدماتی بدون رضایت وی، از دید گاه اسلام نا جایز وزور گوئی است ،که از جانب خدا وند نهی شده است. بایددید که اسلام حقوق اساسی را برای زنان در نظر گرفته است .اگر دانشمندان سیاسی، وحقوقدان ها ی، جهان امروز متوجه حقوق وامتیازات زنان گردیده بودند،مثلیکه اسلام از همان ابتدای ظهور خویش لبه تیز مبارزه خویش را در برابر ستم پیشه گان بحقوق زنان قرار داد ،واین شعار جاویدان را، بر دیوار عالم تا امروز نصب کرد که /بای ذنب قتلت /او بچه گناهی کشته شده است. هرگز بمقام والای زن چنین تعرض ها صورت نمی گرفت. ،باید بخاطر داشت که این ،آیه یک فرمان نیست. تا آرشیف گردد ،بلگه یک شعار همیشه جاوید ،وزنده ایست که در طول تاریخ حیات بشر باید از جانب تمامی آزادی خواهان به آن سر داده شود ..ونیز مراد از کشتن زن، کشتن فیزیکی وی نیست .بلکه اجیر کردن، فروختن ،تبعیض قائل شدن ،ابزار ساختن ،زنجیر بستن، وزندان کردن در محبس خانه، ومانع شدن از حرکت فعالانه، در میدان های سیاسی، فکری، فرهنگی ،وتربیتی است ،چنانکه همه میدانم از اعلامیه کنواسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان ،بیش از چند سال نمیگذرد، در 18 دسامبر 1979 این اعلامیه صادر میشود ،ونیز از اعلام روزی بنام ر وز زن ،بیش از 79 سال نگذشته است .اما قرآن یک سوره از کلام خود رابنام، نساء ،نام گذاری میکند ونیز سوره دیگری را بنام مشخصی از زنان پاک عالم هستی، مسمی میسازد بنام /سوره مریم ./باید تذکر داد که در قانون اساسی کشور های جهان، بند ها ی از حقوق زنان، حمایت میکند اما،در قرآن، خداوندخود بپشتیبانی وحمایت زنان ،بر خاسته است .با دقت دراین موضوع ،بسیار فرق وجود ،دارد از اینکه دین از کسی حمایت کند ،یا کسانیکه بحرف خویشتن اعتقادی ندارند از چیزی حمایت نمایند .یقین ما ،بر این هست که اگر سیاستمداران دنیا وزعمای کشور های اسلامی حتی، بحمایت از آموزه های دینی اقدام میورزیدند ،اکنون وضعیت ده ها هزار زنان هرزه ودوره کرد جنسی ،وترافیک دختران بدست قاچاقبران انسانی رقم نمخورد .متاسفانه با شروع تحمیل نظام دمکراسی جنسی ،در افغانستان ،وایجاد تلویزیون های رنگارنگ سکسی ونیمه برهنه وفیلمهای آنچنانی ونیز گشایش هو.تل هاوکانون های پر از زنان تن فروش که دست آورد نظام های دیمکراسی لجام گسیخته غربی، سوسیالیزم وسرمایه داری جهان کنونی است.که این کشور مسلمان وبا غیرت رفته رفته شامل اوردوگاه های میشود که مردم آن باید تاوان بسیار سنگینی را متحمل گردد ، کمترین آن خسارت از هم پاشیدن شیرازه نظام خانوادگی وشیوع امراض لا علاج جنسی خواهد بود .شاید بنظر خوانندگان عزیز تذکر چنین موضوعی چندان نزدیک بواقعیت جلوه ننماید اما اگر دقیق برسی نمائیم، خواهیم دید، درکشوریکه ملیاردها دولار هر سال صرف بودجه جنگی آن، وملیارد ها دولار صرف تبلیغات های دیمکراسی نوع غربی آن میشود، بعید نخواهد بود تاگروهی باجبار وجمعی بناچاری، واز هجوم عفریت فقر، وادار بتن فروشی ،خودکشی ،افسردگی و در بند بردگی دیگران گردند. چیزیکه هم اکنون نشانه های آنرا کم کم در گوشه وکنار شهر کابل دیده ،ومی شنویم .باید یاد آور شدکه .آیا وقت آن نرسیده است تا روشنفکران زن ،مرد، وملت مجاهد ما که صد ها هزار شهید وطن را در راه آزادی واستقلال میهن، سر بلند خویش قر بانی داده اند ،بپا خیزند. وجلو هجوم فرهنگ بیگانه را که نا موس وطن را نشانه گرفته است بگیرند. و بدفاع از فرهنگ وارزش های دین مان ،که همه هستی مارا تشکیل می دهد بپردازیم. .شاید برای خوانندگان این سطو رجالب باشد که این بتشبیه قرآن را، که زن را بمثابه لباس انسان میداند اشاره نمایم .قرآن میفرماید /هن لباس لکم وانتم لباس لهن /زنهای شما لباس شما، وشما لباس آنها هستید ،آیا انسانهای عاقل چگونه بحفاظت لباسهای خویش می پردازند .دین ما از زن، چهره مریم ،خدیجه فاطمه ،زینب وزنان مکرم پیامبر خدارا، که امهات المومنین هستند بتصویر می کشد. یعنی در کنار آزادی های فکری ،فرهنگی سیاسی، اجتماعی، وحتی اقتصادی که برای زن روا است .او را در صدف خانواده، بپرورش وتربیت فرزندان، که از والا ترین وظایف وی، میباشد راهنمائی میسازد. بدون شک ،سر پرستی اولاد وقرار گرفتن در آغوش گرم خانواده، از استوارترین ارکان پایداری جامعه، وشکل گیری هستی ودر مدار قرار گرفتن، هدف فطری خلقت است. که هر انسان مسئول ومسلمان باید ،بآن پایبندی کامل داشته باشد./
------------------
قسمت دوّم

نقدی بر دکتر مسعودانصاری


باتوجه به تحولات چشمگیریکه، در گسترش ورشد، وانبوهی سایتهای کامپویوتری، ایجاد گردیده است ،وبا نظر داشت شمار قلم بدستان متعهد، ونا متعهد آن، انسان گاهی فکر می کند که نوشتن، در این سایتها هم ،مثل چیز های ،دیگریکه روزی مد میشود به بحران، مد گرائیده است. بروشنی می بینیم که برخی نویسندگا ن نا آشنا وبی اطلاع از متون دینی، ونا آگاه بمسائل اسلامی ،قلم بدست گرفته چنین وانمود می کنند که گویا می توانند در مورد حقایق اسلام وآیات قرآن وفهم وتفسیر آن ،که در حیطه اهل فن آن میباشد ،اظهار نظر کرده .و چرت وپرت های خویش را خوراک مردم نادانتر از خود نمایند .غافل ازاینکه قضاوت وداوری درموارد ومیدانیکه در تخصص آنها نمی باشد، نتیجه آن جز رسو ائی ،وبتصویر کشیدن ،ونشاندادن حماقت، چیزی بیش نخواهد بود .ونیز جمع دیگریکه ، از اسلام کینه ها در دل نهفته دارند ، و تا هنوز میدان تبارز آنرا پیدا نکرده بودند ،آنها که زوایای ذهن شان از تفکرات بیگانگان لبریرز گردیده بود ،آنها هم به کاروان این بی خردان پیوسته پیرامون طائفه از رویداد های دینی، واندیشه های اسلامی از جمله حقوق زن در اسلام، بقضاوت نشسته اند .آنها فهم وبر داشت دینی را ناقص وبدون روح دینی وبا الهام از اندیشه ها ی مسیحی ،ویا از قول آنهائیکه بهره شان از دین فقط پارچه از عبا، وقطعه از قبا ،بیش نیست بعاریت گرفت ویا بسرقت رغته اند .آنها عالمانی نیستند که در لباس دین رفته اند بلکه دزدان هستند که در لباس علم خزیده .وبا تبلیغات چی های، سود جو وجنس فروشهای تر دست از این طریق امرار معا ش می نمایند ـ
ویا رسم ورواج قبیله وبیابان را، که اسلام به آن در ستیز بوده است سر مایه دست خویش قرار داده، در برابر اسلام قرارگرفته وبرای بی اعتبار ساختن تفکر اسلامی وتوهین وتحقیر به ارزش های دینی بنوشتن شطحیات پرداخته اند .وگروهی دیگر رفتار ومعامله سرمایه داران ،وزر ا ندوزان ،شهوت پرستان وپیروان هوا وهوس جنسی، ونیز عمل شاهان وسلاطین، واربابان وسران قبایل، را که در شهوت پرستی وزن بارگی تا گردن غرق بوده اند دست آویز خویش ساخته ،آنگونه تلقی وتصور نموده اند که گویا دید گاه اسلام درمورد زن تحقیر کننده وشهوت پرستانه ویا حرم سرایانه وشاهانه است .آنها چنین می پندارند که در جامعه بت پرستان قبل از اسلام ،حتی رفتار ومعامله اعراب جاهلی در رابطه بازن بهتر از رفتار اسلام بآن بوده است.اگر از تاریخ وبیان قرآن که رفتار عرب جاهلی را پیرامون زنها شرح داده صرف نظر نمایم ،چگونه می تون باور نمود در جامعه بت پرستان که سنگ وچوب پرستیده می شود رفتار آنها در معامله با زنها بهتر از رفتار اسلام بآنها است؟
البته چنین دیدگاه های .جدید ومحققانه نیست ،تا از موقعیت تاریخی وعلمی بر خوردار باشد چراکه: اگر امروز با پیش رفت های علمی وفرهنگی بشر، زن هنوز گرفتار ستم وبی عدالتی می باشد چگونه در عصر فقدان دانش وفرهتگ، زنان در عرش عزت وسر بلندی قرار داشته اند .باور ما بر این است که نتنها زن در دوره جاهلیت از عزت بر خوردار نبوده که امروز هم قشر با ارزش زنان گرفتار همان جاهلیتی هستند که در گزشته بآن نیز دست بگریبان بوده اند .برای اینکه ممکن است گذشت زمان چه بسا ابزار را دگرگونز
ساخته است اما در ماهیت چندان تائثیر بسزای نگذاشته .زیرا همان جاهیلیت کهن تاریخ، در قامت آدم های جدید، جاهیلیت مدرن را در قالب روحیات نسل های کنونی باقی گذاشته است .زورمندان ،سرمایه داران ،افسون کنندگان تزویرگر، که بهیچ قانون ویا اندیشه غیر از راه ورسم ظالمانه خویش ،فکر نمی کنند با همان پیوندهایکه دارند دین را در گذشته ها بمسخره می گرفتند .آنها اکنون نیز آموزه های دینی وفرهنگی مردم را ،که از ارکان مهم خانواده می باشد را، بانتقاد می گیرند .در رابطه با حقوق زن همچنان سر مایه داران ،شاهان ،سلاطین واربابان قبایل بودند که از زن استفاده های ابزاری وجنسی می کردند ودر حرم سراهای خویش بیش از سیصد زن را باسارت می کشیدند.در دوره های بنی امیه وبنی عباس ونیز عصر شاهان ایرانی ،تا شش هزارو یا کمترین آنهارا تا یکصد وپنجاه، وسیصد زن شمرده اند . واین در حالیستکه جاهلان وتزویر گران توجیهگر ستم زورمداران بوده ،وبرای قوت لا یموت خوش عمل آنها را مهر تائید می نهادند. تا جائیکه آنهارا نعمت وثروت خدا دادی آنها دانسته و در خطبه های جمعه ونماز های جماعت ها بآنها دعا می کردند.کسانیکه اکنون نظام خانوادگی وحقوق زنان را در اسلام ،بنتقد گرفته ، همین های هستنند که سیره وروش شاهان را ،دیدگاه اسلام ومسلمانان پنداشته اند ،ونظام الاهی ودست آورد های دینی را، با آئین شاه هان باشتباه گرفته اند ـ

ودر عوض زیر عنوان آزادی زنان ،ورسیدن بحقوق سیاسی آنها، شیرازه خانواده را از هم پاشانده وطهارت واندیشه را از جامعه زنان ربوده،و جامعه زنان را بجائی رسانده اند ،که زنان آزاده ودیندار، وعاقلان عالم هستی، انگشت حیرت بدندان گرفته اند .بطور قطع می تون گفت که: حرکت جنس گرایانه که امروز وحشت وحیوانیت را درصفحه زندگی انسان ها، بنمایش گذاشته، یکی از بارز ترین شیوه های جاهلیت قرن جدید حیات بشر است .اگر شنیده می شود که در فرانسه با دختر نوذاد تجاوز صورت می گیرد ! ویاآمار فرزندان بی پدر در امریکا سر سام آور است !نتیجه آن جز ء ،از هم پاشیدن نظام دین مدارانه اسلام وادیان آسمانی دیگر نیست .گر چه من نمی خو استم بنمونه ها ی اشاره نمایم که" قلم از بیان آ ن سخت خجل است .اما هنگامیکه دیده می شود که خامه های نا متعهد ومزدور کار را بجائی رسانده اند، که بساحت پیامبر بزرگ اسلام توهین نموده ودست از هیچ اقدام غیر انسانی دربرابرعقاید مسلمانان بر نمی دارند .اشاره می کنم بمراکزی که" آنهاا از نظر فرهنگی بآن وابسته هستند واز همان آزادی که آنها از آن دفاع می نما یند ،در صفحات تلویزیون ها زنانی را بتصویر می کشند که با سگها جماع میکنند، ویا در بخشی از نمایشگاه ها بصورت زنده عمل شنیع جنسی را با افتخار نمایش می دهند.ونیز با قاچاق انسان ها ، وتن فروشی رسمی از فاحشگی ومنکرات غیر انسانی مالیات اخذ می نمایند.از این هم گذشته همجنس گرائی را در شماری از کشورهای الگوی آنها بصورت ازدواج رسمی ثبت کتاب های قانون خویش میسازند .با اینکه سازمان های باصطلاح حقوق بشر واعلامیه های صادره آن مجامع هر روز کشور های اسلامی رانشانه گرفته اند ودر صدد این هستند تا حقوق بشر را در این کشور ها با زور وجنگ وریختن خون هزاران انسان بی گناه واشغال نظامی آنها جاری نمایند. اما تا هنوز از طرف هیچ سازمان حقوقی جهانی وتمدن گرا ودیمکرات پیشه، اقدامی برای محکوم کردن هم جنس بازان وحیوان گراها، صورت نپذیرته است .وآنهائیکه ادعا می نمایند که در جاهلییت قبل از اسلام زن از موقعیت بالائی برخودار بوده وپیامبر اسلام زن را از مقامش پائین آورده است، مثل اینکه فراموش کردند ویا تاریخ را نخواندند که زنان بد کار عرب جاهلی بر سر دروازه های منازل شان نوشته بودند وپرچم های جنسی بر افراشده وبنام (ذو ات الاعلام ) شناخته میشدند،.وباآمدن اسلام نتنها این درو ازه ها بسته گردید بلکه ازدواج ها سازمان یافت واز گرفتن زنهای متعدد جلو گیری شده وفروش وتبدیل دختران ممنوع گردید .وروشهای قانونمند ازدواج تو ائم با عدالت وتساوی نفقه های مادی، ودلجوئی روانی ومعنوی وازدواج با زنان بی سرپرست وزائد جامعه، که از کهولت وناداری کسی رغبت نگاه بآنهارا نداشت رواج پیدا کرد .خود پیامبربعنوان الگوی مسلمانان در سن بیست سالگی ،واوج جوانی ،با زنی چهل ساله که روزگار تقاعدش را میگذراند
با افتخار ازدواج نمود .ومثل همین ازدواج چند ین انتخاب دیگر هم صورت گرفت که تمامی آنها دوران کهولت خویش را سپری می کردنند.زنان را که در آنروز کسی با آنها نکلم نمی کرد پیامبر بعنوان همسر بآتها کمال احترام را قائل گردید.درحالیکه برخی از آن زنان از جانب سران ممالک دیگر همانند ماریه قبطیه وجویبر برای پیامبر اهدا گردیده بود ند. اگر ازاین هم بگزریم که بنقل برخی تاریخ نویسان بسنده نمائیم برخی را بخاطر پیوند اسلام باقبایل که ازاین طریق میشد باسلام دعوت شوند، ویا موجب کاهش کینه آنها نسبت بامسلمانان میگردیدانتخاب شده بو.دند. ویا با ازدواج برخی دیگر همانند زینب زوجه پسر خوانده اش بعد از طلاق وی ،موجبات شکست این سنت جاهیلی را فراهم آورد زیرا در آنروزگار کسی با زنهای پسر خوانده های شان بعد از طلاق، ازدواج نمکردند. پیامبر این رسم جاهیلی را در هم شکست .با توجه باینکه رسول گرامی اسلام از بسیاری این زنها اولاد هم نداشته است. وبا برخی حتی همبستر نگردیده ،ویا چگونه می توان ،بان مرد گرامی که زن جوان همانند حضرت عایشه صدیقه دارد گمان بد ی را تصور نمود که وی این زنان پیر واز کار افتاده را بقصد اشباع غریزه جنسی بهمسری برگزیده است !.بنقل بسیاری از مئورخین درعصر جاهلیت ،کسی نبودکه حتی بکمتر از داشتن ده زن اکتفائ نماید. پیامبر شمار زنهای نکاحی را محدود ساخت ورفته رفته با این شیوه بمبارزه تدریجی پرداخت .در چنین جامعه که رسم وعادت بر چنین ازدواجهای استوار هست چگونه میتواند ازدواج های پیامبر اسلام راظالمانه تلقی نمود آنهم با شرائطی که در مورد زنان وی بیان گردید .از طرف دیگر ازدواج در اسلام ،داخل در باب عبادات نیست همانند نماز وروزه ودیگر امور عبادی نیست ، بلکه ازدواج جزئ امور قراردادی هست و هنگامیکه تعدادآنها بچهار رسید انسان در انتخاب یک یا بیشتر از آن تاچهار مخیر می باشد. واز سوی دیگر درجامعه که شمار زنان به دلایلی رو بافزایش می گذارد ومردان آن در حوادث گوناگون از بین رفته اند تعدد زوجات چرا دارای عیب ومورد ملامت باشدٍٍ ؟ در صورتیکه زنان بی شماری را ،پدیده شوم جنگ روی دست جامعه اسلامی بعنوان بی سر پرست، می گذارد وهمه آنها در فقر ومحرومت های مادی وجنسی بسر میبرند چرا رفع چنین پدیده اگر بخاطر ازدواج بر طرف می گردد بآن اقدام نشودَُ ؟ اگر اسلام تعددزوجات را یکی از راه حل های جامعه مطرح میسازد چرا بدون مطالعه وغور وبررسی پا فشاری صورت میگیرد که: وای "تعدد!! وای" تعدد!! این کدام حکم واجب وفرضی نیست که اگر کسی آنرا ترک کرد گناه کار می گردد. واز جانب دیگر بلکه خداوند در اقدام آن هشدار های فراوان را متذکر گر گردیده است، که در صورت عدم رعایت آنها ،موجبات نا رضایتی وی فراهم خواهد شد. زیرا که قرآن میفر ماید:(فان خفتم الا تعدلوا فواحده ) اگر اضطراب دارید که عدالت را در میان همسران تان رعایت کرده نمی توانید به یکی بسنده نمائید ـ
گرچه درین آیه ممنوعیتی درتعددزوجات وجود ندارد چرا که تحذیر واخطار در ترس از عدالت در تساوی نفقه میان همسران متعدداست وتوزیع نفقه همسران امری مشکل نیست ،بویژه که شوهر در رفاه، ومروت وجوانمردی بسر ببرد .جائیکه این اخطار چنبه شدیدی را بخود می گیرد، این آیه هست که: قرآن می فرماید: ( ولن تستطیعوا ان تعدلوا بینالنساء) ـ {شما قدرت بر ایجاد عدالت میان همسران تان را ندارید } دراین آیه عدم قدرت اشاره به جنبه های معنوی وعاطفی وعشقی قضیه هست، که توزیع وتوازن آن میان همسران می تواند از اموری باشد که تحقق آن نیاز بتامل ودقت فراوان دارد. ویا بقول: قلم اینجا رسید وسر بشکست !. ودر آیه 128 سوره النساء "خداوند در حصول عدالت در میان همسران، شدت وغلظت بیشتری را یاد آور می شود ومیفرماید : {ولن تستطیعواان تعدلوا بینن النساء
ولو حرصتم، فلاتمیلواکل المیل فتذروها کالمعلقه وان تصلحوا وتتقوافاناالاه کان غفورا رحیما }{شما نمی توانید میان همسرانتان عدالت بر قرارسازید اگ چه تلاش ورزید ،پس این طور نباشد، که بجانب یکی چرخش داشته واز دیگری روی گر دانید، ودرصورت عدم تمکن از عدالت، با هم صلح کرده وقرارتان را بهم زنید، وخدا بخشنده ومهربان است. )پس می بینیم که خداوند چند همسری را حرام نکرده اما سازش با هر قینتی را که حق یکی از آن دو راضایع گرداند روا نمی دارد و می بینیم که حق جدا شدن را برای زن ومرد محفوظ می دارد .ودرین رابطه هردوی آنها تصمیم گیرنده هستند تا از همدیگر جدا گردند ـ
خداوند بزرگ برای هر یک از طرفین قرارداد شراپئطی در نظر گرفته، که درصورت عدم تحقق آن قرارداد میتواند فسخ گردد، وزن نیز در حال عدم رعایت شراءط از جانب طرف قرارداد، می تواند اقدام، بمصالحه نماید زیرا که خداوند فرموده است که :{وان امرءتا خافت من بعلها نشوز ا او اعراضا فلا جناح علیهما ان یصلحها بینهما صلحا ) در صورت طغیان از جانب شوهر ،یا اعراض، وروی گرداندن آن، این حق برای زن ومرد وجود دارد که صلح نمایند ، واز همدیگر جدا شوند ). سوره نساء آیه 128.)
نشوزیکه در آیه ذکر گردیده است همان طغیان وسر کشی وبلند پروازی است، که بین زن. وشوهر. موجب میگردد تا حقوق یکی تلف گردد :) ویا می فرماید : (حکما من اهلها وحکما من اهله) {نماینده از ین طرف ونماینده، از آنطرف برگزیده شود تا اقدام بصلح گردد.این ها تمامی روشهای است که نحوه خروج از بن بست های زندگی بین زن وشوهر را مهیا میسازد .توضیح این آیات نمیانگر این معنی است که: حرف های دشمنان دین در رابطه با اینکه زن حق طلاق ندارد ،تهمتی بیش نیست، هر گاه فضای زندگی میان زن ومرد تیره وغبار آلود گردد زن هم، حق طلاق دارد وحاکم شرع بحمایت زن احقاق حق میکند .آیا با این بیان روشن باز هم ابهامی برای سئواال وجود دارد که زن استحقاق طلاق را ندارد وزن اسیر خانه مرد است ؟ ـ

* * حریم خانواده* *
اسلام برای خانواده احترام قائل گردیده وزن رامربی وپرورشدهنده کیان تربیتی وسازنده بنیان هستی خانه دانسته است. پرده نشینی زن بمعنای خانه نشینی ودست از هر گونه فعالیت کشیدن او نیست. کی هست !که نداند، خانه بهترین حافظ ومهربانترین نگهبان ،وامن ترین منزل خوشبختی فرزندان آدم است.برخی از دشمنان دین از اینکه زن وشوهر در کشور خانواده با تفاهم زندگی می کنند سخت ناراحتند .آنها کوشش میکنند تا می توانند حضور مهر آفرین وعشقهای آتشین مردوزن را از صدف خانه، بیرون ریزند ،وزن را بولگردی وبطرف دیمکراسی کاریکاتوری غرب بکشانند.واز اینکه اسلام، با پیوند در خانواده ،محط خانه را پر از عشق و مهربانی ساخته است نگرانی دارند.وظیفه فرزند داری ،وتربیتی را نادیده می گیرند. قلبهای جوان فرزندانرا که همچون زمینی استکه، همه چیز در اندرونش نهفته است وکشت وکار اخلاق وفضیلت رادر آن نادیده می میگیرند.ویا آنرا منافی آزادی می پندارند. دوران بار داری وشیردهی ویا استراحت مادران، در ایام مریضی را نادیده انگاشته ومرد وزن را در حقوق وکار کرد مساوی می دانند ، واگر مردی را خداوند درین مدت، امر بسر پرستی وانفاق برای زنان کرده ا ست مغایر با آزادگی زن می پندارند!.آیه که در سوره مبارکه نساءاست ، وخداوند آنرا بزرگترین مایه اتکای زن در زندگی وی می داند،مخالفین زن ، آنرا اسباب ذلت زن تعبیر می کنند.(االرجاال قوّامون علا لنساء بما فضلناه بعضهم علا بعض وبما انفقوامن اموالهم )آیه 34 سوره : نساء {مردان را بر زنان حق نگهبانی است وسر پرستبی ،وخداوند برخی را بر برخی دیگر مقرر داشته وهم بخاطر آنکه مردان از مال خویش بر آنها انفاق نمایند .}دریغا !!آنهاءیکه از مغزو وروح نازنین قرآن وادبیات عرب، بی نصیب ویا بی اطلاع هستند ویا بتفسیر های من دراوردی خویش مبتلاء می باشند کی، می توانندزیبائی، وحلاوت کلام الاهی را درک نمایند .این آیه شریفه که سخنی باستواری آن نتوان یافت چه می گوید ؟ یعنی که مقام ومرتبه اش اینچنین استکه خداوندمردان را در خدمت او گماشته است .واگر او نبود شربت عیش در گام بشریت حلاوتی نداشت . :آری زن که همچون گلی تازه وظریف است از اوتندی خار مطلب، که از آهوی کوهسار پسندیده نیست ،که همچون شیران شکاری حمله ور ودرنده باشند.!!دشمنان دین و ا هریمنان شهوت که با خوی ارباب منشی وطاغوت پرستی ، وطغیان گرائی عادت کرده اند ، زنان راطعمه خود تصور، نموده وزن را که عالی ترین شاهکار خلقت است وبشایستگی وفرمان برداری از شوهر خویش که خوی هر انسان با ادب وفرهیخته است ،باسیری در خانه شوهر متهم کرده اند..اگر بتبار شناسی وروان کاوی زن بپردازیم واز روانشناسان زن کمک بگیریم ، آنها برای مان خواهند گفت که :برای زن لحظهء مصیبت بار تر از این نیست ، که زنی احساس فقدان قیمومیت وپاسداری شوهر را از دست بدهد.جا دارد ،تا از مخالفان وحق نا شنوایان بپرسیم ،که چرا باید باختلاف وتفاوتهای که در رموز هستی وزوایای روح ظریف بشری نهفته است بد بین بود ! ؟ و شگفتی های کائنات راکه همچون بهشت جاویدان جزء فطرت کون ،وجمال، سیرت ، وصورت وکمال ومعنای عالم است، بدیده حیرت نگریست !آخر نه این است که انبیاء خدا هم برخی را بر برخی دیگر تفاوت است ( تلکالرسل فضلنا بعضهم علا بعض منهم من کّلم الله ورفع بعضهم درجات .بقره./ آیه 253) مگر نه این است که تفاوت در خلقت موجب کمال انواع است . در حدیث که امام صادق /ع/از پیامبر خدا نقل نموده است :می فرماید که : (قد فوّض الله ، النساء ثلاثه ، الحیض والطهر والحمل) خدای متعال زنان را سه ویژه گی عنایت کرده که اگر نبود از هستی وآنچه در اوست خبری نبود.نظام پایدار هستی این چنین است که اگر از یک جانب وجود مردها دارای رمزو راز است ، از دیگر جهت زنان بر بر مردان مزیت دارند {بما خلق الله فی ارحامهن } مردیکه از شراب غرور وخود سری مست گردیده ،کانون پرورش خویش را فراموش کرده ـ
کی می تواند باور نماید ،که زنان را نیز بر ا و بر تری است ! ولی خداوند ا و را برتری داده است که ویرا در رحم خود پرورانده واز شیره جان خویش بآن نوشانیده وگهواره اشرا همراه با جنبش هستی همآهنگ کرده، ورستاخیز نوی را به طفل روزگار بخشیده است . ووجود اورا خیر کثیر نام نهاده {اکثرالخیرفی االنساء} « بیشترین برکت در وجود زنان است وعلی (ع) برای فرزندش میگوید : { االمرءه ریحانه ،فلیست بقهرمانه} زن گل زیبای طبیعت است، قهرمان میدان جنگ نیست » ـ
وقطعا چنین تعبیری از زنان بمعنای ترک کارهای فرهنگی واجتماعی وسیاسی زنان تلقی نمی گردد چراکه: بنظر بسیاری از اندیشمندان اسلامی دایره وظائف زنان بیش از آن چیزیست که تصور میشود {حدیث االعلم فریضه علا کل موئمن وموئمنه} علم شامل علومی مانند سیاست ،قضاوت دیانت ،جامعه شناسی، انسان شناسی، روان شناسی ،ودینشناسی، واجتهاد وطب، وفیزیک شیمی، ونجوم وفلک شناسی ووو ......نیز می گردد.برای مخالفین مسلمانان که همیشه محرومیت زن را در اسلام خرده میگیرند می توا نیم بگویم که :در اسلام زنان از هیچ شغلی مانند تجارت وسیاست وحتی فرا گیری فنون جنگی هم محروم نشده اند .ودرین رابطه الگو های فراوان را میتوان شناخت مثل حضرت خدیجه کبری فاطمه زهرا زینب کبری ،عایشه صدیقه وامه سلمه ودیگر زنان وابسته به حریم اهلالبیت پیامبر اسلام "ص" ، حضرت فاطمه "ع" دختر گرامی شخص پیامبر جهت دیدار از جبهه های جنگ احد، همراه چهارده نفر از زنان مدینه روانه احد میشوند ،تا از مجاهیدین وزخمی های جنگ دلجوئی نمایند وبآتها کمک کنند .متاسفانه اشتباه مخالفان اسلام وروشنفکران ضداسلام ودیمکرات های لائیک این است که آنها اسلام رااز زبان پدران خویش ویا از ملاهای دهاتی وصحرا گردان قبیله خودفرا گرفته اند . خود رازحمت نداده تا تاریخ اسلام را خو انده ،تفسیر های متنوع وعلمی واحادیث صحیح وقابل اعتماد را از منابع آن فرا گیرند، قرآن کتاب آسمانی ومنابع موثق وقابل قبول وسنت غیر محرف را از نظر بگذرانند . چنانکه در قرآن دیده شود قرآن در خطابات خود مثل { یاایهاالموئمنون" وایهاالناس "وایهاالمسلمون"} مردم را خطاب نموده است نه جنسهای بشری را ، ویا گفته که {من عمل صالحا من ذکر وانثی وهو مئومن فلنحیینیه حیاه تاطیبه اولنجزنّهم اجرهم باحسن ماکانوایعملون:} /نحل آیه97/{هر کس عمل صا لح انجام دهد چه مرد وچه زن در حالیکه مئومن باشددارای اجرو ثواب می باشد} .قر آن درمورد استقلال اقتصادی زن ومرد فرموده است { للرجا ل نصیب ممّا اکتسبوا وللنساءنصیب ممّااکتسبن } ،دسترنج زن برای خود وی، وحاصل کسب مرد نیز برای خود او رقم می خورد . موارد فوق همه حکایت از استقلال اقتصادی زن می نماید ،ودر مورد دست آوردو عدم دست آورداش ، خود شخص مسئو ل خواهد بود {کلّ نفس بما کسبت رهینه} /هر کس در گرو کردار خویشتن بوده ،و مسئولیت دارد./فصلت /آیه 45 / موریکه بیشتر از همه ،نا آشنایان ومخالفان اسلام را بخشم وا داشته است ،این جا هست که :چرا زنان پیامبر اسلام در خانه های خویش نشسته، مانند زنان قبیله وصحرا ، وباصطلاح امروز زنان ولگردونیمه برهنه، وصحنه های فاسد کوچه، ورقاص خانه های که زنان سلاطین در آن بشرا ب نوشیدن می پردازند،زنان پیامبر اینچنین روزگار سپری نکردند ، وبا همه مردم مخلوط ومحشور نبوده اند! وا ینکه قرآن گفته است :در خانه های تان بمانید، برای پیروان هوا وهوس بسیار گران تمام شده است { وقرن فی ببیو تکن ولا تبرجن تبرجاا لجاهیلیهُ الاِولی واقمن الصلاه وآتین الزکات واطعن الله ورسوله احزا ب }آیه 32 { انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهلالبیت ویطهرکم تطهیرا} (در خانه های تان، بمانید ومانند دوره جاهلیت پیشین، آرایش وخود آرائی مکنید ونماز بر پا دارید واز فقراء دست گیری کنید واز امر خدا ورسولش پیروی نمائید، زیرا که خدا، ناپاکی رااز شما خانواده دور ساخته است. وشما از هر عیب منزه هستید ویژه گی های که در مورد زنهای رسول خدا بر شمرده می شود بمعنای ترک فعالیت های دیگر. زنان ،نتنها نیست بلکه بعنوان پشتوانه دیگر کارها، وضمانت اجرائی ،پاکی وآراستگی، آن وظائف نیز می باشد. وچرا این چنین نباشد !! وچرا زنان کسیکه داعی رسالت خدا را دارد واز جانب نیز رسالت هدایت بشر را بر دوش می کشد {انّا ا رسلناک رحمتا للعالمین } ما ترا رحمت برای بشریت فرستادیم .حقّا که زنان چنین کسی با زنان آنهائی که چنین رسالت ندارند ،باید این چنین باشد {یا نسا ءالنبی لستنّ کاحدِ من ا لنساء انتقیتنّ فلا تخضعن باالقول فیطمع ا لّذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا }/احزاب 32/آری شما زنان پیامبر مانندهیچ یک از دیگر زنان عالم نیستید، با تقوی که شما دارید، مواظب سخن تان باشید، چرا که همه قلبها پاک نیست وهر گاه لب بسخن می گشائید کلام تان سدید ومحکم وبر نهج معروف باشد .یقینا که رفتار زنان این گونه، با رفتار زنان هرزه گرد، وفسادآموز ،وفتنه انگیز، وزنان حرم سراهای شاه هان وسلاطین، وصفحات تلویزیون واوراق مجلات فاسد جنسی، ودیموکرات های استخر آشنا ،باید فرسنگها فا صله داشته باشد .آری این پیشوایان پاک دامن جامعه جهانی وبرگزیدهگان خداوند ،که غیر از حفظ شئون مادی ومعنوی ،ونجات توده ها ی مسلمان هدفی ندارند لغزش شان بس بزرگ ،وسخن شان دارای اهمیت است .آیه 29/سوره احزاب/{ یانساءالنبی من یات منکن بفاحشه مبینته یضاعف لها العذاب ضعفین وکان ذالک علی الله یسیرا }/ بانوان پیامبر! هر کدام از شما بکار ناروای اقدام نماید ،عذاب آن دوبرابر است وهر که از شما اقدام بکار مانده گار وعمل صالح وارزشمندی بپیوندید ،مزد آن در دنیا وآخرت دو برابر میباشد /مگر نشنیده ئیم که هرکه درین درگه مقربتر تر است جام بلا بیشترش میدهند .ویا روایتی رسیده است که { حسنات الاُبرا ر سیّئات المقربّین} /آیا کار ناهنجا ر رهبر سیاسی وعمل ناپسند ا و با کار فرد معمولی" یک آدم ساده اثرات مساوی دارد؟ آیا ندیده ایم که هوسرانی، طغیان، سرکشی، دنیا پرستی زراندوزی ،تجملگرائی ،تشریفات ،اصراف ریخت وپاش، قومگرائی، تعصب ،خویش پروری ،در دنیا ،ودرکشور ما چه ها کرده وچه عواقب تلخی را ببار آورده است ؟ .واز اینکه کار دارای معیا ر های تقوا نبوده وبر نحوه معروف وشایستگی صورت نمی گرفته چه آسیب هابر اراده وآرمانهای ملی وسنن وارزش ها وبر فرهنگ وحتی بر آب وخاک وفضا وزمین وزراعت ومال داری، وبر حرث ونسل این خاک واولاداین زمین سوخته چه وضعی را ایجاد گرده .در آیه های فوق چیزیکه زنان پیامبر " وامهات المءومنین "بآن فرمان یافتند ،حرکت وسخن با معیار های تقواوپرهیز بوده تا دلهای بیمار گونه ای .جنس گرا ،بطمع نیافتد وهوس کاری وآزار رسانی زنهای امت،را در بر نداشته، وزنان آنها را ا ذیت وآزارنداده، وچشم چرانی وکوچه نشینی، حرفه وپیشه ارازل واوباش نگردد ـ

بیان قرآن در آیات فوق نیز، در حدود زندگی زنان پیامبر "ص" که سخن می گوید می فر ماید :در خانه های تان بمانید بنماز پرداخته وزکات داده ونیکوسخن بگوئید. وسخن بدین معنا نیست که چهره فرو بسته، ودیده نگوشوده ،ولبان تان دوخته گردد. چراکه بانوان موصوف هر روز، بارها بمسجد رفته نماز می گذاردند وبر اساس قرعه همراه شوهر خویش بسفر می رفتند ، وهمچنان ایشان،از مردان امت روایت نقل میکردند،. وآنها هنگامی، در صدف عفاف قرار میگرفتند ،که در برابر قلب های مریض روبری میشدند. اگر اوضاع وشراءط تاریخی واجتماعی آنروز رادرنظر بگیریم بخوبی درخواهیم یافت که ، درخانه بودن زنان پیامبر درای مصلحت بزرگی بودکه می تونست دین جوان ، ورسالت وفرهنگ واندیشه نو،الهی را سخت مورد حمایت قرار دهد. چرا که شرائط فراوان می بایست فراهم گردد تا دین خدا برای هدایت بشر تحقق یابد .ویکی از آن شرائط ایستاده گی خانو اده رسول خدا بودکه در کنار وی باید وظائف رسالت را حمایت می کردند،وچنانچه که خدیجه کبری از عهده این کار بدرستی وبدرخشش بدر آمد،.هرکس بشایسته گی می داندکه نقش اطرافیان ووابستگان یک نهضت وانقلاب وکارگزاران وملازمان آن متوا ند درنجات ان دین یاانقلاب، سخت مئاثر باشد چراکه .در آن زمان ممکن بود منافقان، از دیدن زنان پیامبر داستان ها بسازند.یهودان که در مدینه از اسلام ضربه ها خورده بودند مسلمانان را ،بی مهابا مورد شتم وتهمت قرارمدادن آیه {وا لذین یوئذون المئومنین والمئومنات بغیرماکتسبوا فقد احتمل بهتاناُ واثماُ مبینا} بما می گویدکه درآن روزکسانی بودند که مدام اسباب ناراحتی زنان مسلمانان را فراهم میساختند.}یکی از عوامل سخت ناراحت کننده وجود زنی بود بنام "هند"که شوهر وی ابوسفیا ن است برادروی "شیبه"وعتبه پدر او، ولید پسر هند است اینها تمامی بدست مسلمانان کشته یااسیر گردیده اند، هند قسم می خورد که با ابوسفیان همبستر نشود تاخون کشته های خویش رااز مسلمانان پس بگیرد، ریاست چنین قومی را ابو سفیان بر عهده داردوفرمان دهی لشکراو بدست خالد ابن ولید است .هنگامیکه عموی رسول خدا براثر ضربه ناگهانی، برروی زمین قرار میگیرد ،زنهای که همراه هند ،بر رو ی جنازه حمزه آمدند از قطع گوش وبینی ولبان وانگشتهای آندلاور اسلام برای خویش گوشواره ساخته ،وهند دست برده جگر حمزه را بیرون کشیده، دندان بر آن نهاده وزنهای دوروبرش می رقصند ..وتا مدتها عالم اسلام نمی توانست آنچه را که ازجانب هند ،بآنها رسیده فراموش کنند .آیا با وجود چنین وضعیتی زنان پیامبر نباید در خانه های خود بمانند،که از شر وکینه زنان ومردان آنچنانی ایمن گردند ؟آیا این موضع می تواند توجیه درست داشته باشد که بعد از در گذشت پیامبر زنان وی بعقد کسان دیگری در آمده وباکسانی زندگی کنند که ممکن است از وجود آنها بهره برداریهای فراوان صورت گیرد؟آیا دین بزرگ اسلام"همانند هر دین ومکتب دیگری دارای اسراری نیست که باید بدست نااهلان قرارنگیرد ؟از این روی است که محرمان سرا پرده او ، نباید سر در کنار دیگران بعنوان همسر بگذارند.از جانب دیگر با همه دلایل که وجود دارد تمامی زنان پیامبر خدا ،بغیر از عایشه صدیقه که در جوانی بسر می برد زنان دیگر پیامبر، همه درسنین پیری بسر برده ودوران بازنشستگی خویش را طی می کنند ،چگونه می توانندافتخار همسری رسول خدا را، در واپسین لحظات زندگی، بثمن بخس ودراهم معدوده بدست باد بسپارند!! و یا بسوءاستفاده های تن در دهند که با ازدواج با آنها ممکن بود در جامعه نوپای اسلام که تازه تحقق پیدا میکرد ،کسانی با انگیزه های جاه طلبانه ،وسیاست مداران حیله گر، مسیر خدائی نهضت الاهی را دگر گون سازند .این هااست که می تواند اسرار ازدواج پیامبر خدا با خویشاوندان وی، وبازنان باتجربه ای باشد که گرم وسرد های زندگی را دیده وببلوغ وپختگیهای فکری رسیده، وبازدوج پیامبر اسلام افتخار میکردند . آری وهمین خانواده پاک بود که اسلامرا سرآمد همه مکاتب وادیان دیگرعالم ، تا امروز ساخته است .که درود خدای بزرگ بر تمامی آنها باد..وبر روح پاک پیامبر نیز هزاران سلام ودرود . ازین است که مسلمانان همیشه مشام جان خویشرا معطربنام ویاد او کرده ودر زمان های لازم نقد جانهارا در راه او دریغ نساخته ،واین سنت " شهادت " از متقدس ترین وپر رونق ترین کلماتی است که تا هنوز از جایگاه بلندی، در فرهنگ اسلامی ما برخوردارمی باشد. ـ
درین قسمت ازین خامه ناچیز می خواهم توجه خوانندگان عزیز را که تا اینجا مارا همراهی نمودندبه سر خط این مقاله جلب نمایم .امید است مورد استفاده قرار گرفته باشد. طبیعی است که موضوع جدیت بیشتری، می طلبد که اگر حیات باقی بود بدان پرداخته خواهد شد . ونیز از جانب عزیزان همانند استاد خواجه بشیر احمد انصاری، با منطق وقلم رسای که دارند بحث گردیده ودر آینده از جانب فرهیخته گان دیگر، بدان پر داخته خواهد شد وکنکاش در آن ،ادامه خواهد یافت و اینک جهت فهم بیشتر مطا لب فوق ، توجه خوانندگان عزیز را به ارقامی جلب می نمایم که به صورت عناوین تذکر می یابد و ارقام فوق از این قرار است : ـ

1- طبق دلایل که در متن تذکر داده شد تا چهار زن بازدواج رسمی ونکاح د ا ئمی در صورت رضایت طرفین عقد، بدون اکراه وجبر مانع شرعی ندارد. ـ


2- در صورت بروز اختلافات که منجر بضایع گردیدن حقوق زن گردد وطغیان وسر کشی مرد ثابت شود زن نیز حق انفصا ل وجدائی را دارد. ـ

3-باخویشاوندا ن که قرآن کتاب آسمانی ما ، اجازه ازدواج بآنهارا داده است می توان پیوند زنا شوئی بر قرار کرد. ـ

معاشرت ومعامله پیامبر با زنانش عادلانه بوده وقرارگرفتن آنها در خانه های شان بدلایل که ذکر شد خلاف عدالت نبوده، وچنین اقدامی بمعنای امتیاز رسول گرامی اسلام با پیروان وی نمی باشد... ـ


4-بدلایلی که ذکر گردید بعد از وفات پیامبر گرامی اسلام ازدواج با همسران وی ممنوع بوده است ،پاداش وجزای زنان پیامبر همانند زنهای معمولی دیگرنمی باشد وآن ها بعنوان زنان ،تنها کسی ،که وحی نو واندیشه متعالی آورده است. زنان وی هم در امر رسا لت دارای مسئولیت سنگین بوده اند. زنان در اسلام از حقوقی مانندتجارت و دادو ستد منع نگردیده ودر عرصه های تعلیمی ،تربیتی ،علمی، فرهنگی اجتمائی ،سیاسی، وقضائی واجتهاد ،از حقوق ویژه ای برخوردار میباشند. ـ


5- حجاب در اسلام برای زنان بمعنای خانه نشستن وترک وظائف مربوط بزن نیست .با توجه بروحیات وامتیازات که در زنان وجود دارد پرورش اولاد وحفظ حریم خانواده از وظائف اصلی زنان بشمار می آید. ـ
رضایت زنان در امر ازدواج وانتخاب همسر، شرط اساسی ودرستی عقد ازدواج بشمار می آید ،واگر چنین ازدواجی بوجود آید صحت شرعی دارد.واذن پدر در ازدوج در صورتی شرط است که دختر از بلوغ ورشد کافی بر خوردار نباشد، در مورد دختران بالغه ورشیده ا ذن پدر در ازدواج آنها شرط اساسی نیست. ـ


6 تفاوت های طبیعی وآفرینش در وجود زن ومردموجب نمی گردد تاعدالت در حقوق آنها رعایت-نگردد واز طرفی تساوی درحقوق ووظائف زن ومرد امری ناروا وغیر ممکن است چراکه وظیفه، موجب استحقاق حقوق می باشد حقوق مدنی انسان بجنس آنها تعلق نمی گیرد بلکه تکلیف هست که بجنس انسان تعلّق می گیرد ودر دین مقدس اسلام مردوزن مورد خطاب خداوند هستند وهمه در پیشگاه خدا مکلف میباشند وهر کس هم، سزا وجزای خویش را یکسان می بیند. ـ


7- یکی از مواردیکه آراء و افکاردانشمندان پیرامون آن پراکنده وغیر منسجم می باشد سن ازدواج برای دختران است بنا باجتهادیکه دانشمندان دینی دارند سن از دواج را از9-سال تا 15- سال ذکر کرده اند واینکه سن حضرت عایشه صدیقه شش یا نه سال بوده است از مسائلی هست که از استحکام ووثاقت لازم برخوردار نمی باشد ،نظر موافق وموثق اینست که سن آن مخدره در هنگام ازدواج از پانزده سال بیشتر بوده است . و مورخین سن ویرا تا هیجده سال نیز نوشته اند. ـ


8- از دیدگاه اسلام همین طوریکه ببرخی خصلتها مرد تبارز دارد زن نیز ببرخی دیگر ویژه گی ها ی فوق العاده مممتاز گردیده وهر دو برای تولید نسل مکمل یکدیگر می باشند ووقرار گرفتن نطفه در رحم زن از دیگاه اسلام از افتخارات زن وجزء امتیازات وی بشمار می رود. این امر در تداوم هستی دارای نقش کامل و برازنده ایست، که نتنها برای زنان عیب نبوده بلکه عدم استعداد در پرورش نطفه نقصی است که درعلاج آن باید اقدام نمود. ـ
9- زنان از داشتن حقوق مسافرت های علمی فرهنگی تجارتی وسیر در آفاق وانفس وتماشای طبیعت رنگا رنگ هستی، نتنها منع نشده اند بلکه سفر حج وزیارت مساجد ومسجد نبی مکرم اسلام ،برای شان مشروع، وواجب وفرض گردیده است . ـ
10- زنان حق شهادت وقضاوت دارند ودیه آنها مثل دیه مردان است اگر در برخی مورد از اقامه شادت منع گردیده اندممنوعیت آن بخاطر زن بودن آنها نبوده چه بسی ،مر دان هم ،در برخی موارد شهادت شان مسموع نمی باشد. شهادت برخی مواردیکه در اسلام از دقت وویژهگی های خاص بر خوردار است مثل مسئله " دماء واعراض" که شهادت یک مرد هم کافی نم باشد "و اختلاف درین موقعیت ها بخاطر جنس زن ومرد نیست زیرا در کتاب آسمانی قرآن خطاب روی جنس کسی نرفته بلکه انسان مخاطب قرآن میباشد که شامل زن ومرد وموئمن وغیر موئمن نیز می شود. ـ
11- طبیعی یست که درموارد فوق باید برخی تفاوت های مذهبی واختلاف های فقهی را در نظر گرفته و باجتهادات دانشمندان اهمیت واحترام قایل گردد ـ




+ نوشته شده در  جمعه 1389/09/05ساعت 13:13  توسط فرانک وفایی راد  | 

مردان وحجاب

 

میخوام بدونم تا چه حد با این مطلب موافقت دارید؟!من کاملا موافقم!!!!

حرف حجاب که به میان کشیده می‌شود همه فکر می‌کنند حجاب مخصوص خانم‌هاست و فقط خانم‌ها باید پوشش مناسبی داشته باشند که جلب توجه نکنند، حتی وقتی در جلسه تحریریه قرار شد بخشی از موضوع حجاب به نوع پوشش آقایان اختصاص داده شود اکثریت جمع حاضر در جلسه عقیده داشتند که پوشش مردها مشکلی ندارد! درست است که از لحاظ میزان پوشیده بودن مردان حدودی تعیین نشده است؛ اما این نباید به این معنی باشد که فرد طوری رفتار کند که باعث انگشت‌نما شدن در بین مردم شود؛ این نوع رفتار چه از لحاظ آموزه‌های دینی و چه از لحاظ عرف، پسندیده‌ نیست و فرقی نمی‌کند که این جلب توجه چگونه صورت بگیرد با پوشیدن لباس‌های بدن‌نما یا آرایش مو و صورت یا استفاده از زیور آلات عجیب و غریب. نباید در برخورد با موضوع پوشش نامناسب افراد جامعه از نقش مردان در این‌باره چشم پوشی کرد و این‌که مردان حتی در گسترش بی‌حجابی در خانم‌ها نیز نقش دارند.ضمنا اگر معتقدیم حجاب فقط پوشش نیست و مهم‌تر از آن یک نوع رفتار است پس حتما شامل آقایان هم می‌شود.

مردان و پوشش| متاسفانه این باور در جامعه ما وجود دارد که آقایان می‌توانند با هر نوع پوششی که می‌خواهند در جامعه ظاهر شوند و کمتر مورد انتقاد قرار می‌گیرند. در دین ما توصیه بسیاری به رفتار در حد عرف جامعه شده است. پیامبر (ص) مردان را از آرایش به سبک زنان باز می‌داشتند زیرا این کار باعث جلب توجه دیگران می‌شود. در صورتی که در جامعه نباید طوری برخورد کرد که باعث جلب توجه و انگشت‌نما شدن می‌شود. استفاده بعضی از جوانان از لباس‌هایی که تنگ هستند و به بدن می‌چسبند و آرایش به سبک زنانه باعث جلب توجه می‌شود و فرقی میان طنازی و جلب توجه از طرف دختران یا پسران وجود ندارد و در هر صورت زمینه برای بی‌بندوباری و فساد در جامعه فراهم می‌شود.

نگاه| طبق توصیه خداوند درآیه 30 سوره  «نور» در ابتدا از مردان خواسته شده است که چشم‌ها‌یشان را کنترل کنند و پوشش مناسب داشته باشند و در آیه بعد همین توصیه را به زنان می‌کند. یعنی در جامعه ابتدا مردان باید نگاه‌شان را کنترل کنند. این کار علاه بر این‌که در سلامت روانی خود شخص و جامعه تاثیر دارد از جلوه‌گری زنان نیز جلوگیری می‌کند. زیرا اگر کاری در جامعه پسندیده نباشد حداقل فرد با واکنش مثبت دیگران نسبت به عملش مواجه نشود دیگر دست به آن کار نمی‌زند. این قسمت از ماجرای حجاب مانند قضیه عرضه و تقاضا در عالم اقتصاد است؛ تا وقتی تقاضا نباشد عرضه‌ای هم صورت نمی‌گیرد.

مسئولیت آقایان| بر هر فرد مسلمان واجب است که خود و خانواده‌اش را از گناه حفظ کند و مسلما افراد علاوه بر این‌که درباره پوشش و رفتار خود مسئول‌اند باید خانواده و نزدیکان‌شان را هم از خطا باز دارند. این مسئولیت تنها برخورد مستقیم با فردی که رفتار غلط را انجام داده، نیست همه ما می‌دانیم که همیشه پیش‌گیری آسان‌تر و بهتر از درمان است! اگر به زنان در خانواده به اندازه کافی حس مورد تایید بودن از طرف افراد خانواده به خصوص از جانب همسران و پدران داده شود بد‌حجابی زنان تا حد قابل توجهی کاهش می‌یابد. اما فراموش نکنیم که پوشش -که جزئی از رفتارهایی است که از افراد سر می‌زند- نشان دهنده نوع نگرش فرد است و تا وقتی که آن نوع نگرش تغییر نکند رفتار شخص هم تغییر نمی‌کند.


+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/25ساعت 21:46  توسط فرانک وفایی راد  | 

روانشناسی

طبق مطالعات جدید صورت گرفته، احساسات منفی چون عصبانیت و ناراحتی در زنانی که از فیبروم ماهیچه ای رنج می برند، باعث افزایش درد آن ها می شود.

 

 

به نقل از WebMD ، به گفته محققان دانشگاه Utrech واقع در نترلند، زنانی که دچار فیبروم ماهیچه ای هستند با عصبانیت و ناراحتی، درد بیشتری را احساس خواهند کرد.

آن ها تحقیقات خود را روی ۱۲۱ زن انجام دادند که ۶۲ نفر از آن ها مبتلا به فیبروم ماهیچه ای و ۵۹ نفر فاقد این مشکل بودند.

محققان آن ها را در شرایط عادی و شرایطی که باعث عصبانیت و ناراحتی آن ها می شد، مورد آزمایش قرار دادند و اثر عصبانیت را روی چگونگی واکنش به درد بررسی کردند.

محققان دریافتند که همه زنان، چه آنانی که مبتلا به فیبروم ماهیچه ای بودند و چه آن ها که سالم بودند، در زمانی که عصبانی می شدند و یا احساسات منفی به سراغشان می آمد، نسبت به درد واکنش بیشتری نشان می دادند و هر چه میزان این احساسات منفی بیشتر شود، احساس درد در آن ها افزایش می یابد و به نوعی یک رابطه کاملاً مستقیم در این میان وجود دارد.

به گفته محققان، چون احساسات منفی جزء جدایی ناپذیر و بخشی از زندگی هستند، به خصوص در افرادی که دچار دردهای مزمن هستند، بنابراین با مدیریت و تغییر نگرش افراد، احساسات آن ها را به گونه ای تغییر داد که افرادی که دچار احساسات منفی از قبیل ناراحتی و عصبانیت ها می شوند بتوانند با آن کنار آمده و اثر آن ها را روی افزایش دردهای مزمن کاهش دهیم.

یکی از این راه ها در زنان، آموزش این است که زمانی که احساس منفی به سراغشان می آید، آن را بیان کنند و در دل خود نگه ندارند. همین مسئله می تواند درد را کاهش داده و تأثیر عصبانیت را روی درد کم می کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/24ساعت 14:30  توسط فرانک وفایی راد  | 

مراسم شب عروسی حضرت زهرا علیهاسلام

در شب عروسی علی و فاطمه علیهماالسلام، وقتی آفتاب غروب کرد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد فاطمه علیهاسلام را برای رفتن به خانه شوهر آماده کنند و به زنان مهاجر و انصار و دختران عبدالمطلب فرمود او را همراهی کنند و با خوشحالی شعر بخوانند و تکبیر بگویند، ولی چیزی را که موجب ناخشنودی خداوند است به زبان نیاورند.
فاطمه علیهاسلام را سوار ناقه‏ای کردند و زمام آن را
سلمان در دست گرفت.
رسول خدا و
حمزه و عقیل و جعفر و افراد دیگری از اهل بیت به دنبال ناقه عروس به راه افتادند. در این هنگام جبرئیل و میکائیل* و اسرافیل با جمع زیادی از ملائکه به زمین نازل شدند.

جبرئیل تکبیری سر داد. میکائیل و اسرافیل، و سپس همه ملائکه تکبیر گفتند. رسول خدا هم تکبیر گفت و سلمان هم پس از او تکبیر گفت، و به این ترتیب، تکبیر گفتن در شب عروسی « سنت » شد. وقتی به خانه علی علیه السلام رسیدند، رسول خدا چادر را از صورت زیبای زهرا علیهاسلام کنار زد و دست او را گرفت و در دست علی علیه السلام گذاشت و فرمود:«خداوند به تو مبارک گرداند. ای علی، فاطمه برای تو همسری خوب است و ای فاطمه، علی هم برای تو خوب شوهری است؛ به خانه خود بروید تا من بیایم.»

  • میکائیل یکی از چهار فرشته مقرب خدا و مأمور روزی رساندن به مخلوقات است.


منابع:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 96 و 115 و 141.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/17ساعت 16:0  توسط فرانک وفایی راد  | 

نحوه رفتار استاد شهید مرتضی مطهری(ره) با همسرش

خوشبختانه در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب، به دلیل فراهم آمدن بستر حضور عینی و عملی بسیاری از عالمان متعهد و مصلحان دینی در عرصه‌های مختلف اجتماع و طرح و تبیین نقطه نظرات آنان در جامعه و نیز چگونگی رفتار آنان با بانوان به ویژه همسر و دخترانشان، بسیاری از ابهامات و شبهاتی که در خصوص حقوق، وظایف و تکالیف زنان در جامعه وجود داشت، پاسخی روشن داده شد، که می‌بایست در تمامی شؤون زندگی فردی و اجتماعی ما به کار گرفته شود.

در این بخش، نگاهی کوتاه به نحوه رفتار پاره تن امام، استاد شهیدمرتضی مطهری با همسر گرامیشان خالی از لطف نخواهد بود.

همسر ایشان می‌گوید:
«در مدت 26 سالی که با ایشان زندگی کردم، همیشه با یک حالت تواضع و آرامش با من رفتار می‌کردند، با صدای متین و چهره خندان، به طوری که من با یک ارادت و عشق خاصی کار می‌کردم و علاقه شدید ایشان به من و محبت‌هایی که می‌کردند، مرا در انجام کارهای منزل رغبت و شوق عجیبی می‌بخشید.

من بسیار کم سن و سال بودم که به منزل ایشان آمدم. ولی با همه آن کمی سن، هیچ وقت یادم نمی‌آید که از ایشان ناراحتی و رنجی دیده باشم. بسیار مهربان و با گذشت بودند، و به آسایش و راحتی من و بچه‌ها اهمیت می‌دادند. آنقدر با من صمیمی و نزدیک بودند که رنج و ناراحتی مرا نمی‌توانستند تحمل کنند.

یادم هست یک بار برای دیدن دخترم به اصفهان رفته بودم و بعد از چند روزی با یکی از دوستانم به تهران برگشتم. نزدیکی‌های سحر بود که به خانه رسیدم. وقتی وارد خانه شدم، دیدم همه بچه‌ها خواب هستند، ولی آقا بیدار است. چای حاضر کرده بودند، میوه و شیرینی چیده بودند و منتظر من بودند. دوستم از دیدن این منظره بسیار تعجب کرد و گفت: همه روحانیون این قدر خوب هستند! بعد از سلام و علیک، وقتی آقا دیدند، بچه‌ها هنوز خوابند. با تأثر به من گفتند: می‌ترسم یک وقت من نباشم و شما از سفر بیایید و کسی نباشد که به استقبالتان بیاید.

یک وقت هم من و ایشان به سفر کربلا رفته بودیم. وقتی به خانه برگشتم، دو سه تا از بچه‌ها خواب بودند. ایشان ناراحت شدند و با بچه‌ها دعوا کردند که چرا وقتی مادرتان از سفر کربلا برگشته، همه شما به استقبالش نیامدید؟!

بسیار مهربان بودند. بعد از چندین سال زندگی، همان مهر و محبت روزهای اول ازدواج بین ما برقرار بود. روزهای پنجشنبه و جمعه وقتی ایشان به قم می‌رفتند، من لباس‌هایشان را می‌شستم و مرتب می‌کردم. اتاقشان را منظم می‌کردم و منتظر می‌ماندم تا برگردند. خلاصه هرچه از صفا و محبت و تقوای ایشان بگویم، کم گفته‌ام.

ایشان از تمام مسائل خانه خبر داشتند و در بیشتر کارها به من و بچه‌ها کمک می‌کردند. ایشان بزرگ‌ترین حامی و هادی من و بچه‌ها بودند. بیشتر صبح‌ها چای درست می‌کردند. در تمام طول زندگی به یاد ندارم که به من گفته باشند یک لیوان آب به ایشان بدهم. از ظلم به زن‌ها بسیار ناراحت و منقلب می‌شدند.

همیشه می‌گفتند: زن نباید استثمار شود.

رفتار محترمانه و صمیمانه‌ای بین من و ایشان بود. ایشان به خانم‌ها خیلی احترام می‌گذاشتند و همیشه می‌گفتند زن در جامعه ما خیلی استثمار می‌شود. یک بار که برای معالجه مرحوم علامه طباطبائی قدس‌سرّه با ایشان به خارج از کشور رفته بودیم، عده‌ای از دخترها و خانم‌های دانشگاهی پیش ما آمدند و به آقا گفتند: علمای اسلام به زن‌هایشان چندان احترام نمی‌گذارند و اسم آن‌ها را همیشه با نام «بی‌ادبی!» و چیزهای دیگر می‌برند، آن‌ها را در هیچ کاری شرکت نمی‌دهند.

آقا جواب دادند: خیر، این‌طورها نیست؛ و خیلی از حقوق زن در اسلام صحبت کردند؛ از جمله گفتند: اسلام حق بسیار زیادی برای خانم‌ها قایل شده که حتی می‌گوید، وظیفه ندارد به بچه خودش هم شیر بدهد، چه برسد به کارهای دیگر.

یادم هست وقتی ایشان کتاب «نظام حقوق زن» را می‌نوشتند، گاهی راجع به این موضوعات با من صحبت می‌کردند. ایشان از رنج و ظلم به یک زن خیلی ناراحت می‌شدند و آن را ننگی بر مردان می‌شمردند و البته نظر ایشان را درباره زن مسلمان می‌توانید از لابلای کتاب‌هایی که نوشته‌اید، پیدا کنید.

من خودم پیش ایشان قرآن و عربی یاد گرفته‌ام. بچه‌ها هم عربی و درس‌های دیگر را از ایشان یاد گرفته‌اند. چند سالی بود که من عربی را فراموش کرده بودم. همین اواخر ایشان یک کلاس در منزل برای ما گذاشته بودند که من و دخترها و یکی از دامادها و نیز پسرها جامع‌المقدمات می‌‌خواندیم. ایشان آن قدر مهربان بودند که خدا می‌‌داند. عاطفه و مهر عجیبی بین ما بود. در بین حرف‌هایشان از عرفا و مقرّبان درگاه خداوند و اولیای خدا حرف می‌زدند و بدون این که مستقیماً با من حرف بزنند، به صورت مثال‌های ساده و پرمعنا مرا به تقوا و فضیلت دعوت می‌کردند.


منبع:سایت تبیان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/17ساعت 15:49  توسط فرانک وفایی راد  | 

ازدواج آسمانی چکیده سخنان مقام معظم رهبری

سفارش‌هایی بـرای عروس و دامـادها

این نوشتار قسمتی از کتاب ازدواج آسمانی است که توسط دفتر ایشان،از سخنرانی های ایشان گلچین شده و به چاپ رسیده است.

آنچه پیش رو دارید، مجموعه‌ای است از پندها و نصایح مقام معظم رهبری به زوج‌های جوانی که توفیق یافته‌اند عقد ازدواج‌شان را با انشاء ایشان متبرک کنند و در آغاز زندگی از سرچشمه فیض و حکمت آن عالم عارف بهره گیرند...

ایشان در مقام پدری مهربان، اندیشمندی دورنگر و حکیمی ژرف‌اندیش، قبل و بعد از خواندن خطبه عقد، پندهای آمیخته‌ای از حکمت‌های نظری و عملی را با زبان ساده و صمیمانه به‌سان شربتی در زندگی اهل ایمان برایشان تدارک دیده و حکیمانه کام تشنه آنها را گوارا ساخته است .



ازدواج آسمانی

پیامبر(ص) به دخترش فرمودند: دخترم حق تعالی در حق علی(ع) هفت خصلت مرا عطا کرده است: او اول کسی است که با من از قبر بیرون می‌آید، اول کسی است که با من بر صراط می‌ایستد و خطاب می‌کند به آتش جهنم که این را بگیر و آن را بگذار، اول کسی است که با من جامه می‌پوشد، اول کسی است که با من در جانب راست عرش می‌ایستد، اول کسی است که با من در بهشت را می‌زند، اول کسی است که با من در درجات علیین ساکن می‌شود و اول کسی است که با من از شراب بهشت می‌نوشد.

فاطمه‌جان! اگر علی(ع) در دنیا مالی ندارد، در آخرت عظمت و جلال دارد، سینه او مملو از علم الهی است و خداوند عالم، او را به صفت و هیأت حضرت آدم(ع) آفریده است. با دستان بلند خود، دشمنان خدا و دشمنان مرا به قتل می‌رساند و حق تعالی به برکت او دین مرا غالب خواهد کرد و از صلب او دو جوان بهشتی متولد می‌شوند که عرش الهی آنان را تا قیامت زینت خود قرار می‌دهد. دختر رسول خدا(ص) که از سخنان پدر سخت در سکوت عمیق فرو رفت، آثار شعف و خشنودی از رخساره‌اش آشکار شد و گفت: «جز علی(ع)، کسی را برای ازدواج اختیار نمی‌کنم!»



چـرا اصـرار بـر 14 سکـه

اینکه می‌بینید ما گفتیم 14 سکه بیشتر را عقد نمی‌کنیم، نه برای این است که چهارده سکه بیشتر اشکالی در ازدواج ایجاد می‌کند. خیر. چهارده هزار سکه هم باشد، ازدواج اشکالی ندارد. فرقی ندارد. این برای این است که آن جنبه معنوی ازدواج، غلبه پیدا کند بر جنبه مادی. مثل یک تجارت و معامله نباشد. داد و ستد مادی نباشد. اگر تشریفات را کم کردید، جنبه معنوی تقویت خواهد شد.(خطبه عقد یک زوج - 26دی 72)
 
مهریه هر چه کمتر باشد، به طبیعت ازدواج نزدیک‌تر است، چون طبیعت ازدواج معامله که نیست، خرید و فروش که نیست، اجاره دادن که نیست، زندگی دو انسان است. این ارتباطی به مسائل مالی ندارد. ولی شارع مقدس یک مهریه‌ای را معین کرده که باید یک چیزی باشد. اما نباید سنگین باشد.
باید عادی باشد جوری باشد که همه بتوانند انجام دهند.(خطبه عقد 18 مرداد 74)
 
در ازدواج، آنچه که اتفاق می‌افتد، یک حادثه و پیوند انسانی است، نه یک معامله پولی و مالی، اگرچه یک مالی هم در بین هست در شرع مقدس اسلام، آن مال جنبه نمادین دارد. جنبه رمزی دارد. خرید و فروش و بده بستان نیست.(5 فروردین 71)



مهرم حلال،جانم خلاص

گاهی اوقات مرد آنچنان است که زن هر چقدر هم مهریه داشته باشد می‌گوید: مهرم حلال، جانم خلاص. مهریه که کسی را خوشبخت نمی‌کند... بلکه روش شرعی، انسان‌ها را خوشبخت می‌کند. محبت هم به این چیزها بستگی ندارد. هر چقدر که پول در این طور مسائل کمتر باشد، عنصر مادی بیرون بشود، عنصر انسانی تقویت می‌شود و محبت بیشتر می‌شود.(خطبه عقد دهم اردیبهشت 75)

بعضی‌ها خیال می‌کنند مهریه سنگین به حفظ پیوند زناشویی کمک می‌کند. این خطاست. اشتباه است. اگر خدای ناکرده این زن و شوهر نااهل باشند، مهریه سنگین هیچ معجزه‌ای نمی‌تواند بکند.(خطبه عقد 11 مرداد 75)

 بعضی از خانواده‌های طرف عروس می‌گویند که ما مهریه آنقدر بالا نمی‌خواهیم ولی خانواده داماد برای پز دادن و تفاخر می‌گویند، نه نمی‌شود! چند میلیون یا فلان قدر. خب اینها همه دوری از اسلام است. هیچ کس با مهریه بالا خوشبخت نشد. اینهایی که خیال می‌کنند اگر مهریه نباشد ازدواج دخترشان متزلزل خواهد شد، اینها اشتباه می‌کنند. ازدواج اگر چنانچه با محبت بود، با وضعیت درست بود، بی‌مهریه هم متزلزل نمی‌شود. ولی اگر چنانچه بر مبنای خباثت و زرنگی و کلاهبرداری و فریب و این چیزها بود، مهریه هر چقدر هم که زیاد باشد، مرد بدجنس زورگو، کاری خواهد کرد که بتواند از زیر بار این مهریه هم فرار کند.(خطبه عقد 4 آذر 75)

 بعضی‌ها می‌گویند ما مهریه را سنگین می‌کنیم برای اینکه مانع طلاق بشویم. این خیلی خطای بزرگی است. هیچ مهریه سنگینی مانع از طلاق نمی‌شود و نشده است. آن چیزی که مانع طلاق می‌شود، اخلاق و رفتار و رعایت موازین اسـلامی است.(خطبـه عقـد 2 آذر 73)



چشم و هم‌چشمی و معضل جهیزیه

خانواده‌ها روی چشم و هم‌چشمی، جهیزیه را برای خودشان یک معضل می‌کنند. بعد که این معضل را خودشان به یک نحوی تحمل کردند، تازه نوبت دیگران است که رنج این معضل را ببرند. برای خاطر اینکه وقتی شما در جهیزیه دخترتان این همه وسایل درست کردید، بعد کسانی که دیدند، تکلیف آنها چیست؟ این چشم و هم‌چشمی‌ها، آخر به کجا خواهد رسید؟ این همان مشکلاتی است که درست خواهد شد. اسلام می‌خواهد اینها نباشد.(خطبه عقد 16 خرداد 73)

 بعضی‌ها سعی می‌کنند که برای جهیزیه بزنند روی دست همه قوم و خویش‌ها و همسایه‌ها و دوست و آشناها که این هم اشتباه است... باید نگاه کنید، ببینید که چه چیزی درست است؟ چه چیزی حق است و آن را انجام بدهید. چه چیزی حق است؟ یک خانواده دو نفره یک وسایلی لازم دارند که زندگی ساده‌ای داشته باشند. (خطبه عقد سوم آبان 79)

 انواع و اقسام ریخت و پاش‌ها، زیاده‌روی‌ها، کارهای اشتباه، جهیزیه‌های سنگین. همه جور چیزی را حتما باید بخرند، بیاورند توی جهیزیه بگذارند، که اقلا یک چیز بیشتر از آن دختر خاله‌اش، یا نمی‌دانم خواهرش، یا آن همسایه‌شان یا آن همکلاسی‌شان داشته باشد. اینها از آن اشتباهات بسیار موذی و آزاردهنده است، برای خود انسان و برای مردم.

خیلی از دخترها نمی‌توانند به خانه بخت بروند، خیلی از پسرها نمی‌توانند ازدواج کنند، به خاطر همین چیزها. به خاطر همین گرفتاری‌ها. اگر ازدواج آسان بود، اگر مردم آنقدر سخت‌گیری نکرده بودند، بعضی‌ها اگر مهریه‌شان سنگین نبود، اگر این جهیزیه‌های جاهلانه نبود و پدر و مادرها به خیال خودشان برای اینکه مبادا دل دخترشان بشکند، خودشان را به آب و آتش نمی‌زدند، این گرفتاری‌ها برای خیلی از خانواده‌ها پیش نمی‌آمد.(خطبه عقد اول اسفند 71)

 از اول، بعضی‌ها، همه‌ی ریز و درشت لازم و غیر لازم را برای دخترشان به عنوان جهیزیه فراهم می‌کنند که مبادا از دختر فلانی، از نمی‌دانم دختر عمویش، یا از خواهرش یا از جاریش مثلا، کمتر باشد. اینها درست نیست. این کارها اشتباه است. اسباب زحمت شماست. آن هم زحمتی که هیچ اجری پیش خدا ندارد و مایه تشکر هم نمی‌شود.(خطبه عقد 20 آذر 78)

همسرى شما جوانان عزیز را که پیوند دلها و جسمها و سرنوشتها است، صمیمانه به همه شما
فرزندان عزیزم تبریک مى‏گویم. توصیه مى‏کنم به همسران خود، مهر بورزید، به آنان وفادار باشید
و خویشتن را در سرنوشت یکدیگر شریک بدانید. از گره افتادن در رشته‏ى زندگى مشترک برحذر
باشید و گره‏هاى کوچک و بى‏اهمیت را نادیده بگیرید.

خداوند به شما خوشبختى و شادکامى و اعتلاء روحى عطا فرماید و کانون زندگیتان را با فرزندانى تندرست و صالح، گرمى و روشنى ببخشد. 1378/11/25


منبع:کتاب پیوند آسمانی (گلچین سخنان ایشان در دیدار با زوجین جوان)+سایت مقام معظم رهبری

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/08/17ساعت 15:47  توسط فرانک وفایی راد  | 

زنان نقش آفرین در تسخیر لانه جاسوسی

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1389/08/14ساعت 16:17  توسط فرانک وفایی راد  |